تبليغاتX
بسوی 8مارس

دختر بچه ٢ سال و نيمه اي كه آخر آبان ماه سال جاري به دليل ضرب و جرح و سوختگي شديد توسط اطرافيانش دچار معلوليت شد و در مجتمع توان بخشي شهيد فياض بخش مشهد تحت مراقبت هاي ويژه پزشكي قرار دارد، هنوز قدرت تكلم خود را به دست نياورده است.

كارشناس امور آسيب هاي اجتماعي سازمان بهزيستي خراسان رضوي در اين باره به خبرنگار ما گفت: در پي وقوع كودك آزاري، پس از گزارش موضوع به فوريت هاي پليسي ١١٠ و اقدامات لازم انتظامي توسط ماموران كلانتري امام رضا(ع) مشهد، با توجه به پي گيري هاي به عمل آمده توسط سامانه ١٢٣ و به حكم مراجع قضايي، سرپرستي دختر بچه به سازمان بهزيستي واگذار شد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

انتشار خبرهائی در جهت کاهش سن اعتیاد که به صورت یک معضل تازه در آمده، نگرانیهای بسیاری را بر انگیخته است. علیرغم سه برابر شدن کمک های بین المللی به ایران برای مبارزه با مواد مخدر و افزایش ۵۰ در صدی کشفیات مواد مخدر، آمار معتادان کاهش نیافته و برخی از مسئولان از کاهش سن اعتیاد به سیزده سالگی و روند رو به افزایش مواد روانگردان خبر می دهد.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که نابرابری اقتصادی و نداشتن امنیت شغلی، وجود خلأهای موجود در جامعه و خانواده در زمینه آموزش های لازم مهارت های زندگی و مستعد بودن جامعه برای دسترسی آسان به مواد مخدر و ارزانی آن از جمله عوامل رو آوردن افراد و به ویژه نوجوانان به مواد مخدر وسپس اعتیاد به آن است.

یک روانشناس بالینی، علاوه بر دلایل یاد شده به بحران مالی نیز اشاره می کند که می تواند فرد را برای بروز آسیب های اجتماعی آماده کند چرا که فشارهای روانی ناشی از آن، فرد را به سوی گریز ار این فشارها و در نهایت اعتیاد سوق می دهد.

او کمبود فضاهای شادی آور و نبود برنامه های مناسب برای تخلیه هیجانی در اوقات فراغت و در محیط های خارج از خانه را نیز یکی از دلایل گرایش به مصرف مواد مخدر توصیف می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

تجريش - ساعت چهار بعدازظهر
مجال بازي او و خواهر هفت ساله‌‏اش تنها فاصله بين دو چراغ قرمز است. چراغ که سبز مي‌‏شود "احمد" و "زهرا" کنار خيابان بي‌‏خيال هياهوي خيابان و صداي بوق‌‏ها و ترمزها سرخوشانه دنبال هم مي‌‏دوند و صداي خنده کودکانه‌‏شان توجه رهگذران را جلب مي‌‏کند. آنان کودکي شان را تنها در اين يک دقيقه خلاصه مي‌‏کنند و بعد از قرمز شدن چراغ راهنمايي هر کدام لابه لاي ماشين‌‏ها زن و مرد کوچکي هستند در فکر کسب و کار و گل‌‏هاي سرخ و سفيد را به رانندگان و مسافران تعارف مي‌‏کنند."

گزارش خبرنگار"ايلنا" از پديده کودکان خياباني؛
آقا يه دسته گل بخر!" "خانم خواهش مي کنم!" بعضي‌‏ها با ديدنشان شيشه‌‏هاي خودرو را بالا مي‌‏کشند و بعضي ديگر با لبخندي تنها سرشان را تکان مي‌‏دهند. شايد يکي هم باشد که دسته گلي بخرد و چند اسکناس کف دستشان بگذارد. با سبز شدن چراغ باز آنها باز در قابل کودکانه‌‏شان فرو مي‌‏روند و صداي خنده‌‏شان فضا را مي‌‏کند.


چند سالي مي‌‏شود از دهدشت به تهران آمده‌‏اند. آنها هر روز صبح با پدرشان که يک چهار راه بالاتر گل مي‌‏فروشد از شهر قدس به تهران مي‌‏آيند و گل‌‏ها را يکي از همشهري‌‏هايشان صبح زود به آنها مي‌‏رساند.
"هر دسته گل را 500 تا 700 تومان مي‌‏خريم و 1500 تومان مي‌‏فروشيم." آنها قول مي‌‏گيرند رازشان را براي کسي بازگو نکنم!
" اگر بدانند گلها را 500 تومان مي‌‏خريم ديگر بهمان 1500 تومان نمي‌‏دهند."
فکر مي‌‏کنم ترس‌‏ها و شادي‌‏هاي اين کودکان چقدر ساده، کوچک و زيبا است. هيچکدام تا حالا مدرسه نرفته‌‏اند. "ما هيچکداممان مدرسه نمي‌‏رويم. پدرم قول داده سال ديگر که وضعمان خوب شد در مدرسه اسممان را بنويسد تا آن موقع هم کمک مي‌‏کنيم زندگيمان بچرخد."
آنها هروز کمي از پولشان را جمع مي‌‏کنند تا کيف و دفتر بخرند. زهرا از جيبش چند مداد رنگي قد و نيم قد بيرون مي‌‏آورد: "اينها را خودمان خريده‌‏ايم. دفتر نقاشي هم خانه داريم ...
از زهرا مي‌‏پرسم: "دوست داري اينجا گل بفروشي!" احمد انگار دوست ندارد خواهرش با غريبه ها حرف بزند مي گويد: آره دوست داره!" و دست خواهرش را مي کشد تا در هياهوي ماشينها گم شوند. زهرا سرش را پايين مي‌‏اندازد.
براي شهروندان تهراني تصوير کودکان گل فروش، آدامس فروش و بچه‌‏هايي که کنار ترازوي ديجيتالي روي کتاب و دفترشان خم شده‌‏اند و دارند مشقهايشان را مي‌‏نويسند تصوير تازه‌‏اي نيست. سر هر چهارراه يا در راسته هر يک از خيابان‌‏هاي تهران مي‌‏تواني آنها را ببيني. کودکاني که بر اساس دسته بندي‌‏هاي جامعه شناسي کودکان خياباني ناميده مي‌‏شوند. آنها به جاي مدرسه روزشان را پشت چراغ قرمزها و در خيابان‌‏ها مي‌‏‌‏گذرانند و پشت چهره‌‏هاي کودکانه‌‏شان مي‌‏تواني تصوير مردان و زناني را ببيني که نارسيده بالغ شده‌‏اند.
خيابان انقلاب- ساعت هفت غروب
"محمد مهدي" را خيلي‌‏ها مي شناسند. در خيابان انقلاب مي‌‏تواني او را پشت بساطش ببيني که در حال نوشتن مشق‌‏ است. او بدون پدر است و با مادرش در مولوي زندگي مي‌‏کند. "محمد مهدي" در عين حال پسر خوانده "سمانه - ر" محسوب مي شود. مهندس کامپوتر يکي از شرکت‌‏هاي نرم افزاري که هر روز بعد از ساعت کاري به ديدن "محمدمهدي" مي آيد برايش اسباب بازي و لوازم التحرير مي خرد وحال مادر مريض اش را مي پرسد. بجز مادر و محمد مهدي هيچکس از رابطه سمانه و او خبر ندارد و به گفته مادر محمد مهدي "تنها حمايتها و اصرار خانم مهندس باعث شده که او به مدرسه برود هر چند با اين وجود خيلي هم نمي تواند به درسهايش برسد."
حالا ماموران شهرداري هم او را مي شناسند. بيش از از دو سال است اينجا بساط مي کند و به درسش هم مي رسد و با هر نمره خوبي از مادرخوانده اش هديه اي مي گيرد. مادرخوانده اي که شايد حقوق اش کفاف زندگي خودش را ندهد اما مقيد به حمايت از محمد مهدي است.
کودکان خياباني نظير محمد مهدي تنها يک استثنا هستند. بر اساس آمارها بيشتر کودکان خياباني نه از آموزش خوبي بهره برده‌‏اند و نه در امنيت مطلوبي هستند. انها مورد تجاوز قرار مي‌‏گيرند. در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي هستند و بسياري از آنها به دام فروشندگان مواد مخدر و سواستفاده کنندگان مي افتند و اين در مورد دختران بيشتر به چشم مي آيد.
کودکان خياباني به انسان‌‏هاي کمتر از 18 سالي اطلاق مي‌‏شود که به علت کار و يا نبود خانه و کاشانه در خيابان به سر مي برند. اين تعريف حتي کودکاني را که داراي خانواده هستند اما به علت مشکلات خانوادگي ترجيخ مي دهند بيشتر زمان خود را در پارک‌‏ها و خيابانها بگذرانند نيز شامل مي شود.
به گزارش خبرنگار"ايلنا" بر اساس آمارهاي غير رسمي اکنون بيش از يک ميليون کودک خياباني در کشور وجود دارد که روزهاي خود را در معرض آسيب‌‏هاي اجتماعي بسيار مي‌‏گذرانند و اين زنگ خطر بزرگي است که به اعتقاد "مهديه احمدي" از کارشناسان امور اجتماعي دير يا زود مي‌‏تواند به بحران منجر شود.
به گفته او بررسي‌‏ها نشان داده کودکان خياباني به علت شرايط ويژه خود در معرض تجاوز، قتل، تن فروشي، اعتياد و ايدز قرار دارند و هر يک مي‌‏توانند در عين پاکي کودکانه شان بمبي متحرک در جامعه باشند.
احمدي مي‌‏افزايد: بر اساس نتايج يک تحقيق ميداني بيش از 20 درصد کودکان خياباني مورد تجاوز جنسي و کلامي قرار مي‌‏گيرند که نيمي از اين ميزان از سوي عابران و رهگذراني است که از بيماري‌‏هاي رواني رنج مي‌‏برند.
اين کارشناس نداشتن آموزش‌‏هاي جنسي را معضلي بزرگ مي‌‏داند که کودکان خياباني را به ورطه ايدز و فحشا مي‌‏کشاند تا همواره تهديد بزرگي برا ي جامعه باشند.
احمدي جمع آوري ، آموزش و نگهداي از کودکان خياباني را ضرورتي بزرگ مي‌‏داند که از وظايف اصلي دولت بوده و در دراز مدت مي‌‏تواند هم به شکوفا شدن استعدادهاي آنان کمک کند و هم از ميزان آسيب‌‏هاي اجتماعي در جامعه بکاهد.
به گفته مسوولان تا کنون بيش از 20 هزار کودک خياباني در شهر تهران جمع آموري و سامناندهي شده اند اما آنچه از شواهد امر بر مي‌‏آيد حکايت از افزايش ميزان کودکان خياباني و ناموفق بودن اين طرح دارد.
گسنردگي اين پديديه اجتماعي که خود متاثر از فقر و مهاجرت‌‏هاي بي‌‏رويه خانواده‌‏ها به شهرهاي برگ است نشان مي دهد براي حل اين معضل تنها فعاليت يک ارگان خاص کافي نبوده و شهرداري بايد در کنار بهزيستي، نيروي انتظامي و ديگر نهادهاي مرتبط اين کودکان را از سطح شهر جمع آوري کرده و براي آنان شرايط حداقلي زندگي و آموزش را فراهم کند.
يونسکو طي سال‌‏هاي گذشته با اشاره به وجود بيش از 100 ميليون کودک خياباني در جهان از تمام کشورهاي دنيا خواسته است امکانات خود را براي حمايت از اين افراد و آموزش آنان بسيج کنند زير اين معضل را معضلي جهاني مي‌‏داند.
بر اساس معاهده بين المللي حقوق کودکان کليه کشورهاي دنيا وظيفه دارند شرايط زندگي و سلامت جسمي و رواني را براي کودکان تضمين کرده و امکانات آموزشي و بهداشتي را در اختيار آنان قرار دهند که در ايران با توجه به تاکيدهاي دين اسلام و همچنين امار بالاي جمعيت کودک و نوجوان کشور که حدود 30 درصد جمعيت 70 ميلوني را تشکيل مي دهند اين مهم بيشتر احساس مي‌‏شود.
اگر چه ريشه‌‏يابي علت پيدايش کودکان خياباني هر فرد را به سوي جامعه و خانواده وي مي کشاند اما بادي در نظر داشت اين مشکل تنها مشکل خانوادهاي بي بضاعت و مهاجر و يا جوامع توسعه نيافته نيست و هر انسان در برابر معصوميت و پاکي کودکاني که لابه لاي صداي بوق و ترمز ماشين‌‏ها از دست مي‌‏رود، مسوول است.
خبرنگار: حسين خدنگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در حالی که سازمان ملل متحد می گوید بیش از 50 هزار نفر در غزه بی خانمان شده اند و 400 هزار نفر به آب آشامیدنی دسترسی ندارند، نشست سران اتحادیه عرب در کویت درباره بحران غزه نشان از وجود اختلاف میان رهبران کشورهای عربی دارد.

حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر در این نشست گفت حماس با عدم موافقت با تمدید آتش بس در دسامبر 2008، تانک های اسرائیلی را به غزه دعوت کرد. او از افراطیون و حامیان آنها در منطقه انتقاد به عمل آورد. آقای مبارک به طور آشکار اسمی ازاین حامیان نبرد.

بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز گفت رهبران کشورهای عربی باید در قطعنامه ای، اسرائیل را یک موجودیت تروریست معرفی کنند و از آنچه او مقاومت فلسطینی خواند حمایت کنند. او خواهان حمایت بی قید و شرط از فلسطینیان شد.

محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی نیز خواهان آغاز فوری گفتگوهای آشتی ملی میان گروه های فلسطینی شد. این درخواست در حالی مطرح شد که حماس که نوار غزه را تحت کنترل خود دارد به این نشست دعوت نشده بود.

ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی نیز گفته که کشورش یک میلیارد دلار کمک مالی به بازسازی غزه اختصاص خواهد داد. او همچنین در سخنانش در این نشست تهدید کرد که طرح صلحی را که کشورش شش سال پیش ارائه کرده بود، پس خواهد گرفت.

کمک عربستان نیمی از کمک های نقدی است که کشورهای عرب شرکت کننده در این اجلاس گفته اند به غزه اهدا می کنند.

این اجلاس قرار بوده است که به اصلاحات اقتصادی در جهان عرب بپردازد اما تحت الشعاع بحران غزه و واکنش سیاسی دو گانه رهبران عرب به این موضوع قرار گرفته است

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بیشتر دانش آموزان یك دبستان پسرانه در منطقه 4 تهران به دلیل آلودگی آب دچار بیماری های گوارشی شدند.

روز شنبه نفوذ فاضلاب به آب شرب دبستان امام خمینی (ره) سبب بیماری گوارشی در بین دانش آموزان این مدرسه شد.

در حالی كه اولیا دانش آموزان خبر تعطیلی مدرسه ولغو امتحانات را دادند یكی از مسئولین این دبستان به خبرنگار فرارو گفت: دیروز تعداد غایبان زیاد بود اما مدرسه تعطیل نشد و هیچ امتحانی نیز لغو نشد .

او ادامه داد: پس از نمونه برداری از مدفوع دانش آموزان بیمار مشخص شد مشکل گوارشی دانش آموزان به دلیل آب آلوده است. پس از پیگیری ها متوجه شدیم در این منطقه فاضلاب با آب آشامیدنی آمیخته شده است .

بیماری بیش از پنجاه دانش آموز مقطع دبستان به دلیل آلودگی آب در حالی است كه مسئولان سازمان محیط زیست و وزارت نیرو تاكید بر سالم بودن آب تهران دارند

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در حالی که گزارشهای رسمی از افزایش فقرا در ایران حکایت دارد، عبدالرضا مصری وزیر رفاه و تامین اجتماعی این کشور پیش بینی کرده که تا پایان سال هیچ ایرانی زیر خط فقر شدید نخواهد بود.

به گفته آقای مصری، در سال ۱۳۸۴ یعنی از آغاز ریاست جمهوری حدود یک میلیون و یکصد هزار نفر زیر خط فقر شدید قرار داشتند اما این رقم در سال گذشته به حدود ۱۸۰ هزار نفر کاهش پیدا کرده است.

بنابر آماری که وزیر رفاه ارائه داده در سال ۱۳۸۴ حدود ۷۵۳ هزار نفر از جمعیت شهری و ۳۷۰ هزار نفر ازجمعیت روستایی زیر خط فقر قرار داشتند اما این رقم در سال ۱۳۸۶ در مناطق شهری به ۴۹ هزار نفر و در مناطق روستایی به ۱۳۰ هزار نفر کاهش یافته است.

نشریه آمارهای اقتصادی ایران وابسته به بانک مرکزی ایران در تابستان امسال گزارشی منتشر کرد که در آن افراد زیر خط فقر در این کشور حدود ۱۴ میلیون نفر برآورد شده است.

برآوردها نشان می دهد که دستکم دو میلیون نفر از جمعیت ایران زیر فقر شدید و در خطر گرسنگی قرار دارند.

از نظر کارشناسان، اگر دولتی به وجود فقر اعتراف کند به این معنی است که برنامه های اقتصادی و اجتماعی دولت نتیجه بخش نبوده و شکست خورده است.

به گفته کارشناسان، پدیده هایی نوظهوری نظیر کارتن خواب ها و فروشندگان کلیه در ایران، نشان دهنده عمیق تر شدن فقر در کشور است.

علاوه بر این، دو برابر شدن میزان تورم نیز فشار بر افراد کم درآمد را بیشتر کرده و بر تعداد فقرا اضافه می کند؛ چون درآمدهای افراد کم درآمد به نسبت تورم افزایش پیدا نمی کند و ولی هزینه ها به شدت بالا می رود و از قدرت خرید خانوارها کاسته می شود.

برای محاسبه خط فقر از غیر از روش میانگین درآمد و میانگین هزینه، از میزان کالری مصرفی روزانه نیز استفاده می شود.

در این روش، فقیر کسی است که نتواند حداقل کالری مورد نیاز خود را تامین کند. در این روش حداقل کالری مورد نیاز برای یک فرد بزرگسال روزانه ۲۴۰۰ کالری در نظر گرفته می شود.

گزارش نشریه وابسته به بانک مرکزی که تابستان امسال منتشر شده، نشان می دهد تعداد افراد زیر خط فقر در فاصله سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵افزایش یافته است. با آنکه این گزارش، دو سال اخیر را در بر نمی گیرد اما شواهد نشان می دهد که وضعیت بهبود نیافته است.

از ابتدای سال گذشته تاکنون نرخ تورم در ایران دو برابر شده و از حدود ۱۲ درصد به بیشتر از ۲۵ درصد رسیده است. برخی کارشناسان می گویند تعداد فقرا در این مدت به دلیل افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم بیشتر شده است.

برنامه هایی برای کاهش فقر

بر اساس برنامه چهارم توسعه که سال آینده به پایان می رسد، دولت باید با اجرای برنامه هایی مختلف با هدف حذف فقر، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی را کم کند.
دولت محمود احمدی نژاد، طرح سهام عدالت را با هدف توزیع عادلانه ثروت در دستور کار قرار داده است.

سهام عدالت بین بیشتر از بیست میلیون نفر توزیع شده و قرار است این تعداد به بیشتر از ۴۰ میلیون نفر برسد.

اما میزان سود سهام عدالت بسیار پائین است و سازمان خصوصی سازی هنوز نتوانسته مبالغی که برای سود پیش بینی کرده بود را برای توزیع در بین صاحبان سهام عدالت از شرکت ها دریافت کند

پیش بینی ها نشان می دهد که میزان سود سهام عدالت بسیار ناچیز خواهد بود و تاثیر چندانی در برطرف کردن فقر نخواهد داشت.

علاوه بر این دولت در صدد است یارانه ها را حذف کند و کالاها و خدماتی نظیر بنزین، گاز، آب و برق را به قیمت های آزاد عرضه کند. دولت می گوید بخش عمده درآمدهایی که از محل افزایش قیمت ها به دست می آورد را به صورت نقدی در اختیار افراد کم درآمد قرار دهد.

مجلس هم اکنون سرگرم بررسی این لایحه است اما برخی تحلیگران اقتصادی می گویند با حذف یارانه ها، فشار بر افراد کم درآمد بیشتر شده و بر تعداد فقرا افزوده می شود و این نتیجه با هدف دولت در تضاد است.

از نظر دولت نحوه پرداخت یارانه ها در ایران مناسب نیست و در آن اقشار پردرآمد جامعه از یارانه ها استفاده بیشتری می کنند در حالی که یارانه ها باید حامی افراد کم درآمد و فقیر جامعه باشد.

برای همین، دولت با ارائه لایحه ای به مجلس در صدد است تا دهک های بالای جامعه را که درآمد بیشتری دارند از دریافت یارانه محروم کند و بخشی از این درآمد را به صورت نقدی در اختیار خانواده های کم درآمد و فقیر بگذارد.

احتمال افزایش شدید تورم بعد از تصویب و اجرای این لایحه وجود دارد و برخی کارشناسان می گویند این کار نیز کمک چندانی به رفع فقر نخواهد کرد زیرا این احتمال وجود دارد که قیمت ها بیشتر از پول نقدی که دولت می دهد، افزایش یابد.

به عقیده کارشناسان، حذف فقر از جامعه آرزوی هر دولت و ملتی است اما رسیدن به این آرزو، بدون اجرای برنامه های دقیق و حساب شده برای کاهش نابرابری ها و گسترش پوشش های بیمه ای و نظام تامین اجتماعی دشوار خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پدر و نامادري حميده، دختر 11 ساله گنبدي كه با اطو و سيگار بدن حميده را سوزانده و با وارد كردن جسم سخت بر سر اين كودك وي را راهي اتاق عمل كرده بودند با تلاش و كوشش دادستان و ماموران پليس گنبد دستگير شدند.
به گزارش ايسنا دادستان شهرستان گنبد در اين باره گفت: با رديابي تماس تلفني برقرار شده توسط نامادري اين كودك از شمال شهر تهران، مخفيگاه آنان شناسايي و با تحقيق ماموران از محل سكونت آنان مشخص شد كه اخيرا در همان حوالي سرايداري براي واحد آپارتمان به كار گرفته شده است كه با حضور ماموران در محل موفق به شناسايي و دستگيري متهمان شدند.
علي ايزدي افزود: متهمان به دفعات مكرر به بزه ارتكابي و آزار كودك با اطو بخار، سيگار و قاشق اعتراف كردند.
اين مقام قضايي اظهار كرد: متهمان علت و انگيزه خود را اختلاف خانوادگي با بستگان پدري به لحاظ مخالفت با ازدواج آنان و بي قراري كودك براي مادر واقعي خود اعلام كردند.
متهمان اين پرونده با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و با هماهنگي رياست دادگستري و در اجراي ماده 1173 قانون مدني از پدر سلب حضانت شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دولت استرالیا به اولین گروه از پناهجویانی که به موجب قانون سیاست های جدید مهاجرت استرالیا به تقاضای پناهندگی آنان رسیدگی شده، اجازه اقامت دائم در این کشور داده است.

به موجب مقررات جدید دولت استرالیا که اعطای پناهندگی را آسان تر کرده، به 28 ایرانی و افغان، پناهندگی داده شده است.

کریس اوانز، وزیر مهاجرت استرالیا گفت این عده با ارائه شواهد و دلایل قوی ثابت کرده بودند که در صورت بازگشت به کشورشان با مرگ یا آزار و ایذا روبرو خواهند شد.

مامورین استرالیایی این 18 بزرگسال و 10 کودک را در فاصله 29 سپتامبر و 24 نوامبر سال 2008 شناسایی کرده و آنان را در یک جزیره دور افتاده در اقیانوس هند موسوم به جزیره کریسمس، نگاهداری می کردند.

دولت استرالیا در این جزیره یک بازداشتگاه برای نگهداری پناهجویان دایر کرده است.

سخنگوی وزارت مهاجرت استرالیا گفت به 28 پناهنده ایرانی و افغان اجازه اقامت در ایالت استرالیای جنوبی داده شده است و به آنان برای ثبت نام در کلاس های آموزش زبان انگلیسی کمک خواهد شد.

این پناهندگان همچنین از تسهیلات پزشکی برخوردار خواهند شد.

کوین راد، نخست وزیر استرالیا به شیوه معمول ز ندانی کردن پناهجویانی که وارد این کشور می شوند پایان داده و قول داده است به پرونده های متقاضیان پناهندگی با سرعت بیشتری رسیدگی شود.

کوین راد سیاست قبلی برخورد با پناهندگان را که بسیار انعطاف ناپذیر بود و در دوره نخست وزیری جان هوارد، به اجرا گذاشته شده بود در ماه ژوئیه گذشته لغو کرد.

استرالیا مقصد نهایی بسیاری از افراد فقیری است که غالبا از کشورهای جنگ زده به امید شروع یک زندگی بهتر به این کشور رو می آورند.

در سال های اخیر عده زیادی از عراق و افغانستان عازم استرالیا شده اند.

این پناهجویان معمولا با هواپیما خود را به اندونزی می رسانند و سپس راه خود به مقصد استرالیا را در قایق ها و کشتی هایی که مناسب برای سفرهای دریایی نبوده و بیش از ظرفیت مسافر سوار کرده اند، ادامه می دهند.

پناهجویانی که با قایق خود را به استرالیا می رسانند هنوز تا هنگامی که به پرونده شان رسیدگی نشده در جزیره کریسمس نگاهداری می شوند.

در حال حاضر دولت استرالیا سرگرم رسیدگی به پرونده 134 پناهجوی دیگری است که در این جزیره بسر می برند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

صدها مدرسه خصوصی در منطقه سوات در شمال غرب پاکستان اعلام کرده اند که به دلیل تهدید طالبان مبنی بر بمباران مدارس دخترانه، از این به بعد از پذیرش دانش آموزان دختر خودداری می کنند.
صاحبان این مدارس می گویند تدابیر امنیتی که از جانب مقامات محلی پیشنهاد شده برای مطمئن کردن دانش آموزان، والدین و آموزگاران کافی نبوده است.
صاحبان این مدارس تاکید می کنند که تا هنگامی که نفرات طالبان از تهدید ماه گذشته خود مبنی بر بمباران مدارس دخترانه دست برنداشته اند از بازگشایی این مدارس خودداری خواهند کرد.
صاحبان مدارس مینگورا، مرکز اداری منطقه سوات می گویند حتی اگر مدارس را باز نگاهدارند، والدین دانش آموزان حاضر نخواهند شد به دلیل تهدید طالبان فرزندان خود را به مدرسه بفرستند.
طرفداران طالبان تاریخ 15 ژانویه را آخرین مهلت برای تعطیل این گونه مدارس تعیین کرده بودند.
در منطقه سوات، بیش از 350 مدرسه خصوصی وجود دارد که هر کدام دارای بخش های جداگانه برای دانش آموزان دختر و پسر هستند.
شری رحمان، وزیر اطلاعات و رسانه های پاکستان می گوید برای اطمینان خاطر از فراهم بودن امکانات آموزش بخصوص برای دختران، در ایالت سرحد شمال غربی پاکستان، دولت با مقامات اداری محلی همکاری می کند.
در طول سال گذشته نفرات طالبان بیش از 130 مدرسه در منطقه سوات را خراب کردند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان، روز سه شنبه ۲۴ دیماه ۱۳۸۷ عده ای از اهالی روستای خانقاه سرخ (قیزیل خنه یه) اورمیه به علت مخالفت با کانال کشی در زمینهای روستا مورد حمله نیروهای انتظامی بخش انزل و نوشین شهر قرار گرفتند. دراثر این درگیری دهها نفر از اهالی روستا زخمی و نزدیک به ۴۰ تن توسط مأموران انتظامی بازداشت شده اند.

مأموران انتظامی که از نزدیک شدن خبرنگاران به منطقه جلو گیری می کردند به مدت ۴ ساعت با اهالی این روستا درگیر شدند.

در اثر این درگیری جاده اصلی اورمیه - سلماس به مدت شش ساعت مسدود و ترافیک سنگینی ایجاد شده بود.

خانواده زخمی شده ها و بازداشت شدگان از وضعیت اعضا خانواده خود که تحت نظارت پلیس می باشند اظهار نگرانی کرده و از ضرب و شتم زنان و کودکان بوسیله پلیس ضد شورش شاکی هستند.

به دلیل کنترل شدید روستای «قیزیل خنه یه» و بخش بستری بیمارستان خمینی (محل انتقال زخمیها) توسط نیروهای لباس شخصی و پلیس امکان اطلاع یافتن از وضعیت زخمی ها و بازداشت شدگان بسیار مشکل شده است.

بنا به گفته مدیرکل سیاسی و انتظامی آذربایجان غربی تعداد مجروحین ۱۵ نفر بوده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سایت دویچه وله: نتیجه پژوهشی دانشگاهی در سال ۱۳۸۶، نشانگر آن است که ۵۴ درصد جوانان تهرانی، دچار “آنومی” یا “نابسامانی اقتصادی و اجتماعی” هستند. این تحقیق بر روی یک نمونه‌ی ۸۱۶ نفری از جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله انجام گرفته است.

­ وضعیت «آنومیک» را می‌توان “گسست از هنجارهای اقتصادی - اجتماعی یا “آشفتگی در هویت” تعریف کرد. “آنومی” با هنجارستیزی، هنجارگریزی، قانون‌شکنی و احساس شکاف میان فرد و جامعه جلوه‌گر می‌شود.

بسیاری از جوانان ایرانی، برخوردار نبودن از منزلت فردی و اجتماعی، نداشتن دورنمایی موفق یا مشکلات اقتصادی و رفاهی را ناشی از مدیریت نادرست جامعه می‌دانند. اما چنین نیست که در برابر این سوء مدیریت، دست به عصیان بزنند. بیشتر آنان در مواجهه با پیامدهای این مدیریت ناکارا، احساس بدبختی، ناامیدی، پوچی و قربانی‌بودن می‌کنند. بسیاری از جامعه‌شناسان نیز ریشه‌های “آنومی” را در تکانه‌های اقتصادی و اجتماعیِ ناشی از انقلاب و جنگ می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینند. آنان می‌گویند، هنجار پایداری، جایگزین ارزش‌های کهن یا ممنوع نشد و نسل جوان عمدتا با خلاء فرهنگی و اجتماعی ناشی از این شکاف روبه‌رو شد.

دکتر فرامرز قره‌باغی، استاد جامعه شناسی، وضعیت آنومیک کنونی را نمونه‌ی بارزی از ناکامی مسئولان جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگی و اجتماعی توصیف می‌کند.

وی برخی نمودهای رفتاری و آماری این نابسامانی را چنین برمی‌شمرد:

«کاهش سن جرم
کاهش سن فحشا به ۱۱ سال
کاهش سن اعتیاد به ۱۰ سال
افزایش طلاق
ناکامی یک‌سوم ازدواج‌ها
افزایش بیکاری به میزان ۳۵ درصد
افزایش بیماران اعصاب و روان به میزان ۳۱ درصد
افزایش بیماران قلب و عروق به میزان ۲۲ درصد
افزایش حاشیه‌نشینی، با وجود وعده‌ی عدالت توزیعی در جامعه.»
نسبت آنومی با فروپاشی اجتماعی

پرسش متداول در بررسی وضعیت “آنومیک” یک جامعه این است که آیا گسست اقتصادی و اجتماعی یا شکاف فرهنگی و اخلاقی، در میان جوانان می‌تواند به از هم‌پاشیدگی یک نظم سیاسی یا اجتماعی منجر شود؟

دکتر قره‌باغی تاکید می‌کند که رشد چشمگیر نابهنجاری در یک جامعه، لزوما با فروپاشی اجتماعی همراه نیست. وی به نقش خرده‌فرهنگ‌ها، حمایت‌های دولتی و عدم خودآگاهی طبقاتی و گروهی، در ایران اشاره می‌کند و می‌افزاید: « این وضعیت را می‌توان به اتومبیلی تشبیه کرد که بنزین‌اش تمام شده اما چون در سرازیری است، کماکان می‌تواند به حرکت ادامه دهد. خودرو زمانی که به سربالایی برسد، متوقف می‌شود وتنها در آنجا، نیاز به فشار و نیرو دارد.»

در راه بودن چالش‌های تازه

در تحقیق مربوط به وضعیت «آنومیک» جوانان تهرانی، نابسامانی اقتصادی کنونی، به معنای “احساس عدم تناسب میان نیازها، آرزوها وهدف‌های خود و کمبود یا نبود راه‌های دستیابی به آنها” بیان شده است. دکتر قره‌باغی یادآوری می‌کند که نسل امروز بر خلاف نسل‌های قبل، آرمانگرا و جامعه‌خواه نیست و می‌افزاید: «این نسل البته ممکن است امروز امکاناتی برای رساندن پیام خود به بیرون از جامعه نداشته باشد، اما بدون تردید، در آینده گستاخ‌تر و سریع‌تر خواهد بود و چالش‌های جدی‌تری، هم با پدران و مادران خود و هم با حاکمیت اجتماعی-سیاسی خواهد داشت.»

پژوهش مربوط به “عارضه آنومیک در جوانان ایرانی”، در فصلنامه‌ی “رفاه اجتماعی” منتشر شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مردي در كاليفرنياي آمريكا كه دختر 14 ساله‌اش را به پسري 18 ساله در ازاي پول نقد، آبجو و گوشت فروخته بود بعد از اين‌كه بهاي معامله را دريافت نكرد موضوع را به پليس گزارش داد.
به گزارش خبرگزاري فارس، مارسلينو د جيزز مارتينز 36 ساله اهل گرينفيلد كاليفرنيا دوشنبه توسط پليس بازداشت شد.
وي متهم به دريافت پول در ازاي دادن دخترش به مرد ديگري براي زندگي است.
مارتينز توسط شخص ثالثي مقدمات فروش دخترش به نوجوان ديگري را فراهم كرده بود و قرار بود كه اين فرد در ازاي دريافت دختر 16 هزار دلار پول نقد 160 بسته آبجو و 100 بسته ليموناد و 2 بسته شراب و 6 بسته گوشت پرداخت كند.
همه اين افراد اصليتي مكزيكي دارند كه به ادعاي آن‌ها اينگونه معاملات در جوامع آن‌ها عادي و رايج است.
به گفته مقامات قضايي ظاهراً دختر با رضايت خود و به قصد ازدواج با اين پسر به اين كار راضي بوده است اما بر اساس قوانين كاليفرنيا يك دختر 14 ساله اجازه ازدواج را نداشته و بايد به سن 18 سال برسد مگر اين‌كه در سن 16 سالگي و با اجازه والدين قصد انجام اين كار را داشته باشد.
پدر پس از اين‌كه طرف بهاي معامله را پرداخت نكرده بود به پليس اعلام مي‌كند كه دخترش ناپديد شده است و پليس پس از تحقيقاتي متوجه مي‌شود كه موضوع چيز ديگري بوده است.
پليس با دستگير كردن پسر ديگر نيز كه به همراه دختر مدتي را فراري شده بودند دختر را به خانواده‌اش بازگردانده و موضوع را به مقامات حفاظت ار حقوق كودكان گزارش كرده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پنج کودک را از چنگال قاچاقچیان نجات داده و یک باند قاچاقیان کودک را در استان هونان این کشور کشف و متلاشی کرده است.

کشف این باند، تازه ترین مدرک درباره مشکلی گسترده در چین است که مسئولان چین به طور فزاینده ای برای مبارزه با آن با دشواری روبرو بوده اند.

جیل مک گیورینگ، گزارشگر بی بی سی در پکن می گوید چین درباره مشکل گسترده قاچاق کودک بسیار پنهانکار بوده است و آماری را در این باره منتشر نمی کند. حکومت چین قاچاق کودک را جرمی خجلت آور می داند که بهتر است پنهان بماند.

اما شواهدی وجود دارد که کودک ربایی در ابعادی گسترده در چین در جریان است.

بنا بر آماری رسمی که توسط دولت آمریکا منتشر شده است هر ساله بین 10 تا 20 هزار نفر در داخل چین قاچاق می شوند که شمار زیادی از آنها زن و کودک هستند. برخی از آنها به خانواده های خواهان فرزند فروخته می شوند.

گزارشگر بی بی سی می گوید سیاست تک فرزندی در چین تاثیرات مختلفی بر اجتماع چین گذاشته است که یکی از این تاثیرها تقاضا برای کودک به ویژه پسربچه ها بوده است. مابقی کودکان ربوده شده به نیروی کار تبدیل می شوند.

در سال های اخیر در چین پرونده های قضائی متعددی مطرح بوده که مربوط می شده است به کودکانی که برای کار در معادن و کارخانه های آجرپزی ربوده شده بودند.

همچنین مدارکی وجود دارد دال بر این که کودکان و زنان جوان، که معمولا در مناطق فقیر نشین ربوده شده اند، برای استفاده های جنسی در مناطق ثروتمندتر ساحلی چین معامله می شوند.

جیل مک گیورینگ می گوید آزادی رفت و آمد که پس از اصلاحات اقتصادی در چین ظاهر شده است باعث شده که قاچاقچیان انسان راحت تر فعالیت کنند.

البته مسئولان چین برای مقابله با این وضعیت اقداماتی را به اجرا درآورده اند. آنها از جمله دو سال پیش اولین برنامه مبارزه با قاچاق را در استان یونان (یون نان)، به اجرا درآوردند.

اما بیشتر تلاش های رسمی بر روی قاچاق مرزی متمرکز بوده است مشکلی که به گفته گزارشگر بی بی سی باعث اصطکاک میان چین و همسایگان این کشور شده است.

در همین حال، خانواده هایی که فرزندانشان مفقود شده اند کمک کمی از سوی دولت دریافت کرده اند و بسیاری از آنها گروه هایی را تشکیل داده و خود برای ردیابی فرزندانشان دست به کار شده اند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سارق جواني كه براي تامين خرج اعتياد خود طلاهاي 100 كودك را در شرق ‌تهران سرقت كرده بود به زودي محاكمه مي شود. ‌به گزارش برنا، اوايل آبان ماه امسال فردي با مراجعه به دادسراي امور جنايي از سرقت ‌طلاهاي كودك خود خبر داد. ‌پدر دختر 4 ساله در شكايت خود به بازپرس شعبه سوم دادسرا گفت: وقتي دخترم پس از بازي ‌كردن در خيابان به خانه آمد متوجه سرقت شدن گردنبند و دو النگويش شديم. وقتي در مورد سرقت طلاها ‌از او سوال كرديم مدعي شد عمو طلاهايم را برد. ‌با شكايت خانواده نگين، تحقيقات در زمينه شناسايي و دستگيري سارق طلاهاي كودكان آغاز شد. تا اينكه ‌كارآگاهان توانستند سارق طلاهاي كودكان را در منطقه شميران نو در شرق تهران حين سرقت طلاهاي ‌كودك 7 ساله اي شناسايي و دستگير كنند. ‌با انتقال متهم به دادسراي امور جنايي ، احمد به 100 فقره سرقت طلاي كودكان در مناطق شميران نو، ‌افسريه و تهران پارس اعتراف كرد. ‌متهم 29 ساله در مورد انگيزه و نحوه سرقت گفت: از 3 سال پيش به مواد مخدر شيشه اعتياد پيدا كردم. ‌براي درآمد خريد مواد ابتدا شروع به سرقت از خانواده كردم . پس از مدتي كه خانواده ام متوجه اعتياد و ‌سرقت لوازم خانه شدند، مجبور به سرقت شدم. ‌به همين خاطر با طرح نقشه اي طعمه هاي خود را از بين كودكاني كه داراي طلا بودند انتخاب مي كردم و ‌پس از بردن آنها به محلي خلوت با قيچي كه در اختيار داشتم طلاهاي آنها را مي بريدم و به سرعت از ‌محل فرار مي كردم. ‌با اعترافات احمد، در تحقيقات بعدي مشخص شد متهم قبلا نيز به اتهام سرقت طلاهاي كودكان دستگير ‌شده كه با جلب رضايت مالباختگان توانسته بود آزاد شود. ‌پس از تكميل تحقيقات، پرونده صبح ديروز با صدور كيفر خواست از سوي دلداري داديار اظهار نظر ‌دادسرا به دادگاه فرستاده شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

الهه شباب روز دوشنبه در گفت وگو با ايرنا افزود: اين گزارشها ازطريق سامانه ارتباطي ‪ ۱۲۳)‬اورژانس اجتماعي) دريافت شده است.
وي ادامه داد: مشكل برخي از اين كودكان آزار ديده با ارائه مشاوره‌هاي اجتماعي حل شده و بقيه نيز ازطريق مراجع قانوني درحال پيگيري است.
شباب ياداور شد: اورژانس اجتماعي كرج با هدف رسيدگي به مشكلات افراد در معرض آسيب‌هاي اجتماعي از حدود چهار سال پيش فعاليت خود را اغاز كرد.
وي گفت: دراين اورژانس با بهره‌گيري از شيوه‌هاي علمي ،كارشناسي و در صورت نياز مراجع قانوني ،افراد در معرض آسيب‌هاي اجتماعي ، تحت حمايت قرار مي‌گيرند.
شباب اظهارداشت: شهروندان ازطريق تماس تلفني با اين سامانه يا مراجعه حضوري به اورژانس اجتماعي كرج مي‌توانند مشكلات اجتماعي در محل سكونت خود را با كارشناسان درميان گذارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

عکس دخترى از کردستان عراق قربانى ختنه، دسامبر ٢٠٠٨ ـ واشنگتن پست

ايران، عراق و افغانستان کشورهايى اسلامى هستند. قوانين ارتجاعى شريعه اسلامى در چهارچوب قوانين اساسى، دستگاه قضايى و سيستم پليسى به شهروندان اين جامعه تحميل ميگردد. بعلاوه شبکه عظيمى از اتوريته هاى مذهبى و محلى دست در دست هم ارزشها و مقررات اجتماعى حاکميت سياه شريعه اسلامى را تضمين ميکنند. اين پديده بطور روزمره حقوق و شئون پايه اى بخش بزرگى از مردم در اين کشورها را مورد حمله قرار ميدهد. نياز به استدلال ندارد که  زنان و کودکان جزو صف اول قربانيان حاکميت قوانين و مقررات و ارزشهاى ارتجاعى اسلامى قرار ميگيرند. اخبار و رسانه ها هر روزه مملو از اخبار مردم نگون بختى است که در زندانها، در محلات، در مدارس و حتى در خانه هاى خود در منگنه اين پديده خرد و نابود ميگردند. جزييات اخبار سرنوشت اين قربانيان هولناک و غير قابل تصور است. و درست به همين اندازه غير قابل تصور است که دولت و اداره مهاجرت سوئِد در سال گذشته سياست اخراج پناهجويان گريخته از جهنم اين کشورها در پيش گرفت و بر اخراج گسترده تر همين پناهجويان پاى فشارى ميکند.


بعنوان نمونه، لازم است توجه شما را به چند خبر از رويدادهاى همين يک ماه گذشته جلب کنيم:

سنگسار در ايران:
بنا به گزارش سازمان "مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران" در روز ٢٦ دسامبر ٢٠٠٨ شخصى بنام هوشنگ خداداد، ٣٦ ساله بجرم روابط نامشروع در گورستان شهر مشهد سنگسار گرديده است. هم اکنون متهم زن در همين پرونده در زندان شهر در انتظار حکم مشابه بسر ميبرد.
لينک خبر کامل در سايت مربوطه ضميمه است. (لينک شماره يک)

کشتار زنان بدلايل ناموسى در ايران:
بنا به گزارش کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تنها در ماه دسامبر  ٢٠٠٨ سه نفر شامل دخترى ١٦ ساله بنام سحر رئوفى در شهر پاوه، دختر جوان ديگرى بنام فاطمعه عباس منش در شهر جوانرود و سيران رحيمى دختر ٢٤ ساله در شهر ثلاث بدنبال خشونتهاى درون خانوادگى دست به خود سوزى زده و جان خود را از دست داده اند. اين اخبار تنها گزارشات منتشر شده از چند شهر در منطقه کردستان است. زنان و دختران قربانى ازدواجهاى اجبارى و خشونتهاى درون خانوادگى از هيچگونه حمايت قانونى و اجتماعى برخوردار نيستند و خودکشى تبديل به يک روش متداول آنها براى رهايى از قوانين و مقررات مذهبى حاکم است.
لينک خبر کامل در سايت مربوطه ضميمه است. (لينک شماره ٢)

ازدواج اجبارى و کشتار زنان و کودکان در افغانستان:
بنا به گزارش راديو بى بى سى، در ايالت باميان در افغانستان يک دختر چهارده ساله که پس از تجاوز در ساختمان يک مدرسه حامله شده بود، توسط افراد مرد خانواده وحشيانه مورد حمله قرار گرفته است. افراد مرد خانواده با تيغ ريش تراشى جنين را در طويله از شکم وى بيرون آورده اند. قتلهاى ناموسى سراسر افغانستان، حتى مناطق تحت نفوذ دولت مرکزى را فرا گرفته است و دادگاهها نيز از مردان ناموس پرست دفاع ميکنند. وضعيت در مناظق تحت نفوذ طالبان نياز به توضيح ندارد.
لينک خبر کامل در سايت مربوطه ضميمه است. (لينک شماره ٣)

ختنه دختران در عراق:
سالهاست که گستردگى ختنه زنان در کردستان عراق مورد بحث فعالين زنان قرار گرفته است. اين جنايت بطور گسترده و علنى در جريان بوده است. هفته پيش خبرنگار خبرگزارى واشنگتن پست در شهر "تومازخرمالو" تصاويرى از نمونه گوياى از اين را جلوى چشمان افکار عمومى قرار داد. در سايت مربوطه قبل از نمايش تصاوير به بيننده بخاطر صحنه هاى دلخراش اخطار داده شده است. تصاوير گوياى يک وحشى گرى علنى عليه کودکان است.
لينک خبر کامل در سايت مربوطه ضميمه است. (لينک شماره ٤)

قتل فعال سرشناس زنان در شهر کرکوک عراق:
بنا به گزارش سى ان ان روز ٢٠ دسامبر فعال سرشناس حقوق زنان در عراق در شهر کرکوک کشته شد. مهاجمين بطرز فجيعى او را کشته و سر او را از تن جدا ساختند. او ٣٧ ساله و مادر دو فرزند بود. زنان معترض و فعالين حقوق زنان نه فقط با تهديدات، بلکه با دار و دسته هاى مسلح اسلامى سازمانيافته روبرو هستند.
لينک خبر کامل در سايت مربوطه ضميمه است. (لينک شماره ۵)

***

اينها مشتى از خروار است. به اين اخبار هنوز بايد شرايط جنگى، ناامنى، فقر و ناهنجارى هاى اجتماعى ديگر را نيز افزود. اين اخبار جزو اخبارى است که راه به رسانه هاى بين المللى باز کرده و وسيعا مورد توجه قرار گرفته است. سازمانها و نهادهاى بين المللى حقوق بشر به اعتراض و واکنش پرداخته اند. تا همين جا بسيارى از همين ارگانهاى بين المللى مستقيما درخواست کرده اند که بدلايل مخاطرات موجود از اخراج پناهجويان به اين کشورها خوددارى گردد. کميسارياى پناهندگان سازمان ملل، صليب سرخ از جمله ارگانهايى هستند که مستقيما دولت سوئد را مورد انتقاد قرار داده اند. دولت و  اداره مهاجرت کماکان چشم بر اين انتقادات بسته است. مقامات کشور سوئد به حقايق وضعيت وخيم و غير انسانى حاکم بر عراق و افغانستان و ايران واقف هستند. حيرت آور است که  با رسيدن اخبار و شواهد تازه تر، مقامات دولت سوئد بجاى محکوم ساختن و فشار به دولتهاى مزبور، به تهران و بغداد و کابل سفر ميکنند و در تلاش هستند که  قراردادهاى تازه ترى را براى اخراج دست جمعى پناهجويان بدست بياورند!

توجيهات اداره مهاجرت سوئد هر چه که باشد، اما اين واقعيات سياه در جريان است و هر روز تراژديهاى تازه ترى ميافريند. توجيهات اداره مهاجرت هر چه باشد، سياست اخراج پناهجويان  برگ سياه تازه ترى را به خطرها و اوضاع وخيم موجود اضافه کرده است.  اين وضعيت و عواقب آن بر وجدان اين جامعه سنگينى خواهد کرد. بخش اساسى از همين پناهجويان سالهاى سال در سوئد ساکن بوده اند. تعداد بسيار زيادى از کودکانى که اخراج ميشوند، در همين جا بدنيا آمده و حتى زبانى بجز سوئدى را بلد نيستند. سياستهاى پناهندگى در سوئد همواره زندگى راحت را از پناهجويان بطرق مختلف تلخ و غير قابل اطمينان کرده است. اما بهر صورت، بعد از سالها سکونت و تلاش، هم اکنون کشور سوئد به تنها سرپناه و مامن پناهجويان تبديل گشته است. نياز به استدلالى نيست که بخصوص زنان و کودکان اين خانواده ها به طعمه هاى بى پناه و بى دفاع در مقابل قوانين و مقررات سياه اسلامى تبديل خواهند گشت.

دولت سوئد رسما اخراج دهها هزار پناهجو را براى سال ٢٠٠٩ در دستور گذاشته است. اين سياست بمعناى اعزام اجبارى انسانها به دل مخاطرات و تراژدى هاى حتمى و شناخته شده است. اين رفتار غير قابل قبول است. به همراه همه ارگانهاى بين المللى دفاع از پناهجويان، ما امضا کنندگان اين نامه، خواهان پايان گرفتن هر چه فورى اخراج پناهجويان هستيم. ما تمام توان خود را براى انتشار واقعيات تکان دهنده موجود در کشورهاى ايران و افغانستان و عراق تحت قوانين غير انسانى شريعه اسلامى، بکار خواهيم گرفت.


دهم ژانويه ٢٠٠٩
نهاد اول کودکان در سوئد
سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى ـ بيمرز در سوئد

تماس: آرزو محمدى
 ifr_s@yahoo.com
   www.flykting.se
www.barnenforst.se
 

ضميمه:

  لينک شماره ١
http://www.hra-iran.org/index.php?option=com_content&view=article&id=191:58-5&catid=143:107&Itemid=201

  لينک شماره ٢
http://kanoone.blogfa.com/post-161.aspx

    لينک شماره ٣
http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2009/01/090107_a-bamian-rape.shtml

  لينک شماره ٤
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2008/12/28/AR2008122802005.html?hpid=moreheadlines

  لينک شماره ۵

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نماینده اردبیل در مجلس گفت: بر اساس دستورالعمل ساماندهی نیروی انسانی آموزش و پرورش، ۱۳۵ مدرسه اردبیل در سال‌جاری تعطیل شده است.

باوجود گذشت حدود ۴ ماه از آغاز سال تحصیلی و اجرای طرح ساماندهی نیروی انسانی در مدارس کشور، این دستور العمل همچنان مورد انتقاد کارشناسان حوزه آموزش و نمایندگان مجلس قرار دارد،‌ چرا که برخی از مواد این دستورالعمل موجب وقوع اتفاقات جدیدی در سیستم آموزش و پرورش کشور شده است. به عنوان مثال انحلا‌ل مدارس زیر ۱۵ دانش آموز یکی از مواد این دستورالعمل است که منجر به عدم تحصیل تعداد زیادی از دانش‌آموزان روستاها شد.

به دنبال اعتراض نمایندگان مجلس که حتی منجر به حضور وزیر آموزش و پرورش در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شد، اصلا‌حیه‌ای برای این دســتــورالـعـمل صادر گردید. به رغم صدور اصلا‌حیه، همچنان تعدادی از نمایندگان مجلس بر وجود موارد نادرست در این دستورالعمل تاکید دارند. هرچند برکسی پوشیده نیست که کسری بودجه آموزش کشور، ‌علی احمدی وزیر آموزش و پرورش را مجبور کرد تا به تدوین دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌هایی برای جبران این کسری بودجه بپردازد، اما اعتراضات مطرح شده در این دوره زمانی نشان می‌دهد که این بخشنامه نیازمند بازبینی مجدد است. موسوی در گفتگو با فارس با اشاره به حوادث اخیر سرویس مدارس اظهار داشت: وقتی در روستایی مدرسه‌ای جمع می‌شود و دانش‌آموزان مجبورند به مدرسه‌ای در روستای دیگر بروند، حادثه سرویس مدارس روی می‌دهد.

وی ادامه داد: اجرای دستورالعمل تـعطیلی مدارس زیر ۱۵ دانش‌آموز در سال‌جاری بـاعـث شـده اسـت کـه حـادثه‌های تلخی را بـرای دانـش‌آمـوزان شاهد باشیم. موسوی با بیان اینکه حتی در برخی موارد مدارس بالای ۴۰ دانش‌آموز نیز تعطیل شده است، گفت: پیشنهادم این می باشد که مدارس منحل شده دوباره احیا و معلمان این مدارس مجددا به این مناطق اعزام شوند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

یک زن افغان که 28 سال دارد و از اهالی سمنگان در شمال افغانستان است شب گذشته چهار فرزند به دنیا آورد.

پزشکان بیمارستان ایبک در مرکز ولایت سمنگان می گویند وضعیت مادر این نوزادان خوب است اما دو تن از نوزادان او در وضعیت بدی قرار دارند.

مسئولان بیمارستان ایبک می گویند، این نوزادان نیاز دارند تا مدتی را در دستگاه مخصوص incubator نگهداری شوند در حالی که در بیمارستان سمنگان تنها دو دستگاه مخصوص نگهداری چنین نوزادانی وجود دارد.

مسئولان بیمارستان ایبک می گویند اگر وزارت صحت به آنها کمک نکند و به زودی دو دستگاه دیگر incubator در اختیار آنها قرار ندهند، ممکن است آنها نتوانند همه این نوزادان را زنده نگهدارند.

این پزشکان می گویند، نوزاد اول به صورت طبیعی به دنیا آمد اما نوزادان دیگر در یک عمل جراحی از رحم مادر بیرون آورده شدند.

دکتور جمال که در هنگام تولد این نوزادان در بیمارستان بوده می گوید دو تن از این نوزادان هر کدام 2 کیلو گرم وزن دارند و وزن دو تن دیگر از آنها هر کدام یک کلیو و نیم است.

نبود یا کمبود تجهیزات پیشرفته در بیمارستانها مشکلی است که در بسیاری بیمارستانهای افغانستان به ویژه در مناطق دور دست و حتی کابل پایتخت نیز دیده شده است.

وزارت صحت افغانستان می گوید بیش از 75 در صد افغانها به خدمات ابتدایی بهداشتی دسترسی دارند.

اما برای مداوای بسیاری از بیماری های جدی افغانها هنوز نا گزیر می شوند به یکی از کشور های همسایه از جمله پاکستان و ایران سفر کنند.

در سالهای اخیر عده ای از افغانها با سرمایه گذاری در بخش صحت و درمان دست به ایجاد بیمارستانها و درمانگاه های خصوصی زدند، دست اندر کاران شماری از این در مانگاه های خصوصی می گویند آنها تجهیزات پیشرفته و پزشکان مجرب افغان و خارجی را در اختیار دارند.

اما اخیرا وزارت صحت دست کم در پنج مورد درمانگاه های خصوصی را در کابل به دلیل اینکه قادر به ارائه خدمات استاندارد نیستند، تعطیل کرده است.

وزارت صحت هفته گذشته اعلام کرد که خدماتی که این درمانگاه ها ارائه می کرد به مراتب پائین تر از حد استاندارد و آن چیزی بود که در آگهی های این درمانگاه ها درج شده بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فعالان حقوق بشر در ایران

در محدود زمانی 5 دیماه سال جاری زندان مرکزی سنندج شاهد اعدام هشتمین نوجوان در طی سال 2008 میلادی در ایران بود.

احمد زارعی نوجوانی که در سن 17 سالگی در روستای محل سکونت خود در حومه شهر سنندج مرتکب قتل فرد دیگری شده بود پس از سپری نمودن بیش از 6 سال زندان از بند 5 این زندان به سلولهای ویژه منتقل و در محدوده زمانی مذکور در محوطه این زندان پیش از شروع ماه محرم که معمولا در آن اعدام صورت نمیگیرد به چوبه دار آویخته شد.

جسد وی پس از اعدام، جهت طی مراحل قانونی و تدفین به خانواده ایشان واگذار گردید.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

روز یکشنبه مورخه 15 دیماه، با تمرد هیئت عزاداری بخش آدریان خمینی شهر از دستور نیروی انتظامی مبنی بر امتناع از زنجیرزنی با زنجیرهای تیغ دار، درگیری روی داد که منجر به بازداشت دهها تن از اعضای هیئتهای مذهبی و عزاداران مراسم مذهبی محرم این شهر گردید.

یک روز بعد از حادثه مذکور مردم معترض به بازداشت این عزاداران با تجمع در مقابل فرمانداری این شهر خواستار آزادی بازداشت شدگان مورد اشاره گردیدند که این تجمع با دخالت نیروی انتظامی برای متفرق نمودن مردم به درگیری خشونت آمیزی تبدیل شد.

در این درگیری فرمانداری شهر برای ساعتی توسط معترضان اشغال شد و پلیس برای متفرق نمودن مردم به پرتاب گاز اشک آور و تیراندازی هوایی روی آورد .

علیرغم اخبار متضاد روزهای اخیر آنچه که برای مجموعه مستند گردیده است فوت نوجوانی 17 ساله به نام "حمید رضایی" اهل آدریان خمینی شهر و همچنین زخمی شدن و بازداشت دهها تن از مردم شهر مذکور در طی این درگیری بوده است.

اکنون و با سپری شدن بیش از چهار روز از مرگ این نوجوان و علیرغم پیگیریهای مکرر خانواده وی تا کنون مسئولان مربوطه و پزشکی قانونی از تحویل دادن جنازه این فرد به خانواده جهت طی مراسم تدفین خودداری نموده اند .

این موضوع که افزایش نارضایتی هایی را در بین مردم شهر به همراه داشته است در حالی است که مطلعان شرایط شهر را همچنان متشنج اعلام می نمایند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

میترا فرهمند (اسراییل)

خبرگزاری‌ها و پزشکان خارجی که به غزه رسیده‌اند، می‌گویند بیمارستان‌های منطقه از زخمی‌ها پرشده و جایی برای پذیرش زخمی‌های دیگر باقی نمانده است.

منابع خبری فلسطینی می‌گویند، شمار مجروحان ناشی ازعملیات ارتش اسرائیل درغزه در یازده روز نخست این بحران، ازمرز سه هزارنفر فراتر رفته است

برپایه این گزارش‌ها با افزایش ساعت به ساعت کشته‌ها حتی سردخانه «الشفا» مملو ازجسد است و بسیاری از اجساد به روی زمین می‌ماند تا برای تشییع جنازه به خانواده‌ها تحویل گردد.

  یک پزشک نروژی گواهی می‌‌دهد که درالشفا، تنها بیمارستان مهم شهر غزه، وضع به حدی رقت‌باراست که تخت‌ها بین دو و سه بیمارتقسیم می‌شود.

  دکترمادس گیلبرت  یکی از دو پزشک خارجی که در بیمارستان«الشفا» حضور دارد  می‌گوید که این بیمارستان درحال فروپاشی است و به سختی می‌توان این مرکز را اداره کرد. او می‌گوید برخی ازعمل‌های جراحی به روی کف زمین صورت می‌گیرد. 

  این پزشک غربی‌ می‌افزاید: «ما می دانستیم که وضع هولناک است اما ازابعاد فاجعه، مبهوت مانده‌ایم.»

دکتر مادس گیلبرت  با اشاره به تجربه‌های پیشین خود می‌گوید که به مدت ۲۵ سال درمناطق جنگی زیادی خدمت کرده است اما وضعیتی که اکنون مشاهده کرده، «دردناکتر» ازتجربه‌های پیشین اوست.

  ابراهیم برزق و دعا حدید، دو خبرنگارآسوشیتدپرس، که ازالشفا دیدارکرده‌اند نیز می‌گویند افزون برهمه اتاق‌ها که مملو ازمجروح است، به دلیل افتادن زیاد زخمی‌ها در هرگوشه بیمارستان عبور ازراهروها به سختی صورت می‌گیرد.

  وضع بیمارستان الشفا ازعصر سه شنبه و در پی هدف قرارگرفتن یک مدرسه وابسته به سازمان ملل متحد که بسیاری از مردم در آن پناه گرفته بودند به وخامت بیشتری گراییده است.

  سازمان ملل می‌گوید در این فاجعه بیش از۴۰ زن و کودک که درمدرسه پناه گرفته بودند، کشته شده‌اند

به گفته دکتر گیلبرت بیمارستان الشفا  فاقد تجهیزات اساسی است و بیشتر اوقات جریان الکتریسته قطع است و عمل‌های جراحی زیادی زیرنور لامپ‌هایی است که با موتور برق روشن نگه داشته شده‌‌اند.  

  دکترگیلبرت وهمکار نروژی‌اش ازاول نبردها به سه هزارمجروح که به گفته این دو نهصد نفرآنها کودک بوده‌اند، رسیدگی کرده‌اند.

  این پزشک نروژی مشاهدات خود را بیشتر توصیف می‌کند:  «همین امروز پسربچه‌ای که دو پایش قطع شده بود، جان داد، و درهمین حال، صدای بمباران نیز مرتب شنیده می‌شود.»

  وی در واکنش به سخنان وزیر خارجه اسرائیل می‌گوید: «ازخانم تسیپی لیونی که می‌گوید، تنگنای تجهیزات و دارو وجود ندارد، دعوت می‌کنم که به الشفا بیاید و با چشمان خود فاجعه را ببیند.»

  از سوی دیگر «پزشکان مدافع حقوق انسان» چهارشنبه اعلام کردند که درفاصله روزهای سی و یکم دسامبر تا چهارم ژانویه، شش نفر از اعضای تیم‌های پزشکی هنگامی که درحال انتقال زخمی‌ها بودند، کشته و سی نفراز امدادگران پزشکی زخمی نیز شده‌اند.

  آسوشیتدپرس گزارش می‌دهد، تیم‌های پزشکی خسته و خشمگین هستند؛ محمد سلمان، ۲۶ ساله، که داوطلبانه به انتقال مجروحان کمک می‌کند، درحالیکه خون‌های باقیمانده درون آمبولانس را می‌شوید، با گریه می‌گوید، کودکان بدون سر و زنی را که شکمش درهم دریده شده بود، به بیمارستان رسانده است. اما  به گفته او زن فریاد می‌زد که مرا رها کن و به داد بچه‌هایم برس.

از میان ۵۶ درمانگاه در چهار شهر اصلی و سایر مناطق باریکه غزه،  تنها سه واحد فعالند، و بقیه به دلیل مقررات منع آمد و شد و تنگناهای شدید دیگر، تعطیل هستند.

  در همین حال وزیرخارجه ایران ا ز مصر درخواست کرده است که با برقراری یک بیمارستان صحرایی در بخش مصری گذرگاه «رفح» موافقت کند. وزارت خارجه ایران سه شنبه اعلام کرد که مصرهنوز به این درخواست پاسخی نداده است.

   شمارمعدودی ازمجروحان فلسطینی دربیمارستانهای اسرائیل بستری هستند که شهردار نیویورک، مایکل بلومبرگ، نیز یکشنبه ازآنها دربیمارستان «برزیلائی» درشهر راکت زده «بئرالسبع» دیدار کرد.

   از شروع حمله اسرائیل به غزه تاکنون هفت سرباز و سه غیرنظامی اسرائیلی نیز کشته شده‌اند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 مقامهای محلی در ولایت بامیان در مرکز افغانستان می گویند دختری که در پی تجاوز جنسی باردار شده بود، با تیغ ریش تراشی شکمش دریده و کودکش بیرون آورده شده است.
این مقامها می گویند این دختر ۱۴ سال دارد و راننده ای که در ساختن ساختمان یک مکتب (مدرسه) کار می کرد، او را مورد تجاوز قرار داده بود.
مسئولان بیمارستان بامیان می گویند برادر و مادر این دختر با تیغ ریش تراشی شکم این دختر را در ولسوالی یکاولنگ مورد عمل جراحی خانگی قرار دادند و کودک او را بیرون آوردند. پزشکان می گویند شکم این دختر به شدت عفونی شده و زندگی او را با خطر جدی مواجه کرده است.
غلام محمد نادر، یکی از پزشکان بیمارستان بامیان گفت: "هشت روز پیش مادر و برادرش او را به گاوخانه (طویله) می برند، به زور او را می خوابانند. بدون این که داروی بیهوشی به وی بدهند، شکم او را با تیغ های ریش تراشی می درند."
آقای نادر افزود: "به گفته دختر، مادر و برادر او کودک را در گاوخانه یا جایی دیگر دفن می کنند و این دختر سه تا چهار روز را در همین حالت در خانه می ماند. پس از آن که پدرش آگاه می شود او را به بهانه سگ گزیدگی به شفاخانه (بیمارستان) می برد تا ساکنان محل از این قضیه آگاه نشوند."
آقای نادر به نقل از این دختر می گوید مادر و برادرش پس از بیرون آوردن کودک از شکم او شکم او را به گونه غیرفنی با "تار و سوزن لحاف دوزی" دوختند.
این پزشک بیمارستان بامیان گفت که در حال حاضر این دختر در وضعیت بد صحی قرار دارد و اگر عفونت زخم شکم او درمان نشود، با خطر مرگ روبرو می شود.
دکتر نادر گفت: "شکم او را خیلی بیرحمانه پاره کرده اند، شاید مثانه او هم سوراخ شده باشد. محلی که از سوی خانواده او جراحی شده، عفونی شده است، حالتش خوب نیست، اگر عفونت او کنترل نشود و انتشار یابد، خطر مرگ او را تهدید می کند."
حبیبه سرابی، والی بامیان می گوید فردی که متهم به تجاوز است، بازداشت شده و ماموران پلیس موظف شده اند که برادر و مادر این دختر را نیز بازداشت کنند.
در چند ماه اخیر موارد تجاوز جنسی به ویژه علیه کودکان در افغانستان افزایش یافته و موضوعی داغ مبدل شده است.
هفته پیش دادگاه عالی افغانستان در کابل اعلام کرد که وظایف سه قاضی را در شمال این کشور به دلیل تبرئه متهمان تجاوز به یک دختر خردسال، به حالت تعلیق درآورده اند.
پیش از این نیز، حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان با اظهار نگرانی از افزایش موارد تجاوز جنسی به کودکان، از دادگاه های کشور خواسته بود که عاملان تجاوز جنسی به کودکان را به مجازات شدیدی محکوم کنند.
مسائل ناموسی در افغانستان از موارد به شدت حساسیت برانگیز است. تجاوز به دختران و زنان، تجاوز به غرور و عزت خانواده های آنان دانسته می شود. به همین دلیل خانواده های افرادی که مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند، تلاش می کنند موضوع را به نحوی پنهان کنند.
سقط جنین، فرار از خانه و مواجه شدن با سرنوشت این دختر بامیانی از گزینه های احتمالی است که در برابر دختران و زنانی که مورد تجاوز قرار می گیرند، قرار دارد.

حتی بعضی از مردم می گویند در برخی موارد مرگهای مشکوک دختران و زنان در برخی از مناطق افغانستان احتمالاً ریشه در مسائل ناموسی دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

وکیل مدافع پسری که به جرم آدمکشی در 16 سالگی بازداشت شده است امروز در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران برای جلب رضایت خانواده داغدار ، مهلت گرفت.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز : در نشست پیشین رسیدگی به این پرونده که به ریاست قاضی «حسینی کوه کمره ای» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
«علی دلداری» اعلام کرد : رضا 21 ساله ، عصر 20 اسنفد 82 هنگامی که 16 ساله بود به دنبال درگیری در «ملارد» کرج ، پسری به نام «رحمان» را با چاقو کشت.پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری تهران فرستاده و حکم مرگ صادر شد.
وی ادامه داد : این رای که در شعبه 27 دیوان عالی کشور تائید شده بود در مرحله استیذان از سوی رئیس قوه قضاییه شکست و پرونده به شعبه 1186 دادگاه عمومی ویژه اطفال فرستاده شد.قاضی این دادگاه هم با صدور قرار نبود صلاحیت ، پرونده را به دادگاه کیفری برگرداند.
نماینده دادستان توضیح داد: اکنون با توجه به مدرک های موجود و اعتراف صریح مجرم برایش اشد مجازات (قصاص نفس) خواهانم.
سپس وکیل خانواده داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفت و برای «رضا» حکم مرگ خواست.وقتی نوبت دفاع به مجرم رسید گفت: 16 ساله بودم و به مدرسه می رفتم که مشکلی برایم پیش آمد و گوشه گیر شدم. به همین دلیل ترک تحصیل کردم و «رحمان» که تنها رفیقم بود مدام سراغم می آمد و با کنجکاوی هایش حسابی کلافه ام می کرد.
«رضا» اضافه کرد: آن روز وقتی در محل قدم می زدم «رحمان» و پسر عمویم (صیاد) را دیدم.«رحمان» باز هم سراغم آمد و سوال پیچم کرد.من که کلافه بودم با او درگیرشدم و چاقو کشیدم تا بترسد اما ....
*قاضی : در بازجویی مقدماتی گفته ای «رحمان» بر علیه تو دیوارنویسی کرده بود،قبول داری؟
*«رضا» : «رحمان» روی دیوار حرف هایی نوشته بود تا مرا تحریک کند و دوباره به جمع دوستانم برگردم.
قاضی «کوه کمره ای» از «صیاد» خواست تا به عنوان شاهد ، آنچه را دیده بازگو کند.گزارش ایسکانیوز می افزاید،این پسر اظهار داشت: در یک لحظه «رحمان» دوید و «رضا» چاقو به دست ، او را دنبال کرد. باور کنید چیز دیگری ندیدم.
* قاضی : قبلا در بازجویی گفته بودی «رضا» و «رحمان» با هم درگیر شدند و کارشان به کتک کاری کشید؛ دلیل این تناقض گویی چیست؟
*«صیاد» : چیزی از ماجرا یادم نیست و دلیل اصلی درگیری آنها را نمی دانم.
امروز «رضا» برای آخرین دفاع به شعبه 74 دادگاه کیفری تهران رفت و به سوال های قاضی «حسن تردست» پاسخ داد.
همچنین خانواده داغدار برای صدو حکم مرگ اصرار کرد که «رضا» گفت : من موقع جنایات فقط 16 سال داشتم و عاجزانه از شما می خواهم به جوانی ام رحم کنید.
در پایان این نشست ، وکیل مدافع «رضا» از دادگاه مهلت گرفت تا رضایت شاکیان را با پرداخت دیه جلب کند.قرار است حکم هیئت قضایی به زودی صادر شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

منابع پزشکی فلسطینی می گویند بیش از چهل نفر در حمله هوایی اسرائیل به یکی از مدارس سازمان ملل متحد در نوار غزه کشته شده اند.

این حادثه در اردوگاه پناهندگان "جبلیه" در شمال نوار غزه و در یازدهمین روز از حملات گسترده اسرائیل به این نوار غزه رخ داده است. مردم برای فرار از درگیری ها به این مدرسه (الفلوج)، پناه برده بودند. امدادگران با عجله به محل این مدرسه رفته اند و منابع فلسطینی انتظار دارند که شمار کشته شدگان افزایش یابد.

ارتش اسرائیل هنوز درباره این حمله اظهار نظر نکرده اند.

فلسطینی ها می گویند شمار تلفات آنها از آغاز حمله اسرائیل تا کنون به حدود ششصد نفر می رسد.

در حمله ای جداگانه سه نفر در یک مدرسه دیگر سازمان ملل در نوار غزه کشته شدند و یک سرباز اسرائیلی نیز در تبادل آتش کشته شده است.

بتانی بل، گزارشگر بی بی سی در بیت المقدس می گوید که فلسطینی ها در غزه می گویند که بیم دارند جایی برای پناه گرفتن آنها از خشونت ها وجود ندارد.

پیشتر کمیته بین المللی صلیب سرخ اعلام کرد که غزه با "یک بحران انسانی تمام عیار" روبرو است.

پیر کراهنبول، مدیر عملیات صلیب سرخ در غزه به بی بی سی گفت پس از 10 روز جنگ زندگی در غزه غیرقابل تحمل شده است.

او گفت: "گزارش هایی که ما دریافت کرده ایم حاکی از ان است که حملات دیشب (دوشنبه پنجم ژانویه) بدترین شب از نظر بمباران و عملیات نظامی بوده است."

پیر کراهنبول هشدار داد که باید برای حمایت از غیرنظامیان تلاش بسیار بیشتری صورت گیرد.

اظهارات آقای کراهنبول در شرایطی منتشر شده که سازمان ملل متحد حمله اسرائیل به یک مدرسه تحت پوشش این سازمان که غیرنظامیان در آن پناه گرفته بودند را تایید کرد و امدادگران فلسطینی شمار کشته شدگان در این حمله را حداقل 12 نفر اعلام کرده اند.

در رفح و در سمت مصری مرز با غزه، انتقاد و اعتراض امدادگران از موانعی که دولت مصر در گذرگاه های مرزی با غزه ایجاد کرده افزایش یافته است.

کمک های پزشکی محدودی از طریق این گذرگاه وارد غزه شده اند و شمار اندکی از مجروحان فلسطینی نیز از این نقطه وارد مصر شده اند اما مصر اعلام کرده است تنها زمانی که نیروهای وابسته به محمود عباس و تشکیلات خودگردان فلسطینی، و نه حماس، کنترل این گذرگاه را در اختیار داشته باشند این گذرگاه را به طور کامل باز خواهد کرد.

اسرائیل هم از طریق گذرگاه های تحت کنترل خود اجازه عبور چند کامیون حامل کمک های امدادی به غزه را صادر کرده است.

تانکهای اسرائیلی در نزدیکی خان یونس

در ادامه تلاش های دیپلماتیک برای توقف خشونت ها در غزه نیکولا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه در دمشق با بشار اسد رئیس جمهور سوریه دیدار کرده است.

آقای سارکوزی پس از این دیدار گفت از رهبر سوریه خواسته است تا در متقاعد کردن مسئولان حماس به همکاری برای پایان دادن به خشونت ها در غزه کمک کند

در همین حال درگیری میان نیروهای اسرائیلی و افراد مسلح فلسطینی ادامه دارد و در امتداد نوار غزه صدای انفجار و مسلسل شنیده می شود.

گفته می شود تانک های اسرائیلی به شهر خان یونس در جنوب نوار غزه نزدیک شده اند.

در پی درگیری در اطراف شهر غزه و خمپاره باران توسط نیروی دریایی اسرائیل گزارش هایی مبنی بر افزایش شمار کشته شدگان منتشر شده است.

پیشتر نیز نیروهای امدادی پزشکی فلسطینی می گویند از زمان آغاز تهاجم زمینی اسرائیل در روز شنبه حداقل 110 نفر کشته شده اند.

اسرائیل اعلام کرده است که 130 نفر از نیروهای حماس را کشته است و گزارش های مربوط به کشته شدن 10 نفر از سربازان اسرائیلی به دست نیروهای حماس را رد کرد.

مسئولان امور پزشکی در مناطق فلسطینی می گویند در طی عمیات نظامی اسرائیل که یازده روز قبل (شنبه 27 دسامبر 2008) برای متوقف کردن پرتاب موشک های دست ساز به مناطق اسرائیلی نشین آغاز شد، بیش از 560 فلسطینی کشته شده اند . سازمان ملل متحد اعلام کرده که حداقل یک چهارم این افراد غیرنظامی بوده اند.

تنها در روز سه شنبه ششم ژانویه 20 فلسطینی کشته شدند و سه سرباز اسرائیلی هم در شمال غزه در اثر آتش تانک خودی جان خود را از دست دادند.

اسرائیل اعلام کرده عملیاتش باعث توقف پرتاب موشک های فلسطینی به مناطق اسرائیلی نشین شده است اما در روز سه شنبه حداقل پنج موشک به نقاطی در جنوب اسرائیل اصابت کرد که یکی از آنها به شهر گادرا در 40 کیلومتری نوار غزه نیز رسید

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بي بي سي گزارش كرد كه يك  پسربچه شش ساله به نام ميكا و نامزد پنج ساله اش به نام آنابل در حالي كه قصد سفر به افريقا را براي ازدواج با يكديگر در روز نخست ژانويه داستند، توسط پليس متوقف شدند. اين زوج در حالي قصد سفر بدون پاسپورت و هيچ پولي را داشتند، كه براي مراسم ازدواجشان فكر همه چيز را كرده بودند! آنها يك شاهد رسمي به نام آنا لناي 7 ساله [خواهر آنابل] را به عروسي خود دعوت كرده بودند تا همراهشان در اين سفر باشد.

اين زوج اما پيش از آن كه بتوانند، قصد خود را عملي كنند، در راه آهن هانوفر توسط پليس متوقف شدند. اين زوج جوان كه بسيار عاشق يكديگر هستند، دليل انتخاب افريقا را براي ازدواج، گرم بودن آن بيان كردند. ايده ي اين ازدواج رمانتيك در ميهماني حانوادگي جشن شب كريسمس شكل گرفت. زماني كه پسربچه ي داستان، ميكا دو دختر ديگر را با گفتن داستانهايي از خاطرات تعطيلاتش به ايتاليا سرگرم كرد. صبح روز بعد اما اتفاق غير منتظره اي رخ داد

از چپ به راست: آنابل (عروس خانم) آنا لنا (خواهر عروس خانم و شاهد ازدواج) - ميكا (آقا داماد)

در حالي كه همه ي اهل خانه در خواب بودند، سه كودك داستان، پس از حدود يك كيلومتر پياده روي به ايستگاه ترم رسيدند. تنها زماني كه يكي از ماموران انتظامات متوجه شد، اين سه كودك منتظر قطار براي فرودگاه هستند، پليس خبردار و وارد عمل شد. اولين كاري كه افسران پليس كردند اين بود كه براي اين بچه ها توضيح دادند بدون پول و بليت آنها نمي توانند به جايي سفر كنند. در عوض به آنها اجازه دادند، بازديد كوتاهي از اداره پليس انجام دهند، تا اين كه خانواده ي شان به آنها ملحق شود. آژانس خبري فرانسه مي گويد: اگرچه فعلا برنامه ي ازدواجي در كار نخواهد بود، پليس امكان رخ دادن اين ازدواج عاشقانه را در افريقا و در آينده رد نكرد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

کليه مدارس کشور روز پنج شنبه اين هفته تعطيل هستند.
مشاور وزير و مدير کل روابط عمومي آموزش و پرورش اعلام کرد: مدارس کشور در همه مقاطع تحصيلي روز پنج شنبه 19 دي تعطيل هستند.
احمد مرادي در مصاحبه با خبر نگار واحد مرکزي خبر گفت: تصميم به تعطيلي مدارس براي حضور بهتر دانش آموزان و فرهنگيان در مراسم سوگواري امام حسين  گرفته شد.
پيش از اين امتحان هاي روز پنج شنبه لغو شده بود و قرار است در تاريخي که متعاقبا اعلام مي شود برگزار شود

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

1500 کودک در سال 2008 در روسیه به قتل رسیدند و بیش از 17 هزار کودک و نوجوان نیز ناپدید شده‌اند.
به گزارش شبکه خبر به نقل از ایتارتاس، کمیته تحقیقات دادستانی روسیه با اعلام این خبر اعلام کرد در نیمه نخست سال 2008 بیش از 33 هزار مورد اقدام خشونت آمیز علیه کودکان در روسیه به ثبت رسیده است.
این کمیته در گزارش خود خواستار توجه افکار عمومی به پرونده‌ای شد که در جریان آن یک کودک هشت ساله به هنگام حفاظت از خواهرش در مقابل یک مهاجم به قتل رسید.
شخص مهاجم مردی 35 ساله بود که به قصد دزدی به زور وارد خانه این کودکان شده بود
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

یک جوان اهل سلیمانیه کردستان عراق بنام «سرور عمرفرج» که از 2 سال پیش متهم به قتل شده است، هم اکنون با خطر اعدام روبرو گردیده است .

یک جوان 27 ساله اهل شهر سلیمانیه کردستان عراق بنام «سرور» فرزند عمرفرج به اتهام قتل یک جوان کرد عراقی دیگر در 8 سال پیش، از اواخر سال 2006 دستگیر و در تهران زندانی گردیده که به دلیل عدم حضور اولیاء دم فرد مقتول اخیراً از سوی دادستانی تهران برای نامبرده تقاضای قصاص «حکم اعدام» شده است.

با توجه به کیفرخواست دادستانی و درخواست صدور حکم قصاص و هم چنین عدم توانایی متهم برای اختیار وکیل مدافع و نیز عدم دسترسی به خانواده فرد مقتول و عدم امکان اخذ رضایت از آنان، جوان زندانی مذکور هم اکنون با احتمال صدور حکم قصاص از سوی دادگاه و خطر اعدام مواجه گردیده است.

یکشنبه: 15 دیماه 1387

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سرپرست موسسه آموزش از راه دور گفت 3 میلیون دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد که بین سنین 11 تا 17 و بزرگسال 17 تا 40 سال هستند.

تقی زاده گفت با توجه به سرشماری سال 1385 بیش از 9 میلیون و 800 هزار بی سواد در کشور وجود دارد.

وی گفت بر اساس اعلام سازمان بازرسی کل کشور55 سال طول می کشد تا بیسوادی در ایران ریشه کن شود

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 کودک دو ساله زير شکنجه ناپدري به کما رفت. اين کودک دو ساله که ابوالفضل نام دارد، سه روز پيش توسط مادرش به بيمارستان برده شد و با توجه به اينکه ابوالفضل کاملاً بيهوش بود، بلافاصله او را به بخش آي سي يو انتقال دادند. از آنجا که اولين باري نبود که پسرک دو ساله در بيمارستان بستري مي شد، پرستاران بلافاصله پس از ديدن ابوالفضل او را شناختند و به ياد آوردند چهار ماه قبل نيز اين کودک به دليل شدت جراحات و کبودي هاي زيادي که داشت، در همين بيمارستان بستري شده بود.پرستاران بعد از معاينه پسر دو ساله متوجه شدند او به کما فرو رفته، ضريب هوشي اش بسيار پايين است و آثار جراحات و شکنجه روي بدنش ديده مي شود. به همين دليل مادر ابوالفضل از سوي مسوولان حراست بيمارستان به پليس معرفي شد. اين زن ادعاي کودک آزاري را رد کرد و گفت؛ «ابوالفضل از بلندي پرت شده است.» ادعاي اين زن در حالي مطرح شد که زخم هاي کهنه بدن ابوالفضل نشان مي داد او بارها و در زمان هاي مختلف مورد آزار قرار گرفته است.بررسي هاي بعدي نشان داد ابوالفضل چهار ماه قبل، بعد از مداوا و ترخيص از بيمارستان براي مشخص شدن وضعيتش براي مدتي به بهزيستي سپرده شده بود. همچنين مشخص شد مادر ابوالفضل با شوهر صيغه يي اش زندگي مي کند و شوهر اين زن مردي معتاد و عصبي است که همان چهار ماه قبل مقابل چشمان مسوولان حراست بيمارستان يک بار اين کودک را هنگام ترخيص از بيمارستان به شدت کتک زده بود. به اين ترتيب پرونده يي عليه ناپدري به جريان افتاد و اين در حالي است که پسربچه با مرگ دست و پنجه نرم مي کند.رئيس اداره بهزيستي در مورد پرونده ابوالفضل گفت؛ چهار ماه قبل از بيمارستان به ما گزارش شد کودک دوساله يي به نام ابوالفضل که به شدت مجروح شده پس از ورود به بيمارستان استفراغ کرده و از حال رفته و احتمال مي رود او مورد کودک آزاري قرار گرفته باشد. بنا بر اظهارات ماموران حراست بيمارستان متوجه شديم اين کودک حتي در بيمارستان مورد آزار ناپدري اش قرار گرفته است بنابراين وقتي ابوالفضل از بيمارستان ترخيص شد، وي را به بهزيستي انتقال داديم اما مادر ابوالفضل ادعا کرد کودکش زمين خورده است.نخعي ادامه داد؛ در پرس و جو از مادر ابوالفضل متوجه شديم وي زني به شدت فقير است و فقط شوهر صيغه يي و معتادش حاضر شده به او پناه دهد و کس ديگري از اعضاي خانواده اش حاضر نيست از او حمايت کند و بي کسي و بي پناهي و فقري که اين زن دچار آن است موجب شده در برابر آزارهايي که شوهرش نسبت به ابوالفضل انجام مي دهد، سکوت کند.نخعي ادامه داد؛ ما حتي پرونده يي در دادگستري تشکيل داديم و از مادر ابوالفضل خواستيم عليه شوهر صيغه يي اش شکايت کند و واقعيت را بگويد و قول داديم از او و فرزندش حمايت کنيم اما اين زن حاضر به شکايت نشد و همچنان سکوت کرده است.در همين حال ايسکانيوز نيز به نقل از پزشکان معالج ابوالفضل خبر داد اين کودک هم اکنون در شرايط نامساعدي به سر مي برد و هوشياري او به حدي پايين آمده که احتمال زنده ماندن اين کودک بسيار کم است

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اجساد پاره پاره ، چهره هاي غرق در خون ، زناني كه چنگ بر روي مي كشند و ضجه مي زنند. . . اين ها تصاويري است كه سيماي جمهوري اسلامي پيش از ظهر سه شنبه به روي آنتن فرستاد. اما نه در بخش هاي خبري و سياسي خود كه لابه لاي ويژه برنامه خردسالان!

 ساعت ده و چهل دقيقه نهم دي ماه ، شخصيت " خاله شادونه" با نقش آفريني مليكا زارعي در شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي از خردسالان ايراني دعوت كرد تا پس از ديدن يك انيميشن شاد خارجي به تماشاي برنامه ديگري بنشينند. برنامه اي نه مثل هميشه شاداب و سرخوش كه روايتگر آنچه اين روزها در غزه مي گذرد. برش هايي از فيلم هاي خبري كه تماشاي آن براي بسياري از بزرگسالان نيز دشوار است.

 با آنكه سال هاست سيماي جمهوري اسلامي به تناوب تصاوير نزاع خونين فلسطيني ها و اسرائيلي ها را در برنامه هاي مختلف خود پخش مي كند اما نمايش چنين تصاوير دلخراشي در برنامه هاي كودكان و خردسالان كمتر سابقه داشته است. حتي هنگام جنگ هشت ساله ايران و عراق نيز شاهد نمايش چنين تصاويري در برنامه هاي كودكان و نوجوانان نبوديم.

 كما اينكه گردانندگان تلويزيون دولتي ايران همواره به اينكه از نمايش خشونت در برنامه هاي ويژه كودكان پرهيز مي كنند ، مباهات كرده و در مقابل رسانه هاي خارجي و به طور مشخص غربي را به ترويج خشونت در ميان كم سن و سالان متهم مي كنند.

حال آنكه شبكه هاي تلويزيوني در بيشتر نقاط جهان هنگامي كه به پخش تصاوير حاوي خشونت و يا روابط جنسي مي پردازند به تماشاگران خود توصيه مي كنند كه اين برنامه ها براي كودكان مناسب نمي باشند.

 اما اكنون مسئولين سيماي جمهوري اسلامي بي توجه به ضربه هاي روحي و رواني كه ممكن است تماشاي تصاوير اجساد غرقه در خون به خردسالان ايراني وارد كند ، تمامي استاندارهاي پخش تلويزيوني را در هم نورديده اند.

 اين درحاليست كه كارشناسان مسائل اجتماعي بارها درباره اثرات مخرب نمايش خشونت در برنامه هاي تلويزيوني ويژه كودكان هشدار داده اند. روزنامه اعتماد در مطلبي با عنوان " كودك و خشونت تلويزيون " مي نويسد:" خشونت در تلويزيون به شكل قتل، كشتار، انفجار، فلاكت و مرگ به تصوير كشيده مي شود. نمايش اين نوع برنامه ها، تاثير و پيامد بر بيننده، به خصوص كودكان برجاي مي گذارد. خشونت برنامه هاي تلويزيون باعث ايجاد تصويري نادرست از جامعه در ذهن كوچك كودكان مي شود و منجر به خودكشي و حتي قتل، جرم و جنايت از جانب كودكان مي شود. "

وبسايت فرهنگي " تبيان" نيز در اين باره مي نويسد : " مشاهده خشونت در برنامه هاي تلويزيوني باعث پرخاشگري در كودكان مي شود. گاهي اوقات حتي ديدن يك برنامه خشونت آميز مي تواند پرخاشگري را افزايش دهد. اثر خشونت تلويزيوني ممكن است فوراً در رفتار يا گفتار كودك نمودار شود و يا سالها بعد خود را نشان دهد."

 درهمين حال وبسايت واحد مركزي خبر ( خبرگزاري صدا و سيماي جمهوري اسلامي ) نيز در مطلبي زير عنوان " تاثير خشونت هاي تلويزيوني در كودكان" تصريح مي كند:" كارشناسان و محققان امور كودك بر اين باورند كه برنامه هاي تلويزيوني به ويژه در بخش كودكان نبايد خشن باشد. زيرا كودكان به راحتي از برنامه هاي تلويزيون الگوبرداري مي كنند."

 ساعت ده و ۵۵ دقيقه نهم دي ماه را نشان مي داد. " خاله شادونه" شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي براي خردسالاني كه احتمالا از تماشاي تصاوير غزه چيزي دستگيرشان نشده ، درباره آنچه در آن منطقه مي گذرد توضيح مي دهد!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دادگاه عالی افغانستان (استره محکمه) سه قاضی در شمال این کشور را به دلیل "تبرئه" متهمان به تجاوز جنسی به یک کودک، از سمت هایشان معلق کرده است.

به گفته مقامات دادگاه عالی افغانستان، دادگاهی در ولایت بلخ پنج متهم یک پرونده تجاوز جنسی به یک دختر دوازده ساله را برخلاف قانون و بدون اتکا به اسناد و شواهد کافی در اثبات بی گناهی آنان تبرئه کرده بود.

دادگاه عالی می گوید اگر تخلف قاضی های مسئول بررسی این پرونده ثابت شود آنان علاوه بر برکناری از سمت هایشان، با مجازات سختی نیز روبرو خواهند شد.

عبدالوکیل عمری، رییس دفتر رسانه های دادگاه عالی افغانستان، گفته است این پرونده برای بررسی های بیشتر به کابل انتقال داده شده است.

گزارش ها حاکیست که این دختر خردسال در ماه جون سال 2008، در ولایت سرپل در شمال افغانستان مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بود.

خانواده این دختر ادعا می کند که افراد مسلح، به زور وارد خانه آنان شدند و پس از لت و کوب آنان، به دختر دوازده ساله شان به شکل گروهی تجاوز جنسی کردند.

نهادهای قضایی و نیروهای پلیس افغانستان در گذشته به عدم توجه جدی در زمینه بازداشت عاملان تجاوز جنسی و بررسی عادلانه این پرونده ها، با انتقادهای زیادی روبرو بوده اند.

اما به نظر می رسد این نخستین بار است که وظایف کارمندان نهادهای قضایی در افغانستان در رابطه با آنچه که عدم رسیدگی لازم به پرونده تجاوز جنسی خوانده می شود، به حالت تعلیق درمی آید.

ظرف سالهای اخیر چندین مورد از تجاوز جنسی به کودکان در نقاط مختلف افغانستان گزارش شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پدیده‌ی ختنه‌ی دختران که‌ یکی از وحشیانه‌ترین رفتارهای برخی از جوامع نسبت به‌ زنان به‌ شمار می آید هنوز هم در برخی از بافت های سنتی مانده‌ی جامعه‌ کردستان قربانی می گیرد.

 روزنامه‌ی واشنگتون پست در گزارشی که‌ برخی از رسانه‌های کردی نیز آن را انعکاس داده‌اند به‌ این موضوع پرداخته‌ و ضمن روایت سرگذشت چند دختر ختنه‌ شده‌ی کرد ،تصاویر بسیار تکان دهنده‌ای را نیز منتشر ساخته‌ است که‌ نشان از اوج قربانی شدن زنان و دختران به‌ وسیله‌ی قوانین مردسالار دارد.

هر سال صدها تن از دختران کرد ختنه‌ می شوند و حکومت منطقه‌ای کردستان نیز با وجود فشار افکار عمومی و سازمان های مدافع حقوق زنان،تاکنون هیچ تلاش قانونی ای جهت برخورد با عاملان آن و یا ممنوع ساختن ختنه‌ انجام نداده‌ است،عدم ممنوعیت ختنه‌ در ایران نیز همچنان برقرار است و در پاره‌ای از مناطق کردستان هنوز مشاهده‌ می شود.

روزنامه‌ واشنگتون پست در این باره‌ می نویسد که‌ بر خلاف تصور ختنه‌ نه‌ تنها برای سلامتی زنان هیچ نفعی ندارد بلکه‌ باعث به‌ وجود آمدن مشکلات روانی عدیده‌ برای آنان شده‌ و متخصصان اثبات کرده‌اند که‌ بر توان جنسی زنان اثرات منفی زیادی به‌ همراه دارد.

پدیده‌ی ختنه‌ در برخی از مناطق افریقا و خاورمیانه‌ به‌ وفور وجود دارد و کردستان نیز از مناطقی است که‌ به‌ دلیل بالا بودن آمار ختنه‌ی زنان، بسیار مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است.

ختنه‌ پدیده‌ای است که‌ ریشه‌های عمیقی در فرهنگ و باورهای دینی دارد با توجیهاتی همچون پیشگیری از فساد اخلاقی در جامعه‌ و حتی محافظت از زنان انجام میگیرد.دختران خردسال قربانیان اولیه‌ی این خشونت اجتماعی هستند و حتی دختران جوان نیز در صورتی که‌ ختنه‌ نشده‌ باشند در معرض خطر قرار دارند.

گزارشگر واشنگتون پست "آمیت بالی" داستان یک دختر خردسالی را که‌ قربانی ختنه‌ می شود این گونه‌ روایت می کند"شیلان انور عمر دختری 7 ساله‌ در مراسمی شرکت میکند که‌ پیشتر مادرش برای او تعریف کرده‌ است اما هنگامی که‌ به‌ مراسم مورد نظر می رود می بیند که‌ خبری نیست و گول خورده‌ .به‌ جای مراسم زنی که‌ در محله‌یشان به‌ ماما شهرت دارد آنجاست.‌ پس از آمدن شیلان،ماما درب قرمز رنگ زنگ گرفته‌ را برویش می بندد.هنگامی که‌ شیلان می بیند که‌ مادر لباسهایش را از تن او در می آورد وحشت زده میشود و به‌ لرزه‌ می افتد.ماما‌ سبیه‌ شخصی که‌ قصد دارد مرغی را سر ببرد پاهای شیلان را می گیرد و تیزبری شبیه‌ آنچه‌ در سلمانی ها از ان استفاده‌ می کند را بیرون آورده‌ و شروع می کند"

بعد از اینکه‌ مامای محل قسمت مورد نظرش از اندام شیلان را میبرد ، دختر بیچاره‌ با تمام قدرت جیغ می زند و صدایش به‌ منزل همسایه‌ها نیز می رسد.اما مادرش چنان با افتخار او را در آغوش می کشد که‌ انگار رویایش محقق شده‌ است.

"عایشه‌ محمد" مادر شیلان 30 ساله‌ و خانه‌دار ساکن شهر دوزخورماتو که‌ قومیت های مختلفی در خود دارد به‌ واشنگتون پست می گوید که‌ این رسم در کردستان وجود دارد و بسیاری بدان اعتقاد دارند و به‌ مانند یک فریضه‌ی دینی بدان می نگرند،امری که‌ از سوی ریش سفیدان نیز مورد تاکید قرار میگیرد.

 برای دیدن گزارش کامل به‌ زبان انگلیسی و دیدن عکسها به‌ این آدرس بروید

http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2008/12/28/AR2008122802005.html?hpid=moreheadlines

ختنه‌ی شیلان از زبان تصویر:
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

براي من که هر روز از مترو استفاده مي کنم، باورکردني نبود که يک ايستگاه مي تواند براي دو پسربچه دستفروش اين قدر وحشت زا باشد. قطار که در ايستگاه توقف کرد، هر کدام خود را پشت يکي از زن ها پنهان کردند. آن که فال مي فروخت اصلاً ديده نمي شد اما نايلون بزرگ پسرک ويفرفروش پيدا بود. درهاي قطار باز شد و مردي با يونيفورم کارکنان مترو وارد واگن شد. رو به پسربچه ويفرفروش فرياد زد؛ «بيا بيرون،» زني که جلوي پسربچه ايستاده بود، عقب تر رفت و او را در پناه دست هايش گرفت. به پسربچه نگاه کردم، خودش را جمع کرده و به کنج محافظ شيشه يي چسبانده بود و در چشم هايش وحشت موج مي زد. مرد به سمت او حمله ور شد و دستش را کشيد. پسربچه اما با دست ديگر ميله را چسبيد که مرد محکم او را به محافظ کوبيد. پسربچه تقلا کرد خودش را نجات دهد و مي خواست به زن ها پناه ببرد اما باز هم نتوانست در برابر مرد مقاومت کند و دوباره محکم به محافظ کوبيده شد. زن ها با فرياد اعتراض کردند. زني کيفش را براي مرد پرتاب کرد که چند متر آن طرف تر از هدف به زمين افتاد. زن ها فحش دادند. يکي گفت؛ «مثل آدم ببرش بيرون،» و صداي فريادهاي زنان در واگن پيچيد. در همان لحظه مرد هيکل لاغر پسربچه را از واگن بيرون کشيد. اين بار او به سطل زباله چسبيد و حاضر نبود آن را رها کند. مرد، پسربچه و سطل را با هم از ديوار جدا کرد. قطار حرکت کرد و من از پنجره ديدم که مرد با مشت به سينه او کوبيد. لنگه کفش قرمزي روي زمين افتاده بود. نمي دانم تمام اين ماجرا چقدر طول کشيد اما واگن ويژه بانوان را سکوت محض فراگرفت. پسر فال فروش مي لرزيد و بي صدا گريه مي کرد. ايستگاه بعد پياده شدم و با قطار جهت مخالف برگشتم. سراغ پسربچه دستگير شده، را از ماموران گرفتم. در آخر از اتاق کنترل سر درآوردم و با مردي که پسربچه را از قطار بيرون کشيده بود، در راهرو مواجه شدم. گفتم خبرنگار هستم و از پسر بچه پرسيدم. «شما از آن قطار پياده شديد؟» پاسخ مثبت که شنيد، خود را مامور حراست ايستگاه معرفي کرد و با دست اتاقي را نشانم داد که پسر آنجا بود. درون اتاق سرک کشيدم. ايستاده بود و به کسي در پشت ميز- که من نمي ديدمش- در حال جواب پس دادن. صورتش از شدت گريه قرمز و اشک آلود بود و مدام سينه اش را مي ماليد. مرد گفت؛ « کاريش نداريم.فقط بايد تعهد بدهد که ديگر دستفروشي نکند.» پاسخ دادم؛ «کاريش نداريد؟ اين برخوردي که با او شد به اين معني است که کاريش نداريد؟» رفت پسربچه را بيرون آورد، لبخند زد و گفت؛ «مي دانم که ناراحت شده ايد ولي اينها نظم را به هم مي زنند. کيف قاپي مي کنند و براي خانم ها مزاحمت ايجاد مي کنند. خيلي از خانم ها مي آيند اعتراض مي کنند که شما اينجا هستيد و اينها آزادانه در واگن براي ما مزاحمت ايجاد مي کنند؟،» پسربچه که احساس کرده بود يک حامي پيدا کرده است، دوباره زد زير گريه و گفت؛ «من اگر مي خواستم کيف قاپي کنم دستفروشي نمي کردم.» رو به من کرد و با هق هق گفت؛ «خانم به خدا من دزد نيستم.» از مرد پرسيدم؛ «شما او را وقت کيف قاپي ديده ايد يا شکايتي از اين پسر داشته ايد؟» پاسخش منفي بود. به اتاق مرد رفتيم تا فرم تعهدنامه پر شود. مرد پشت ميز نشست و پسر روبه رويش ايستاد. - اسمت چيه عموجون؟
- حسين...
به شماره شناسنامه که رسيد، حسين گفت که حفظ نيست. مرد با لحن مهرباني پرسيد؛ «يعني ايراني هستي؟» و حسين اصرار کرد که ايراني است. قسم خورد. گريه کرد. شماره تلفن خانه شان را داد و مرد گفت که باور کرده است. «زنگ مي زنم خانواده ات بيايند تو را ببرند.» با شماره تلفنش تماس گرفت. زني که آن طرف خط گوشي را برداشت ابتدا کنجکاوانه خواست بداند چه اتفاقي افتاده است. وقتي به او از دستگيري حسين گفته شد، پاسخ داد چنين پسري ندارد.
زير تعهدنامه را که امضا کرد، مرد دوباره گفت؛ «اگر ايراني هستي و راست مي گويي زنگ بزن خانواده ات بيايند تو را ببرند.»
حسين با لحني کودکانه گفت؛ «وقتي خودم مي توانم بروم چرا آنها بيايند؟»
پسربچه کوتاه آمد که افغاني است و قسم خورد که اجازه اقامت دارند و مدام مي گفت؛ «يک مهر طلايي روي کارتمان است.»
مرد، حسين و کيسه نايلوني اش را گشت و گفت؛ «مي خواهم مطمئن شوم که مواد مخدر ندارد.»
باز هم گريه کرد. تحقير شده بود. برگه امتحان رياضي اش را از جيبش بيرون آورد و به من نشان داد. کلاس اول راهنمايي بود و تاريخ چاپي بالاي برگه امتحان تاريخ ديروز را نشان مي داد و حسين 15 گرفته بود. بعد رو به من کرد و گفت؛ «به خدا براي خرج تحصيلم دستفروشي مي کنم. بابام باربر است اما من مي خواهم مهندس مکانيک شوم.»
مرد روي صندلي نشست و با دست کمي بالاتر از دسته صندلي را نشان داد و گفت؛ «يک بار يک دختربچه اين قدي را گرفتم. مادرش يک شماره تلفن توي لباس هايش گذاشته بود. به آن شماره تلفن کردم. وقتي فهميدند از حراست مترو است، گفتند ما چنين دختري نداريم. آخرش با خواهش آدرس شان را گرفتم و خودم دختر را بردم خانه شان.» حسين رفت اما به او اجازه ندادند با مترو برود. کيسه نايلوني را روي کولش انداخت و همين طور که اشک هايش را پاک مي کرد، از پله هاي خروجي مترو بالا رفت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سه شنبه هفته گذشته يک کودک کار پس از بيش از 9 سال تلاش مردانه، خود را به دار آويخت. بر اساس آخرين اطلاعات، مشکلات اقتصادي علت خودکشي اين کودک کار بود.

اين کودک 17 ساله که از هشت سالگي در کارگاه هاي مختلف، خرج خانواده را تامين مي‌‏کرد، سال گذشته به اجبار ازدواج و در نهايت به علت فشار مشکلات اقتصادي اقدام به خودکشي در محل کارش کرد.

زهرا بناساز، عضو هيات مديره انجمن حمايت از کودکان کار، در اين باره مي‌‏گويد: مجتبي از يک سال پيش همواره از مشکلات اقتصادي شکوه مي‌‏کرد و به نظر مي‌‏رسد اين مشکلات مجتبي را وادار به اين کار کرد. البته او در اين مدت تقريبا تماس خود را با انجمن قطع کرده بود.

به گفته بناساز چنين اتفاقي تاکنون سابقه نداشته است.

او معتقد است که درحال حاضر هيچ دستگاه مشخصي از کودکان کار حمايت نمي‌‏کند و اگر انجمن‌‏هاي مردم نهاد نباشند اوضاع از اين نيز بدتر مي‌‏شود.

اين فعال دفاع از کودکان کار البته به اتفاقات ناگوار ديگري که براي اين کودکان رخ مي‌‏دهد نيز اشاره مي‌‏کند "يک روز مي‌‏شنويم که کودکي در قالب بيجه در جامعه فاجعه مي‌‏آفريند و روز ديگر جسد کودک کار ديگري که مورد تعرض قرار گرفته در جوي آب پيدا مي‌‏شود."

بناساز تنها راه حل معضلات کودکان کار را تغيير نگاه به اين افراد بي‌‏دفاع مي‌‏داند و مي‌‏گويد: با کمي دقت مشخص مي‌‏شود که کودکان کار به اشکال مختلف در حال از دست رفتن هستند.

بناساز باقي حرف‌‏هاي بي‌‏پايان مدافعان حقوق کودکان کار را در پاسخي کوتاه به پرسش خبرنگار ايلنا مي‌‏گويد:

- نام خانوادگي مجتبي چه بود؟
- نگويم بهتر است.
- بنويسم مجتبي الف؟
- چه فرقي مي کند مجتبي الف، مجتبي ب يا هر چيز ديگري، مهم اين است که کودکي مجتبي بر باد رفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

به گفته يك پژوهشگر فعال حوزه كودكان و با استناد به پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك كه افراد زير 18 سال را كودك دانسته، حدود هفت درصد از كودكان در سنين 10 تا 18 ساله كشور تا سال 85 «ازدواج» كرده‌اند كه اين درصد بالغ بر حدود 848 هزار كودك اعم از دختر و پسر مي‌شود.
فرشيد يزداني در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، با استناد به سالنامه منتشر شده مركز آمار ايران كه مربوط به آخرين سرشماري كشور در سال 85 مي‌شود، تعداد كودكان ازدواج كرده در سنين 10 تا 18 سال داراي همسر را 848 هزار نفر اعلام و اظهار كرد: حدود 750 هزار نفر از اين مجموع دختر و مابقي پسر بوده‌اند.

25 هزار نفر از 848 هزار كودك در سنين كمتر از 18 سال طلاق گرفته‌ و حدود 12 هزار نفر نيز همسران خود را از دست داده‌اند
وي با بيان اين كه در حال حاضر 25 هزار نفر از كودكاني كه ازدواج كرده بودند، طلاق گرفته‌اند، نسبت جنسيتي اين كودكان را اين گونه عنوان كرد: 15 هزار و 600 نفر از اين كودكان مرد و مابقي زن هستند.
اين پژوهشگر اظهار كرد: همچنين حدود 11 هزار و 800 نفر از اين كودكان به دليل مرگ، همسر خود را از دست داده‌اند.
يزداني با اذعان بر اين كه 490 هزار نفر از مجموع كودكان ازدواج كرده، در نقاط شهري زندگي مي‌كنند، تعداد كودكان روستايي مزدوج را حدود 355 هزار نفر خواند.
به گفته وي، 430 هزار نفر از مجموع كودكان شهري داراي همسر، زن و مابقي مردند. همچنين از بيش از 359 هزار كودك روستايي داراي همسر نيز 312 هزار نفر زن و مابقي مرد هستند.

8 درصد از كودكان روستايي و 6 درصد از كودكان شهري ازدواج كرده‌اند
وي در ادامه ضمن اشاره به ازدواج هشت درصدي كودكان روستايي در سنين ياد شده، به تفكيك جنسيتي كودكان ازدواج كرده روستايي پرداخت و گفت: از كل 355 هزار كودك روستايي داراي همسر، 312 هزار نفر زن و مابقي مرد هستند.
اين فعال حوزه كودكان با تاكيد بر اين كه شش درصد از جمعيت كودكان 10 تا 18 سال شهري تا سال 85 ازدواج كرده‌اند، گفت: كمتر از يك درصد اين كودكان (حدود 10 هزار نفر)، از همسر خود طلاق گرفته و همسران كمتر از يك درصدشان نيز فوت كرده است.

62 هزار نفر از مجموع 848 هزار كودك ازدواج كرده داراي همسر، كمتر از 14 سال داشتند
يزداني در حالي به طلاق گرفتن 15 هزار نفر از كودكان ازدواج كرده زير 18 سال روستايي اشاره مي‌كند كه اين تعداد در شهرها به حدود 10 هزار نفر مي‌رسد.
وي به نكته جالبي اشاره مي‌كند و آن وجود 14 هزار و 300 كودك روستايي مطلقه در سنين 10 تا 14 ساله است و در عين حال گفت: 62 هزار نفر از مجموع 848 هزار كودك ازدواج كرده داراي همسر، كمتر از 14 سال داشتند كه 43 هزار نفر آن‌ها زن و بقيه مرد هستند.
اين پژوهشگر فعال در حوزه كودكان ادامه داد: اين امر فقدان حمايت كودكان، ايجاد مخاطرات بهداشتي براي آن‌ها، بيماري و ترويج خشونت‌هاي خانگي به دليل نابالغ بودن عقل و جسم و همچنين ناتواني در ارتباط ‌گيري با همسر را نشان مي‌دهد.

مردان روستايي بيشتر از مردان شهري همسران خود را طلاق داده‌ند
وي با بيان اين كه 11 هزار و 500 نفر از كودكان طلاق گرفته روستايي، مرد و 3500 نفر آن‌ها زن بوده‌اند، اظهار كرد: اين امر نشان مي‌دهد برعكس مردان شهري، مردان روستايي بيشتر طلاق مي‌گيرند اين در حاليست كه از 10 هزار كودك طلاق گرفته شهري، شش هزار نفر زن و مابقي مرد هستند.
وي با اين گفته كه حدود چهار هزار و 400 نفر از كودكان ازدواج كرده روستايي همسران خود را از دست داه‌اند كه اين رقم در مورد كودكان شهري به هفت هزار نفر مي‌رسد، خاطر نشان كرد: دو هزار و 300 نفر از مجموع اين كودكان روستايي، زن و دو هزار و 100 نفر مرد بودند.
اين پژوهشگر حوزه كودكان در تحليل داده‌هاي ازدواج كودكان كه با عنوان «كودك همسري» از آن ياد مي‌شود، فقر اقتصادي و فرهنگي خانواده‌ها بالاخص در نقاط روستايي و حاشيه شهرها را از دلايل اصلي ازدواج كودكان دانست.
يزداني پس از ارائه آمار و داده‌هاي مركز آمار ايران، با تاكيد بر اثرگذاري ازدواج كودكان بر مناسبات اجتماعي و فردي آن‌ها و در نهايت جامعه، تصريح كرد: طلاق گرفتن اين كودكان باعث تداوم و تشديد زنانه شدن فقر مي‌شود، چرا كه فقري كه خود منجر به ازدواج مي‌شود با طلاق كودك امتداد و حتي آن‌ را تشديد مي‌كند.
وي راه كار جلوگيري از ازدواج كودكان را آموزش به خانواده‌ها، آموزش مهارت‌هاي زندگي، مقابله با فقر فرهنگي و حمايت اقتصادي از خانوارهاي فقير عنوان كرد.
به گزارش ايسنا، لازم به ذكر است با تصويب پيمان‌نامه جهاني حقوق كودك در سال 1989 ميلادي، به هر فرد زير 18 سال كودك اطلاق مي‌شود كه اين امر با عضويت ايران به اين پيمان‌نامه در سال 1993 ميلادي (14 مهر ماه سال 1372)، در مورد سن كودكان ايران نيز صدق مي‌كند

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

براساس برآوردهاي صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد يک ششم کودکان در جهان جزء کودکان کار هستند. به گزارش صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد (يونيسف) و بر اساس گزارش ها و آمارهاي سالانه اين اتحاديه، يک ششم يا به عبارتي 158 ميليون کودک در سراسر جهان جزء کودکان کار بوده و در بخش هاي مختلف جوامع بشري به خدمت گرفته مي شوند. اين در حالي است که کودکان در رده سني پنج تا 14 سال، توسط عاملان داراي قدرت در کشورهاي مختلف خريد و فروش شده و به کار گمارده مي شوند. همچنين گزارش شده است ميليون ها کودک چه در کشورهاي پيشرفته و صنعتي و چه در کشورهاي در حال توسعه و در حال رشد از خانواده هاي خود جدا شده و در معادن و کارخانجات کار مي کنند تا بتوانند مخارج و هزينه هاي خانواده هايشان را پرداخت کنند. براساس يک پژوهش مشخص شد اکثر خانواده ها به علت داشتن چندين فرزند و توانايي نداشتن در پرداخت هزينه هاي فرزندان شان، آنها را به دلالان انسان در ازاي مبالغ بسيار ناچيزي مي فروشند يا با مايحتاج ضروري مبادله و معاوضه مي کنند. علاوه بر اين در گزارش سالانه صندوق حمايت از کودکان سازمان ملل متحد به اين نکته اشاره شده است که کودکان بي گناهي که در آزمايشگاه ها و معادن به کار مشغولند، اغلب بر اثر تماس مداوم با مواد شيميايي و بخارات سمي سريع تر و زودتر از کودکان هم سن و سال خود جان شان را از دست مي دهند. همچنين در برخي از موارد مشاهده شده است که کارفرمايان و دلالان انسان، مرگ اين کودکان را گزارش نمي دهند که اين عامل خود سبب مي شود صندوق حمايت از کودکان آمار درست و حقيقي از تعداد کودکان جان باخته حين کار را نداشته باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در اثر برخورد سه راکت به نواحی غربی شهر کابل، سه غیرنظامی افغان کشته و سه تن دیگر زخمی شده اند.

یکی از این راکتها، حوالی ساعت هشت شب گذشته به وقت محل، خانه ای را در نزدیک اکادمی پلیس در منطقه افشار هدف قرار داد و منجر به کشته شدن سه نفر شد.

یکی از اقارب قربانیان این حمله گفت که در نتیجه برخورد این راکت، سه خواهر سیزده، پانزده و شانزده ساله کشته شدند.

مقامات امنیتی در کابل گفتند که راکت دومی در منطقه خوشحال خان، در نزدیک مکتب "اسپین کلی" برخورد کرده و منجر به زخمی شدن سه نفر دیگر شد.

به گفته مسئولان امنیتی، این راکتها از سمت ولسوالی پغمان به سوی شهر کابل شلیک شدند.

در گذشته نیز شهر کابل هدف حملات راکتی قرار گرفته اما این حملات، به ندرت تلفاتی در پی داشته است. مسئولان امنیتی در کابل، گروه طالبان را مسئول اجرای این حمله قلمداد کرده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

ديوار مدارس فرسوده ترك برداشته‌اند و دانش‌آموزان در زير سقفهاي فرسوده و ديوارهاي ترك برداشته تحصيل مي‌كنند. اگر اين مدارس تخريب و بازسازي نشوند احتمال زياد وجود دارد كه بر سر دانش‌آموزان فرو ريزند.
***

ایرنا: شماري از فرهنگيان و دانش‌آموزان خراسان شمالي با گلايه از فرسودگي بخش زيادي از مدارس اين استان خواستار نوسازي فضاهاي آموزشي شدند.

آنان در گفت و گو با ايرنا شمار زيادي از فضاهاي آموزشي اين استان را داراي ساختمانهاي كلنگي، محوطه كوچك با كلاس و سالنهاي كوچك، تنگ و تاريك توصيف كردند كه نياز به نوسازي و بازسازي دارد.

يك معلم بجنوردي گفت: اكنون در برخي از مدارس اين منطقه كلاس درس شامل يك تخته سياه و چند ميز و نيمكت كهنه و فرسوده است.

وي افزود: بعضا فضاي تنگ و تاريك كلاس انگيزه دانش‌آموزان را براي تحصيل كمرنگ مي‌كند.

يكي از اوليا دانش‌آموزان نيز فضاي فيزيكي مدارس را نامناسب ذكر و بيان كرد: مسوولان بايد به اين امر مهم توجه ويژه‌اي داشته باشند.

زينت همايوني اظهار داشت: به دليل كوچك بودن فضاها تراكم دانش‌آموزان در كلاس به وضوح ديده مي‌شود.

وي افزود: فضاي محدود كلاس بعضا باعث شده كه نيمكتهاي دانش‌آموزان تا نزديك تخته سياه كلاس چيده شود.

يك معلم شيرواني نيز گفت: مدارس نيازمند شاداب‌سازي است زيرا اهميت ندادن به اين موضوع بهداشت روان دانش‌آموز را به مخاطره مي‌اندازد.

احمد يزداني افزود: رنگ ديوار كلاسها فرسوده شده و در برخي از كلاسها نيز در و ديوار و يادداشتهاي دانش‌آموزان نشان مي‌دهد كه سالهاي سال اين كلاسها رنگ‌آميزي نشده‌اند.

وي گفت: به دليل قدمت بالا، برخي مدارس از فضاهاي ورزشي محروم هستند.

يك معلم در بخش مرزي راز و جرگلان بجنورد نيز گفت: بيشتر مدارس اين بخش مخروبه هستند لذا به دليل نبود فضاهاي نوساز به اجبار از فضاهاي فرسوده استفاده مي‌شود.

محمد محمودي كه بيش از ‪ ۱۵‬سال است در اين منطقه خدمت مي‌كند افزود: ديوار مدارس فرسوده ترك برداشته‌اند و دانش‌آموزان در زير سقفهاي فرسوده و ديوارهاي ترك برداشته تحصيل مي‌كنند.

وي گفت: كلاسهاي اين مدارس نيز تنگ و تاريك است و ميز و نيمكتهاي آن نيز شكسته و كهنه است.

او بيان كرد: برخي از مدارس اين منطقه بيش از ‪ ۲۰‬سال قدمت دارند و سقف چوبي آنها را موريانه‌ها جويده‌اند.

وي افزود: اگر اين مدارس تخريب و بازسازي نشوند احتمال زياد وجود دارد كه بر سر دانش‌آموزان فرو ريزند.

يك دانش‌آموز در شهرستان اسفراين نيز گفت: ميز و نيمكتهاي مدرسه ما غيرقابل استفاده است و ديوارهاي مدرسه ترك خورده و خشت و سنگ آن نمايان است.

سرپرست اداره‌كل نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس خراسان شمالي نيز با تاييد وجود مشكلات در بخش فضاهاي آموزشي اين استان گفت: تنها با تخصيص اعتبارات دولتي، نوسازي مدارس اين استان ‪ ۵۵‬سال طول خواهد كشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

طي بخشنامه‌اي به مدارس شهر تهران ابلاغ شد تا دانش‌آموزان تهراني از ماسك تنفسي استفاده كنند.

حميد فراهاني، مدير روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در گفت‌وگو با فارس با اعلام اين خبر اظهار داشت: با توجه به افزايش آلودگي هوا، سازمان آموزش و پرورش شهر تهران بخشنامه‌اي را تنظيم و به مدارس ابلاغ كرد.

وي افزود: در اين بخشنامه آمده است كه فعاليت‌هاي بدني و ورزشي دانش‌آموزان در فضاي باز به حداقل كاهش يابد و در صورت امكان از فضاي باز براي فعاليت‌هاي ورزشي استفاده نشود.

فراهاني ادامه داد: بر اساس مصوبه كميته اجرايي كاهش آلودگي هوا، پليس راهبر و ناجا موظف شدند تا از تردد خودروهايي كه معاينه فني ندارند، جلوگيري كنند و ما هم توصيه كرديم تمام سرويس‌هاي دانش‌آموزي داراي برگه معاينه فني باشند.

وي اضافه كرد: توصيه ديگري كه در بخشنامه به مدارس آمده، اين بوده كه دانش‌آموزان از ماسك‌هاي تنفسي استاندارد استفاده كنند. اين بند در اين راستاست كه استفاده از ماسك‌هاي تنفسي استاندارد در جامعه فرهنگ‌سازي شود.

مدير روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران گفت: با توجه به اين‌كه در ايام امتحانات هستيم، با هماهنگي معاون آموزش و نوآوري شهر تهران مجوز داده شد كه در هنگام برگزاري امتحانات، از تعطيلي ساعاتي و روزانه استفاده شود و دانش‌آموزان در ساعتي كه امتحان ندارند، در مدرسه حضور نداشته باشند.

بر اساس اين گزارش، ماسك‌هاي استاندارد براي استفاده در زمان آلودگي هوا انواع مختلفي دارد كه ماسك M3 از آن جمله است همچنين ماسك‌هاي FPP شماره يك تا 3 نيز از دسته است كه به نيروي انتظامي هم معرفي شده است و در داروخانه ها و مراكز مجاز عرضه مي‌شود

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مديرکل تربيت بدني مدارس وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: 4/64 درصد دانش آموزان ناهنجاري جسماني دارند و 5/35 درصد آنان از وضعيت طبيعي برخوردار نيستند.   
"سيد غلامرضا کمانه" روز جمعه در گفت وگو با خبرنگار ورزشي ايرنا با بيان اين مطلب افزود:‌ براساس آمارهاي بدست آمده از ارزيابي هاي برنامه "سنجش ساختار قامتي دانش آموزان" در سال تحصيلي 87-1386 که دانش آموزان چهار دوره تحصيلي از 29 استان کشور در آن شرکت کردند، اين نتيجه به دست آمده است.
وي يادآور شد: در برنامه سنجش قامتي ناهنجاري هايي چون سربه جلو، شانه نامتقارن، پشت کج، پشت گرد، پشت صاف کمر گود، زانوي ضربدري، زانوي پرانتزي، کف پاي صاف و شست کج مورد ارزيابي قرار گرفته است.
به گفته کمانه، نظر به اينکه تنها 10 ناهنجاري مورد ارزيابي قرار گرفته است، ميزان شيوع ناهنجاري در بين دانش آموزان درصد بالايي را نشان مي دهد.
مديرکل تربيت بدني مدارس وزارت آموزش و پرورش اظهار داشت:‌ در بين نفرات تحت پوشش، دانش آموزان دختر دوره متوسطه با ميانگين 4/72 درصد داراي بالاترين درصد و دانش آموزان پسر دوره راهنمايي با 6/57 درصد داراي پايين ترين درصد از ناهنجاري هاي مورد ارزيابي هستند.
وي با بيان اينکه بيشترين درصد ناهنجاري در دانش آموزان دختر دوره متوسطه مشاهده شده است، اظهار داشت: شانه نامتقارن با 1/43 درصد و کمر گود با 30 درصد داراي بيشترين درصد ناهنجاري در اندام فوقاني و شست کج با 4/25درصد داراي بيشترين درصد ناهنجاري در اندام تحتاني دختران متوسطه گزارش شده است

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مقام‌هاي پاكستاني اعلام كردند طالبان در منطقه دره سوات مانع از حضور دختران در مدارس شده و تهديد كردند هر دختري كه بخواهد در كلاس‌هاي درس شركت كند كشته خواهد شد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) مقام‌هاي محلي اعلام كردند اين تهديد توسط شاه دوران، فرمانده منطقه‌يي طالبان در يك سخنراني در يك ايستگاه‌ راديويي كه در اين منطقه پخش مي‌شود، اعلام شده است.
دوران گفته است: شما تا 15 ژانويه فرصت داريد مانع از رفتن دخترانتان به مدارس شويد. اگر به اين هشدار توجه نكنيد ما دختراني را كه به مدرسه بروند خواهيم كشت. ما هم‌چنين به مدارس هشدار مي‌دهيم كه حق ندارند پذيراي دانش آموزان دختر باشند در غير اين صورت مدارس منفجر خواهد شد.
منطقه كوهستاني دره سوات تا سال گذشته يك منطقه بسيار جذاب گردشگري و تنها پيست اسكي پاكستان محسوب مي‌شد، اما اين منطقه به دليل استفاده طالبان به يك منطقه ناامن تبديل شده است.
به گزارش خبرگزاري فرانسه،‌ دوران تاكيد كرد: رهبران منطقه‌يي طالبان مصمم هستند كه به دختران اجازه ورود به مدارس داده نشود.
به گفته ساكنان دره سوات اعضاي طالبان تعداد زيادي از مدارس دولتي در اين منطقه را تخريب كرده و به همين دليل مردم مجبورند براي آموزش دختران خود به مدارسي كه در خانه‌ها تشكيل شده، اتكا كنند.
به گفته يك مقام پاكستاني، طالبان تاكنون 252 مدرسه را كه اغلب آنها مدارس مختلط دخترانه و پسرانه بوده تخريب كردند.
نعيم خان، از مقام‌هاي پاكستاني گفت: وضعيت آموزش در دره سوات به دليل اقدامات طالبان به شدت رو به وخامت گذاشته و تنها چند مدرسه در شهر اصلي مينگورا فعاليت مي‌كنند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سعید آرمان

دادگاهی در اسکاتلند "محمود قدری" شصت ساله‌ را به‌ حکم تجاوز به‌ کودکان در مسجدی در اسکاتلند به‌ 7 سال زندان محکوم نمود. دادگاه‌ همچنین او را ممنوع التدریس کرده‌ و تا دو سال بعد از سپری شدن حکم، اگر تعهدات خود را نقض کند مجددا به‌ دادگاه‌ فرا خواند میشود.

این عنصر پدوفیل اسلامی شصت ساله‌ از سال 1995 میلادی به‌ اولین کودک تجاوز کرده‌ است و دومین دختر توسط او در سال 1997 و در مسجد مورد تجاوز قرار گرفته‌ است. قربانیان که‌ اکنون 19 سال دارند به‌ دادگاه گفته‌اند که‌ این مرد آنها را در طول جلسات آموزش قرآن و روی تخت خوابی در مسجد مورد تجاوز قرار میداده‌ است. یعنی قربانیان در سنین 5 و 6 ساله‌ بوده‌اند و این جانور پدوفیل به‌ گفته‌ یکی از دختران که‌ به‌ دادگاه‌ گفته‌ است،‌ "تجاوز هر روز که‌ او به‌ مسجد مراجعه‌ میکرده‌ است، اتفاق می افتاده‌ است".

تجاوز به‌ کودکان در میان پیروان مذاهب "مقدس" تازگی ندارد. این عمل کثیف و وحشیانه‌ به‌ قدمت تاریخ مذاهب و مشخصا مذهب اسلام است. این را همه شنیده اند که محمد پیغمبر مسلمانان با عقد کردن عایشه دختر بچه 9 ساله و به روایت دیگری 7 ساله سردمدار این پدوفیلیسم اسلامی بوده است. 


محمد اگر زنده بود قاعدتا در دادگاهی مشابه آنچه در ‌ اسکاتلند اتفاق افتاد، می بایست به جرم تجاوز به کودک حکم میگرفت.   


سالهاست که‌ کودکان در کلیساها و مساجد توسط نمایندگان و مبلغین این یا آن مذهب مورد تجاوز جنسی، جسمی و سایر اذیت و آزارها قرار میگیرند. سالهای متمادی این یا آن رهبر کلیسای کاتولیک به‌ "عذرخواهی" از قربانیان و خانواده‌هایشان پرداخته‌اند و جریمه‌های سنگین مالی را از جانب دادگاه‌ها متحمل شده‌اند و ناچار به‌ اعاده‌ حیثیت از کودکان شده‌ اند. اما روز از نو روزی از نو.


سئوال این است چرا اینچنین اتفاقاتی کماکان ادامه‌ میآبد؟  اتفاقاتی که‌ درصد ناچیزی از آنها فاش میشوند و قربانیان عمدتا سکوت میکنند و در اقصی نقاط جهان از آمریکا تا استرالیا و کشورهای اسلامزده‌ و اروپایی  و غیره‌ به‌ وفور مشاهده‌ و در اخبار منعکس میشود؟  اینچنین اتفاقاتی به‌ یمن مماشات دولتهای"سکولار" اروپایی با مذاهب، تحت نام "احترام" به‌ "عقاید مردم" میدان را به‌ کودک آزاری و تجاوز به‌ حریم شخصی آنان و زنان باز گذاشته‌ اند. 


طبق آماری که‌ در وب سایت بی بی سی بچاپ رسیده‌ است در سال 2006 در بریتانیا حدود 700 مدرسه‌ اسلامی وجود دارد که‌ اداره‌ کنندگان آنها فاقد چک سوابق هستند. به‌ طوریکه‌ بعضا صدای هر چند نارسای نمایندگانی را در آورده‌ بود. از جمله‌ خانم "آن کریرنماینده‌ پارلمان" چنین گفته‌ است "کوتاهی در حمايت از کودکان مدارس به بهانه حساسيت های فرهنگی سخن پوچی است و تفاوت قائل شدن بین کودکان، نژادپرستی است. 


اینچنین رسوائیها را باید با صدای بلند و رسا  به‌ گوش جهانیان رساند و جامعه‌ را متوجه‌ کرد که‌ دست این جانورهای وحشی را از کودکان معصوم کوتاه‌ کنند و دنیای کودکانه‌شان را بر سرشان خراب نکنند. سالهاست که‌ میگوئیم‌‌ دست مذهب از زندگی مردم کوتاه، دولت باید کلیه‌ امکانات به‌ مذاهب را قطع کند و نظارت کامل را بر این مافیای قرن بیست و یکم داشته‌ باشد. حقوق کودکان مستقل از محل تولد، جنسیت، نژاد و غیره‌ جهانشمول است و دولتها در مقابل آنان مسئولند.

  اینچنین رویدادهای ناگواری حقانیت برنامه‌ ما کمونیستها را در خصوص حقوق کودکان مندرج در برنامه‌ یک دنیای بهتر بوضوح نشان میدهد.

جدايی کامل مذهب از آموزش و پرورش. ممنوعيت تدريس دروس مذهبی، احکام مذهبی و يا تبيين مذهبی موضوعات در مدارس و موسسات آموزشی. کليه قوانين و مقرراتی که ناقض اصل آموزش و پرورش غير مذهبی هستند فورا لغو شوند.

ممنوعيت هر نوع اجبار فيزيکي و روحي برای پذيرش مذهب. مصونيت کودکان و افراد زير شانزده سال از هر نوع دست اندازی مادی و معنوی مذاهب و نهادهای مذهبی. ممنوعيت جلب افراد زير شانزده سال به فرقه های مذهبی و مراسم و اماکن مذهبی. ممنوعيت هر نوع آزار کودکان در خانواده، مدارس و موسسات آموزشی و در سطح جامعه بطور کلی. ممنوعيت اکيد تنبيه بدنی، ممنوعيت فشار و آزار روانی و ارعاب کودکان. مقابله قاطع قانونی با سوء استفاده جنسی از کودکان. سوء استفاده جنسي از کودکان جرم سنگين جنايي محسوب بشود. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

يك پيرمرد افغاني كه فرزند هشت ساله‌اش را فروخته است، گفت:‌ به علت بيماري و از كار افتادن كليه‌ام قادر به كار كردن نيستم. براي اينكه خانواده‌ام از گرسنگي نميرند، فرزندم را به قيمت 1500دلار به يك زن متمول از شهر كابل فروختم.
در گزارشي كه از شبكه چهار تلويزيون انگليس پخش شد، يك مرد افغان براي نجات اعضاي خانواده‌اش از گرسنگي و سرماي زمستان پسر هشت ساله‌اش را فروخت.
اين گزارش كه در يك اردوگاه تهيه شده بود، وضعيت اسف بار زندگي شهروندان افغاني ساكن در اردوگاه را به تصوير كشيده است.
بنا براين گزارش "نك محمد" كه فرزند خود را به يك زن فروخته است، گفت: من به علت بيماري و از كار افتادن كليه‌ام قادر به كار كردن نيستم. بنابراين براي اينكه اعضاي خانواده‌ام از گرسنگي در اين سرما نميرند، فرزندم را به قيمت 1500 دلار به يك زن متمول از شهر كابل فروختم.
پس از اينكه زن متمول افغاني پسر بچه را از آغوش پدر و مادرش كشيد و با خود برد، دستيار وي گفت: اين دومين فرزند اين خانواده است كه توسط صديقه (زن متمول) خريداري مي شود.
صديقه كه صورت خود را پوشانده بود به گزارشگر گفت: مي دانم خريداري كودك كار درستي نيست ولي براي اينكه اين بچه آينده خوبي داشته باشد و خانواده اش نيز از گرسنگي نجات پيدا كنند، اقدام به انجام اين كار كردم.
گزارشگر با اشاره به وضعيت وخيم مردم افغانستان مي افزايد: در اینجا كسي دختر نمي خرد و اغلب به دنبال خريداري فرزندان پسر خانواده هاي فقيرند.
در ادامه گزارش يكي از شهروندان افغاني گفت: مردم افغانستان به علت شرايط بد زندگي در حال مهاجرت به ايران و پاكستان و يا پيوستن به طالبان هستند.
"ملا مشر" يكي از فرماندهان طالبان در حالي كه در حال ثبت نام خيل عظيمي از مردم فقير افغانستان جهت پيوستن به طالبان بود، گفت: من افتخار مي كنم كه به مردم خدمت مي كنم زيرا دولت نمي تواند به مشكلات مردم رسيدگي كند.
گزارشگر با اشاره به آدم ربايي در افغانستان گفت: آدم ربايي به يك كار پر منفعت تبديل شده است و موارد بسياري در اطراف كابل رخ مي‌دهد.
"متين خان" رئيس يك گروه آدم ربايي گفت: ما فرزندان افرادي كه از كشورهاي خارجي پول مي گيرند را به گروگان مي گيريم و در صورتي كه خانواده گروگان به ما پول ندهد فرد را يا به طالبان به هر قيمتي كه بخواهيم مي دهيم و يا چشمانش را درمي آوريم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

یک مرد افغان برای سیر کردن شکم خود و خانواده اش، دختر خردسالش را به فروش گذاشته است. 
به گزارش روز دوشنبه گروه حوادث ایسکانیوز : «محمد زمان» به همراه خانواده اش در بخش «دهدادی» شهر «مزار شریف زندگی می‌کند.این مرد که به بیماری قلبی مبتلاست و توان کار کردن ندارد تصمیم گرفته برای فرار از فقر اقتصادی دختر پنج ساله‌ اش به نام «خاطره» را بفروشد.
مادر خانواده نیز به فروش دخترش راضی است و می گوید به هیچ وجه نمی توانند برای چهار فرزندشان (یک پسر و سه دختر) غذا ، پوشاک و دارو تهیه کنند.بنابراین مجبورند یکی از دختران خود را بفروشند.
این زن ، اضافه می کند : هر روز به خانه های مردم می‌روم ، لباس می‌شویم و کارهای سنگین انجام می‌دهم.من هم بیمار شده‌ام و ازسر ناچاری می خواستم خودم را بسوزانم اما دیدم فرزندانم بدبخت تر می‌شوند.
زن بینوا ادامه می دهد : بالاخره من و شوهرم تصمیم گرفتیم «خاطره» را بفروشیم تا با این پول ، خودمان از گرسنگی نجات دهیم.حالا قرار است خانواده‌ یک پزشک ، دخترمان را بخرند.گزارش ایسکانیوز می افزاید،دولت افغانستان تا کنون در مقابل این فرزند فروشی واکنشی نشان نداده ، اما نهادهای غیردولتی تصمیم دارند به خانواده‌ «خاطره» کمک‌ نقدی کنند و مانع فروش وی شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

با گذشت 3 ماه از شروع سال تحصيلي 88 - 87 ، بحران مالي خزنده تمام مدارس را فراگرفته است. مدارس تهران و بسياري از شهرستان‌هاي كشور اين روزها ناچارند براي تامين هزينه‌ها از ابزارهاي تحميلي، تنبيهي و البته گاه تشويقي استفاده كنند.
در اين ميان احتمالا وزير آموزش و پرورش خبر ندارد كه برخي مدارس به بهانه تامين هزينه‌هاي خود كلاس‌هاي تقويتي و از نوع اجباري برگزار مي‌كنند. شايد عليرضا علي‌احمدي هنوز نشنيده كه بعضي از اولياي دانش‌آموزان از پرداخت وجه اجباري براي خريد برگه امتحاني در مدارس ناراضي‌اند، قطعا وزير مطلع است كه مديران مدارس براي اجاره بوفه و تامين هزينه مدرسه با بسياري از افراد مجبور به چانه‌زني هستند.
به هر حال مدرسه دولتي اين روزها صورتش را با سيلي سرخ نگاه مي‌دارد. شايد به همين خاطر بحران مالي آموزش و پرورش تاكنون پنهان مانده، اما اين بحران هرچه از سال تحصيلي مي‌گذرد، فشار بيشتري بر مديران، دانش‌آموزان و اولياي آنان وارد مي‌كند.
در برابر تمام اينها وزير آموزش و پرورش در آخرين واكنش خود به يك جمله بسنده كرده است: «تكليف مي‌كنيم مدارس اخذ شهريه را اجبار نكنند»، اما اين كافي نيست چون وزير آموزش و پرورش هم مي‌داند كه اين تكليف با توجه به كاستي شديد مالي در مدارس اجراشدني نيست.
نكته جالب توجه اين است كه مسوولا‌ن وزارت آموزش و پرورش در ارتباط با اطلا‌ع رساني در حوزه اين وزارتخانه مهم با خبرنگاران همكاري نمي‌كنند. كما اين كه  روزنامه جام جم بارها براي انجام مصاحبه با آنها و شخص وزير درخواست كتبي و شفاهي داده اما بي‌نتيجه مانده است.

مدرسه پول خريد برگه امتحاني را ندارد...
اين روزها مديران مدارس به هر شيوه‌اي سعي دارند، مدارس دولتي را سرپا نگاه دارند، گذشته از اين كه مديران مدرسه در بسياري موارد به طور حضوري از اوليا طلب پول نقد مي‌كنند يا بوفه مدرسه را به مزايده مي‌گذارند يا با برگزاري كلاس‌هاي تقويتي و جبراني خانواده‌ها را براي اخذ پول تحت فشار مي‌گذارند، اين فشار براساس منطقه و شهرستان متفاوت است.
يكي از اولياي دانش‌آموزان در يك دبيرستان دولتي در منطقه 2 تهران از اجبار خود به پرداخت يك ميليون تومان به بهانه كلاس‌هاي فوق برنامه خبر مي‌دهد. ديگري از منطقه 5 تهران با بيان اين كه مدرسه فرزندش، براي برگزاري كلاس‌هاي تقويتي درخواست 56 هزار تومان كرده است، مي‌گويد: بعد از مراجعه به مدرسه براي مطلع شدن از ساعات كلاس‌هاي تقويتي به من گفتند اين كلاس‌ها قرار است در همان ساعت‌هاي كلاسي برگزار شود! مگر حقوق معلم را من بايد بپردازم؟
پدر يكي از دانش‌آموزان در مدرسه راهنمايي منطقه 14 ‌تهران هم علاوه بر اجبار به كمك 40 هزار توماني، مي‌گويد: 10 هزار تومان براي برگه‌ امتحاني خواسته‌اند، يعني مدرسه پول برگه امتحاني را ندارد؟
در همين منطقه مادر يكي از دانش‌آموزان ابتدايي از پرداخت 30 هزار تومان شهريه اجباري خبر داده و مي‌گويد: خانم مدير گفته اين پول خرج امور عادي مدرسه خواهد شد، در غير اين صورت ممكن است مدرسه نتواند به فعاليتش ادامه دهد. آيا مسوولان آموزش و پرورش از اين وضعيت باخبرند؟

حتي يك ريال هم پول نرسيده
«تا به حال آموزش و پرورش حتي يك ريال هم به مدرسه كمك نكرده است.» اين جمله‌اي است كه مدير يكي از دبيرستان‌هاي دخترانه در منطقه 15 تهران مي‌گويد.
او اضافه مي‌كند: در هر فصلي مدرسه هزينه‌هايي دارد كه بايد تامين شود. شوفاژ مدرسه خراب است و تعميركار گفته بايد 400 هزار تومان براي تعمير بپردازيم، هنوز منتظر كمك آموزش و پرورش منطقه‌ايم، كلاس‌ها سرد است و هيچ پاسخي براي دانش‌آموزان نداريم.
در همين منطقه مدير ديگري از كثيف بودن در و ديوار مدرسه مي‌گويد كه هيچ پولي براي تعمير و رنگ‌كاري مدرسه ندارد و چنين فضايي براي درس خواندن مناسب نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پس از واقعه آزار و اذيت كودكان در مهدكودكي در زنجان، اين بار واقعه‌اي تلخ‌تر و ناگوارتر در تهران و در يكي ‌از مراكز تحت پوشش بهزيستي رخ داده است. ‌مهديه دختر معلولي كه در مركز "ر- " از مراكز نگهداري معلولان - نگهداري مي‌شد، چند روز پيش به دليل فشارهاي روحي اقدام به خودكشي كرد، اما به خاطر پشيماني ‌از اين كار، خود را به پــرسـتــاران بـخــش مـعــرفـي نـمـود.‌بـنـابـرايـن گزارش، پس از معرفي وي به پرستاران - كه البته چگونگي برخورد آنها حائز اهميت است - وي به ‌بيمارستان منتقل شد، اما در همان‌جا فوت كرد. ‌‌ ‌اين در حالي است كه در تماس با مـسـئـولان ايـن مركز كه چند سالي است خصوصي اداره ‌مي‌شود، آنها با لحني عجيب و ضـمـــن خـــودداري در دادن اطـــلاعــات تكميلي، سهل‌انگاري پرستاران در برخورد ‌با خودكشي مهديه و اين شايعه را كه در آغاز خودكشي، وي با تمسخر آنها روبه‌رو شده بود، رد كرده و در ‌نهايت تلفن را قطع نمودند. ‌اما مشخص نيست چگونه ابزاري كه مي‌توان با آن خودكشي كرد، مانند قرص و غيره در دسترس معلولان ‌جسمي بوده و چنين حادثه ناگواري اتفاق افتاده است. ‌شـايـان ذكـر اسـت كـه چـنـدي پـيـش نيز پرونده‌اي مبني بر كودك آزاري و داغ كردن كـودكـان در مـركـز شـيرخوارگاه ‌بهزيستي زنجان به دليل اطلاع رساني به موقع و در جريان امر قرار گرفتن مردم علي رغم ‌تلاش‌هايي كه براي سرپوش گذاشتن و حتي انكار آن خبر صورت گرفت، بسته شد.‌

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

يک آسيب شناس اجتماعي گفت: متاسفانه تعداد کارتن خواب ها رو به افزايش است. امان الله قرايي مقدم در خصوص وضعيت کارتن خواب ها در شهر تهران گفت: متاسفانه تعداد کارتن خواب ها رو به افزايش است و اقداماتي از جمله جمع آوري و اسکان موقت در گرمخانه ها براي کاهش آنها کافي نيست.

چند سالي مي شود که کارتن خوابي به يکي از مهمترين مشکلات جامعه تبديل شده است و در فصل سرما اين مسئله بيشتر نمايان تر مي شود.

هزاران کارتن خواب و بي سرپناه، آوارگان شبهاي سرد هستند. کارتن خواب هايي كه از ساعت 11 شب به بعد در خيابان ، روي كارتن ، زير پل يا در معابر عمومي بسربرده و اغلب آنها مهاجران روستاها و شهرهاي كوچك ، متكديان ، معتادان ،بي سرپرستان ، كودكان ، زنان خياباني و دختران فراري هستند که به حال خود رها شده اند

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دادستان تهران با ارسال نامه يي به دادسراي جنايي تهران اجراي حکم بهنود شجاعي نوجوان متهم به قتل را که قرار بود چهارشنبه پاي چوبه دار برود، متوقف کرد. به گزارش خبرنگار ما، سعيد مرتضوي دادستان تهران در نامه يي که براي رئيس دادسراي جنايي تهران، شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران و دفتر آيت الله شاهرودي ارسال کرده، خواستار بازبيني فيلمي شده است که گفته مي شود در آن اولياي دم مقتول گذشت خود از قصاص را اعلام کرده اند. بهنود شجاعي که چهار سال پيش و در 17سالگي به اتهام قتل جواني به نام احسان بازداشت و به قصاص محکوم شده است، تاکنون دو بار پاي چوبه دار رفته و هر بار با دستور رئيس قوه قضائيه براي کسب رضايت از اولياي دم مقتول اجراي حکمش متوقف شده است. وکلاي مدافع بهنود مدعي هستند در جلسه يي که براي جلب رضايت اولياي دم از سوي هنرمندان از جمله عزت الله انتظامي برگزار شده بود، پدر و مادر احسان از قصاص گذشت کردند و فيلمي نيز از اين جلسه وجود دارد که ادعاي آنها را ثابت مي کند. آنها همچنين استشهادي از افرادي که در آن جلسه حضور داشتند، تهيه و ضميمه پرونده کردند، اما اين استشهاد مورد تاييد هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران قرار نگرفت و آنها در پاسخ به استعلام دايره اجراي احکام دادسراي جنايي تهران، اعلام کردند اين استشهاديه مورد پذيرش نيست. در حالي که روز گذشته پرونده بهنود به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي تهران فرستاده شد، سعيد مرتضوي با ارسال نامه يي خواستار توقف اجراي حکم تا زمان بازبيني فيلم و نتيجه گيري نهايي شد. قرار بود بهنود شجاعي ماه گذشته قصاص شود اما بررسي مدارک حاوي رضايت اولياي دم اجراي اين حکم را تا چهار دي ماه به تعويق انداخت و در حالي که بهنود اين بار در ليست اعداميان چهارشنبه هفته جاري قرار داشت، دادستان تهران طي نامه يي اجراي حکم را به تعويق انداخت تا شايد راه نجاتي براي اين نوجوان پيدا شود

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 تن از سرکردگان یک باند مخوف در استان کهگیلویه و بویر احمد که اقدام به اذیت و آزار دهها کودک کرده بودند توسط مأموران پلیس دستگیر شدند.

یک منبع آگاه با اعلام این خبر گفت: سرکرده این باند مخوف به نام " م-الف " که با همدستی 7 نفر از اراذل و اشرار این شهرستان اقدام به اذیت و آزار جنسی بیش از 80 نفر از کودکان و نوجوانان این شهرستان می کرد توسط مأموران نیروی انتظامی شناسایی و دستگیر شد.

وی افزود: در حال حاضر تمامی متهمان این پرونده دستگیر شده اند و هم اکنون تحقیقات گسترده برای بدست آوردن اطلاعات و اقاریر بیشتر درباره سایر قربانیان این حادثه ادامه دارد.

بنا بر اطلاعات بدست آمده این باند با شناسایی قربانیان خود اقدام به ربودن آنها و سپس اذیت و آزار و زورگیری و اخاذی از آنها می کردند.

سرکردگان این باند برای ساکت کردن قربانیان خود و عدم ارائه شکایت از سوی آنان به مقامات پلیس اقدام به فیلمبرداری از اذیت و آزار آنها کرده و از آنها می خواسته اند تا برای حفظ آبرویشان با آنها همکاری کرده و دوستان دیگر خود را به تله های از پیش طراحی شده در این باره دعوت کنند.

در حال حاضر تمامی سرکردگان این باند دستگیر شده اند و پلیس برای شناسایی سایر قربانیان تحقیقات لازمه را درباره این پرونده در دست پیگیری دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  |