تبليغاتX
بسوی 8مارس

وبلاگ به سوی ۸ مارس فیلتر شد و به آدرس زیر منتقل شد

لطفا از این وبلاگ دیدن کنید

http://TO8MARCH.blogfa.com

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بنابه گزارشات رسیده از بند ۳۵۰ زندان اوین ،زندانیان سیاسی علی صارمی و محمد حسن فلاحیه زاده به نقطه نامعلومی منتقل شدند.

در روزهای گذشته یکی از پاسداربندها بنام حسین اسدی زندانیان بند ۳۵۰ را از سلولهای خود خارج کرد و به محوطه زندان منتقل نمود. او آنها را مدت طولانی در زیر برف و در معرض سوز سرمای شدید نگه داشت.حسین اسدی خطاب به زندانیان عادی که در زیر بارش برف و سرمای شدید از این رفتار غیر انسانی او به خشم آمده بودند گفت : علت اصلی اینکه شما ها را در زیر برف و سرما نگه داشته ایم، بودن زندانیان سیاسی در بند شما ها  است آنها باعث این کار و مقصر هستند. حسین اسدی از این طریق سعی داشت که زندانیان عادی را علیه زندانیان سیاسی  تحریک کند.

زندانیان سیاسی علی صارمی که از شرکت کنندگان در مراسم قتل عام ۶۷ و محمد حسن فلاحیه زاده خبرنگار زندانی  نسبت به این رفتار های ضد انسان او اعتراض نمودند که باعث اعتراضات گسترده در بین سایر زندانیان گردید و حسین اسدی  ناچار به پایان داد به رفتار ضد بشری خود شد .

روز شنبه ۵ بهمن ماه  بزرگ نیا رئیس بند و از مجریان اعمال سرکوبگرانه وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی در بند ۳۵۰ زندان اوین می باشد. آقای علی صارمی و محمد حسن فلاحیه زاده را ابتدا به دفتر خود فرآخواند و سپس به نقطه نامعلومی منتقل نمود.

از طرفی دیگر زندانیان سیاسی این بند علیرغم گذشت بیش از ۳ ماه همچنان از ملاقات با خانواده های خود محروم هستند. بزرگ نیا در اقدامی سرکوبگرانۀ دیگر و برای هر چه بیشتر کردن فشار علیه زندانیان سیاسی ارتباطات آنها با خانواده هایشان را به حداقل رسانده است .

خانواده های زندانی سیاسی  که روز شنبه ۵ بهمن ماه برای ملاقات با عزیزانشان به زندان اوین مراجعه کرده بودند با برخوردهای توهین آمیز و غیر انسانی پاسدارانی که در سالن ملاقات بودند قرار گرفتند. یکی از پاسداران سالن ملاقات  با فریاد کشیدن خطاب به خانواده های زندانیان سیاسی گفت: شما چرا برای ملاقات مراجعه می کنید به آنها ملاقات داده نخواهد شد.او سعی داشت با خانواده ها درگیری ایجاد نماید و آنها را تهدید به بازداشت کرد.زمانی که زندانیان سیاسی تحت فشارهای مختلفی قرار می گیرند رفتار های  پاسداران سالن ملاقت با خانواده های  زندانیان سیاسی به همان نسبت شدت می گیرد.

وزارت اطلاعات در ماه های اخیر دستور افزایش فشار و شکنجۀ روحی و طاقت فرسا را علیه  زندانیان سیاسی صادر نموده است . این شکنجه ها توسط بزررگ نیا و پاسدار بندهایی مانند حسین اسدی که با شیوه های  مختلف علیه زندانیان اسیر و بی دفاع به اجرا گذشته می شود. بزرگ نیا از شکنجه گران شناخته شده در زندان اوین می باشد و سابقه این فرد در شکنجه فعالین دانشجوئی و زندانیان سیاسی به بیش از ۲ دهۀ پیش بر می گردد. این فرد به خاطر بکار بردن شکنجه های غیر انسانی و ضد بشری علیه دهها زندانی سیاسی، آنها اعلام آمادگی نمودند که  به عنوان شهود در هر دادگاه بین المللی حاضر به ادای شهادت هستند اعمال و رفتار این فرد همانند بازجویان وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی جنایت علیه بشریت محسوب  می شود .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،اعمال شکنجه های ضد بشری ،انتقال به نقاط نامعلوم ،محروم کردن آنها از ملاقات با خانواده هایشان و عدم درمان زندانیان سیاسی را محکوم می کند. از طرفی دیگر  تا به حال صدور فرآخوانها، بیانیه ها ومحکومیتهای سازمانهای حقوق بشری و بین المللی  در برابر جنایتهای که روی میدهد نه تنها تاثیر نداشته است بلکه باعث رشد تصاعدی نقض حقوق بشر در ایران شده است. و راهی را جزء ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل برای گرفتن تصمیمات اجرائی باقی نگذاشته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

روز پنج شنبه در پاریس مراسمی دیگر در حاشیه مراسم اهداء جایزه سیمون دوبووار به کمپین یک میلیون امضاء برگزار شد. این مراسم که به دعوت انتشارات خاوران و انجمن رودکی برگزار شد، سیمین بهبهانی که به نمایندگی از کمپین یک میلیون امضاء به پاریس سفر کرده بود، در جمع مشتاقان خود به سخنرانی و شعرخوانی پرداخت.

در اطلاعیه برگزاری این مراسم انجمن رودکی و انتشارات رودکی نوشته بودند: «برای ارجگذاری به مبارزه زنان ایران، جایزه سیمون دوبوار در سال ۲۰۰۹ به کمپین یک میلیون امضاء اهدا شد. سیمین بهبهانی شاعر و نویسنده آزاد کشورمان، به نمایندگی از کمپین یک میلیون امضاء برای دریافت جایزه سیمون دوبوار به پاریس آمده است. انجمن رودکی و انتشارات خاوران مفتخرند که خانم سیمین بهبهانی دعوت آنها را برای شرکت در جلسه دیدار با دوستداران شان در پاریس پذیرفته است. این جلسه در روز پنج شنبه ساعت ۱۷ و سی دقیقه در سال فارابوف در دانشکده پزشکی پاریس برگزار می شود. ا از هم میهنان گرامی خود دعوت می کنیم تا با شرکت خود دراین دیدار، محبت و احترام قلبی خود را به شاعر محبوب مان خانم سیمین بهبهانی ابراز داشته و همبستگی خود را با مبارزه زنان کشورمان بیان کنند».

در پی این اطلاعیه مراسم دیدار با سیمین بهبهانی روز پنج شنبه برگزار شد. که در آن سیمین بهبهانی و شهلا شفیق، از فمینیست های ایرانی مقیم پاریس در آن حضور یافتند و به ایراد سخنرانی و شعرخوانی پرداختند.

عکس های این مراسم را که به لطف مریم از پاریس برای مدرسه فمینیستی ارسال شده است در زیر می توانید مشاهده کنید.

لازم به ذکر است است که هادی خرسندی طنزپرداز ایرانی، در روزهای اخیر به مناسبت اهدای جایزه سیمون دوبووار به نماینده کمپین، سیمین بهبهانی، شعری در وصف خانم بهبهانی سروده است که در سایت ها منتشر شده است. وی در این شعر سیمین بهبهانی را «سیمین سه بووار» نامیده بود.

مدرسه فمینیستی  

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

طرح ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر که بحث داغ مجلس هفتم در ماه های آخر کاری خود شده بود و تصویب نهایی آن بنا به دلایلی مسکوت مانده بود، بالاخره دیروز با اکثریت آرا به تصویب نهایی مجلس هشتم رسید. نمایندگان مجلس هشتم تصویب کردند زنان از یک هشتم از قیمت اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث ببرند و به این ترتیب بحثی که از مجلس ششم مطرح شده بود، به نفع زنان به نتیجه رسید. بحث ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر در ماه های آخر کار مجلس ششم مطرح شده بود و هرچند مجلس ششم به اصلاح قانون ارث رای داده بود تا زنان از اموال غیرمنقول شوهر هم ارث ببرند، اما این طرح در شورای نگهبان مسکوت ماند. تا پیش از این و طبق قانون مدنی ایران زنان فقط به میزان یک هشتم و آن هم از اعیانی(درخت و منزل) ارث می بردند و هیچ سهمی از عرصه(زمین) نداشتند. وقتی در ماه های پایان کار مجلس هفتم بار دیگر مساله ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر توسط برخی از زنان مجلس مطرح شد، زنان مجلس ششم ترجیح دادند درباره لایحه مسکوت مانده در شورای نگهبان سکوت کنند تا شاید سریع تر و به دور از جریانات سیاسی این قانون به نفع زنان تغییر کند. بحث ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر پس از آن در مجلس هفتم مطرح شد که زنان نماینده مجلس در دیدار با مقام معظم رهبری، مسائل مربوط به قانون مدنی در مورد حقوق زنان را مطرح کرده بودند و ایشان نظر مساعد خود مبنی بر ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر را اعلام کرده بودند. در روزهای پایانی آذرماه سال گذشته که برای اولین بار در مجلس هفتم بحث ارث بری زنان از اموال غیرمنقول در مجلس مطرح شد، نمایندگان با ۱۱۴رای موافق و ۳۳رای مخالف به یک فوریت طرح نحوه ارث بری زنان از اموال غیرمنقول همسر رای دادند، هرچند طراحان و موافقان این طرح، تلاش داشتند این طرح را با قید دو فوریت به تصویب برسانند اما طرح اختلاف نظر بین فقها در مورد ارث زنان در مجلس باعث شد برخی از نمایندگان از دادن رای به دو فوریت این طرح خودداری کنند و به این ترتیب یک فوریت این طرح با اختلاف چهار رای به تصویب برسد.

 

موج اظهارنظرها و مخالفت برخی مراجع تقلید با تصویب این طرح در مجلس باعث شد تا این بار نفیسه فیاض بخش عضو فراکسیون زنان مجلس، در بهمن ماه سال گذشته در استفساریه یی از برخی مراجع تقلید و مقام معظم رهبری به پاسخ برسد و بدین ترتیب زنان مجلس تلاش کردند با تغییر ادبیات این لایحه، مجدداً طرح ارث بری زنان به صورت دو فوریتی و پس از پایان بررسی بودجه سال ۷۸به مجلس ارائه شود. مقام رهبری در آخرین فتوای خود در پاسخ به سوالی درباره میزان ارث بری زوجه از اموال غیرمنقول، گفته بودند؛ « زن در صورت فرزنددار بودن شوهر، یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد و در صورت نداشتن فرزند حتی از همسر دیگر سهم او یک چهارم می باشد.» هرچند انتظار می رفت با گشوده شدن راه تغییر قانون ارث با جدیت بیشتری در مجلس هفتم پیگیری شود، اما نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت ماه سال جاری و در ماه آخر کاری به بررسی خارج از نوبت طرح تغییر ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر رای ندادند. هرچند نفیسه فیاض بخش اعتقاد داشت؛ «به استناد ماده ۱۴۸ آیین نامه و به دلیل گذشت سه ماه از اعلام وصول این طرح در کمیسیون قضایی باید این طرح خارج از نوبت در مجلس رسیدگی می شد و احتیاج به رای مجلس برای بررسی این طرح در صحن علنی مجلس نبود، اما آقای باهنر نظرشان این بود که باید درباره طرح این موضوع در مجلس رای گیری شود و متاسفانه با اختلاف آرای بسیار کمی مجلس به این موضوع رای نداد و آقای باهنر هم به اعتراض ما در این مورد توجهی نکرد.» با پایان کار مجلس هفتم، ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر بار دیگر در مجلس هشتم مطرح شد. نمایندگان مجلس هشتم در یکی از جلسات علنی آذرماه امسال به دلیل وجود ابهام، لایحه ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر را برای انجام تغییراتی به کمیسیون قضایی و حقوقی بازگرداندند. با اصلاح موارد ابهامی، بار دیگر این طرح روز گذشته در صحن علنی مجلس مطرح شد و نمایندگان مجلس در جلسه علنی روز گذشته تصویب کردند؛«زوج از تمام اموال زوجه ارث ببرد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج، یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می برد. همچنین در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از کلیه اموال به ترتیب فوق است.» نمایندگان با اصلاح ماده ۹۴۸ مصوب کردند؛« هر گاه ورثه از ادای قیمت امتناع کنند زن می تواند حق خود را از عین اموال استیفا کند.» آنان همچنین ماده ۹۴۷ از این قانون را حذف کردند. اصلاحیه قانون ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر با ۱۶۹ رای موافق، دو رای مخالف و هفت رای ممتنع از ۲۲۱ نماینده حاضر و با استناد به فتاوی مقام رهبری و دیگر فقها و مراجع تقلید به تصویب رسید تا بدین ترتیب قانون ارث بری زنان از اموال غیرمنقول شوهر که بعد از تدوین آن در سال ۱۳۱۱ همچنان بدون تغییر مانده بود، به نفع زنان تغییر کند.

 

محبوبه حسین زاده

اعتماد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مقامات ايران همچنين در تضمين تحويل اجساد مخفيانه دفن شده در اين محل حتی آنها که قربانی جنايت نبوده‌اند، altمسئول هستند. تخريب خاوران مانع از چنين امری شده و باعث رنج و مرارت بيشتری برای خانواده‌های قربانيان و " کشتار زندانيان" شده که سالهای متمادی با تجمع در خاوران به بزرگداشت ياد عزيزان اعدام شده شان پرداخته اند.
سازمان عفو بين‌المل از مقامات مسئول ايران مي‌خواهد سريعا به تخريب صدها گور فردی و جمعی بی نام و نشان در گورستان خاوران پايان دهند و تضمين کنند که اين محل حفظ خواهد شد. همچنين تحقيقات قانونی بی طرفانه، جامع و مستقل در اين گورستان و در باره اعدام های دسته جمعی سال ١٩٨٨ در ايران را که "کشتار زندانيان" ناميده می شود و سالهاست به تاخير افتاده است، آغاز کند.

عفو بين المل بيم آن دارد که اقدامات مقامات دولتی ايران با هدف نابودی و از ميان برداشتن شواهد نقض حقوق بشر و محروم کردن خانواده های قربانيان کشتارهای ١٩٨٨ از حق دستيابی به حقيقت، عدالت و غرامت انجام می شود.

گزارشها حاکی از آن است که از تاريخ ٩ تا ١٦ ژانويه ٢٠٠٩ بسياری از علايمی که به وسيله خانواده های اعدام شدگان به عنوان نشان گور درست شده بود، بوسيله بولدزر تخريب شده و اقدام به ريختن خاک تازه و کاشتن درخت، دست کم در بخشی از گورستان شده است.

عفو بين المل همچنين از دولت ايران مي‌خواهد که نسبت به دعوت به تاخير افتاده از اهرم های اجرايی سازمان ملل اقدام کند و سفر نماينده ويژه سازمان ملل در مورد اعدام‌های غير قضايي، خودسرانه و بدون محاکمه به کشور را تسهيل کند. فرستاده ويژه سازمان ملل در سفر خود بايد مجاز به اتخاذ بهترين شيوه پيشبرد و انجام تحقيقات در باره وقايع ١٩٨٨ از جمله در ارتباط گور های بی نام و نشان خاوران باشد، و بدون مانع به گورستان خاوران دسترسی داشته باشد.

مقامات دولتی ايران ملزمند که تحقيقى بی طرفانه در مورد اين رويدادها انجام دهند و افراد مسئول در "کشتار زندانيان" را با رعايت رويه‌های عادلانه و بدون توسل به اعدام به عدالت بسپارند. تخريب خاوران راه را بر چنين تحقيقاتی در آينده خواهد بست و باعث نقض حقوق قربانيان و از جمله خانواده های آنها در دستيابی به راه حل دادخواهانه موثر خواهدشد.

مقامات ايران همچنين در تضمين تحويل اجساد مخفيانه دفن شده در اين محل حتی آنها که قربانی جنايت نبوده‌اند، مسئول هستند. تخريب خاوران مانع از چنين امری شده و باعث رنج و مرارت بيشتری برای خانواده‌های قربانيان و " کشتار زندانيان" شده که سالهای متمادی با تجمع در خاوران به بزرگداشت ياد عزيزان اعدام شده شان پرداخته اند.

سابقه موضوع

در فاصله ماه آگوست تا فوريه ١٩٨٨ مقامات ايران به موج وسيعی از اعدام زندانيان سياسی اقدام کردند � وسيعترين موج اعدام ها در بعد از اعدام های اولين و دومين سال پس از انقلاب ۱۹۷۹ايران . در مجموع اعتقاد بر اين است که بين ٤٥٠٠ تا ١٠٠٠٠ زندانی کشته شده اند.

عفو بين الملل مکررا خواهان سپرده شدن افراد مسئول در " کشتار زندانيان" به دست عدالت با رعايت اصول عادلانه و بدون اعمال مجازات مرگ شده است.

برای اطلاعات بيشتر مراجعه کنيد به ايران: بيستمين سالگرد " قتل عام زندانيان" آگوست ۲۰۰۸

The ۲۰th anniversary of ۱۹۸۸ "Prison Massacre", AI Index: MDE ۱۳/۱۱۸/۲۰۰۸, ۱۹ August ۲۰۰۸,



Amnesty International�s report, Iran: Violations of human rights ۱۹۸۷-۱۹۹۰ (AI Index MDE ۱۳/۲۱/۹۰(

و گزارش عفو بين الملل , ايران : نقض حقوق بشر ۱۹۸۷-۱۹۹۰ ٢٠ ژانويه 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بی بی سی:

دبیر اقدامات بشر دوستانه سازمان ملل در خصوص وضعیت غزه می گويد وضعيت در غزه، پس از حملات سه هفته ای اسرائيل عليه حماس، بسيار بدتر از آن چيزی است که او فکر می کرده است.

سر جان هلمز، که روز پنج شنبه از غزه بازديد کرده بود، روز جمعه ۲۳ ژانويه به بی بی سی گفت: "او از ماهيت نظام يافته تخريب ها در غزه شوکه شده است."

او گفت: فعالیت های اقتصادی در نوار غزه به سال ها پیش بازگشته است.

در همین حال، نخست وزیر اسرائیل اهود اولمرت خبر داد که به وزير دادگستری دستور داده است تا اقدامات لازم برای حمایت از اسرائيلی ها در مقابل هر نوع اتهام در خصوص جنایت جنگی را انجام دهد.

يک منبع دولتی به خبرگزاری فرانسه گفته است که دانیل فریدمن رهبری تیم وزارت کشور را برای همکاری و حمایت از شهروندان اسرائیلی و ارتشیان برعهده دارد.

ریچارد فالک، گزارشگر مخصوص حقوق بشر سازمان ملل در سرزمين های فلسطینی گفت: براساس شواهد اولیه اسرائیل به شدت کنوانسیون ژنو را در این ۲۲ روز نقض کرده است.

اسرائیل نیز در واکنش به اين سخنان، آقای فالک را به برخورد مغرضانه با اسرائيل متهم کرد.

آینده غزه

آقای هلمز، مسئول فعالیت های بشر دوستانه و اورژانسی سازمان ملل متحد گفت: "شکل تخریب و نابودی برای مردم غزه انعکاس ناراحت کننده ای داشت."

وی در مصاحبه ای با برنامه روزانه بی بی سی گفت: "در يک منطقه صنعتی به وسعت يک کيلومتر مربع، تمامی ساختمان ها با بولدزر و گلوله های توپ کاملا صاف و با خاک يکسان شده است."

آقای هلمز افزود که لوله های آب وفاضلاب شکسته شده و فاضلاب در خیابان ها جاری شده است.

وی گفت مطمئن است که اسرائيل خواهد گفت که علت چنين وضعيتی آن است که در آن ناحيه کسانی می زيسته اند که موشک و راکت به خاک اسرائيل پرتاب می کردند و يا شايد هم چنين امری را جعلی عنوان کند.

به گفته آقای هلمز، ميزان نابودی ها به حدی است که هر نوع فعالیت اقتصادی شخصی در غزه را به ده ها سال پیش عقب برده است."

اسرائیل می گوید حملاتش را برای متوقف ساختن پرتاب موشک از سوی پيکارجويان در غزه به شهروندان اسرائيلی آغاز کرد.

جنگ غزه، روز يکشنبه گذشته با آتش بس دو طرفه به پايان رسيد.

مقام های فلسطينی گفته اندحدود یک هزار و ۳۰۰ فلسطینی کشته و هزاران نفر زخمی شده اند. ۱۳ اسرائیلی نیز در خلال اين جنگ کشته شدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

درحالی که به نظر می رسد با وجود افشای مدرک جعلی مدرک کردان، پرونده این موضوع در دولت نهم بسته شده، اکنون برخی منابع در دانشگاه علامه خبر داده اند که این پروژه دراشکال دیگردرحال پیشروی است؛ که آخرین مورد آن تلاش برای اخذ مدرک دکترا برای مدیرکل فعلی حراست وزارت علوم، یعنی علی اصغر زارعی است.

علی اصغرزارعی از مدیران پروژه بومی سازی دانشگاه ها که قبلا خبرگزاری ایسنا تحت عنوان دکتر از وی یاد کرده بود درباره بومی شدن دانشگاه ها تاکید کرده بود که: “بومی شدن دانشگاه می تواند تا حدودی از ناهنجاریهایی که از مواردی مانند دوری، عدم کنترل و نظارت خانواده بر دانشجو و مسائل مالی و خوابگاهی برای دانشجویان پیش می آید، جلوگیری کند.”

اصغر زارعی با تحصیل در حوزه بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی مدتی است که با نام دکتر و استاد و جدیداً حتی به نام عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی مصاحبه و یا مطالبی را منتشر می‌کند. او اخیراً با حمایت مدیران دانشگاه علامه به عنوان دانشجوی دکترا به این دانشگاه وارد شده و بلافاصله با وجود مخالفت برخی از استادان موضوعی رابرای تز دکترا به تصویب رسانده است. منابعی که این خبررا اعلام کرده اند می گویند هرچند اصغر زارعی هنوز مراحل تصویب تزخود را کامل نکرده ولی با عنوان دکترا و حتی استادی دانشگاه علامه طباطبایی به مصاحبه و انتقاد از حکومت تازه آمده اوباما پرداخته است. از این رو به گفته این منابع به نظر می رسد خیلی دور نیست که نسل جدیدی از این استادان تازه رسیده جایگزین استادان حذف شده ای چون دکتر بشیریه و دکتر سمتی شوند.

آخرین گفت وگوی اصغر زارعی در سایت تابناک در نشانی اینترنتی
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=۳۳۶۹۰ درج شده که از وی تحت عنوان دکتر و عضوهیات علمی دانشگاه نام برده شده است.

اصغر زارعی زمانی در گفت وگو با خبرگزاری مهر گفته بود: “طبق بخشنامه ای که قبل از دولت نهم در وزارت علوم تهیه و به دانشگاه ها ابلاغ شده است نباید هیچ دانشگاهی اردوهای تفریحی دانشجویی را به صورت مختلط برگزار کند. در صورتی که این اردوها به صورت مختلط در دانشگاهی برگزار شود و در پی آن تبعات خلاف مقررات به وجود آید، معاونت فرهنگی دانشگاه باید بر اساس ظوابط پاسخگو باشد.” ولی او هیچگاه نگفته دانشجویی که هنوز مدرک دکترای خود را دریافت نکرده اگر تحت عنوان دکتر درمصاحبه ها و… شرکت کند از لحاظ اخلاقی وقانونی چه حکمی خواهد داشت.

زارعی درمراسمی که درچهارشنبه ۲/۸/۸۶ با حضور وزیر و مدیر کل حراست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، محمدی مدیر کل حراست استان اصفهان و جعفری رئیس اداره اطلاعات شهرستان کاشان در معارفه محمدرضا منزوی به عنوان سرپرست حراست دانشگاه کاشان برگزار شد،تاکید کرده بود که : “حراست چشم تیزبین نظام در محیط‌های مختلف است …مانند چراغی مسیر راه را برای دیگران روشن کند و مشاور امین تک‌تک افراد دستگاه باشد.”

به این ترتیب به نظر می رسد این “مشاور امین” مایل است با طرح نام خود درکنار عنوان دکترایی که هنوز موفق به دریافت آن نشده است تعریف جدیدی از مفهوم “امین تک تک افراد دستگاه ” ارائه بدهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سورنا هاشمی، دانشجوی دانشگاه زنجان که همراه با دوستانش موجب افشای ماجرای رسوایی اخلاقی در این دانشگاه شد، در مورد فرجام این ماجرا با روز گفت و گو کرده است. به گفته وی “پس از افشای این ماجرا، نهادهای امنیتی حکم به ممانعت از تحصیل او دیگر دانشجویان دادند.” این مصاحبه در پی می آید.

پرونده رسوایی اخلاقی دانشگاه زنجان به کجا کشید؟ 

در ۲۵ خرداد ماه سال جاری تعدادی از دانشجویان با مطلع شدن از قصد معاونت دانشجویی و فرهنگی وقت دانشگاه زنجان برای تجاوز به یکی از دانشجویان دختر، تصمیم به جلوگیری از این عمل غیر انسانی گرفتند. آنها با رفتن به ساختمان اداری دانشگاه و دفتر معاونت درحدود ساعت۶ بعد از ظهر، خارج از ساعت اداری، از حادثه ی شومی که در جریان بود جلوگیری کردند و معاون خاطی را تحویل حراست دانشگاه دادند. در همین گیر و دار دانشجویانی که در خوابگاه ها بودند از ماجرا مطلع و در حالی که شدیداّ احساساتشان جریحه دار شده بود خواستار پاسخ گویی مسئولین در این زمینه شدند.البته این موضوع تازه ای در دانشگاه نبود و خیلی از دانشجویان از فساد اخلاقی معاون فرهنگی خبر داشتند.بعد از اینکه ریاست دانشگاه در جمع دانشجویان حاضرشد، نه تنها نتوانست پاسخگو باشد، حتی به قول معروف به جای آب نفت بر آیش ریخت! همان شب شورای متحصنین با حضور نمایندگان همه تشکلها تشکیل وتحصن شروع شد و تصمیم به تعلیق امتحانات تا اطلاع ثانوی و دادن تضمین برای خواستهای صنفی دانشجویان گرفته شد.در روز های آغازین تحصن، مسئولین از جمله دادستان زنجان و همینطور وزیر علوم درصدد انکار قضیه بر آمدند که با واکنش شدید دانشجویان متوجه شدند.بعد از این موضع گیری ها، متحصنین از ورود کارمندان و اساتید به دانشگاه جلوگیری کردند، دانشجویان در امتحانات شرکت نکردند و دانشگاه را تازمان پاسخگویی مسئولین به حال تعطیل درآوردند.تا اینکه یکی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی (پروفسور نصیری) در جمع دانشجویان حاضر شد و برای پیگیری خواستهای صنفی دانشجویان تعهد کتبی واخلاقی داد.ما هم به پیگیری مدنی این تعهد کتبی اکتفا کردیم وتحصن را پایان دادیم اما بعداّ هیچ پیگیری موثری در به انجام رسیدن مطالبات از سوی ایشان شاهد نبودیم.

در این پرونده مجموعا چند نفر دستگیر شدند و برای چند نفر پرونده تشکیل شده است؟

مجموعاّ شش نفر، آقایان بهرام واحدی، پیام شکیبا، حسن جنیدی، آرش رایجی، دکتر صارمی(عضو هیات علمی) وهمینطور خود من مدتی در بازداشت بودیم و برای دستگیری علیرضا فیروزی نیز اقدام شد که ناکام ماند.

شما چند وقت در زندان بودید و پرونده شما هم اکنون در چه مرحله ایست؟

جمعاّ ۲۸ روز، ۱۴ روز در سلول انفرادی وزارت اطلاعات زنجان و باقی هم در بند عمومی زندان زنجان.حالا هم با قرار وثیقه تا تشکیل دادگاه آزاد هستم..

وضعیت دانشجوی دختری که در این پرونده حضور داشت چگونه است؟

از وضعیت آن دختر شجاع اطلاع دقیقی در دست نیست، ودر حال حاضر ایشان در دانشگاه حضور ندارند.

 فرد متهم در این پرونده در چه وضعی است؟

 بنا به آخرین اظهار رسمی دادستانی جرم ایشان محرز شناخته و همچنین از وزارت علوم اخراج شده است. همچنین شایعاتی مبنی بر تشکیل دادگاه ایشان ومحکوم شدن در جریان دادرسی وجود دارد.

وضعیت تحصیلی شما و دیگر دانشجویان درگیر در این پرونده چگونه است؟

متاسفانه مسئولین به آقای واحدی به دلایل آموزشی حکم اخراج.اقای فیروزی و بنده هم تاکنون بدون هیچ حکمی از تحصیل محروم شده ایم. پاسخ مسئولین درقبال این اقدام کاملاّ غیر قانونی گویای بسیاری نا گفته ها است که در این برهه از زمان گریبانگیر جای جای جامعه ی ما شده است. چندی پیش در جلسه ی پرسش و پاسخ در دانشگاه از ریاست دانشگاه سوال شد که به چه دلیل از تحصیل ما ممانعت کرده که ایشان جواب دادند: نهادهای امنیتی پیشنهاد این کار را داده اند!!

محمد رضا فروغی

روز

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نایب رئیس شورای شهر تهران با اعلام اینکه مدیریت قبلی شهرداری هیچ مطالعه یی روی منوریل انجام نداد، گفت؛ احداث منوریل صادقیه از نظر فنی و جغرافیایی مشکل اساسی دارد و هزینه های گزافی را برعهده شهر گذاشته است. حسن بیادی در گفت وگو با ایلنا با اشاره به اینکه کسانی که منوریل ناقص صادقیه را بدون مطالعه دقیق شروع کردند و نسبت به توصیه شورای شهر برای انجام کار کارشناسی بی توجه بودند، باید پاسخگوی اقدام غیرکارشناسی خود باشند، افزود؛ ابتدا هزینه های پروژه منوریل برآورد و تکلیف های ایجاد شده، روشن شود و خسارت های وارد شده را هم اعلام کنند و سپس صحبت از منوریل را پیش بکشند. نایب رئیس شورای شهر تهران از اینکه هیچ کس پاسخگوی عمل اشتباه خود در پروژه منوریل نیست، ابراز ناخرسندی و تاکید کرد؛ اعضای شورای شهر به عنوان نماینده مردم علت نیمه تمام ماندن پروژه منوریل صادقیه را جویا هستند. بیادی با طرح این پرسش که اگر برای احداث پایه های منوریل صادقیه کار کارشناسی صورت گرفته، پس چرا متوقف شد؟ نسبت به اصرار دولت به اجرای منوریل انتقاد کرد. وی همچنین با اشاره به اینکه احداث منوریل در زمان شهردار قبلی متوقف و بدون تعیین تکلیف هم رها شد، گفت؛ حال علاوه بر آنکه مسوولان شهرداری در دوره گذشته باید به مردم پاسخگو باشند، مطابق با کارشناسی و مطالعات علمی بحث منوریل را به راه اندازی و طرح های من درآوردی ارائه ندهند. بیادی گفت؛ شورای شهر تنها اصرار به کار کارشناسی دارد و آن را منوط به این امر دانسته اما اگر احداث منوریل کارشناسی شده بود، پس چرا اجرا نشد؟ او ادامه داد؛ پروژه منوریل صادقیه به سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهرداری در زمان مدیریت مددی واگذار شد و مدیر این سازمان ضمن بررسی این پروژه و انجام کار کارشناسی با مجریان این طرح به توافق نرسید و به دلیل برخی سوء استفاده های مالی و مقتضیات فنی، این پروژه را تعطیل کرد.

نایب رئیس شورای شهر تهران تاکید کرد؛ مدیر این سازمان گزارش روند پروژه را در شورای شهر ارائه داد و شورای شهر نیز پروژه منوریل را متوقف کرد. تاکنون کسی پاسخگوی اشتباهات خود در این زمینه نبوده است. مدیرعامل سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهر تهران نیز با اشاره به توافق اولیه با سرمایه گذار پروژه منوریل صادقیه گفت؛ مذاکره با شرکت سرمایه گذار را از چند ماه پیش آغاز کرده ایم و در مورد جداکردن فایل منوریل از مرکز تجاری، با این سرمایه گذار به توافق اولیه رسیده ایم. حسین کلخورانی در گفت وگو با ایسنا با اشاره به اینکه از ابتدای سال، شهرداری و شورای شهر تهران به همراه سرمایه گذار برای حل این مساله تلاش کردند، اما مباحث به دلایل مختلفی به نتیجه یی نرسید، افزود؛ پس از آن شورای شهر تهران اسناد، مدارک و نظرات شهرداری و سرمایه گذار در زمینه اقداماتی که تاکنون انجام داده اند را خواست، اما تاکنون هیچ رای و نظر قطعی از سوی شورای شهر تهران به ما ارائه نشده است. وی به طرح برخی مسائل مورد شکایت پیمانکار پروژه منوریل اشاره کرد و تاکید کرد؛ موضوع شکایت پیمانکار پروژه، مساله جدیدی نیست و مربوط به چندین ماه قبل می شود و یکی از پیمانکاران شرکت سرمایه گذار که با این شرکت قرارداد داشته، به دلیل زمان طولانی پروژه و زیادشدن مطالبات از سرمایه گذار شکایت کرده است و هر دو طرف هم می دانند که در این شرایط کار جدی نمی توانند انجام دهند. کلخورانی این مذاکره را برای رسیدن به تفاهم در زمینه جدا شدن فایل منوریل با مرکز تجاری دانست و گفت؛ در قرارداد هم پیش بینی شده که چنانچه پروژه ساخت منوریل به هر دلیلی متوقف ماند، مرکز تجاری ادامه پیدا کند. به گفته مدیرعامل سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهر تهران در فاصله تعیین تکلیف در مورد منوریل و با توجه به تکمیل مدارک از سوی سرمایه گذار و پیمانکار و البته با نظر شورای شهر تهران، کار احداث مرکز تجاری شروع می شود تا به این ترتیب بخشی از پروژه و سرمایه اولیه سرمایه گذار به نتیجه برسد. مدیرعامل سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهر تهران تصریح کرد؛ تا تیرماه سال آینده که سال مالی به پایان می رسد، باید در مورد آورده و هزینه های سرمایه گذار و نتایج فنی پروژه منوریل به توافق برسیم و از سوی دیگر اقدامات لازم برای اجرای پروژه مرکز تجاری انجام شود. کلخورانی خاطرنشان کرد؛ حتی به سرمایه گذار قول داده شد که همه هزینه ها و آورده اش در پروژه منوریل را به قیمت روزی که پروژه پایان می یابد، محاسبه می کنیم که در این راستا در حال رایزنی با معاونت بهره برداری مترو برای برآورد هزینه ها هستیم.

اعتماد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

«شوهرم بچم رو توی خماری کوبید به دیوار، بچم داره می میره» اعظم که کنار تخت کودکی ۶ ماهه در یکی از بیمارستان های مرکز شهر مشهد ایستاده است این را می گوید؛ صورت کوچک بلقیس کبود شده و قسمتی از سرش باندپیچی است. گریه نمی کند اما گاهی اوقات صدای خس خسی از گلویش بلند می شود. اعظم نگران این است که ساعت هاست بلقیس شیر نخورده و انگار نمی تواند سینه مادرش را در دهان بگیرد. هرچند این مساله تنها نگرانی اش نیست، «چطوری خرج بیمارستان رو بدم؟ اون ممد نامرد از دیروز که بچه رو کوبیده به دیوار از ترس اینکه بگیرنش و برگردوننش عراق خودش رو گم و گور کرده. اگه دیگه هیچ وقت برنگرده چی کار کنم؟ کی می خواد خرج من و بچم رو بده.»

با گوشه چادر اشکش را پاک می کند؛ «بابام من رو به زور به اون داد. می گفت؛ جوون سالمیه، اهل کار و زندگیه. عراقی بودن که عیب نیست. الان همه آرزوشونه برن پابوس امام حسین… اصلاً بهتر که نریم محضر و بی خود ۲۰ ، ۳۰ تومان پول محضردار بدیم. تو حرم شرعیتون می کنیم، شگون هم داره.»

 هق هقش بالا می گیرد؛ «می دونستم همش به خاطر اون ۷۰۰ هزار تومانی بود که شیربها گرفت. اینم نتیجش. حالام اگه من رو ول کنه و بره، بابام من رو زیر کتک می کشه. به خدا حتی توی حیاط خونش هم رام نمیده.» خودش می گوید؛ ۱۶ساله است اما صورتش ۱۳ ، ۱۴ سال بیشتر نشان نمی دهد. نه اینکه جوان مانده باشد، ظاهرش خیلی کودک تر و کوچک تر از دختری ۱۶ساله است. خانه پدری اش در یکی از محله های حاشیه یی مشهد واقع شده است؛ محله یی که پر است از خانه های خشتی ۳۰-۲۰ متری؛ خانه هایی که در هر کدام خانواده یی ۱۰ ،۱۲ نفره زندگی می کنند. از میان کوچه های خاکی و همیشه شلوغ، جوی کوچک یا فاضلاب رد می شود و همین جوی هم تنها وسیله بازی و شیطنت های بچه های قد و نیم قدی است که با لباس های خاکی و وصله دار از فشار دیوار های خانه می گریزند و سر از کوچه درمی آورند و بی خیال از سمفونی پر از درد حاشیه نشینی با توپ پلاستیکی شان از این سوی جوی به آن سو می پرند. این همان حاشیه یی است که هنوز هم بر سر رقم واقعی ساکنانش جدال است؛ هرچند به گفته تهمینه شکیب رئیس سازمان بهزیستی خراسان رضوی نزدیک به ۷۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است که این رقم دو برابر میانگین کشوری حاشیه نشین است. شکیب از افزایش زاغه نشینی در مشهد اظهار نگرانی می کند و حاشیه نشینی را زمینه بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی می داند همان طور که دکتر قادری معاون سابق اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی و استاد دانشگاه می گوید؛ «برآیند فقر اقتصادی و اجتماعی چیزی جز آسیب های اجتماعی نیست.» قادری تاکید می کند؛ «کودک حاشیه نشین از بدو تولد تا لحظه مرگ با بحران هایی مثل فقر، اعتیاد، بزه، فساد، کودک آزاری، کار اجباری، ازدواج اجباری و از سویی نبود امکانات رفاهی و آموزشی از جمله کمبود مدرسه، بیمارستان، آب و غذای سالم و مشکلات روانی همچون طرد و تحقیر و محرومیت مواجه است و تمام اینها همان قدر که به خود او آسیب می رساند راه را برای آسیب رساندن او به جامعه نیز هموار می کند.»

علیرضا ۳ ،۴ ساله که مدتی در یکی از مراکز کاهش آسیب اعتیاد به همراه پدرش زندگی می کرد آیینه تمام نمای تاثیر زندگی حاشیه نشینی بر زندگی و آینده کودکان آن است. مادر علیرضا چند ماه پیشتر همسر معتاد و پسر کوچکش را ترک کرده بود و پدر هم که تحت فشار مضاعفی قرار گرفته بود، داروی بی تابی های کودکش را کمی مواد یافته بود و هر بار که علیرضا به هر دلیلی گریه می کرد، اندکی تریاک به خوردش می داد و همین مصرف اندک اندک مواد، کار او را هم مانند پدرش به اعتیاد و از آنجا هم به مرکز کاهش آسیب کشانده بود. علیرضا با آن چشمان معصوم و زیبا که در حال ترک کمی هم گود افتاده می گوید؛ «دوست دارم وقتی من و بابا خوب شدیم، مامان بیاد پیشمون و همگی با هم آشتی کنیم. به بابا میگم هر روز بیاد از مرکز عدسی بگیره که دیگه سر غذا نداشتن دعواشون نشه.» البته ماجرای علیرضا که فقر فرهنگی و اقتصادی خانواده اش گریبانش را می گیرد یک سوی سکه است و روی دیگر این سکه کودکانی هستند که سرانجام به علت گرفتار شدن در دام باندهای خلافکاری، مسیرشان به کانون های اصلاح و تربیت و زندان می افتد.

محمد هشت ساله که در یکی دیگر از محله های حاشیه یی مشهد زندگی می کند، دستفروش است. خودش می گوید دستمال کاغذی و فال و دعا و آدامس و هر چیز دیگری که به تورش بخورد می فروشد. بزرگ تر از سنش حرف می زند همچون مردی بزرگ با مسوولیت های فراوان، به تحلیل شرایط خودش می پردازد و در تمام جملاتش هم از ضمیر جمع استفاده می کند؛ «بابامون معتاده. مادرمون اونقدر کار کرده که دیگه نه کمر مونده براش و نه گردن و الان دیگه تقریباً علیل شده. زن بابامون هم کلفتی می کنه و به زور خرج شکم خودش و داداش شیریمون رو درمیاره. از ما هشت تا بچه هم فقط پنج تامون می تونیم کار کنیم. پنج نفری باید شکم ۱۰ نفر رو سیر کنیم.» آب دهنش را قورت می دهد و سرش را تندتند می خاراند؛ «یه بار یه بابایی بهمون دو هزار تومان پول داد که یه بسته یی رو بدیم به یه آقای دیگه چند تا چهارراه اونور تر. فکر کنم مواد بود. ولی ما که کاری به این چیزاش نداشتیم. به جاش با دو هزار تومان کلی غذا مذا خریدیم بردیم خونه.» وقتی بحث به درس و مدرسه می رسد با خشمی غیرقابل پیش بینی می گوید؛ «بریم مدرسه که بابا و ننمون از گشنگی بمیرن؟ خرج شکم خواهر و برادر کوچیک ترمون رو تو میدی؟ بابامون میگه اگه ما کار نکنیم ممکن خواهرمون به راه بد بره. اون وقت تو جواب آبرومون رو میدی؟»

دکتر قادری در این باره می گوید؛ به رغم اینکه کار کودکان زیر ۱۴ سال غیرقانونی است، اما وقتی وارد زندگی این کودکان می شویم و بحران های مالی را که خانواده های آنان با آن مواجهند، مشاهده می کنیم، دیگر نمی توانیم به سادگی از سن قانونی کار کردن صحبت کنیم و راه حل منطقی تر این است که تبعات منفی کار کردن کودکان حاشیه نشین را کاهش دهیم. قادری اولین اولویت اصلاح شرایط این کودکان را مهیا کردن فرصت تحصیل و اشتغال به صورت همزمان و ایجاد زمان های فراغت برای حضور در کنار خانواده هایشان می داند. حال اگر از این ماجرا بگذریم باز هم اتفاقاتی که برای اعظم افتاد و در ازای ۷۰۰ هزار تومان به عقد اجباری با مردی عراقی درآمد، هم چندان کم اهمیت تر از آن نیست. ازدواج های اجباری که دختران کم سن و سال در آن نه تنها هیچ حق و اختیاری ندارند که با کوچک ترین ابراز مخالفتی هم مورد تنبیه های سختی قرار می گیرند و عملاً جز تن دادن به فرمان پدرشان هیچ راه گریزی نمی یابند. از سوی دیگر این ازدواج های اجباری کودکان، تبعات دیگری را برای فرزندان آنها نیز به وجود می آورد.

بسیاری از این ازدواج ها به خاطر تابعیت غیرایرانی پدر به صورت غیرقانونی، اما شرعی صورت می گیرد و همین امر منجر به شناسنامه نداشتن و عدم تابعیت ایرانی برای کودکان حاصل از این ازدواج می شود که از رفتن به مدرسه و تحصیل هم محروم می شوند. این در حالی است که بر اساس اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده ۱۰ اهداف و وظایف آموزش و پرورش کشور، تحصیل رایگان حق تمامی کودکانی است که در یک کشور زندگی می کنند. جواد آرین منش نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم در این باره می گوید؛ «کودکانی که تا قبل از سال ۸۷ از مادری ایرانی و پدری غیرایرانی متولد شده اند می توانند از مزایای زندگی در ایران تا ۱۸سالگی استفاده کنند و پس از ۱۸سالگی هم به دلخواه خود تابعیت مادر یا پدر را بپذیرند، اما زهره ارزنی حقوقدان با اشاره به این مطلب که روند ازدواج ها غیرقانونی و اما شرعی در حاشیه شهر ها متوقف نشده است و پس از سال ۸۷ هم کودکان زیادی که ثمره این ازدواج ها هستند دوباره با مشکل تحصیل و اقامت و… مواجه خواهند شد، این مصوبه را غیرعملی می خواند. آرین منش نیز در پاسخ به این اظهارنظر تصریح می کند؛ «زنی که با فردی غیرایرانی و به صورت غیرقانونی ازدواج می کند باید تبعات این ازدواج نادرست از جمله عدم تابعیت ایرانی فرزند و به تبع آن محرومیت از حقوق شهروندی کودکش را بپذیرد.»

اگرچه آرین منش ادعا می کند که این ازدواج های اجباری به شکل ملموسی کاهش یافته است و دیگر کسی دختر کوچکش را به کسی که نشناسد نمی فروشد، ارزنی این ادعا را پاک کردن صورت مساله می داند و با اشاره به آمار کودکانی که حاصل همین ازدواج ها و درصدد اخذ تابعیت ایرانی و سند هویتی برای خود هستند، قید زمانی تا ابتدای سال ۸۷ را برای مصوبه یی که در آن سرنوشت کودکان زیادی را تحت الشعاع قرار می دهد، نادرست می داند. ارزنی یکی از راه های کم هزینه یی را که برای کاهش تبعات حاشیه نشینی برای کودکان وجود دارد استفاده از نیروهای مردمی و به خصوص سازمان های غیردولتی (NGOها) می داند. این در حالی است که به گفته برخی از اعضای این NGO ها، بسیاری از آنان برای فعالیت های خود با محدودیت های فراوانی مواجه هستند.

اگرچه محمدی زاده استاندار خراسان رضوی به بحرانی بودن وضعیت حاشیه نشینان واقف است و رسیدگی به وضعیت حاشیه نشینان را بسیار مهم می داند و از اینکه آمار حاشیه نشینان مشهد به اندازه کل جمعیت استان خراسان جنوبی است اظهار تاسف می کند. به گزارش مهر رئیس جمهور هم در بازدیدی که از منطقه تبادکان مشهد داشته اعلام آمادگی کرده است که مشکلات مناطق حاشیه نشین مشهد را با سرعت و دقت حل می کند ولی هنوز مشکلی از اعظم، محمد، علیرضا و ده ها کودک حاشیه نشین دیگر که با مشقات حاشیه نشینی دست و پنجه نرم می کنند، حل نشده است. مادر کوچولوی بلقیس می گوید؛ «کاش بلقیس مرده بود به جای اینکه مجبور به زندگی توی این نکبت باشه…»

 مرضیه کوهستانی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

«شوهرم بچم رو توی خماری کوبید به دیوار، بچم داره می میره» اعظم که کنار تخت کودکی ۶ ماهه در یکی از بیمارستان های مرکز شهر مشهد ایستاده است این را می گوید؛ صورت کوچک بلقیس کبود شده و قسمتی از سرش باندپیچی است. گریه نمی کند اما گاهی اوقات صدای خس خسی از گلویش بلند می شود. اعظم نگران این است که ساعت هاست بلقیس شیر نخورده و انگار نمی تواند سینه مادرش را در دهان بگیرد. هرچند این مساله تنها نگرانی اش نیست، «چطوری خرج بیمارستان رو بدم؟ اون ممد نامرد از دیروز که بچه رو کوبیده به دیوار از ترس اینکه بگیرنش و برگردوننش عراق خودش رو گم و گور کرده. اگه دیگه هیچ وقت برنگرده چی کار کنم؟ کی می خواد خرج من و بچم رو بده.»

با گوشه چادر اشکش را پاک می کند؛ «بابام من رو به زور به اون داد. می گفت؛ جوون سالمیه، اهل کار و زندگیه. عراقی بودن که عیب نیست. الان همه آرزوشونه برن پابوس امام حسین… اصلاً بهتر که نریم محضر و بی خود ۲۰ ، ۳۰ تومان پول محضردار بدیم. تو حرم شرعیتون می کنیم، شگون هم داره.»

 هق هقش بالا می گیرد؛ «می دونستم همش به خاطر اون ۷۰۰ هزار تومانی بود که شیربها گرفت. اینم نتیجش. حالام اگه من رو ول کنه و بره، بابام من رو زیر کتک می کشه. به خدا حتی توی حیاط خونش هم رام نمیده.» خودش می گوید؛ ۱۶ساله است اما صورتش ۱۳ ، ۱۴ سال بیشتر نشان نمی دهد. نه اینکه جوان مانده باشد، ظاهرش خیلی کودک تر و کوچک تر از دختری ۱۶ساله است. خانه پدری اش در یکی از محله های حاشیه یی مشهد واقع شده است؛ محله یی که پر است از خانه های خشتی ۳۰-۲۰ متری؛ خانه هایی که در هر کدام خانواده یی ۱۰ ،۱۲ نفره زندگی می کنند. از میان کوچه های خاکی و همیشه شلوغ، جوی کوچک یا فاضلاب رد می شود و همین جوی هم تنها وسیله بازی و شیطنت های بچه های قد و نیم قدی است که با لباس های خاکی و وصله دار از فشار دیوار های خانه می گریزند و سر از کوچه درمی آورند و بی خیال از سمفونی پر از درد حاشیه نشینی با توپ پلاستیکی شان از این سوی جوی به آن سو می پرند. این همان حاشیه یی است که هنوز هم بر سر رقم واقعی ساکنانش جدال است؛ هرچند به گفته تهمینه شکیب رئیس سازمان بهزیستی خراسان رضوی نزدیک به ۷۵۰ هزار نفر را در خود جای داده است که این رقم دو برابر میانگین کشوری حاشیه نشین است. شکیب از افزایش زاغه نشینی در مشهد اظهار نگرانی می کند و حاشیه نشینی را زمینه بروز بسیاری از آسیب های اجتماعی می داند همان طور که دکتر قادری معاون سابق اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی و استاد دانشگاه می گوید؛ «برآیند فقر اقتصادی و اجتماعی چیزی جز آسیب های اجتماعی نیست.» قادری تاکید می کند؛ «کودک حاشیه نشین از بدو تولد تا لحظه مرگ با بحران هایی مثل فقر، اعتیاد، بزه، فساد، کودک آزاری، کار اجباری، ازدواج اجباری و از سویی نبود امکانات رفاهی و آموزشی از جمله کمبود مدرسه، بیمارستان، آب و غذای سالم و مشکلات روانی همچون طرد و تحقیر و محرومیت مواجه است و تمام اینها همان قدر که به خود او آسیب می رساند راه را برای آسیب رساندن او به جامعه نیز هموار می کند.»

علیرضا ۳ ،۴ ساله که مدتی در یکی از مراکز کاهش آسیب اعتیاد به همراه پدرش زندگی می کرد آیینه تمام نمای تاثیر زندگی حاشیه نشینی بر زندگی و آینده کودکان آن است. مادر علیرضا چند ماه پیشتر همسر معتاد و پسر کوچکش را ترک کرده بود و پدر هم که تحت فشار مضاعفی قرار گرفته بود، داروی بی تابی های کودکش را کمی مواد یافته بود و هر بار که علیرضا به هر دلیلی گریه می کرد، اندکی تریاک به خوردش می داد و همین مصرف اندک اندک مواد، کار او را هم مانند پدرش به اعتیاد و از آنجا هم به مرکز کاهش آسیب کشانده بود. علیرضا با آن چشمان معصوم و زیبا که در حال ترک کمی هم گود افتاده می گوید؛ «دوست دارم وقتی من و بابا خوب شدیم، مامان بیاد پیشمون و همگی با هم آشتی کنیم. به بابا میگم هر روز بیاد از مرکز عدسی بگیره که دیگه سر غذا نداشتن دعواشون نشه.» البته ماجرای علیرضا که فقر فرهنگی و اقتصادی خانواده اش گریبانش را می گیرد یک سوی سکه است و روی دیگر این سکه کودکانی هستند که سرانجام به علت گرفتار شدن در دام باندهای خلافکاری، مسیرشان به کانون های اصلاح و تربیت و زندان می افتد.

محمد هشت ساله که در یکی دیگر از محله های حاشیه یی مشهد زندگی می کند، دستفروش است. خودش می گوید دستمال کاغذی و فال و دعا و آدامس و هر چیز دیگری که به تورش بخورد می فروشد. بزرگ تر از سنش حرف می زند همچون مردی بزرگ با مسوولیت های فراوان، به تحلیل شرایط خودش می پردازد و در تمام جملاتش هم از ضمیر جمع استفاده می کند؛ «بابامون معتاده. مادرمون اونقدر کار کرده که دیگه نه کمر مونده براش و نه گردن و الان دیگه تقریباً علیل شده. زن بابامون هم کلفتی می کنه و به زور خرج شکم خودش و داداش شیریمون رو درمیاره. از ما هشت تا بچه هم فقط پنج تامون می تونیم کار کنیم. پنج نفری باید شکم ۱۰ نفر رو سیر کنیم.» آب دهنش را قورت می دهد و سرش را تندتند می خاراند؛ «یه بار یه بابایی بهمون دو هزار تومان پول داد که یه بسته یی رو بدیم به یه آقای دیگه چند تا چهارراه اونور تر. فکر کنم مواد بود. ولی ما که کاری به این چیزاش نداشتیم. به جاش با دو هزار تومان کلی غذا مذا خریدیم بردیم خونه.» وقتی بحث به درس و مدرسه می رسد با خشمی غیرقابل پیش بینی می گوید؛ «بریم مدرسه که بابا و ننمون از گشنگی بمیرن؟ خرج شکم خواهر و برادر کوچیک ترمون رو تو میدی؟ بابامون میگه اگه ما کار نکنیم ممکن خواهرمون به راه بد بره. اون وقت تو جواب آبرومون رو میدی؟»

دکتر قادری در این باره می گوید؛ به رغم اینکه کار کودکان زیر ۱۴ سال غیرقانونی است، اما وقتی وارد زندگی این کودکان می شویم و بحران های مالی را که خانواده های آنان با آن مواجهند، مشاهده می کنیم، دیگر نمی توانیم به سادگی از سن قانونی کار کردن صحبت کنیم و راه حل منطقی تر این است که تبعات منفی کار کردن کودکان حاشیه نشین را کاهش دهیم. قادری اولین اولویت اصلاح شرایط این کودکان را مهیا کردن فرصت تحصیل و اشتغال به صورت همزمان و ایجاد زمان های فراغت برای حضور در کنار خانواده هایشان می داند. حال اگر از این ماجرا بگذریم باز هم اتفاقاتی که برای اعظم افتاد و در ازای ۷۰۰ هزار تومان به عقد اجباری با مردی عراقی درآمد، هم چندان کم اهمیت تر از آن نیست. ازدواج های اجباری که دختران کم سن و سال در آن نه تنها هیچ حق و اختیاری ندارند که با کوچک ترین ابراز مخالفتی هم مورد تنبیه های سختی قرار می گیرند و عملاً جز تن دادن به فرمان پدرشان هیچ راه گریزی نمی یابند. از سوی دیگر این ازدواج های اجباری کودکان، تبعات دیگری را برای فرزندان آنها نیز به وجود می آورد.

بسیاری از این ازدواج ها به خاطر تابعیت غیرایرانی پدر به صورت غیرقانونی، اما شرعی صورت می گیرد و همین امر منجر به شناسنامه نداشتن و عدم تابعیت ایرانی برای کودکان حاصل از این ازدواج می شود که از رفتن به مدرسه و تحصیل هم محروم می شوند. این در حالی است که بر اساس اصول ۱۹ و ۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده ۱۰ اهداف و وظایف آموزش و پرورش کشور، تحصیل رایگان حق تمامی کودکانی است که در یک کشور زندگی می کنند. جواد آرین منش نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم در این باره می گوید؛ «کودکانی که تا قبل از سال ۸۷ از مادری ایرانی و پدری غیرایرانی متولد شده اند می توانند از مزایای زندگی در ایران تا ۱۸سالگی استفاده کنند و پس از ۱۸سالگی هم به دلخواه خود تابعیت مادر یا پدر را بپذیرند، اما زهره ارزنی حقوقدان با اشاره به این مطلب که روند ازدواج ها غیرقانونی و اما شرعی در حاشیه شهر ها متوقف نشده است و پس از سال ۸۷ هم کودکان زیادی که ثمره این ازدواج ها هستند دوباره با مشکل تحصیل و اقامت و… مواجه خواهند شد، این مصوبه را غیرعملی می خواند. آرین منش نیز در پاسخ به این اظهارنظر تصریح می کند؛ «زنی که با فردی غیرایرانی و به صورت غیرقانونی ازدواج می کند باید تبعات این ازدواج نادرست از جمله عدم تابعیت ایرانی فرزند و به تبع آن محرومیت از حقوق شهروندی کودکش را بپذیرد.»

اگرچه آرین منش ادعا می کند که این ازدواج های اجباری به شکل ملموسی کاهش یافته است و دیگر کسی دختر کوچکش را به کسی که نشناسد نمی فروشد، ارزنی این ادعا را پاک کردن صورت مساله می داند و با اشاره به آمار کودکانی که حاصل همین ازدواج ها و درصدد اخذ تابعیت ایرانی و سند هویتی برای خود هستند، قید زمانی تا ابتدای سال ۸۷ را برای مصوبه یی که در آن سرنوشت کودکان زیادی را تحت الشعاع قرار می دهد، نادرست می داند. ارزنی یکی از راه های کم هزینه یی را که برای کاهش تبعات حاشیه نشینی برای کودکان وجود دارد استفاده از نیروهای مردمی و به خصوص سازمان های غیردولتی (NGOها) می داند. این در حالی است که به گفته برخی از اعضای این NGO ها، بسیاری از آنان برای فعالیت های خود با محدودیت های فراوانی مواجه هستند.

اگرچه محمدی زاده استاندار خراسان رضوی به بحرانی بودن وضعیت حاشیه نشینان واقف است و رسیدگی به وضعیت حاشیه نشینان را بسیار مهم می داند و از اینکه آمار حاشیه نشینان مشهد به اندازه کل جمعیت استان خراسان جنوبی است اظهار تاسف می کند. به گزارش مهر رئیس جمهور هم در بازدیدی که از منطقه تبادکان مشهد داشته اعلام آمادگی کرده است که مشکلات مناطق حاشیه نشین مشهد را با سرعت و دقت حل می کند ولی هنوز مشکلی از اعظم، محمد، علیرضا و ده ها کودک حاشیه نشین دیگر که با مشقات حاشیه نشینی دست و پنجه نرم می کنند، حل نشده است. مادر کوچولوی بلقیس می گوید؛ «کاش بلقیس مرده بود به جای اینکه مجبور به زندگی توی این نکبت باشه…»

 مرضیه کوهستانی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مدیرعامل منطقه آزاد کیش گفت:‌ خجالت می‌‏کشم رقم میزان ارزی که در یک سال گذشته در این جزیره تبدیل شد و به خارج از کشور رفت تا در ساخت‌‏وساز کشورهای همسایه صرف شود، را اعلام کنم.

 به گزارش خبرنگار ایلنا، مهندس مددی، مدیرعامل منطقه آزاد کیش در همایش «بحران اقتصادی غرب، فرصت‌‏ها و چالش‌‏های آن برای منطقه و ایران» اظهار داشت:‌ امروز شاهدیم سرمایه‌‏هایی که برای ساخت‌‏وساز به کشورهای منطقه رفت، ویران شده و از بین رفته است، در حالی که اگر این سرمایه‌‏ها در داخل کشور هزینه می‌‏شد، اقتصاد کشور رونق می‌‏گرفت.

وی افزود:‌‏ بحران اخیر اقتصادی دنیا هشداری از جانب خداوند به همه ما بود و همچنین به کسانی که می‌‏خواهند سرمایه‌‏های خود را به خارج از کشور ببرند؛ امیدوارم آنها از این موضوع درس عبرت گرفته باشند.

 مدیرعامل منطقه آزاد کیش با بیان اینکه میلیاردها دلار سرمایه ایرانیان مقیم خارج از کشور است، ‌‏تصریح کرد:‌ ما باید آنها را ابتدا هدف قرار دهیم و اگر زمینه برای حضور آنها فراهم شود، همانند نقش هنگ‌‏کنگ برای چین، مناطق آزاد نیز در کشور ما رونق می‌‏گیرند.

 وی با اشاره به میزان جذب سرمایه‌‏گذاری خارجی بین سال‌‏های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ اظهار داشت: سهم ما از سرمایه‌‏گذاری خارجی در این سال تنها هزار و ۸۳۳ میلیارد دلار است که خجالت‌‏آور است بگویم چه میزان از این سرمایه جذب جزیره کیش شد.

 وی افزود:‌ در حالی که جزیره کیش نقطه صفر مرزی ایران است و چیزی از کشورهای همسایه کم ندارد.

مددی تاکید کرد:‌‏ امروز چاره‌‏ای نداریم جز اینکه بکوشیم اینجا را به عنوان مرکز پولی و مالی مطمئنی برای ایرانیان قرار دهیم و این نیازمند حمایت همه‌‏جانبه از طرف دولت و مردم است.

مدیرعامل منطقه آزادکیش با اشاره به اثرات بحران اقتصادی جهانی و کاهش قیمت‌‏ها خطاب به سرمایه‌‏گذاران خارجی گفت:‌ از کاهش قیمت‌‏ها مسرور نشویم، زیرا این کاهش قیمت اگرچه موجب این خواهد شد که تجار و بازرگانان بدهی‌‏های خود را پرداخت کنند اما این سرابی بیش نیست و پیامدهای آن در پیش است.

وی ادامه داد:‌ راهکارهای غلبه بر این بحران تزریق نقدینگی ارزان قیمت بر پیکره اقتصاد است که باید راهکارهای این منابع و ورود آن را به کشور بیایبم.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

وکیل انجمن مشارکت درپاکسازی مین گفت:‌‏ تاکنون هیچ مقام مسوولی در مورد بسته شدن غیر قانونی انجمن مشارکت درپاکسازی مین پاسخگو نبوده است.

نسرین ستوده درگفت و گو با خبرنگار”ایلنا” افزود:‌‏ از آن‌‏جا که پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر به علت اشتراک مکانی منجر به تعطیلی کانون مشارکت درپاکسازی مین شده است، درهفته گذشته وکلای پرونده تعطیلی غیرقانونی انجمن مشارکت درپاکسازی مین، به بازپرس مربوطه مراجعه کردند و با ارائه استناد و مدارک خواستار رفع پلمپ از دفتر این نهاد مردمی شدند.

وکیل انجمن مشارکت درپاکسازی مین ادامه داد:‌‏ اما بازپرس ذی ربط با اظهار این که این موضوع به او ارتباطی ندارد از پیگیری موضوع خودداری کرد و تاکنون هیچ مقام مسوول در این مورد پاسخگو نبوده است.

ستوده اظهار کرد: بدیهی است وکلای پرونده موضوع را تا اخذ نتیجه و رفع پلمپ از دفتر کانون مشارکت در پاکسازی مین پیگیری خواهند کرد و از تمام حقوق قانونی خود برای تعقیب قضایی موضوع استفاده می‌‏کنند.

به گزارش ایلنا دفتر«کانون مشارکت برای پاکسازیمین» و «کانون مدافعان حقوق بشر» در یک آپارتمان مستقر بود که این دفتر اول دیماه  لمپ شد.

 پیک ایران

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فعال سیاسی “احسان فتاحیان” اهل کرمانشاه که‌ نه‌ ماه پیش از سوی نیروهای امنیتی در شهر کامیاران دستگیر شده‌ بود،در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به‌ اعدام محکوم شد.

 اتهام این فعال سیاسی “محاربه‌” از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزسیون فعال در کردستان اعلام شده‌ و به‌ گفته‌ی آگاهان پرونده‌،هر لحظه‌ امکان اجرای حکم احسان فتاحیان وجود دارد و جان وی شدیدا در خطر است.

 حکم اعدام نامبرده‌ در حالی به‌ تایید دادگاه تجدید نظر رسیده‌ است که‌ حکم دادگاه بدوی ده‌ سال زندان توام با تبعید به‌ شهر رامهرمز واقع در استان خوزستان بوده‌ است.

 آقای فتاحیان که‌ هم اکنون در زندان مرکزی سنندج به‌ سر می برد،فاقد وکیل است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

جمهوری چک، به عنوان رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا، با احضار کاردار جمهوری اسلامی نسبت به موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کرد.

وزارت خارجه جمهوری چک روز پنج‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که به موارد نقض حقوق بشر در ایران، از جمله آزار و اذیت شیرین عبادی، ادامه تعقیب فعالان کمپین یک میلیون امضا برای قوانین تبعیض‌آمیز، اعدام نوجوانان و صدور حکم زندان برای دو پزشک ایرانی فعال در مبارزه با ایدز، اعتراض کرده است.
به نوشته این بیانیه، رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا از جمهوری اسلامی خواسته است به تعهدات بین‌المللی خود عمل کند.

در بیانیه رئیس اتحادیه اروپا همچنین «زندانی شدن دو پزشک مشهور در مبارزه با ایدز» موجب نگرانی عمیق این اتحادیه ذکر شده است. دستگاه قضایی ایران بتازگی آرش و کامیار علایی را به اتهام «تلاش برای براندازی نرم» به شش و سه سال زندان محکوم کرد.

برادران علایی، که در زمینه مبارزه با ایدز فعالیت می‌کردند، سوم تیر ۱۳۸۷ از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند. تاکنون شماری از نهادهای بین‌المللی، از جمله دید‌بان حقوق بشر و سازمان پزشکان بدون مرز، به بازداشت این دو پزشک اعتراض کرده‌اند.

در بیانیه وزارت خارجه جمهوری چک همچنین آمده است که در جریان احضار کاردار ایران در پراگ «نگرانی عمیق از ادامه تضییع حقوق شیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل و گروه حقوق بشری وی» به او ابلاغ شده است.

پیش از این در ماه دسامبر گذشته وزارت خارجه فرانسه، رئیس وقت اتحادیه اروپا، نیز با احضار سفیر ایران در پاریس مراتب نارضایتی خود را از رفتار دولت ایران با خانم عبادی، و همچنین تهدید علیه خانم عبادی و همکاران او را اعلام کرده و آن را ناپذیرفتنی دانسته بود.

ایران در پاسخ به اعتراض‌ها نسبت به پلمب دفتر کار شیرین عبادی و افزایش تهدیدها علیه او به این نکته بسنده کرده است که «لازم نیست مجامع بین‌المللی نگران وضعیت شیرین عبادی باشند».

در جریان احضار کاردار ایران در پراگ همچنین نسبت به ادامه تعقیب فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز ابراز نگرانی شده است.

رئیس دوره‌ای اتحادیه اروپا همچنین نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام برای کسانی که در سنی پایین‌تر از ۱۸ سال مرتکب جرم شده‌اند، ابراز نگرانی عمیق کرده و در این زمینه پرونده بهنود شجاعی را مثال آورده است.

 رادیو فردا

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

طی سه سال گذشته به دفعات شاهد ارائه لوایح و پیشنهاداتی با توجیه کمک به زنان و بهبود جایگاه آنان توسط دولت نهم بوده ایم. اخیراً لایحه یی با عنوان تقلیل ساعات کاری زنان شاغل در صنایع و حرفه های دیگر، توسط کارگزاران دولت نهم مطرح شده است. طراحان این لایحه مهم ترین توجیه ارائه این طرح را کمک به زنان شاغل عنوان کرده اند و به طور مشخص در هفته های اخیر، گزارش ها حاکی از آن است که بنا دارند ساعات کار شاغلان زن در صنایع را کاهش دهند؛ طرحی که به ظاهر در راستای کمک به زنان شاغل مطرح شده است.

اما واکنش به این طرح حتی از جانب بسیاری از زنان مدافع دولت نهم نیز منفی بوده است و تقریباً می توان گفت این طرح نیز مشابه بسیاری از اقدامات دیگر این دولت در حوزه زنان موافقی را در پی ندارد. در واقع مشخص نیست این اقدام دولت نهم درمان کدام درد و پاسخ کدام یک از تقاضاهای همه جانبه زنان امروز ایران است. هدف این نوشتار تشریح مشکل بیکاری زنان ایران و پاسخ های مقتضی به آن است. نرخ بیکاری در ایران یکی از بالاترین نرخ های بیکاری در جهان است. بخش عمده افزایش نیروی کار که اصلی ترین عامل بالا رفتن نرخ بیکاری است، به جوانان تعلق دارد و نشان دهنده تغییر ساختار جمعیت ایران است. بیشترین تقاضای کار در سنین ۲۹-۱۵ سالگی قرار دارد که براساس پیش بینی ها جمعیت این گروه سنی در کشور تا سال ۱۳۹۰ رو به افزایش خواهد بود که این مساله به افزایش نرخ بیکاری جوانان در سال های آینده نیز می انجامد. بیکاری زنان نیز بعد جدیدی در بحران بیکاری در کشور ما افزوده است. براساس گزارش های مرکز آمار ایران درباره توزیع کل زنان بیکار و دارای تحصیلات عالی یا متوسط در جوامع شهری و روستایی نشان می دهد ۷/۸۸ درصد نرخ بیکاری در شهرها و ۴/۵۹ درصد نرخ بیکاری در روستاها از آن زنانی با تحصیلات عالی یا متوسطه است. براساس همین آمار طی سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ نرخ بیکاری زنان دارای تحصیلات عالی چهار برابر شده ولی چون شرایط حضور این جمعیت روزافزون زنان دارای میزان تحصیلات عالی در ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور فراهم نشده، این رقم در حال افزایش است. در واقع، نرخ مشارکت زنان علاوه بر تغییر ساختار سنی از بالا رفتن میزان تحصیلات، افزایش سن ازدواج، بالا رفتن میزان تجرد و طلاق نیز تاثیر پذیرفته است. براساس آخرین گزارش ها نیز نرخ بیکاری زنان ایران دو برابر مردان است. بنا بر گزارش یکی از مراجع رسمی، نرخ بیکاری زنان در پایان سال ۸۲ به ۲/۳۷ درصد رسیده است. مطالعات انجام شده و آمارهای موجود موید رشد روزافزون تعداد فارغ التحصیلان زن در مراکز علمی و دانشگاهی داخل و خارج از کشور است. می توان گفت عرضه نیروی کار به خصوص زنان متخصص موجب فزونی تعداد زنان در جست وجوی کار شده که در نهایت نرخ مشارکت آنان را تحت تاثیر قرار داده است. با بررسی آمار و ارقام مربوط به اشتغال زنان در ایران و برخی کشورهای توسعه یافته، مشاهده می شود که سهم زنان ایران کمتر از ۱۰ درصد است. در حالی که این سهم برای کشورهای توسعه یافته بالغ بر ۴۱ درصد است. در کشور ما نیز بخش عمده یی از زنان با توجه به توانمندی های علمی، تخصصی و آموزش هایی که فرا گرفته اند و با توجه به شرایط اقتصادی یا باورهای مختص دنیای امروز، در جست وجوی کار هستند. اما با ورود به بازار کار ایران پی می برند که امکان چندانی برایشان وجود ندارد. تقاضا برای کار زنان به ویژه در بازارهای سنتی ایران بسیار محدود است. کشور ما برخلاف دیگر کشورهایی که مسیر صنعتی شدن را می پیمایند واجد یک صنعت صادراتی که جذب کننده نیروی کار زنان باشد، نیست. به بیان دیگر فقدان یک استراتژی مشخص برای توسعه رشد اقتصادی در دولت نهم وضع اشتغال زنان ایران را روز به روز وخیم تر می کند.

 به طور خلاصه وضعیت اشتغال زنان ایران عبارت است از؛ ۱- سهم زنان در کل نیروی کار کشور بسیار نازل است ۲- اکثریت زنان شاغل را معلمان و فعالان خدمات بهداشتی تشکیل می دهند ۳- به جز قالیبافی و صنایع دستی نقش زنان در تولید صنعتی پیشرفته بسیار محدود است ۴- بخش بزرگی از زنان شاغل در بخش خصوصی بابت کار، مزد دریافت نمی کنند ۵- به شکل افراطی جداسازی جنسیتی در محیط کار اعمال می شود. در مجموع می توان ادعا کرد که زنان در کشور ما یک نیروی کار درجه دو و مرد نان آور اصلی خانواده محسوب می شود. این وضعیت در حالی است که طی دهه های گذشته تلاش هایی برای بهبود کار زنان صورت گرفته است و نمی توان منکر این تلاش شد. این واقعیت که نیل به توسعه همه جانبه منجمله توسعه اقتصادی بدون مشارکت زنان امکان پذیر نیست، به یک باور غیر قابل انکار نزد بسیاری از گروه های مرجع و دستگاه های حکومتی تبدیل شده است. نقطه اوج این باور در دولت اصلاحات و سازندگی بود. از همین رو شاهد بودیم که ۱- در دهه پایانی قرن بیستم و پس از آن بیش از ۲۲۰۸۱ زن تحت آموزش های فنی وزارت کار قرار گرفتند. ۲- مرخصی زایمان برای زنان کارگر از ۱۲ روز به یک ماه و سپس به سه ماه افزایش یافت. ۳- مراکزی برای انتقال و حمایت از زنان بی پناه تاسیس شد. ۴- در روز جهانی کارگر، بهترین کارگر زن شناسایی و معرفی می شوند. ۵- برای زنان روستایی در زمینه قالیبافی، خیاطی، بهداشت، مامایی و تولید محصولات لبنی، دوره های آموزشی برگزار شد. بدون تردید این گرایش های جدید زمینه ساز اشتغال بیشتر زنان در آینده ایران است.

در بسیاری از کشورهای خاورمیانه رشد فوق العاده سریع جمعیت در کنار ظرفیت ناچیز اقتصادی برای ایجاد محل کار به افزایش شدید بیکاری منجر شده است. اما دلیل بیکاری مردان و زنان متفاوت است. زنان در بسیاری از کشورها به عنوان نیروی کار گران تلقی می شوند، زیرا کارفرمایان موظفند زنان را از مزایای متعددی بهر ه مند سازند. این مساله موجب افزایش نرخ بیکاری زنان در این کشورها شده است. از همین رو است که شاهد زمزمه ها و رفتارهایی در کشورمان هستیم تا با کاهش تعداد زنان تحصیلکرده زمینه کاهش تقاضای اشتغال فراهم شود، غافل از اینکه با توجه به مقتضیات دنیای امروز این اقدام به پاک کردن صورت مساله می ماند. مناسب ترین درمان برای هر دردی شناخت عوامل به وجود آورنده آن هم برای پیشگیری و هم درمان موثر است. بنابراین ضرورت دارد؛ ۱- قوانین تبعیض آمیزی که زمینه ساز شکاف عمیق میان مرد و زن در عرصه عمومی جامعه شده است، اصلاح شود. ۲- رفتارهایی که بتواند به این تبعیض ها خاتمه دهد. دولت به عنوان اصلی ترین نهاد مستقر در کشور قادر است با جریان سازی برابری فرصت ها برای زنان، این بخش عمده یی از این تبعیض ها را رفع کند. یکی از مهم ترین این اقدام ها، دسترسی یکسان زنان به اشتغال و منابع درآمد است. ۳- اشتغال زنان، ضمن اینکه موجب کنترل موالید در کشور می شود، به افزایش رشد صنعتی کشور نیز خواهد انجامید. ۴- افزایش اعتبارات به زنان کارآفرین و ارتقای وضعیت آموزشی آنان، علاوه بر اینکه می تواند نقش قابل توجهی در فقرزدایی ایفا کند، موجب ارتقای اقتصاد زنان نیز در جامعه خواهد شد.

 ۵- به نظر می آید دولت با هدف کمک به زنان شاغل این لایحه را مطرح کرده است اما با نگرشی عمیق تر می توان از یک طرف به بهبود وضعیت آنان کمک کرد و از طرف دیگر زمینه اشتغال هر چه بیشتر زنان را فراهم آورد. قانون کار ایران ۹۰ روز مرخصی زایمان برای زنان کارگر در نظر می گیرد که حداقل نیمی از آن باید پس از زایمان مورد استفاده قرار گیرد. بنا براین همین قانون شرکت ها یا واحدهای تولیدی که بیش از یکصد نفر کارگر دارند باید به احداث مهدکودک در جوار واحد تولیدی خود مبادرت ورزند و مادران می توانند به ازای هر سه ساعت کار از نیم ساعت مرخصی برای شیر دادن استفاده کنند. مشکل اینجاست که این قوانین اجرا نمی شود.

اما تقلیل ساعت کار زنان در اینجا نیز چاره ساز نیست، چرا که بهانه یی به دست کارفرمایان می دهد تا متقاضیان زن را در آینده برای صنایع تولیدی خود به کار نگیرند. از طرف دیگر در کشور ما، هیچ قیدی برای به کارگیری نیروهای آن در قانون کار ایران وجود ندارد و همین مساله بر نگرانی های موجود در این ارتباط دامن می زند. واقعیت آن است که در دنیای امروز موقعیت زن ایرانی در جامعه، خانواده و محل تغییرات چشمگیر و غیرقابل قیاسی را با دوره های گذشته طی می کند. بنابراین ضرورت دارد قوانین تبعیض آمیز میان زن و مرد در محیط کار اصلاح شود. به طور قطع، قبل از طرح چنین لایحه یی دولت باید به دو سوال اساسی پاسخ دهد؛ ۱- آیا ساختار حقیقی و حقوقی امروز ایران فرصت اشتغال را برای زنان ایرانی افزایش خواهد داد؟ ۲- آیا با این اقدام نرخ بیکاری در میان زنان ایران کاهش خواهد یافت و سهم آنان در کل نیروی کار کشور افزایش می یابد؟

 آذر منصوری

اعتماد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دختر بچه ٢ سال و نيمه اي كه آخر آبان ماه سال جاري به دليل ضرب و جرح و سوختگي شديد توسط اطرافيانش دچار معلوليت شد و در مجتمع توان بخشي شهيد فياض بخش مشهد تحت مراقبت هاي ويژه پزشكي قرار دارد، هنوز قدرت تكلم خود را به دست نياورده است.

كارشناس امور آسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان رضوي در اين باره به خبرنگار ما گفت: در پي وقوع كودك آزاري، پس از گزارش موضوع به فوريت هاي پليسي ١١٠ و اقدامات لازم انتظامي توسط ماموران كلانتري امام رضا(ع) مشهد، با توجه به پي گيري هاي به عمل آمده توسط سامانه ١٢٣ و به حكم مراجع قضايي، سرپرستي دختر بچه به سازمان بهزيستي واگذار شد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

خبرگزاری مهر: جمعی از دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه در نمابری اعلام کرده اند: "س - ع" دانشجوی سال سوم مهندسی کشاورزی - صنایع غذایی به علت کمبود امکانات درمانی و بی کفایتی مسئولین یک درمانگاه و مسئولین دانشگاه ارومیه به خاطر یک خونریزی ساده فوت کرده است

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

درپی دستگيری و بازداشت سه تن از اعضای شورای روستای ازنوای بهنمير اهالی این روستا عصر و شب گذشته به عنوان اعتراض مقابل بخشداری بهنمیر تجمع کردند .اين تجمع كه بعدازظهر چهارشنبه در محل بخشداری آغاز شده بود منجر به درگيری مردم با نيروی انتظامی و بخشدار بهنمیر شد.

تعداد زيادی از این اهالی با شكستن درب و پنجره بخشداری مانع خروج بخشدار از ساختمان بخشداری می شوند و اعلام كردند تا زمانی كه اعضای شورا را آزاد نكنيد اجازه خروج از بخشداری را نمی دهيم.

الف-ك يكی ازاهالی روستای ازنوااظهار کرد: تعدادی ازسرمايه گذاران باهمكاری جهادكشاورزی بابلسر به بهانه احداث مجتمع گلخانه ای 15هكتار از زمين های اين روستا را تصاحب كردند.

وی افزود: مدت ها بين دو روستا بر سر اينكه اين مقدار از زمين متعلق به كدام يك از روستا های "ازنوا"و"كرفن" می باشد اختلاف بود؛درنهايت زمين بلاتكليف ماند تا اينكه منابع طبيعی آن را جهت احداث مجتمع گلخانه ای كه گفتند از مصوبات سفر رياست جمهوری است از سوی جهادكشاورزی به اين سرمايه گذاران بدهندكه با مخالفت اهالی اين روستا مواجه شد.

الف-ک تصريح كرد: اهالی اين روستا خواهان اين هستند كه اين زمين متعلق به جوانان محل است و با وجود تعداد 500 جوان تحصيل كرده و بیكار در اين محل كه 200 نفر آن هم خانه ای برای سکونت ندارند به آنها واگذار شود.

وی بابيان اينكه مسئولين انتظامی تصور كردند كه شوراهای محل مانع اين سرمايه گذاران شدند نه خودمردم ، خاطر نشان کرد: درحال حاضر"شيدالله دلاوری"، "رحمت كليجی" و "عيسی اسماعيل زاده" به دستور دادستان بابلسر بازداشت بوده و مردم با تجمع خود خواهان آزادی آنان می باشند.

يكی ديگرازاهالی اين روستا نيز گفت: چند سال گذشته زمين فوتبالی را به بهانه اينكه درجای ديگر عوض آن را به شما می دهيم از ما گرفتند و تاكنون خبری از اين قول نشده است.

وی اشاره كرد: سرمايه گذاران برای محصوركردن 18هكتار از اين زمين ها به پاسگاه بهنمير جهت حفاظت از امنيت جانی خودشان اطلاع دادندتامواظب آنها باشند و وقتی با مخالفت مردم مواجه شدند رئيس پاسگاه با شليك هوايی سعی بر ترساندن اهالی روستا كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دو فعال کارگری عضو شورای زنان در سنندج ، به نام های پدرام نصراللهی و برهان سعیدی توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند.

تاکنون اتهام نصرالهی و سعیدی که دیماه سال جاری بازداشت شده اند ، از سوی مراجع رسمی اعلام نشده است.

گفته می شود که شورای زنان تشكلی غیرانتفاعی ، غیرتجاری و غیردولتی است که مستقل از احزاب و سازمان های سیاسی فعالیت می کند.

آژانس خبری موکریان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نیر وهای انتظامی، امنیتی روز پنجشنبه 26 دیماه دهها شهروند تهرانی را در میدان و خیابان انقلاب تا حد فاصل دانشگاه تهران دستگیر و روانه بازداشتگاهها کردند. در جریان این بازداشت ها تعداد زیادی از کسبه، عابرین و رهگذران نیز دستگیر شدند که تعدادی از این افراد از جمله 20 نفر آنها طی روزهای اخیر به زندان عمومی اوین منتقل گردیده اند. گفته می شود دستگیری های اخیر در تداوم تجمعات مدنی و مسالمت آمیز و خودجوشی صورت گرفته که هرزگاهی در نقاط مختلف شهر تهران و برخی از شهرستانها از جمله در کرمانشاه، شیراز، اهواز، کرج، مشهد و دیگر شهرها در اعتراض به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود برگزار می شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

چين دو نفر را به علت ارتباط با پرونده شيرخشک هاي آلوده به ملامين به مرگ محکوم کرد. اين دو نفر که امروز در شرق اين کشور محاکمه شده اند در توليد، توزيع و فروش شيرهاي آلوده در سراسر چين دست داشته اند.

اين در شرايطي است که 21 نفر در ارتباط با اين پرونده بازداشت و امروز در دادگاهي در شهر "شير جيا جوانگ" محاکمه شده اند.

براثر توليد اين شيرهاي تقلبي ، شش کودک کشته و 290 هزار کودک نيز دچار سنگ کليه شدند.

شيرخشک هاي آلوده به ملامين سبب ايجاد سنگ کليه در نوزادان و از کار افتادن کليه هاي آنها مي شود.

شرکت "سان لو" چين عمده فروش اين محصولات است که رييس آن نيز به حبس ابد محکوم شده است.

احکام ديگر افراد مربوط به اين پرونده جز سه نفر که به 5 تا 15 سال زندان محکوم شده اند صادر نشده است.

همه اين افراد از مسوولان بلندپايه شرکت سان لو هستند و گفته مي شود حدود 36 نفر از افراد مربوط با رسوايي شيرخشک هاي تقلبي در چين بازداشت شده اند که درباره محاکمه ديگران گزارشي منتشر نشده است.

شير خشک هاي تقلبي در چين سبب بستري شدن هزاران نوزاد در بيمارستان هاي اين کشور شد و خانواده ها تا مدت ها از خريدن شيرخشک در فروشگاه ها خودداري می کردند و چين بسياري از فرآورده هاي صادراتي لبني را از بازار داخلي و خارجي جمع آوري کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بخشهایی از زندان اوین صبح امروز دچار آتش سوزی شد. دود ناشی از این حریق از تپه های اطرف زندان اوین قابل مشاهده است.

مدیر روابط عمومی سازمان آتش نشانی اعلام کرد : به دلیل اینکه ستاد فرماندهی اطلاعاتی در این باره به ما نداده است جزئیات دقیقی از این آتش سوزی ندارم ولی نیروهای سازمان برای مهار آن به محل اعزام شده اند.

زندان اوین در شمال تهران و در نزدیکی منطقه درکه واقع شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

انتشار خبرهائی در جهت کاهش سن اعتیاد که به صورت یک معضل تازه در آمده، نگرانیهای بسیاری را بر انگیخته است. علیرغم سه برابر شدن کمک های بین المللی به ایران برای مبارزه با مواد مخدر و افزایش ۵۰ در صدی کشفیات مواد مخدر، آمار معتادان کاهش نیافته و برخی از مسئولان از کاهش سن اعتیاد به سیزده سالگی و روند رو به افزایش مواد روانگردان خبر می دهد.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که نابرابری اقتصادی و نداشتن امنیت شغلی، وجود خلأهای موجود در جامعه و خانواده در زمینه آموزش های لازم مهارت های زندگی و مستعد بودن جامعه برای دسترسی آسان به مواد مخدر و ارزانی آن از جمله عوامل رو آوردن افراد و به ویژه نوجوانان به مواد مخدر وسپس اعتیاد به آن است.

یک روانشناس بالینی، علاوه بر دلایل یاد شده به بحران مالی نیز اشاره می کند که می تواند فرد را برای بروز آسیب های اجتماعی آماده کند چرا که فشارهای روانی ناشی از آن، فرد را به سوی گریز ار این فشارها و در نهایت اعتیاد سوق می دهد.

او کمبود فضاهای شادی آور و نبود برنامه های مناسب برای تخلیه هیجانی در اوقات فراغت و در محیط های خارج از خانه را نیز یکی از دلایل گرایش به مصرف مواد مخدر توصیف می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

داروی چاقی موسوم به اورلیستات برای فروش بدون نسخه در داروخانه های اتحادیه اروپا مجوز گرفته است.

این دارو که کار آن جلوگیری از جذب چربی در بدن است، در دوزی پایین تر از آنچه پزشکان معمولا تجویز می کنند در دسترس قرار خواهد گرفت.

این دارو برای مصرف بزرگسالانی که شاخص وزن بدن آنها (BMI) عدد 28 یا بیشتر است در نظر گرفته شده است.

یک کارشناس گفت که این دارو ممکن است در کاهش وزن به برخی افراد کمک کند اما این افراد باید در خوردن غذاهای کم چرب تر مصمم باشند.

کالج سلطنتی پزشکان عمومی در بریتانیا گفت که هرکس می خواهد این دارو را مصرف کند باید با پزشک خود مشورت کند زیرا برخی از عوامل چاقی مفرط قابل درمان است و به علاوه همه این افراد می توانند در مقابل سایر بیماری ها آسیب پذیر باشند که پیش از مصرف دارو باید مورد بررسی قرار گیرد.

شرکت داروسازی "گلاکسو اسمیت کلاین" که این قرص با نام تجاری "alli" را تولید می کند، می گوید که آزمایش های کلینیکی آنها نشان می دهد که مصرف اورلیستات (Orlistat) همزمان با مصرف کالری کمتر، و چربی کمتر، می تواند در مقایسه با رژیم تنها، به کاهش 50 درصدی وزن یا بیشتر کمک کند.

اما اگر آنها همچنان بر خوردن چربی اصرار ورزند، برخی عوارض جانبی ناخوشایند مانند اسهال و مشکل گاز زیاد را تجربه خواهند کرد.

آموزش داروسازان

گراهام فیلیپس داروسازی که مشاور "مجمع چاقی مفرط" است می گوید که او مشکلی در ارائه این دارو بدون نسخه نمی بیند.

وی گفت: "داروسازان آموزش خواهند دید که چگونه به سرعت شاخص وزن بدن خریدار را اندازه بگیرند. دور کمر را که اندازه بگیرید 90 درصد اطلاعات لازم را به دست آورده اید."

دکتر ایان کمپبل، مدیر پزشکی موسسه خیریه "ویت کانسرن" گفت: "این قرص می تواند موثر باشد، خطرات آن حداقل است، اما نمی خواهد شاهد آن باشم که عموم مورد سوءاستفاده قرار گیرند. باید با آگاهی از آن استفاده کنند."

"این (قرص) در مدیرت وزن نقش بازی می کند، اما این فرآیند باید با تغییر عادات یعنی بهتر غذا خوردن شروع شده و خاتمه یابد."

پروفسور الن ماریون-دیویس، رئیس موسسه "بخش بهداشت عمومی" گفت: "نگرانی من این است که خیلی از مردم این قرص ها را بدون مشورت و حمایت درست و بدون رژیم گرفتن و ورزش کردن بخورند."

"بالا انداختن یک قرص به جای تغییر در عادات روزمره ای که برای کنترل وزن بدن به آنها نیاز داریم خیلی آسان است."

"این تنها زمانی موثر خواهد بود که داروسازان بتوانند وقت زیادی را صرف دادن مشورت به خریداران کنند."

و استیو فیلد از کالج سلطنتی پزشکان عمومی نیز گفت: "عوارض جانبی این دارو در برخی از مردم خیلی ناخوشایند است. این قرص را فقط باید با حمایت و توصیه در مورد رژیم مصرف کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

صفارهرندي گفت: فعاليت اهالي فرهنگ و هنر بايد در چارچوب قوانين مطرح كشور انجام شود.
به گزارش ايسنا، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در حاشيه‌ي جلسه هيات دولت درباره‌ي فعاليت هنرپيشه‌هاي داخلي در هاليوود در جمع خبرنگاران گفت: فعاليت اهالي فرهنگ و هنر بايد در چارچوب قوانين مطرح كشور انجام شود و خوشبختانه هنرمندان ما و دست‌اندركاران فرهنگي كشور خود را ملتزم به رعايت قوانين مي‌دانند و طبيعي است كساني كه خارج از چارچوب‌ها، غيرقانوني عمل كنند با مشكل مواجه مي‌شوند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا هنرمندان بايد از وزارت ارشاد جهت حضور در فيلم‌هاي خارجي اجازه بگيرند گفت: آنها مي‌دانند كه اگر قرار است با مراكز فرهنگي و هنري خارج از كشور همكاري داشته باشند بايد چگونه عمل كرده و چارچوب قانون را رعايت كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

براساس اخبار رسیده از پاریس مراسم اهدای جایزه سیمون دوبووار امروز 21 ژلنویه 2009 در پاریس کافه بسیار عالی برگزار شد.
دراین مراسم همچنین ژولیا کریستوا ، دختر خوانده سیمون دوبووار، وزیر فرهنگ فرانسه ، رئیس اتحادیه بین المللی حقوق زنان قرانسه و ...حضور داشتند و سخناانی ایراد کردند.
اعضای کمپین پاریس در این مراسم بیانیه کمپین یک میلیون امضا را که به فرانسه ترجمه کرده بودند درمیان حضار پخش کردند و از همه اعضای هیئت ژوری و وزیر فرهنگ فرانسه امضای حمایتی کمپین را گرفتند. مشروح این گزارش و تصاویر دیگر به زودی منتشر می شود .
تصاویر ارائه شده از این مراسم را آقای حمید حمیدی که در مراسم بودند برای سایت تغییر برای برابری ارسال کرده اند که سپاسگزار ایشان هستیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بنابه گزلرشات رسیده از بند 350 زندان اوین ، بزرگ نیا در یک اقدام سرکوبگرانه دیگر  و برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی ، زندانیان یکی از سلولها این بند  را در سلول زندانیان سیاسی ادغام نمود .
بزرگ نیا رئیس بند 350 زندان اوین که از مجریان طرحهای سرکوبگرانه  وزارت اطلاعات علیه زندانیان سیاسی در این بند است . در اقدامی جدید ،برای هر چه بیشتر  تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی، زندانیان  یکی از سلولها را تخلیه و آنها را در سلول زندانیان سیاسی ادغام نمود . با این اقدام جدید بزرگ نیا چندین برابر ظرفیت سلول، زندانی درآن جای داده است.
 یکی از زندانیان انتقال داده شده به سلول زندانیان سیاسی از اعضای سابق سپاه پاسداران می باشد که به اتهام گلاهبرداری،حمل غیر مجاز اسلحه و جاسوسی دستگیر شده است.ا و از افراد قابل اعتماد اطلاعات زندان و بزرگ نیا رئیس بند می باشد. این فرد در خبرچینی علیه زندانیان سیاسی نقش فعالی دارد و با این کار سعی دارد که وفادری خود را به وزارت اطلاعات اثبات کند .او مستقیما با اطلاعات زندان در  تماس است و علیه زندانیان سیاسی گزارش می دهد. گزارشات او تا به حال باعث تبعید تعدادی از زندانیان سیاسی این بند شده است .این فرد مورد نفرت زندانیان سیاسی و عادی بند 350 می باشد و هیچ کسی حاضر نیست با او در یک سلول قرار گیرد ، هدف از آوردن این فرد به سلول زندانیان سیاسی ایجاد فشارهای روحی  مظاعف علیه زندانیان سیاسی است . در بدو ورود به سلول زندانیان سیاسی با حالت قلدر معابانه اقدام به تصرف  محل استراحت یکی از زندانیان سیاسی نمود که باعث ایجاد تنش در سلول گردید و بزرگ نیا به حمایت از او برخاست و جای غصب شده را به او واگذار نمود. البته از شیوه های معمول وزارت اطلاعات است که افراد ریزشی ارکانهای خود را به سلولهای زندانیان سیاسی منتقل می کند تا بر زندانیان سیاسی فشار وارد آورند. در گذشته فردی بنام اسماعیل افتخاری معروف به اسمال تیغ کش را در این بند جا داده بود که در درگیری فیزیکی و جاسوسی علیه زندانیان سیاسی نقش داشت.
بزرگ نیا هچنین به زندانیان سیاسی اعلام کرده است  که می خواهد آمار این بند را به بیش از 190 نفر برساند. و زندانیان از حالا به بعد کف خواب خواهند شد . او از مدتی پیش اقدام به اجرا در آوردن  این طرح نموده است.
طرحهای غیر انسانی وزارت اطلاعات که توسط بزرگ نیا در بند 350  به اجرا در آمده است به قرار زیر می باشد:
ممنوع الملاقات کردن زندانیان سیاسی، که بیش از 3 ماه است ادامه دارد
محروم کردن آنها از درمان
خارج کردن زندانیان سیاسی از سلولهای خود و مدت طولانی در معرض سوز شدید سرما قرار دادن آنها  این برخورد غیر انسانی 2 بار  در روز صورت می پذیرد صبح زود و غروب
تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی برای شرکت در مراسم فرمایشی
بازرسی بدنی به نحو تحقیر آمیز هنگام انتقال آنها  به بخشهای دیگر زندان .
در حال حاضر تعدادی از شرکت کنندگان در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 67 که تعدادی آنها 17 ماه است که در بلاتکلیفی بسر می برند مانند آقای علی صارمی و میثاق یزدان نژاد ،آقای  محمد علی منصوری که به 17 سال زندان و تبعید به زندان گوهرداشت محکوم شده است ، آقای ظهور نبوی چاشمی  مقاله نویس سرزمین آریائی محکوم به 4 سال زندان و آقای محمد حسن فلاحیه زاده خبرنگار زندانی در این بند می باشند، زندانی هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سازمان عفو بین الملل تخریب خاوران را محكوم كرد و خواستار اعزام گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل براى بازدید از این محل شد. این سازمان از رژیم تهران خواست تخریب خاوران را متوقف كند.

عفو بین الملل با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد خاوران باید براى تحقیقات مستقل در باره قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1988 میلادی حفظ شود، اما مقامات رژیم تهران می خواهند با تخریب این مکان، شواهد و اسنادی را که ممکن است در تحقیقات مستقل بکار رود، از بین ببرند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

تجريش - ساعت چهار بعدازظهر
مجال بازي او و خواهر هفت ساله‌‏اش تنها فاصله بين دو چراغ قرمز است. چراغ که سبز مي‌‏شود "احمد" و "زهرا" کنار خيابان بي‌‏خيال هياهوي خيابان و صداي بوق‌‏ها و ترمزها سرخوشانه دنبال هم مي‌‏دوند و صداي خنده کودکانه‌‏شان توجه رهگذران را جلب مي‌‏کند. آنان کودکي شان را تنها در اين يک دقيقه خلاصه مي‌‏کنند و بعد از قرمز شدن چراغ راهنمايي هر کدام لابه لاي ماشين‌‏ها زن و مرد کوچکي هستند در فکر کسب و کار و گل‌‏هاي سرخ و سفيد را به رانندگان و مسافران تعارف مي‌‏کنند."

گزارش خبرنگار"ايلنا" از پديده کودکان خياباني؛
آقا يه دسته گل بخر!" "خانم خواهش مي کنم!" بعضي‌‏ها با ديدنشان شيشه‌‏هاي خودرو را بالا مي‌‏کشند و بعضي ديگر با لبخندي تنها سرشان را تکان مي‌‏دهند. شايد يکي هم باشد که دسته گلي بخرد و چند اسکناس کف دستشان بگذارد. با سبز شدن چراغ باز آنها باز در قابل کودکانه‌‏شان فرو مي‌‏روند و صداي خنده‌‏شان فضا را مي‌‏کند.


چند سالي مي‌‏شود از دهدشت به تهران آمده‌‏اند. آنها هر روز صبح با پدرشان که يک چهار راه بالاتر گل مي‌‏فروشد از شهر قدس به تهران مي‌‏آيند و گل‌‏ها را يکي از همشهري‌‏هايشان صبح زود به آنها مي‌‏رساند.
"هر دسته گل را 500 تا 700 تومان مي‌‏خريم و 1500 تومان مي‌‏فروشيم." آنها قول مي‌‏گيرند رازشان را براي کسي بازگو نکنم!
" اگر بدانند گلها را 500 تومان مي‌‏خريم ديگر بهمان 1500 تومان نمي‌‏دهند."
فکر مي‌‏کنم ترس‌‏ها و شادي‌‏هاي اين کودکان چقدر ساده، کوچک و زيبا است. هيچکدام تا حالا مدرسه نرفته‌‏اند. "ما هيچکداممان مدرسه نمي‌‏رويم. پدرم قول داده سال ديگر که وضعمان خوب شد در مدرسه اسممان را بنويسد تا آن موقع هم کمک مي‌‏کنيم زندگيمان بچرخد."
آنها هروز کمي از پولشان را جمع مي‌‏کنند تا کيف و دفتر بخرند. زهرا از جيبش چند مداد رنگي قد و نيم قد بيرون مي‌‏آورد: "اينها را خودمان خريده‌‏ايم. دفتر نقاشي هم خانه داريم ...
از زهرا مي‌‏پرسم: "دوست داري اينجا گل بفروشي!" احمد انگار دوست ندارد خواهرش با غريبه ها حرف بزند مي گويد: آره دوست داره!" و دست خواهرش را مي کشد تا در هياهوي ماشينها گم شوند. زهرا سرش را پايين مي‌‏اندازد.
براي شهروندان تهراني تصوير کودکان گل فروش، آدامس فروش و بچه‌‏هايي که کنار ترازوي ديجيتالي روي کتاب و دفترشان خم شده‌‏اند و دارند مشقهايشان را مي‌‏نويسند تصوير تازه‌‏اي نيست. سر هر چهارراه يا در راسته هر يک از خيابان‌‏هاي تهران مي‌‏تواني آنها را ببيني. کودکاني که بر اساس دسته بندي‌‏هاي جامعه شناسي کودکان خياباني ناميده مي‌‏شوند. آنها به جاي مدرسه روزشان را پشت چراغ قرمزها و در خيابان‌‏ها مي‌‏‌‏گذرانند و پشت چهره‌‏هاي کودکانه‌‏شان مي‌‏تواني تصوير مردان و زناني را ببيني که نارسيده بالغ شده‌‏اند.
خيابان انقلاب- ساعت هفت غروب
"محمد مهدي" را خيلي‌‏ها مي شناسند. در خيابان انقلاب مي‌‏تواني او را پشت بساطش ببيني که در حال نوشتن مشق‌‏ است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوي زندگي مي‌‏کند. "محمد مهدي" در عين حال پسر خوانده "سمانه - ر" محسوب مي شود. مهندس کامپوتر يکي از شرکت‌‏هاي نرم افزاري که هر روز بعد از ساعت کاري به ديدن "محمدمهدي" مي آيد برايش اسباب بازي و لوازم التحرير مي خرد وحال مادر مريض اش را مي پرسد. بجز مادر و محمد مهدي هيچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدي "تنها حمايتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با اين وجود خيلي هم نمي تواند به درسهايش برسد."
حالا ماموران شهرداري هم او را مي شناسند. بيش از از دو سال است اينجا بساط مي کند و به درسش هم مي رسد و با هر نمره خوبي از مادرخوانده اش هديه اي مي گيرد. مادرخوانده اي که شايد حقوق اش کفاف زندگي خودش را ندهد اما مقيد به حمايت از محمد مهدي است.
کودکان خياباني نظير محمد مهدي تنها يک استثنا هستند. بر اساس آمارها بيشتر کودکان خياباني نه از آموزش خوبي بهره برده‌‏اند و نه در امنيت مطلوبي هستند. انها مورد تجاوز قرار مي‌‏گيرند. در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي هستند و بسياري از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان مي افتند و اين در مورد دختران بيشتر به چشم مي آيد.
کودکان خياباني به انسان‌‏هاي کمتر از 18 سالي اطلاق مي‌‏شود که به علت کار و يا نبود خانه و کاشانه در خيابان به سر مي برند. اين تعريف حتي کودکاني را که داراي خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگي ترجيخ مي دهند بيشتر زمان خود را در پارک‌‏ها و خيابانها بگذرانند نيز شامل مي شود.
به گزارش خبرنگار"ايلنا" بر اساس آمارهاي غير رسمي اکنون بيش از يک ميليون کودک خياباني در کشور وجود دارد که روزهاي خود را در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي بسيار مي‌‏گذرانند و اين زنگ خطر بزرگي است که به اعتقاد "مهديه احمدي" از کارشناسان امور اجتماعي دير يا زود مي‌‏تواند به بحران منجر شود.
به گفته او بررسي‌‏ها نشان داده کودکان خياباني به علت شرايط ويژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشي، اعتياد و ايدز قرار دارند و هر يک مي‌‏توانند در عين پاکي کودکانه شان بمبي متحرک در جامعه باشند.
احمدي مي‌‏افزايد: بر اساس نتايج يک تحقيق ميداني بيش از 20 درصد کودکان خياباني مورد تجاوز جنسي و کلامي قرار مي‌‏گيرند که نيمي از اين ميزان از سوي عابران و رهگذراني است که از بيماري‌‏هاي رواني رنج مي‌‏برند.
اين کارشناس نداشتن آموزش‌‏هاي جنسي را معضلي بزرگ مي‌‏داند که کودکان خياباني را به ورطه ايدز و فحشا مي‌‏کشاند تا همواره تهديد بزرگي برا ي جامعه باشند.
احمدي جمع آوري ، آموزش و نگهداي از کودکان خياباني را ضرورتي بزرگ مي‌‏داند که از وظايف اصلي دولت بوده و در دراز مدت مي‌‏تواند هم به شکوفا شدن استعدادهاي آنان کمک کند و هم از ميزان آسيب‌‏هاي اجتماعي در جامعه بکاهد.
به گفته مسوولان تا کنون بيش از 20 هزار کودک خياباني در شهر تهران جمع آموري و سامناندهي شده اند اما آنچه از شواهد امر بر مي‌‏آيد حکايت از افزايش ميزان کودکان خياباني و ناموفق بودن اين طرح دارد.
گسنردگي اين پديديه اجتماعي که خود متاثر از فقر و مهاجرت‌‏هاي بي‌‏رويه خانواده‌‏ها به شهرهاي برگ است نشان مي دهد براي حل اين معضل تنها فعاليت يک ارگان خاص کافي نبوده و شهرداري بايد در کنار بهزيستي، نيروي انتظامي و ديگر نهادهاي مرتبط اين کودکان را از سطح شهر جمع آوري کرده و براي آنان شرايط حداقلي زندگي و آموزش را فراهم کند.
يونسکو طي سال‌‏هاي گذشته با اشاره به وجود بيش از 100 ميليون کودک خياباني در جهان از تمام کشورهاي دنيا خواسته است امکانات خود را براي حمايت از اين افراد و آموزش آنان بسيج کنند زير اين معضل را معضلي جهاني مي‌‏داند.
بر اساس معاهده بين المللي حقوق کودکان کليه کشورهاي دنيا وظيفه دارند شرايط زندگي و سلامت جسمي و رواني را براي کودکان تضمين کرده و امکانات آموزشي و بهداشتي را در اختيار آنان قرار دهند که در ايران با توجه به تاکيدهاي دين اسلام و همچنين امار بالاي جمعيت کودک و نوجوان کشور که حدود 30 درصد جمعيت 70 ميلوني را تشکيل مي دهند اين مهم بيشتر احساس مي‌‏شود.
اگر چه ريشه‌‏يابي علت پيدايش کودکان خياباني هر فرد را به سوي جامعه و خانواده وي مي کشاند اما بادي در نظر داشت اين مشکل تنها مشکل خانوادهاي بي بضاعت و مهاجر و يا جوامع توسعه نيافته نيست و هر انسان در برابر معصوميت و پاکي کودکاني که لابه لاي صداي بوق و ترمز ماشين‌‏ها از دست مي‌‏رود، مسوول است.
خبرنگار: حسين خدنگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

قاضی خزایی رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب درحالی این فعال دانشجویی را طبق مواد 498، 500، و 514 قانون مجازات اسلامی به اتهام برهم زدن امنیت داخلی کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی مجموعاً به شش سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد که در سراسر جلسه، دادگاه به تفتیش عقاید متهم پرداخته و او را به علت عقایدش تحت تحقیر و فشار قرار داد. محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا، پیش از این توسط کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده بود و در اواخر شهریور ماه سال جاری نیز به مدت سه روز در بازداشت وزارت اطلاعات به سر برد.

با توجه به کم سابقه بودن صدور چنین حکم سنگینی برای یک فعال دانشجویی، در روز سه شنبه 1/11/87 دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا در اعتراض به این حکم، اقدام به جمع آوری طومارهایی در سطح دانشگاه نمودند که با یورش نیروهای حراست دانشگاه مواجه شده و منجر به بروز درگیری میان دانشجویان و حراست دانشگاه شد. دانشجویان در اعتراض به این برخورد نیروهای امنیتی، دست به تجمعی خود جوش زده و به خواندن سرود پرداختند.

گفتنی است نیروهای امنیتی در چند ماه اخیر، بارها طی تماس تلفنی با منزل این فعال دانشجویی، خانواده او را تهدید به قتل فرزندشان، ممانعت از تحصیل خواهر ایشان، و اخراج برادر وی از کار نمودند. این تهدیدات منجر به برهم ریختن وضعیت روحی و جسمی مادر محمد صیادی و بستری شدن وی در بیمارستان شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

طی 24 ساعت گذشته دست کم 19 نفر را در شهرهای اصفهان، یزد و تهران بدار آویخته است.

روز گذشته دو نفر در اصفهان و شش نفر نیز در یزد اعدام شدند.

اسامی دو زندانی اعدام شده در اصفهان رضا محمدی 25 ساله و جان محمد محمدی 40 ساله اعلام شده است.

همچنین سحرگاه امروز 10 نفر در زندان مخوف اوین در تهران و یک نفر نیز در زندان قزل حصار کرج حلق آویز شدند.

جمهوری اسلامی طی سال گذشته میلادی (2008) نیز دست کم 370 نفر را اعدام کرد که البته این آمار تنها مواردی را شامل می شود که اخبار آن در رسانه های حکومتی درج شده و مسلما شمار واقعی اعدامها بیش از اینها است.

فعالان حقوق بشر می گویند زمان آن فرار رسیده که پرونده سیاه رژیم اسلامی در زمینه نقض حقوق بشر به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

کارشناس مسئول بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی بهشتی از اشغال شدن 10 درصد تختهای خالی بیمارستانهای دولتی در اثر افزایش مراجعات ناشی از آلودگی هوا خبر داد.

مهندس نعمت الله سیف به پیامدهای ناگوار آلودگی هوا اشاره کرد و افزود: موضوع هوا بر خلاف همه نیازهای حیاتی انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است به طوری که انسان می تواند 5 روز بدون آب و 5 هفته بدون غذا بماند اما نمی تواند 5 دقیقه بدون هوا باشد.

آلودگی هوا و انتشار آلاینده های سمی باعث جایگزینی مواد شیمیایی با اکسیژن می شود که این مسئله خود به خود باعث بروز و تشدید بیماریهای قلبی عروقی، کبدی، کلیوی، ریوی و گوارشی و... می شود.

کارشناس مسئول بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی بهشتی گفت: طبق بررسیهای به عمل آمده در بیمارستانهای دولتی و دانشگاهی حدود 10 درصد تختها در این بیمارستانها در طول سال خالی است که به دنبال تشدید آلودگی هوا در فصل سرما اشغال می شود.

سیف ادامه داد: این موضوع نشان می دهد که بار مراجعین به بیمارستانها به دلیل آلودگی هوا افزایش یافته و باید تدبیری برای کاهش آلودگی هوا اندیشیده شود.

آسم، بیماریهای انسدادی دستگاه تنفسی، سرطانهای ریه و مجاری تنفسی، بیماری قلبی و عروقی و حملات قلبی، عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی و سردرد از جمله بیماریهای عمده ناشی از آلودگی هواست که متاسفانه سلامت افراد تهدید می کند.

سیف با عنوان این مطلب که 75 تا 80 درصد آلودگی هوا ناشی از سوخت وسایل نقلیه است افزود: رخداد وارونگی هوا در فصل زمستان باعث می شود که آلودگی ناشی از وسایل نقلیه در سطح پایین باقی بماند و در نتیجه تنفس افراد را دچار مشکل سازد.

کارشناس مسئول بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی بهشتی گفت: این وضعیت باعث افزایش بار مراجعه بیماران قلبی و تنفسی به اورژانس و مراکز درمانی می شود.

پیش از این منابع خبری از افزایش غیبت دانش آموزان به واسطه ناراحتیهای ناشی از افزایش آلودگی هوا خبر داده بودند.

این در حالی است که با توجه به ناسالم بودن هوا در مقیاس پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت در سال 85 شهر تهران 330 روز آلوده بوده و در این سال 40 هزار و نهصد و پنجاوچهار ماموریت اورژانس تهران به جهت بیماریهای قلبی و عروقی انجام شده که در سال گذشته این ماموریتها 16 درصد افزایش یافته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سازمان حقوق بشر تاجیکستان می گوید که ماموران انتظامی این کشور برای واداشتن مظنونان به اقرار، از شکنجه و زور به طور گسترده استفاده می کنند.

این نهاد غیردولتی در گزارش سالانه خود که به تازگی انتشار داده است، می نویسد که استفاده از شوک برقی، برهنه سازی، گرسنه نگه داشتن، در سقف آویزان کردن، ضرب و شتم و تجاوز به ناموس از رایجترین انواع شکنجه در بازداشتگاههای تاجیکستان است.

در همین حال، کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال گذشته شکایت هفت نفر را که ادعا کرده اند مورد شکنجه قرار گرفته اند، بررسی کرده و از دولت تاجیکستان خواسته است به این افراد غرامت بپردازد.

به نوشته مسئولان اداره حقوق بشر، هرچند آمار دقیقی در باره موارد شکنجه در زندانها و بازداشتگاههای تاجیکستان وجود ندارد، ولی درخواستهای مکرر شهروندان از مدافعان حقوق بشر حاکیست که کاربرد شکنجه در نهادهای انتظامی این کشور به مشکل حادی تبدیل شده است.

تحلیلگران این سازمان بر مبنای اطلاعات فراهم شده از افراد مظنون و زندانیان می گویند که ماموران انتظامی تاجیکستان معمولا با استفاده از الکتروشوک، لت و کوب، منزوی کردن و گرسنه نگاه داشتن بازداشت شدگان را وادار به ارائه شواهدی می کنند که از آنها خواسته می شود و بدین وسیله آنها را مجبور به اذعان ارتکاب جرم میکنند.

این سازمان همچنین از موارد بسیار بی رحمانه شکنجه، نظیر آویختن مظنونان و متهمان در سقف، برهنه سازی آنها، تجاوز به ناموس مردان در بازداشتگاهها و زندانهای تاجیکستان خبر داده است.

از جمله پنج ساکن ناحیه حصار که به اتهام سرقت محکوم شده اند، در شکایتی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل نوشته اند، که ماموران انتظامی نسبت به آنها از الکتروشوک استفاده کرده و آنها را تا سه روز گرسنه نگاه داشته اند.

همچنین ماموران آنها را تحت فشار روانی قرار داده و تهدید کرده اند که پیوندانشان را مورد خشونت قرار خواهند داد. این پنج نفر می گویند که در چنین شرایطی ناچار شده اند به جرایمی که مرتکب نشده اند، اقرار کنند.

بی اعتمادی به دادگاهها

به اعتقاد مولفان این گزارش، افرادی که مورد شکنجه قرار می گیرند، معمولا به دادستانی یا دادگاه مراجعه نمی کنند، زیرا به بررسی منصفانه این قضایا اعتماد ندارند.

اداره حقوق بشر تاجیکستان همچنین می گوید که قربانیان شکنجه همچنین از بردن شکایت به نهادهای ذیربط خودداری می کنند، زیرا هراس دارند که دوباره مورد اذیت ماموران انتظامی قرار خواهند گرفت.

از سوی دیگر، این سازمان می گوید که افراد آسیب دیده از شکنجه از خدمات پزشکی برخوردار نمی شوند و هیچ تلاشی برای مشخص کردن آثار شکنجه در اندام آنها صورت نمی گیرد.

پیام فروغی، یک مسئول مرکز سازمان امنیت و همکاری اروپا در تاجیکستان، می گوید که سازمانهای امدادی، از جمله صلیب سرخ به بازداشتگاهها و زندانهای این کشور دسترسی ندارند و نمی توانند به آسیب دیدگان از شکنجه کمک کنند.

وی افزود که سال 2004 رئیس جمهور تاجیکستان به صلیب سرخ اجازه داد که در زندانها و بازداشتگاهها فعالیت خود را راه اندازی کند، ولی بعد از چند ماه این تصمیم لغو شده است.

"سوءاستفاده از مقام"

این در حالیست که باباجان باباخانف، دادستان کل تاجیکستان، اخیرا در یک نشست خبر داد که در سال گذشته در این کشور هیچ مورد شکنجه افراد بازداشت شده آشکار نشده است.

با این حال، طبق اطلاع وی، در سال 2008 تنها 41 نفر مامور پلیس به جرم سوءاستفاده از مقام خدمتی به دادگاه کشیده شده اند.

پیشتر طاهر نارمتف، یک مسئول وزارت کشور تاجیکستان، در یک همایش وجود شکنجه در بازداشتگاهها و زندانهای این کشور را تایید کرده بود.

وی گفته بود "متاسفانه، در صفهای پلیس کشور هنوز افرادی هستند که به جای عقل تنها توسط کتک وظایف خدمتی خود را انجام می دهند." آقای نارمتف افزود که همه ساله تا 30 تن از ماموران پلیس برای ارتکاب جنین جرایمی مجازات می شوند.

با توجه به این، مدافعان حقوق بشر می گویند که در بسیاری از موارد دادگاههای تاجیکستان افرادی را که در شکنجه دست دارند، تنها به جرم سوءاستفاده از مقام خدمتی مجازات می کنند و از جرم شکنجه صرف نظر می شود.

متیو پرینگل، یک مسئول انجمن جلوگیری از شکنجه که در ژنو واقع است، می گوید که تاجیکستان باید پروتوکول الحاقی به کنوانسیون جلوگیری از شکنجه را تصویب کند.

به گفته آقای پرینگل، تنها در چنین صورتی شرایط برای تاسیس یک نهاد مستقل ناظر بر فعالیت زندانها و بازداشتگاهها در تاجیکستان فراهم خواهد شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز، سحرگاه امروز 10 نفر در زندان اوین تهران اعدام شدند.

بنابراین گزارش، تمامی اعدام شدگان مرد بودند.

در گزارشهای پیشین گفته شده بود یک زن زندانی به نام فیروزه نیز قرار است امروز اعدام شود.

اعدام دسته جمعی امروز زندان اوین همزمان با آغاز کار باراک اوباما، رئیس جمهور جدید آمریکا صورت می گیرد.

این اعدام دسته جمعی که خبر آن پیشاپیش توسط خبرگزاری  (فارس) اعلام شده بود، هدف دیگری جز ایجاد رعب و وحشت بیشتر در میان مردم ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

جسد زن جوانی به نام نرمین در راه پله منزل مسکونی اش پیدا شد.

هنوزعلت مرگ یا خودکشی این زن جوان که ظاهراً خود را حلق آویز نموده ، به درستی مشخص نیست ، اما پزشکی قانونی از وجود آثار کبودی بر جسد این زن گزارش داده است.

گفته می شود از این زن جوان که باردار نیز بوده ، یک کودک خردسال به جای مانده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

عباس جليليان، نويسنده كُرد پنج‌شنبه 26 دی ماه در شهر اسلام آباد غرب استان كرمانشاه بازداشت شد.
به گزارش خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان، مأموران امنيتی در ساعات پايانی شب با مراجعه به منزل عباس جليليان در حالی كه وی به همراه پدر بيمار و نابينای خود در منزل تنها بود اقدام به بازداشت ايشان نموده و در مقابل درخواست و اصرار پدر وی كه خواستار اطلاع از هويت مأموران و دليل بازداشت فرزندش شده بود رفتار توهين آميزی را با وی انجام دادند. همچنين مأموران ضمن تفتيش منزل، كيس كامپيوتر و بخش زيادی از مطالب و دست نوشته‌های اين فعال ادبی را همراه خود بردند. 
اگر چه در مراجعه‌ی نخست خانواده عباس جليليان به اداره اطلاعات شهرستان اسلام آباد غرب مسئولان مربوطه از جريان بازداشت و وضعيت وی اظهار بی‌اطلاعی نمودند، اما نهايتاً دستگيری اين فعال ادبی مورد تائيد قرار گرفت و از انتقال وی به شهر كرمانشاه خبر دادند. هر چند در پی‌گيری‌های صورت گرفته از طرف خانواده و مراجعات مكرر ايشان به اداره اطلاعات كرمانشاه هنوز امكان ملاقات و يا حتی تماس تلفنی با نامبرده فراهم نگرديده و هيچ اطلاعی از اتهامات و وضعيت اين فعال ادبی در اختيار خانواده قرار نگرفته است.
گفتنی‌ست عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از نويسندگان سرشناس كُرد در حوزه ادبيات كُردی جنوب می‌باشد كه تا كنون چندين كتاب از وی به چاپ رسيده است. از جمله فرهنگ باشور، رنگامه، زرينه و سيمينه و... همچنين مقالات متعددی نيز در زمينه‌ی زبان و ادبيات كه در نشريات كُردی و فارسی منتشر شده است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 قضات دادگاه کيفري استان تهران دو خواهر محکوم به سنگسار را پس از محاکمه مجدد از اتهام زناي محصنه تبرئه کردند و اين دو به زودي آزاد مي شوند.
به گزارش خبرنگار ما پرونده آذر و زهره دو خواهر 27 و 30ساله که پيش از اين در شعبه 80 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه و به سنگسار محکوم شده بودند يکي از جنجالي ترين پرونده هاي سال گذشته بود که واکنش هاي بسياري را در محافل بين المللي به همراه داشت.
حساسيت روي اين پرونده زماني شدت گرفت که وکيل مدافع دو خواهر اعلام کردند قضات شعبه 27 ديوان عالي کشور حکم سنگسار را تاييد کرده اند. زماني که پرونده براي اجراي حکم نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شد، وي صدور اين حکم را شرعي و قانوني ندانست و از آنجا که استناد قضات براي صدور حکم رجم يک فيلم منتسب به دو خواهر بود رئيس قوه قضائيه اعلام کرد فيلم جزء مستندات قانوني محسوب نمي شود، ضمن اينکه شرايط زندگي اين دو زن مورد بررسي قرار نگرفته است. به اين ترتيب حکم سنگسار نقض شد.
اين تنها ايراد پرونده نبود، چراکه زهره و آذر بعد از بازداشت شان يک بار از اتهام زناي محصنه تبرئه شده و جرم شان به رابطه نامشروع تقليل يافته و در دادگاه عمومي محاکمه و به 99 ضربه شلاق محکوم شده و حکم آنها اجرا شده و سپس آزاد شده بودند، اما اين پرونده بدون شاکي يا وقوع جرمي جديد يک بار ديگر به جريان افتاد و جزء پرونده هايي قرار گرفته بود که در راستاي مبارزه با سي دي هاي مبتذل گشوده شده بود.
در چنين شرايطي وکيل مدافع دو خواهر تشکيل اين پرونده را زير سوال برد، چراکه وي معتقد بود يک بار به اين پرونده در دادگاه عمومي رسيدگي شده است و متهم را به يک جرم نمي توان دو بار محاکمه کرد. در حالي که سرنوشت دو خواهر پس از صدور حکم سنگسار و نقض آن همچنان در هاله يي از ابهام قرار داشت، شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران مسوول رسيدگي مجدد به اين پرونده شد و اين دو خواهر هفته گذشته در اين شعبه مورد محاکمه قرار گرفتند و مدعي شدند دو زني که در فيلم ديده مي شوند آنها نيستند. وکيل مدافع دو خواهر نيز مدارکي را ارائه داد که نشان مي داد آنها يک بار در دادگاه عمومي محاکمه شده اند و راي نيز برايشان صادر شده است و نمي توان اين افراد را دوباره تحت پيگرد قرار داد.
سرانجام هيات قضات شعبه 77 به رياست دادرس افتخاري وارد شور شدند تا در مورد سرنوشت دو خواهر تصميم بگيرند. آنها بعد از چند روز بحث و بررسي با اکثريت آرا زهره و آذر را تبرئه کردند. در رايي که قاضي محسن افتخاري آن را به انشا درآورده و دو قاضي موافق ديگر نيز امضا کرده اند، آمده است؛ هر نوع فناوري اعم از دوربين، ضبط و هر چيز ديگري که بتواند به قاضي براي رسيدن به علم کمک کند، قانوني و درست است اما در اين پرونده فيلم موجود به امضاکنندگان اين راي براي رسيدن به علم به اينکه زهره و آذر مرتکب زناي محصنه شده اند، کمک نکرده است. همچنين شوهران اين دو خواهر نيز شکايت خود را پس گرفته و اعلام کرده اند زناني که در فيلم هستند همسران آنها نيستند و متهمان نيز مدعي شدند افراد مشهود در فيلم اشخاص ناشناس ديگري هستند، ضمن اينکه شرايط اثبات زناي محصنه در اين پرونده وجود ندارد. بنابراين متهمان از اتهام وارده مبرا هستند.
بنابر اين گزارش با توجه به راي صادره زهره و آذر، متهمان پرونده که از سال 85 با شکايت همسر يکي از اين دو نفر و تهيه فيلم از سوي او در زندان به سر مي بردند، به زودي آزاد مي شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

با حكم دادگاه انقلاب اسلامى، دكتر آرش و كاميار علايى به اتهام ارتباط با پرونده موسوم به «براندازى نرم در ايران» به شش و سه سال زندان محكوم شدند.

بر اساس راى دادگاه، دكتر آرش علايى، به تحمل شش سال زندان و دكتر كاميار علايى به تحمل سه سال زندان محكوم شده اند.

روز دوشنبه، ۳۰ دى ماه، مدير كل ضد جاسوسى وزارت اطلاعات ايران از محكوميت اين دو برادر در پرونده اى مرتبط با طرح براندازى نرم در ايران سخن گفته بود.

مسعود شفيعى، وكيل برادران علايى در گفت و گو با «راديو فردا»، با بيان اينكه اين حكم، نهايى نيست گفت:«من فرصت بيست روزه اى براى اعتراض دارم و ايرادات اساسى به دادنامه دارم و يقين دارم كه اين حكم نقض خواهد شد.»

آقاى شفيعى درباره مبنا و اساس اين حكم معتقد است كه كيفر خواست از دادگاه خواسته بود تا بر مبناى ماده ۵۰۸ قانون مجازان اسلامى، به اين پرونده رسيدگى كند.

ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامى مى گويد: «هركس يا گروهى با دول خارجى متخاصم به هر نحو عليه جمهورى اسلامى ايران همكارى نمايد، در صورتى كه محارب شناخته نشود به يك تا ده سال حبس محكوم مى گردد.»

مسعود شفيعى درباره رسيدگى به پرونده موكلين اش بر مبناى اين ماده به «راديو فردا» گفت: «استناد به اين ماده جايگاه قانونى ندارد، به دليل اينكه به جز بحث محاربه كه كلا در اين پرونده جايى ندارد، دو ركن اساسى در اين ماده وجود دارد. يكى بحث متخاصم بودن آمريكا و ديگرى همكارى و رابطه عليه جمهورى اسلامى است كه از نظر من به عنوان وكيل، در اين پرونده موضوعيت ندارد.»

وى افزوذ: «بحث متخاصم بودن آمريكا، تنها توسط يك مرجع و آن هم شوراى امنيت ملى تعيين مى شود، كه تا كنون چنين نظرى از سوى اين شورا مطرح نشده است. همچنين رابطه بايد همكارى عليه جمهورى اسلامى باشد كه اين مسئله نيز با شناختى كه من از موكلينم دارم، هر گونه ارتباطى كه آنها با سازمان ها و موسسات آمريكايى و غير آمريكايى داشتند، صرفا علمى و با تمركز بر موضوع مبارزه با ايدز بوده است.»

مدير كل ضد جاسوسى وزارت اطلاعات در سخنان روز دوشنبه خود يكى از مهم ترين مستندات قضايى در اين پرونده را اعترافاتى دانست كه به زودى قرار است از تلويزون دولتى ايران پخش شود و بدون اشاره به جزئيات بيشتر گفت: «در مورد اين پرونده ما مستندات كافى نيز داريم كه قاضى پرونده آن را پذيرفت و وكلاى متهمان نيز نتوانستند دفاع درستى در مقابل اين مستندات داشته باشند.»

وكيل مدافع برادران علايى در اين رابطه به راديو فردا گفت: «من نمى دانم اين مقام وزارت اطلاعات به كدام فيلم اشاره مى كنند. چرا كه تا مقطعى كه من اطلاع دارم، و جلسه دادگاه، دفاعيات من و موكلينم كه همه آنها ضبط شده است، ما صراحتا اتهام ها را رد كرده ايم.»

دادگاه انقلاب ايران روز شنبه اعلام كرده بود كه متهمان پرونده «براندازى نرم» محاكمه و به حبس محكوم شده و اين افراد در حال حاضر در زندان به سر مى برند.

از آن زمان تا كنون همواره به محكوميت چهار تن در اين پرونده اشاره شده است كه هويت دو تن ديگر همچنان نا معلوم است

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نیروهای بین المللی مستقر در افغانستان می گویند ۲۲ شورشی را در جنوب و جنوب شرق این کشته و ۱۱ تن دیگر را بازداشت کرده اند.

نیروهای ائتلاف تحت فرمان آمریکا در افغانستان با انتشار خبرنامه ای در این مورد گفته اند که دو فرمانده شورشیان نیز در میان کشته شدگان هستند.

بر اساس این خبرنامه، نیروهای ائتلاف در چند رشته عملیات جداگانه در ولایت های کاپیسا در شمال کابل، قندهار و زابل در جنوب و خوست، در شرق افغانستان موفق به کشتن و بازداشت این شورشیان شدند.

نیروهای ائتلاف می گویند در عملیاتی در ولسوالی تگاب ولایت کاپیسا یک فرمانده طالبان به نام ملا پتنگ را به همراه ۱۸ طالب دیگر کشتند. به گفته این نیروها، ملا پتنگ سازماندهی بمبگذاری ها علیه نیروهای خارجی و کارمندان دولت افغانستان در محل را به دوش داشت.

نیروهای ائتلاف می گویند این فرمانده، با فرماندهان ارشد طالبان در داخل و خارج افغانستان به طور مستقیم تماس داشت و دستورهای آنان را در محل اجرا می کرد.

براساس خبرنامه، هشت تن از همراهان این فرمانده از سوی نیروهای ائتلاف را بازداشت شده اند.

نیروهای ائتلاف همچنین می گویند یک فرمانده دیگر طالبان به نام ملا عبدالرحیم را به همراه یک فرد مسلح دیگر در ولسوالی "پنجوایی" ولایت قندهار در جنوب افغانستان کشتند.

به گفته این نیروها، ملا عبدالرحیم نیز در سازماندهی بمبگذاریها علیه نیروهای خارجی و دولت افغانستان دست داشت.

بر اساس خبرنامه نیروهای ائتلاف، این فرمانده طالبان در یک خانه مخفی شده بود و زمانی که دستور سربازان ائتلاف را برای تسلیم شدن نادیده گرفت، با پرتاپ یک بمب دستی از سوی این سربازان کشته شد.

نیروهای ائتلاف همچنین می گویند که یک شورشی مسلح را در ولایت زابل کشته و دو فرد مظنون دیگر را بازداشت کرده اند و همچنین یک شورشی مظنون دیگر را در ولایت خوست بازداشت کرده اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

یک ضرب‌المثل آلمانی می‌گوید: فیل‌ها هرگز فراموش نمی‌کنند، که از قرار معلوم چندان هم بی‌ربط نیست. پژوهشگران آمریکایی می‌گویند: فیل‌ها از دست دادن اعضای خانواده‌ی خود را به سختی فراموش می‌کنند.

 پژوهشگران آمریکایی که رفتار بیش از ۱۰۰ فیل آفریقایی در پارک ملی تانزانیا را بررسی می‌کردند، متوجه شدند که فیل‌های این منطقه در گروه‌های بسیار کوچک زندگی می‌کنند. از آنجا که در هر دسته از فیل‌ها چندین نسل و اعضای یک خانواده همه با هم زندگی می‌کنند، گروه کوچک کمی غیرطبیعی به نظر می‌رسد.

پژوهشگران آمریکایی پس از بررسی سابقه و موقعیت زندگی فیل‌های این منطقه به این نتیجه رسیدند که فیل‌هایی که جفت‌شان شکار شده، سال‌های طولانی تنها می‌مانند. گاه ۲۰ سال یا حتی بیشتر طول می‌کشد تا این فیل‌ها به تشکیل مجدد خانواده علاقمند ‌شوند.

زندگی در انزوا پس از ضربه عاطفی

در دهه‌ی هشتاد و نود میلادی، ۷۵ درصد از فیل‌های پارک ملی تانزانیا طعمه‌ی شکارچیان غیرمجاز شدند و جمعیت فیل‌های این منطقه به شدت کاهش پیدا کرد. "سم واسر" یکی از پژوهشگران این تیم آمریکایی، که در مورد بو‌م شناسی فیل‌ها تحقیق می‌کند، می‌گوید:«شکارچیان غیرمجاز بیشتر فیل‌هایی را هدف می‌گرفتند که عاج بزرگتری داشتند و میانسال بودند.»

جنس عاج فیل‌های میانسال مرغوب‌تر است و در بازار قاچاق گرانتر فروخته می‌شود. از آن گذشته برخلاف فیل‌های آسیایی، که فقط جنس نر آنها صاحب عاج است، فیل‌های آفریقایی ماده هم عاج دارند.

واسر می‌گوید، فیل‌های ماده عاطفی‌ترند. او اشاره می‌کند: «بسیاری از فیل‌های ماده‌ای که مادر، خواهر یا یکی از اعضای خانواده‌شان کشته شده، از سایر فیل‌های گروه دوری می‌کنند و سال‌ها تنها  زندگی می‌کنند.»

یافتن خانواده‌ای جدید

فیل‌ها در مقایسه با سایر حیوانات عمر طولانی‌تری دارند و اینطور که پژوهشگران می‌گویند به زندگی اجتماعی علاقمندند. دسته‌ی فیل‌ها سازگاری زیادی از خود نشان می‌دهند و اغلب آماده‌ی پذیرش اعضای جدید است. این توانایی مزیتی بزرگ برای آنهایی است که تنها مانده‌اند.

پژوهشگران آمریکایی در نتیجه‌ی تحقیق خود که در مجله‌ی علمی "اکولوژی ملکولی" به چاپ رسیده، می‌نویسند: «گاه در یک گروه فیلی دیده می‌شود که با هیچ یک از اعضای گروه خویشاوندی ندارند، اما عضوی از گروه است و  به نظر می‌رسد، علاقمند به جفت‌گیری و تشکیل خانواده است.»

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نگاهي به موج جديد طرح امنيت اجتماعي در تهران
زنان تهراني در زمستان بايد چه لباسي بپوشند؟

ساعت 6 عصر از سر كار بر ميگردم .زمستان است و هوا زود تاريك مي شود. همسرم نيز همزمان با من ميرسد. من 4 صبح سر كار ميروم و همسرم 30/7 صبح. طبيعي ست كه هردو خسته ايم و بي رمق ... از نگاهش مي فهمم كه مي خواهد چيزي بگويد. صبر مي كنم تا خودش سر حرف را باز كند. بعد از نوشيدن چاي بالاخره به حرف مي آيد:

- من بايد برم بيرون ..زود برميگردم ...
و من مي فهمم كه اتفاق بدي رخ داده است. نيازي نيست عنوان كند. از فركانس هايش مي فهمم .
- چيزي شده ؟
و نگاهش مي كنم
- فرحناز رو چهار راه ولي عصر گرفتن.
- كي ؟ براي چي ؟
- گشت ارشاد گرفتدش.
برايم قابل درك نيست. فرحناز از دوستان صميمي ماست. 39 ساله است . متاهل و داراي پسر بچه 9 ساله باهوشي به نام امير حسين. شوهرش نيز 3 روز است براي ماموريت اداري به شهرستان رفته است. شمالي ست و در تهران جز ما كسي را ندارد.
فرحنازتيپي نيست كه گشت ارشاد او را جلب كند. اين را بخوبي ميدانم . زنگ موبايل بصدا مي آيد. فرحناز است. اطلاع مي دهد كه آنها را به پايگاه خيابان وزرا مي برند. همسرم براي فرحناز، دمپايي، مانتو، چادر و مقنعه برميدارد. زنگ ميزنم به تاكسي تلفني . سريع مي آيد و حركت مي كنيم. غروب تهران با ترافيك اش وقتي كه كار داري ملال آور است.
به مركز امنيت اجتماعي و اخلاقي واقع در خيابان وزرا ميرسيم. و داخل مي شويم.
سالن بزرگي ست كه مملو از جمعيت است وبر در و ديوار كتبيه هاي محرم را نصب كرده اند. و جمله اي براي تاكيد بر امر به معروف و نهي از منكر كه اين روزها دستاويز اين جماعت شده است. در بزرگي در روبرو قرار دارد و پيشخوان چوبي بزرگي كه دو سرباز و يك لباس شخصي پشت آن نشسته اند. وسط پيشخوان با ميله اي فلزي به دو قسمت تقسيم شده است كه سمت راست اطلاعات خواهراني ست كه جلب شده اند و سمت چپ به برادران تعلق دارد. سمت چپ پيشخوان نيز دري كوچكتر قرار دارد كه سربازي جلوي آن نشسته است.
برخوردهاي مسئولين به شدت توهين آميز و مشمئز كننده است.
به سمت اطلاعات خواهران ميرويم و اسم و نام خانوادگي فرحناز را مي گوئيم. سرباز به ليست بلند بالايي كه در دست دارد نگاهي مي اندازد و عنوان مي كند كه هنوز آنها را نياورده اند. روي صندلي انتظار در كنار جمعيت كثيري كه اكثر آنها خانم هستند مي نشينيم. برخي عصباني اند و در حال اعتراض ، برخي به آرامي مي گريند وبرخي با تلفن هاي همراهشان مشغولند. با كساني كه دور و برمان نشسته اند صحبت مي كنم تا علت مراجعه شان را جويا شوم . خانم ((م)) دبير است و دختر 17 ساله اش را گرفته اند . خودش هم نمي داند چرا. چون دخترش مانتوي كوتاه هم نپوشيده است و از كلاس كنكور كه خارج شده او را گرفته اند.
آقاي ((ف)) جواني ست 28 ساله كه دو هفته است از كلن به ايران آمده و همسرش را گرفته اند. و با لحني عصباني مي گويد : دوهفته ست اومدم ايران .. ديگه نميام .
باز خوردها ي افرادي كه منتظرند متفاوت است. برخي بطور علني طراح سيستم امنيت اجتماعي و اخلاقي را لعن و نفرين مي كنند و برخي سكوت را ترجيح مي دهند.
اما آنچه كه برايم بسيار جالب است مردي ست 36 ساله كه براي آزادي مادرش كه 67 ساله است به اين مركز آمده.
با هم بيرون از سالن مي رويم ودر پياده رو سيگاري مي گيرانيم. مرد عنوان مي كند كه پدرش در قيد حيات نيست و او از مادرش نگهداري مي كند. از او سوال مي كنم كه پوشش مادر 67 ساله اش چه بوده است؟ و او مي گويد: پالتو پوشيده بود با چكمه. چون برف مي اومد. تازه مادرم حاجيه خانم هم هست و دو بار مشرف شده . من نميدونم اين كارها يعني چه؟ مادرم كه دختر 14 ساله نيست....
سعي مي كنم آرامش كنم و مي گذارم تمام حرف هايش را بزند تا سبك شود.

در حالي كه ساعت 10 شب است به داخل سالن انتظار برمي گرديم. همه نگرانند از اين همه تاخير. مگر از چهار راه ولي عصر تا خيابان وزرا چقدر راه است؟
همسرم با تمام خانم هايي كه در انتظارند دوست شده است و آنها را دلداري مي دهد. بالاخره ماشين گشت ارشاد از راه مي رسد.
يك مامور زن ليست جديد را بعد از دقايقي مي آورد. اسم فرحناز هم جزو ليست است. دمپايي ،چادر، مقنعه و روپوش را تحويل پذيرش مي دهيم . بعد از دقايقي با فاصله همه آزاد مي شوند. فرحناز هم در حالي كه ارشاد شده با چادري كه روي سرش لخ لخ مي زند و برايش كوتاه است بيرون مي آيد. بشدت عصباني ست و معلوم است بدجور ارشاد شده است. ... كارت شناسايي مان را تحويل مي دهيم و مشخصاتمان بعنوان ضامن ثبت مي شود. اينك فرحناز آزاد است. چادر بر سر و دمپايي به پا ارشاد شده است.
خانم 67 ساله هم مي آيد. مادربزرگي فلفل نمكي ست مثل همه مادر بزرگ ها كه در قصه ها خوانده ايم . با لبخندي بر لب از روي شرم و حيايي زنانه.
باتفاق فرحناز و همسرم بيرون مي آئيم. دم در مكان مناسبي ست براي كساني كه با ماشين مسافركشي مي كنند. دربست ماشين مي گيريم و مي گذاريم فرحناز حرف بزند.
- داشتم از چهار راه ولي عصر رد ميشدم برم خونه ، دختره جلوي گشت ارشاد صدام كرد. گفت برو بشين تو ماشين. هرچي گفتم مگه من چيكار كردم ؟ جوابمو نداد. يكي شون داخل ماشين بود. ازش پرسيدم راست ميگن شما رو از بين دختر فراري ها انتخاب ميكنن؟ گفت : نه ... كي گفته؟ گفتم : راست ميگن بخاطر هر يه نفري كه تحويل ميدين 5000 تومن ميگيرين؟ گفت : اينا شايعه ست. گفتم : حالا با ما چيكار ميكنن؟ گفت : به خونواده تون زنگ بزنين ،براتون دمپايي و روپوش و چادر و مقنعه بيارن. بار اول تعهد ميدين. بار دوم ميرين دادگاه و جريمه نقدي داره و بار سوم حبس داره. گفتم: اگه كسي ،تو تهران آشنا نداشته باشه چي ؟
گفت: اينقدر بايد بموني كه يه نفر بياد و ضمانتت رو بكنه.
فرحناز شرح داد كه چكمه اش را كه براي زمستان به قيمت 75000 تومان خريده بود را از او گرفته اند. همچنين پالتوهاي گران قيمتي كه بر تن ارشاد شوندگان بوده را نيز ضبط كرده اند. اكثر خانم ها را نيز بخاطر پالتوي كوتاه و چكمه جلب كرده اند و علت تاخير هم اين بوده كه دستور داشتند ماشين پر شود و بعد حركت كنند. يك عكس تمام قد با شماره نيز از آنها گرفته اند و به همراه تعهد نامه ضميمه پرونده كرده اند.
از فرحناز درباره ديگران جويا مي شوم. مي گويد: دختر 17 ساله اي را در حين جدا شدن از دوستانش بخاطر دست دادن با پسري جلب كردند. و بقيه را بخاطر پوشش نامناسب.
راننده ماشين نيز به حرف مي آيد و از قول خودش مي گويد:
- من كارگر يه كارخونه بودم . تعديل نيرو شد و مارو اخراج كردن. با همين پيكان كار مي كنم و آ‍ژانس ها هم بخاطر اين كه ماشينم پيكانه و مدلش پائينه قبولم نمي كنن. هر شب اينجام و خودم هم دارم افسرده ميشم. نمي دونين چه آدم هاي باشخصيت و خونواده داري رو مي گيرن ميارن اينجا. از خودم بدم اومده.
به خانه فرحناز مي رسيم واو پياده مي شود. دغدغه امير حسين را دارد كه تنهاست. و من و همسرم به سمت خانه حركت مي كنيم.
تهران ، درشبي سرد و زمستاني ، آرام خوابيده است. و شايد نمي داند زير پوستش چه اتفاقاتي رخ مي دهد.
به خيابان هاي خلوت نگاه مي كنم و ياد حرف محمود احمدي نژاد در روزهاي اوليه كانديداتوري اش مي افتم كه گفته بود كار ما اين نيست كه يك پسر و دختر را بخاطر آرايش مو و لباسش بگيريم. ....و فكر مي كنم مردمي كه اين همه مشكل مالي و اقتصادي دارند، حد اقل كاري كه مي شود برايشان كرد ، اين است كه سر به سرشان نگذاشت.
مي انديشم كه با ديدن پليس كه حافظ امنيت و ناموس مردم بايد باشد ، چقدر چندشم مي شود. به اشك هاي مادري مي انديشم كه نگران دختر 17 ساله اش بود كه مبادا بلايي سرش بياورند.
به ايران، تهران، وضعيت زن ايراني و حقوق بشر مي انديشم.
به خانه ميرسيم. ساعت 30/11 شب است. و من ميروم تا بخوابم. چون ساعت 4 صبح بايد بيدار شوم. و با خود فكر مي كنم :
زنان تهراني در زمستان بايد چه لباسي بپوشند؟

محمد حسن يوسف پورسيفي
دكتراي فلسفه علوم رسانه
تهران - ديماه 1387

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 رئيس بيمارستان امام خميني از بروز «وضعيت قرمز» در این بيمارستان خبرداد و گفت: بیمارستان امام خميني از امروز به دليل پذيرش ظرفيت بيش از دو برابر در بخش اورژانس با وضعيت قرمز مواجه شده و از امروز به هیچ وجه پذیرای بیماران اورژانسی نخواهیم بود.

دكتر رستميان علت ازدحام بيش از حد در اورژانس را، مراجعه بدون پذيرش بيمارستان ذکر کرد و گفت: از انجایی که بيمارستان امام خمینی  پذيرش آمبولانس هوايي و زميني دارد تصمیم بر آن است تا از امروز آمبولانس هاي زميني را پذيرش نكنيم و آنها بايد به اورژانس بيمارستانهايي كه ظرفيت خالي دارند ،مراجعه كنند.

رستميان ادامه داد: بيماراني كه از شهرستانها مراجعه مي كنند بدون گرفتن پذيرش از بيمارستان و هزينه هاي بالاي بخش خصوصي اين ازدحام را در اورژانس به وجود آورده اند.

وي اشاره كرد: بايد مشكلات بيمارستانهاي شهرستانها حل شود تا بيماران به تهران مراجعه نكنند.

رئيس بيمارستان امام خمینی  تصريح كرد: همچنين كمبود تختهاي ICU از ديگر مشكلات ما است و تعداد زيادي بيمار در انتظار تخت ICU هستند.

وي اضافه كرد: بايد ستادي براي ساماندهي به پذيرش بيماران و پذيرش بيماران ارجاعي از شهرستان ها تشكيل شود تا به كاهش مشكلات اورژانس بيمارستانهايي مثل بيمارستان امام خمینی(ره) كمك شود.

همچنين شكوري سرپرستار اورژانس یک بيمارستان امام خميني گفت: طبق استاندارد وزارت بهداشت در اورژانس 1 بيمارستان امام خمینی بايد 12 تخت فعال و طبق استاندار بيمارستان، 20 تخت فعال باشد كه در حال حاضر 41 بيمار در اين بخش بستري هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

زندانی سیاسی هاشم شاهینی نیا ، بیش از یکسال است که تحت شرایط بدجسمی در زندان مرکزی بوشهر بصورت تبعید ایام محکومیت هفت ساله خود را سپری مینماید.

وی که چهارمین سال ایام محکومیت خود را سپری مینماید از چندی پیش دچار ناراحتی قلبی گردید و پس از پیگیریهای مستمر چهارماه پس از تاکید پزشکی قانونی به بیمارستانی تخصصی در خارج از زندان منتقل گردید.

متخصصان مربوطه پس از بررسی اعلام نمودند عارضه وی در واقع ناشی از مشکلات آسیبهای عصبی است و از اینرو تعدادی دارو برای درمان وی تجویز نمودند .

مسئولان زندان علیرغم نظر تخصصی پزشک با بیان ممنوعه بودن داروهای آقای شاهینی نیا در زندان ، از تهیه و در اختیار گذاردن این داروها سر باز زده و مدعی گردیدند تنها حاضرند قرصهای خواب آور و مسکن در اختیار این زندانی عقیدتی بگذارند.

هاشم شاهینی نیا متهم به شرکت در تجمع اعتراضی سال 1384 در مقابل زندان اوین و ارتباط با یکی از سازمانهای مخالف نظام است ، وی علیرغم قطعی شدن حکم دادگاه تجدید نظر به زندان بوشهر تبعید گردید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 به دنبال تحصن چند ماه پیش دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان نسبت مسائل صنفی خود, 8 تن از دانشجویان متحصن این دانشگاه به کمیته انضباطی احضار شدند.

هم چنین برای دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه حکم یک ترم حذف ترم و و توبیخ کتبی و.درج درپرونده صادر شده است.

شایان ذکر است که این احضار ها که همچنان ادامه دارد، در زمان امتحانات پایان ترم صورت گرفته است

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

وکيل کبرا نجار، زن محکوم به سنگساري که از ارديبهشت ماه سال 76 تاکنون با حکم سنگسار در زندان به سر مي برد، در مصاحبه با روز تاکيد مي کند که نامبرده، در آستانه تبديل شدن حکمش به مجازات شلاق و سپس آزادي قرار گرفته است.


مريم کيان ارثي وکيل کبرا به روز مي گويد: پي گيري هاي زيادي براي تغيير حکم کبرا انجام شد و بالاخره امروز ظهر از قوه قضائيه خبردار شديم که پيشنهاد تبديل شدن حکم سنگسار خانم نجار از دفتر آقاي شاهرودي راهي کميسيون عفو و بخشودگي شده است.
کيان ارثي در اين باره توضيح مي دهد: اين بار درخواست بخشودگي ، يا بهتر بگويم پيشنهاد عفو موکلم مستقيما از دفتر رياست محترم قوه قضائيه خطاب به آقاي شيرج [رئيس حوزه نظارت قضايي ويژه قوه قضاييه] مطرح شده است تا از طريق ايشان به کميسيون عفو فرستاده شود.
در نامه اي که وکيل کبرا به آن اشاره دارد آمده است و خطاب به رئيس حوزه نظارت قضايي ويژه قوه قضائيه نوشته شده، پيشنهاد تبديل شدن حد رجم به صد ضربه شلاق عنوان شده است.
اين پيشنهاد بنا به تفسير وکيل کبرا ، بايد راهي کميسيون عفو و بخشودگي شده و تاييديه اين کميسيون را براي مجازات جايگزين و سپس آزادي کبرا نجار دريافت کند.
کبرا نجار در سن 33 سالگي به اتهام معاونت در قتل همسرش دستگير شد. او سپس به اين معاونت اقرار کرد و در عين حال بارها در اعترافاتش توضيح داد که در زمان حيات همسرش از جانب وي وادار به تن فروشي مي شده است. کبرا به تحمل زندان و نيز حد رجم محکوم شد. همجرم او ، حبيب، که به دليل قتل همسر کبرا به اعدام محکوم شده بود با بخشش خانواده اولياء دم آزاد شد. اما کبرا نجار 11 سال را در زندان تبريز با حکم سنگسار گذراند و چندي پيش به زندان رجايي شهر منتقل شد.
هيرو دختر بزرگ کبرا که هميشه مسووليت پي گيري پرونده مادرش را به دوش کشيده و پيش از اين نيز در گفت و گو با سايت روز، از زندگي مادرش و رنجهاي او سخن گفته بود، با شعف مي گويد: از شدت خوشحالي حتا نمي توانستم گريه کنم. نمي توانستم فرياد بزنم اما ساعت 4 امروز از ميدان وليعصر تا ونک را با گريه دويدم. مادرم به خانه بر مي گردد اگرچه بچه ها ديگر بزرگ شده اند!
مريم کيان ارثي وکيل کبرا خاطرنشان مي کند: اميدوارم که کبرا در يکي از اعياد نزديک با تبديل شدن حکمش، آزاد شود و جا دارد که اينجا از تلاش آقاي جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه در پي گيري پرونده موکلم تشکر کنم.
عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه، مرداد ماه امسال نيز در يکي از کنفرانسهاي مطبوعاتي اش از احتمال آزادي همه محکومان به سنگسار سخن گفته و وعده هايي داده بود. اگر چه در فاصله اي که تا تحقق اين وعده مانده است تا کنون سه فرد در دي ماه امسال در شهر مشهد سنگسار شده اند، اما ظاهرا پي گيري فردي وي روي برخي پرونده ها تا کنون موجب آزادي چندين نفر شده است.
فعالان حقوق بشر در ايران و جهان پيش از اين بارها خواستار حذف قانون سنگسار در ايران که تنها راه تضمين شده توقف هميشگي اين مجازات همراه با شکنجه است شده اند.
طبق ماده ششم ميثاق جهاني حقوق سياسي و مدني، که ايران نيز بدان متعهد شده است، مجازات اعدام در کشورهايي که هنوز اين مجازات را از قانونشان حذف نکرده اند، تنها در مورد مهمترين جنايات قابل اعمال خواهد بود. اين در حالي است که مجازات سنگسار يا رجم در قانون ايران براي افرادي صادر و اجرا مي شود، که مرتکب زناي محصنه مي شود.
با آزاد شدن کبرا نجار، حد اقل نه محکوم به سنگسار ديگر در زندانهاي ايران به سر مي برند

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

10 مرد و يك زن محكومان به قصاص پرونده‌هاي قتل به دار مجازات آويخته مي‌شوند.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، صبح فردا در حياط زندان اوين 11 محكوم به قصاص كه همگي متهمان پرونده‌هاي قتل بوده‌اند به دار مجازات آويخته مي‌شوند.
در اين بين متهمي پس 9 سال از ارتكاب قتل به چشم مي‌خورد كه قرار است فردا به جرم قتل يك مرد جوان كه وي را در سال 78 به قتل رسانده است به دار آويخته مي‌شود.
همچنين در اين بين يك زن به نام فيروزه نيز به چشم مي‌خورد كه قرار است طناب دار‌ به دليل قتل همسرش به زندگي وي خاتمه دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بنا به گزارش دریافتی، روز گذشته در ایلام دست فروشان زحمتكش در میدان 22 بهمن و خیابانهای اطراف آن با ماموران سركوبگر نیروی انتظامی كه قصد برچیدن بساط آنها را داشتند درگیر شدند. مردم نیز به كمک دست فروشان شتافتند و با ماموران نیروی انتظامی درگیر شدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  |