تبليغاتX
بسوی 8مارس

 قضات دادگاه کيفري استان تهران دو خواهر محکوم به سنگسار را پس از محاکمه مجدد از اتهام زناي محصنه تبرئه کردند و اين دو به زودي آزاد مي شوند.
به گزارش خبرنگار ما پرونده آذر و زهره دو خواهر 27 و 30ساله که پيش از اين در شعبه 80 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه و به سنگسار محکوم شده بودند يکي از جنجالي ترين پرونده هاي سال گذشته بود که واکنش هاي بسياري را در محافل بين المللي به همراه داشت.
حساسيت روي اين پرونده زماني شدت گرفت که وکيل مدافع دو خواهر اعلام کردند قضات شعبه 27 ديوان عالي کشور حکم سنگسار را تاييد کرده اند. زماني که پرونده براي اجراي حکم نزد آيت الله هاشمي شاهرودي فرستاده شد، وي صدور اين حکم را شرعي و قانوني ندانست و از آنجا که استناد قضات براي صدور حکم رجم يک فيلم منتسب به دو خواهر بود رئيس قوه قضائيه اعلام کرد فيلم جزء مستندات قانوني محسوب نمي شود، ضمن اينکه شرايط زندگي اين دو زن مورد بررسي قرار نگرفته است. به اين ترتيب حکم سنگسار نقض شد.
اين تنها ايراد پرونده نبود، چراکه زهره و آذر بعد از بازداشت شان يک بار از اتهام زناي محصنه تبرئه شده و جرم شان به رابطه نامشروع تقليل يافته و در دادگاه عمومي محاکمه و به 99 ضربه شلاق محکوم شده و حکم آنها اجرا شده و سپس آزاد شده بودند، اما اين پرونده بدون شاکي يا وقوع جرمي جديد يک بار ديگر به جريان افتاد و جزء پرونده هايي قرار گرفته بود که در راستاي مبارزه با سي دي هاي مبتذل گشوده شده بود.
در چنين شرايطي وکيل مدافع دو خواهر تشکيل اين پرونده را زير سوال برد، چراکه وي معتقد بود يک بار به اين پرونده در دادگاه عمومي رسيدگي شده است و متهم را به يک جرم نمي توان دو بار محاکمه کرد. در حالي که سرنوشت دو خواهر پس از صدور حکم سنگسار و نقض آن همچنان در هاله يي از ابهام قرار داشت، شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران مسوول رسيدگي مجدد به اين پرونده شد و اين دو خواهر هفته گذشته در اين شعبه مورد محاکمه قرار گرفتند و مدعي شدند دو زني که در فيلم ديده مي شوند آنها نيستند. وکيل مدافع دو خواهر نيز مدارکي را ارائه داد که نشان مي داد آنها يک بار در دادگاه عمومي محاکمه شده اند و راي نيز برايشان صادر شده است و نمي توان اين افراد را دوباره تحت پيگرد قرار داد.
سرانجام هيات قضات شعبه 77 به رياست دادرس افتخاري وارد شور شدند تا در مورد سرنوشت دو خواهر تصميم بگيرند. آنها بعد از چند روز بحث و بررسي با اکثريت آرا زهره و آذر را تبرئه کردند. در رايي که قاضي محسن افتخاري آن را به انشا درآورده و دو قاضي موافق ديگر نيز امضا کرده اند، آمده است؛ هر نوع فناوري اعم از دوربين، ضبط و هر چيز ديگري که بتواند به قاضي براي رسيدن به علم کمک کند، قانوني و درست است اما در اين پرونده فيلم موجود به امضاکنندگان اين راي براي رسيدن به علم به اينکه زهره و آذر مرتکب زناي محصنه شده اند، کمک نکرده است. همچنين شوهران اين دو خواهر نيز شکايت خود را پس گرفته و اعلام کرده اند زناني که در فيلم هستند همسران آنها نيستند و متهمان نيز مدعي شدند افراد مشهود در فيلم اشخاص ناشناس ديگري هستند، ضمن اينکه شرايط اثبات زناي محصنه در اين پرونده وجود ندارد. بنابراين متهمان از اتهام وارده مبرا هستند.
بنابر اين گزارش با توجه به راي صادره زهره و آذر، متهمان پرونده که از سال 85 با شکايت همسر يکي از اين دو نفر و تهيه فيلم از سوي او در زندان به سر مي بردند، به زودي آزاد مي شوند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اتحادیه اروپا امروز با صدور بیانیه ای اجرای احكام وحشیانه سنگسار توسط رژیم اسلامی را محكوم كرد و خواستار پایان دادن به این مجازات ضدانسانی شد.

در این بیانیه كه روز سه شنبه از سوی جمهوری چک بعنوان رئیس دوره ای اتحادیه اروپا صادر شد، آمده است اتحادیه اروپا موارد جدید سنگسار در ایران را قویا محكوم می کند و از رژیم تهران می خواهد اجرای این مجازات را متوقف كند.

رژیم تهران پیش تر اعلام کرده بود که مجازات سنگسار را اعمال نخواهد کرد. مقامات اتحادیه اروپا می گویند جمهوری اسلامی به تعهد خود پایبند نبوده است.

در بیانیه امروز اتحادیه اروپا با یادآوری اینكه در چهار سال گذشته دست کم پنج ایرانی سنگسار شده اند، تاكید شده اجرای موارد جدید سنگسار یک گام به عقب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

خواهران جواني که به اتهام روابط نامشروع متعدد به سنگسار محکوم شده بودند با نقض حکم شان از سوي رئيس قوه قضائيه بار ديگر در شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران پاي ميز محاکمه رفتند و اتهام خود را تکذيب کردند.
به گزارش خبرنگار ما زمستان سال 85 مردي به ماموران پليس شهريار مراجعه کرد و مدعي شد همسرش روابط نامشروع دارد و فيلمي نيز از همسرش تهيه کرده است. وي در شکايت خود گفت؛ چند سال پيش که با همسرم ازدواج کردم او را بسيار دوست داشتم و وي را زن پاکدامني مي دانستم. ما صاحب دو فرزند شديم و در طول اين سال ها تلاش مي کردم زندگي مرفهي را براي همسر و فرزندانم فراهم کنم. اما کم کم متوجه رفتارهاي مشکوک همسرم زهره شدم. از گوشه و کنار هم حرف هايي در مورد روابط غيراخلاقي او به گوشم رسيده بود. براي اينکه مطمئن شوم شکم بي مورد است، دوربين مداربسته در خانه کار گذاشتم و در کمال ناباوري متوجه شدم وقتي من در خانه نيستم همسرم و خواهرش با مردان غريبه رابطه برقرار مي کنند. با شکايت اين مرد و ارائه فيلم زن جوان و خواهرش آذر دستگير شدند و در حالي که به غير از فيلم مدرک ديگري عليه متهمان وجود نداشت پرونده براي محاکمه و صدور حکم به دادگاه عمومي شهريار فرستاده شد. پس از محاکمه به رغم انکارهاي متهمان قاضي دادگاه با استناد به اقارير دو خواهر نزد پليس هر يک از دو خواهر را به 99 ضربه شلاق محکوم کرد و اين حکم پس از تاييد در دادگاه تجديدنظر به اجرا درآمد.
در حالي که به نظر مي رسيد دو خواهر مجازات شده و به زودي آزاد مي شوند، در جريان طرح مبارزه با فيلم هاي مبتذل يک بار ديگر پرونده زهره و آذر به جريان افتاد و دادستان عليه دو خواهر شکايت و اعلام کرد آذر و زهره با وجود اينکه همسر داشته اند رابطه نامشروع برقرار کرده و مرتکب زناي محصنه شده اند.
بنابراين پرونده يک بار ديگر به جريان افتاد و اين بار شعبه 80 دادگاه کيفري استان تهران مسوول رسيدگي به اين پرونده شد. در جريان تحقيقات از دو خواهر، شوهران آنها به دادگاه مراجعه کردند و شکايت خود را پس گرفتند اما از آنجا که در پرونده هاي روابط نامشروع نياز به شاکي خصوصي نيست، هيات قضات زهره و آذر را مورد محاکمه قرار داد. دو خواهر در جلسه محاکمه مدعي شدند دو زني که مقابل دوربين قرار گرفته اند آنها نيستند. با اين حال پنج قاضي شعبه 80 با استناد به فيلم ضبط شده زهره و آذر را مستحق مرگ تشخيص دادند و حکم رجم صادر کردند.
با اعتراض دو خواهر و وکيل مدافع شان پرونده به ديوان عالي کشور رفت و قضات شعبه 27 ديوان نيز راي رجم را مورد تاييد قرار دادند و به اين ترتيب دو خواهر در آستانه اجراي حکم قرار گرفتند. در حالي که در آخرين مرحله قانوني براي اجراي حکم پرونده نزد رئيس قوه قضائيه فرستاده شده بود حکم از سوي وي نقض شد. آيت الله هاشمي شاهرودي در استدلال خود براي نقض راي متذکر شد مطابق قانون فيلم مدرک معتبر محسوب نمي شود و همچنين متهمان به ارتکاب زناي محصنه اعتراف عندالحاکم نداشتند و دليل ديگري که بتواند جرم آنها را ثابت کند در پرونده ديده نمي شود.
به اين ترتيب پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه هم عرض ارجاع شد و ديروز دو خواهر بار ديگر از زندان رجايي شهر به دادگاه کيفري استان تهران اعزام شدند تا در شعبه 77 محاکمه شوند. هر دوي آنها اصرار کردند مرتکب زناي محصنه نشده اند و فيلم متعلق به آنها نيست و آنچه نزد پليس گفته اند دروغ بوده است.
يکي از دو خواهر در دفاع از خود گفت؛ قسمت هايي از اين فيلم جايي را نشان مي دهد که شبيه خانه من است اما من و خواهرم اين کار را نکرديم و فيلم هيچ ربطي به ما ندارد. ما هر دو تحصيلکرده هستيم. خواهرم دانشجو است و هر دو فرزند داريم به همين خاطر هم آبروي خودمان را به خطر نمي اندازيم. حتي شوهران مان متوجه شدند که ما بي گناه هستيم و شکايت شان را پس گرفتند. پس از دفاعيات متهمان و وکيل مدافع شان هيات قضات شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران وارد شور شدند تا براي دومين بار درباره سرنوشت دو خواهر تصميم بگيرند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مرد جنايتكار پس از اطلاع ارتباط پنهاني دخترش با جوان غريبه دستور قتل آنها را صادر كرد.
به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته مأموران هنگ مرزي در جريان جنايتي هولناك در يكي از روستاهاي بجنورد قرار گرفتند. بلافاصله گروهي از مأموران در محل جنايت حاضر شده و با جسد دختر و پسر جواني كه از ناحيه گردن مورد اصابت ضربه هاي كارد قرار گرفته بودند، روبرو شدند.
در ادامه تحقيقات مشخص شد، دختر 18 ساله به نام فاطمه از اهالي همان روستا بوده است.
با به دست آمدن اين سر نخ، مأموران به تحقيق از پدر فاطمه پرداختند كه او در جريان بازجوييها با اعتراف به اين جنايت اظهار داشت: از مدتي قبل پسرانم به رفتارهاي فاطمه مشكوك شده و پس از زير نظر گرفتن او، دريافتند كه او با پسر غريبه اي ارتباط دارد. وقتي از موضوع مطلع شدم، براي حفظ آبرو دستور قتل دخترم و پسر مورد علاقه اش را صادر كردم.
وي افزود: روز جنايت پسرانم آنها را به محل خلوتي كشانده و در آنجا با ضربه هاي كارد نقشه قتل آنها را اجرا كردند. با اعتراف مرد جنايتكار، مأموران پسران او را نيز به اتهام ارتكاب جنايت دستگير كردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مردي كه به خاطر سوءظن به همسرش او را به قتل رسانده بود يك روز بعد از جنايت توسط پليس دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما شامگاه شنبه هفته جاري زني كه به شدت گريه مي كرد به ماموران پليس شهريار خبر داد خواهر شوهرش به قتل رسيده است. پس از اعلام گزارش اين قتل ماموران پليس و بازپرس جنايي به قربانگاه رفتند و خود را در برابر جسد غرق در خون مونا ديدند. شواهد نشان مي داد اين زن پيش از مرگ سعي كرده از خودش دفاع كند. كارآگاهان با توجه به نشانه هاي موجود در صحنه جنايت فهميدند مونا ابتدا با شوهرش درگيري تن به تن داشته و سپس با چاقوي سلاخي به قتل رسيده است. با انتقال جسد به پزشكي قانوني ماموران همسر برادر مقتول را مورد بازجويي قرار دادند. وي گفت؛ مونا و شوهرش خليل هميشه با هم درگيري داشتند. خليل به مونا شك داشت و بابت هر رفتار همسرش او را بازخواست مي كرد. درگيري هميشگي آنها باعث شده بود حتي يك روز آرام در زندگي شان نداشته باشند. چون خانه ما به منزل مونا نزديك بود هر وقت او با شوهرش درگير مي شد با ما تماس مي گرفت. روز حادثه هم هراسان با من تماس گرفت و گفت خليل چاقو به دست به او حمله كرده است. من هم بلافاصله چادرم را سرم كردم و به طرف خانه مونا به راه افتادم. دقايقي بعد كه رسيدم ديدم درهاي خانه باز است. اين زن ادامه داد؛ بلافاصله وارد خانه شدم، سكوت كامل حكمفرما بود، چند بار مونا را صدا زدم جوابي نشنيدم. وارد اتاق خواب كه شدم جسد غرق در خون مونا را روي زمين ديدم. از خليل هم خبري نبود و او قبل از ورود من از خانه رفته بود. با توجه به درگيري مونا و همسرش، بازپرس پرونده دستور داد ماموران خليل را بازداشت كنند. به اين ترتيب تلاش ها براي دستگيري مرد فراري آغاز شد و يك روز بعد مخفيگاه او در همدان شناسايي و وي دستگير شد. مرد جوان پس از انتقال به شهريار تحت بازجويي قرار گرفت. وي اتهام قتل را قبول كرد و گفت؛ من و مونا سال ها پيش با هم ازدواج كرديم، زماني كه به خواستگاري اش رفتم، عاشقش بودم و فكر مي كردم مي توانم زندگي خوبي با او داشته باشم. همه چيز خوب پيش مي رفت، تا اينكه رفتار مونا به يكباره تغيير كرد. او ديگر به حرف هاي من گوش نمي كرد و حواسش به زندگي اش نبود تا اينكه شنيدم همسرم با كسي رابطه دارد، از آن به بعد بر سر اين مساله با هم اختلاف داشتيم. وي ادامه داد؛ چند بار به مونا گفتم هر چه هست به من بگويد اما هر بار با عصبانيت و پرخاشگري مرا متهم مي كرد كه بيمار هستم و بي خود به او شك دارم. اين مساله هيچ وقت از فكرم بيرون نمي رفت هر چه مي گذشت رابطه من و مونا بدتر مي شد، تا اينكه روز حادثه سرزده به خانه آمدم و متوجه شدم مونا تا دقايقي قبل در خانه نبوده است. از او پرسيدم كجا رفته بودي، جواب درستي نداد و خريد را بهانه كرد. او مي دانست كه من دوست ندارم همسرم بدون اجازه ام بيرون برود. دوباره درگيري ما بر سر اين مساله شروع شد و مونا در حالي كه به شدت عصباني بود اعتراف كرد كه با كسي رابطه دارد و هيچ علاقه يي هم به من ندارد. حرف هاي مونا آنقدر تلخ و گزنده بود كه كنترلم را از دست دادم و در يك لحظه چاقوي سلاخي را كه براي كارم هميشه همراهم بود از جيب شلوارم بيرون آوردم و چند ضربه به او زدم. متهم در ادامه گفت؛ نمي دانستم چه مي كنم اصلاً رفتارم دست خودم نبود يكدفعه متوجه شدم خون همه جا را گرفته و مونا مرده است. از كاري كه كرده بودم به شدت وحشت كردم به همين خاطر هم تصميم گرفتم فرار كنم. بنابر اين گزارش متهم به قتل هم اكنون بازداشت است و تحقيقات از وي ادامه دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 



زنی در یکی از روستاهای شهر سقز به دلیل ازدواج تحمیلی و عوارض ناشی از آن توسط همسر خود به قتل رسید.

در تاریخ 12 دیماه سال جاری ، در روستای سوته از توابع شهر سقز زنی به نام "هه لاله" که چندی پیش به صورت اجباری به عقد فردی دیگر درآمده بود ، پس از بالا گرفتن مشکلات ناشی از این مسئله توسط همسر خود به قتل رسید.

هر چند همسر و خانواده وی مدعی خودکشی نوعروس مذکور هستند اما نیروی انتظامی با بازداشت همسر این زن تحقیقات خود را بر پایه قتل ادامه میدهد.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فردي كه متهم است همسر و فرزند دو ساله‌اش‌ را قرباني ظن خود كرده، آخرين دفاعيات خود را در مقابل بازپرس ويژه قتل تهران بيان كرد. به گزارش ايسنا، عصر يكي از روزهـاي ابـتـدايـي ارديـبهشت سال جاري، قاضي روشن بازپرس كشيك قتل پايتخت با گــزارش مــامــوران كــلانـتــري 115 رازي از كشف جسد زني 27 ساله به نام الهام و فرزند دو ساله‌اش به نام عرشيا در منزل مسكوني واقع در ميدان رازي مطلع شد و بلافاصله با حضور در صحنهجنايت تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كرد. بازپرس با حضور در صحنه با جسد اين مادر و كودك در حالي روبه‌رو شد كه شواهد صحنه نشان مي‌داد پس از بيهوشي، خفه شده‌اند. مادر الهام در تحقيقات اوليه به بازپرس گفت: دامادم روز چهارشنبه با دخترم درگير شد. ظاهرا صبح روز پنجشنبه به محل كار خود رفته و بعد از چند ساعت با اين ادعا كه فرزندش زمين خورده و حالش خوب نيست، از صاحبكارش مرخصي گرفته است. عصر پنجشنبه صاحبكار او با من تماس گرفت و حال نوه‌ام را پرسيد. من كه از هيچ چيز خبر نداشتم نگران شدم و به منزل دخترم رفتم اما هر چه در زدم كسي در را باز نكرد. به نظرم آمد كه به مهماني رفته باشند به همين خاطر تا صبح صبر كردم اما وقتي روز جمعه هم خبري از آنها نشد، به منزل‌شان مراجعه كردم و با شكستن در به همراه همسايگان وارد خانه شده و با جسد دختر و نوه‌ام روبه‌رو شدم. در اولين اقدامات قضايي، مشخص شد كه متهم به نام <مازيار> پس از برداشتن مدارك شناسايي خود قصد خروج از كشور را داشته است اما چند روز پس از وقوع جنايت، ماموران كلانتري رازي مطلع شدند اين فرد پسرخاله خود را به عنوان گروگان به همان منزل برده و به اين ترتيب تلاش خود را براي بازداشت وي آغاز كردند كه پس از چند ساعت، اين فرد پسر خاله خود را مـجـروح كـرد و سـپـس بـه‌وسـيـله چاقو شاهرگ خود را نيز زد. با انتقال متهم به بيمارستان و بهبودي نسبي وي، بازپرس جنايي او را مورد تحقيق قرار داد كه با اعتراف مازيار به قتل همسر و فرزندش، قرار قانوني براي وي صادر شد. اين متهم صبح ديروز(يكشنبه) بار ديگر با قبول اتهام قتل گفت: من به ارتباط همسر و پسرخاله‌ام با يكديگر مظنون بودم، به همين خاطر اقدام به قتل كردم. متوجه بودم كه اشتباه مي‌كنم اما نمي‌دانم چرا از ارتكاب جنايت منصرف نشدم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

به گزارش " مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران "، در طی روزهای اخیر اخبار متفاوتی از اجرای احکام سنگسار در شهر مشهد منتشر گردیده است که بعضاً در تعداد ، ماهیت و اتهام افراد سنگسار شده ایجاد شبهه نموده است .
بر این اساس جهت تنویر افکار عمومی لازم به توضیح دیدیم ، در تاریخ 6 دی ماه سال جاری در شهر مشهد دو زندانی متهم به زنا با حکم دادسرای عمومی شهر مشهد در گورستان اصلی این شهر به نام بهشت رضا سنگسار گردیدند.
یکی از متهمان پس از آغاز اجرای حکم سنگسار با تقلای بسیار و در حالی که به شدت مجروح بود موفق شد از گودال خارج شود و طبق احکام شرعی سنگسار وی متوقف گردید اما متهمی دیگر به دلیل آسیبهای وارده ناشی از اصابت سنگ جان خود را از دست داد.مراسم پرتاب سنگ در حدود 40 دقیقه به طول انجامیده بود.
قربانی این مجازات غیر انسانی فردی به نام هوشنگ خداداده ، 36 ساله می باشد که متهم به زنا گشته بود ، وی که اهل تهران می باشد در حدود هشت سال قبل به جرم قاچاق مواد مخدر محکوم  به اقامت اجباری سه ساله در تربت حیدریه واقع در استان خراسان گردیده بود .
نامبرده در سال 1384 به اتهام زنا بازداشت و حکم رجم (سنگسار) وی پس از سه سال تحمل زندان به اجرا درآمد.
برخلاف آنچه یکی از روزنامه های داخلی مدعی گردیده بود وی پیرو مذهب بهاییت نبوده است و متهم زن این پرونده به نام  م.خ  نیز با حکمی مشابه هم اکنون در بند نسوان زندان وکیل آباد مشهد در انتظار اجرای حکم سنگسار خود به سر می برد.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مردي که با همدستي پسر برادرش، دختر نوجوان خود را به طرز دلخراشي به قتل رسانده و جسدش را آتش زده بود، دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما مرد رهگذري که از بياباني اطراف فراشبند استان فارس مي گذشت، اولين کسي بود که پليس را در جريان رها شدن جسم تا استخوان سوخته سوسن قرار داد. اين مرد در گزارش تلفني خود به پليس گفت؛ جسد سوخته يي در بيابان رها شده و از آثار برجاي مانده مشخص است که اين جسد متعلق به يک زن است. با حضور پليس در محل و انجام تحقيقات اوليه جنازه به پزشکي قانوني انتقال يافت و هر آنچه که مي توانست سرنخي براي دستگيري قاتل باشد توسط کارشناسان بررسي صحنه جرم جمع آوري شد.
تحقيقات پليسي نشان داد، يک روز قبل از پيدا شدن جسد دختر نوجواني به نام سوسن به طور ناگهاني گم شده اما خانواده اش مفقود شدن او را به پليس خبر نداده اند. وقتي ماموران به سراغ خانواده سوسن رفتند آنها با بي تفاوتي برخورد کردند و گفتند تصور مي کردند سوسن خودش بعد از مدتي بازمي گردد. هنگامي که لباس هاي مقتول به والدين دختر نشان داده شد، آنها تاييد کردند البسه براي سوسن است.
در حالي که تحقيقات ادامه داشت، پزشکي قانوني اعلام کرد به دليل سوختگي بسيار شديد که حتي باعث از بين رفتن بخشي از استخوان هاي مقتول شده است نمي توان علت دقيق مرگ را مشخص کرد.
آنچه مسلم بود، سوسن قرباني يک انتقام گيري هولناک شده بود. تحقيق در زندگي او نشان داد اين دختر 17ساله چند هفته پيش با پسرعموي خودش نامزد کرده اما با اين ازدواج مخالف بوده و به اجبار خانواده اش جواب مثبت داده است. همچنين قرار بود چند روز قبل از قتل عقد رسمي سوسن و پسرعمويش خوانده شود اما به دليل نامعلومي اين مراسم به تعويق افتاده بود.
اطلاعات به دست آمده از زندگي سوسن و بي تفاوتي خانواده اش نسبت به گم شدن و قتل اين دختر نشان مي دهد، اعضاي خانواده در اين ماجرا نقش دارند. بنابراين ابتدا نامزد سوسن دستگير شد. پسر جوان اعتراف کرد با همدستي عمويش يعني پدر سوسن مرتکب قتل شده است و به اين ترتيب پدر دخترکش نيز بازداشت شد. وي به ماموران گفت؛ مدتي قبل متوجه شدم سوسن به پسري که در شهرمان زندگي مي کند علاقه مند شده و آنها پنهاني همديگر را مي بينند. من دخترم را از اين ديدارها منع کردم و ديگر اجازه نمي دادم از خانه بيرون برود. تا اينکه يک روز برادرم گفت قصد دارد براي پسرش به خواستگاري سوسن بيايد. خيلي خوشحال شدم، چون برادرزاده ام پسر زحمتکش و بسيار خوبي بود. من قبول کردم. وقتي آنها به خواستگاري آمدند، سوسن جواب منفي داد.
وي ادامه داد؛ دخترم به من گفت قصد ندارد با پسرعمويش ازدواج کند و اصلاً او را دوست ندارد. در خانواده ما رسم نبود دختر روي حرف پدرش حرف بزند به همين خاطر هرطور که بود دخترم را وادار کردم با پسرعمويش ازدواج کند. بدون توجه به خواسته او و مخالفت هايي که مي کرد به اتفاق برادرم قرار عقد را گذاشتيم. روزي که قرار بود براي انجام آزمايش خون و مدارکي که براي عقد لازم بود بيرون برويم باز هم دخترم با شيون و زاري به من گفت دوست ندارد با پسرعمويش ازدواج کند.پدر سوسن ادامه داد؛ من دخترم را به زور بيرون بردم. وقتي داشتيم به اتفاق خانواده برادرم براي خريد مغازه ها را نگاه مي کرديم يکدفعه متوجه شديم خبري از سوسن نيست. من فهميدم که او فرار کرده و به خانه پسر مورد علاقه اش رفته است. خيلي زود به پليس مراجعه کرده و عليه پسر جوان شکايت کردم و بعد هم با مامور به خانه او رفتم و دخترم را تحويل گرفتم. سوسن آبروي من و نامزدش را برده بود به همين خاطر فرداي روزي که او را تحويل گرفتم به اتفاق برادرزاده ام به بهانه انجام کاري وي را بيرون برديم. در بياباني اطراف شهر ابتدا با چادرش او را خفه کرديم، بعد او را 200 متر روي زمين کشيديم و در نهايت براي از بين بردن جسدش به اتفاق برادرزاده ام بنزين روي جنازه ريختيم و آن را به آتش کشيديم.
بنابر اين گزارش پدر سوسن و نامزد اين دختر در حال حاضر به اتهام قتل در بازداشت به سر مي برند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سه مرد روز پنج شنبه گذشته، 5 دي ماه 1387 در شهرستان مشهد سنگسار شدند که از ميان اين سه نفر، يک نفر توانست ‏زنده بماند. ‏

‏ يک منبع آگاه در مشهد به سايت روز در اين باره گفته است که روز پنج شنبه، حکم اجراي سه فرد در قبرستان بهشت ‏رضاي مشهد به اجرا در آمد. که يک نفر از اين سه تن، به نام محمود م.غ. که تابعيت افغاني دارد، توانست خود را از ‏گودال سنگسار بيرون بکشد و زنده بماند. اما دو تن ديگر در حين اجراي حکم به قتل رسيدند. ‏

در ايران، برخلاف برخي کشورهاي اسلامي ديگر، اجراي حکم سنگسار توسط مجريان حکومتي و به دليل جرم زناي ‏محصنه صورت مي گيرد. جرم يکي از اين سه فرد که هوشنگ خ. نام داشته است تجاوز به عنف و زناي با محارم عنوان ‏شده است. اما هنوز خبر دقيق تري از چگونگي محکوميت دو فرد ديگر در دسترس نيست.‏

اجراي حکم اين سه سنگساري، آمار اجراي احکام سنگسار در ايران را در دو سال اخير به شش نفر رسانده است که از اين ‏شش نفر پنج نفر در حين اجراي حکم جان سپردند. نام سنگسار شدگان محبوبه، عباس.ح، جعفر ک. محمود م.غ، هوشنگ ‏خ. و فردي ديگر است که نام وي هنوز عنوان نشده است. ‏

طبق قانون مجازات اسلامي، شرايط اجراي حکم سنگسار در ايران به اين ترتيب است که براي مردان گودالي که تا کمر ‏فرد محکوم شده را در بر بگيرد کنده مي شود و پس از قرار گرفتن وي در آن افراد، شروع به سنگ زدن به او مي کنند. ‏اگر اين فرد بر اساس اقرار شخصي اش محکوم شده باشد، امکان نجات وي وجود ندارد و حتا پس از بيرون آمدن از ‏گودال، به آن برگردانده خواهد شد. اما اگر فردي بر اثر شهادت شهود، محکوم به سنگسار شود، اگر بتواند خود را از ‏گودال نجات دهد، جانش به او بخشيده مي شود. ‏

اين مجازات طبق ماده83 قانون مجازات اسلامي براي افرادي ( زنان و مردان) که با وجود داشتن همسر، با فردي ديگر ‏رابطه جنسي برقرار مي کنند، صادر مي شود. ‏

اجراي حکم سنگسار اين سه فرد اخير در هفته گذشته، در شرايطي صورت مي گيرد که سخنگوي قوه قضائيه در نشست ‏مطبوعاتي خود در 15 مردادماه امسال از توقف کامل اجراي احکام سنگسار خبر داده بود. با اين حال وي نيز ديروز، سه ‏شنبه در کنفرانس خبري خود در پاسخ به خبرنگاري که از وي درباره حکم سنگسار صادر شده براي زني به نام افسانه در ‏شيراز پرسيده بود، در پاسخ به اين جمله بسنده کرد که حکم سنگسار وي منوط به نظر قضات ديوان عالي کشور است. اين ‏در حالي است که پيش از اين نيز خبر تاييد حکم سنگسار اين زن شيرازي در ديوان عالي کشور که روز 14 مرداد87 به ‏تاييد اين ديوان رسيد در سايت روز منتشر شده بود. ‏

اگر چه در نشست خبري هفتگي عليرضا جمشيدي در تاريخ 15 مردادماه سال جاري، ايشان خبر از عفو دو تن از ‏محکومان به سنگسار و تقليل مجازاتشان به ده سال زندان و نيز تغيير حکم دو تن ديگر به شلاق دادند، اما نام اين محکومان ‏و خبر احتمالي آزادي شان در رسانه ها انعکاسي نيافت. اما مهمتر از آن وقوع سه مورد اجراي حکم سنگسار در هفته ‏گذشته است که نشان دهنده اين است که برخلاف همه آن سخنها و مصاحبه ها، سنگسار همچنان، مجازاتي قابل اجرا در ‏کشور است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بنا به گزارش‌ رسیده روز جمعه، ۶ دی ماه ۱۳۸۷، مردی در گورستان بهشت رضا در شهر مشهد سنگسار شده است.
بر اساس این گزارش، دو مرد که به سنگسار محکوم شده بودند، هم زمان در خاک قرار گرفته و سنگسار شدند. اما یکی‌ از این دو نفر، به نام محمود، موفق شد که خود را از گودال بیرون بکشد و آزاد سازد. وی به این ترتیب از مرگ با سنگسار رهایی یافت.
اما مرد دیگر، که نام او هنوز فاش نشده است، با سنگسار به قتل رسید.
اتهام این دو نفر هنوز معلوم نیست و آن­ها در شعبه ۵ دادگاه کیفری استان خراسان به سنگسار محکوم شده بودند.
این حکم در حالی‌ اجرا شده است که جمهوری اسلامی ایران اجرای حکم سنگسار را در مقابل مراجعه بین المللی انکار می‌کند. همچنین، مراقبت‌های ویژه امنیتی برای جلوگیری از پخش اخبار مربوط به سنگسار وجود دارد. از این رو، این خبر در نشریات داخل کشور هنوز بازتاب نیافته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اشتباه يک دختر جوان در ارسال پيامک باعث شد پسر مورد علاقه اش به دست برادرش به قتل برسد.
به گزارش خبرنگار ما ساعت 22 روز 19 آذرماه کارآگاهان جنايي شيراز رهسپار خيابان کوزه گري شدند تا به تحقيق درباره يک نزاع خونين بپردازند. آنها که مي دانستند مجروح اين دعوا، پس از انتقال به بيمارستان به خاطر شدت خونريزي و جراحات ايجادشده در ناحيه شکم جان باخته است، با حضور در محل درگيري به جست وجو پرداختند تا شايد نشانه هايي از قاتل بيابند اما هيچ ردپايي وجود نداشت و افرادي که شاهد نزاع مرگبار بودند به جز توصيف چهره متهم و اطلاعاتي ناقص چيزي براي بازگو کردن نداشتند. بعد از آنکه پيکر قرباني 19 ساله به پزشکي قانوني انتقال يافت، کارآگاهان به سرنخ مهمي دست يافتند. آنان متوجه شدند روز حادثه يکي از دوستان مقتول، مجيد را همراهي مي کرده است به همين دليل پسر جوان تحت بازجويي قرار گرفت و هويت قاتل را فاش کرد. او گفت؛ «مجيد با برادر دختر مورد علاقه اش قرار ملاقات داشت. آن روز در خيابان کوزه گري با يکديگر ملاقات کردند و در همان دقايق اوليه اين ديدار، مجيد من را براي خريدن پيتزا به مغازه يي که همان حوالي بود، فرستاد. من صحنه قتل را نديدم اما مطمئن هستم آن پسر به نام منصور، دوستم را کشته است.»
فراري بودن منصور از زمان وقوع قتل ادعاي دوست مجيد را تاييد مي کرد. به همين سبب پليس جست وجوي وسيعي را براي يافتن او آغاز کرد و بالاخره بعد از چند روز تحقيقات متهم 19 ساله به دام افتاد. او در بازجويي ها قتل را پذيرفت و انگيزه اش را دوستي پنهان مجيد و خواهرش عنوان کرد.
«وقتي فهميدم مجيد و خواهرم دوست هستند خيلي عصباني شدم و نتوانستم خودم را کنترل کنم. به همين خاطر هم دست به آدمکشي زدم.» متهم به قتل با بيان اين جمله، ماجرا را شرح داد و گفت؛ «همه چيز از يک پيامک شروع شد. يک روز خواهرم به اشتباه براي من پيامکي فرستاد که بايد به دست مجيد مي رسيد. بعد از خواندن پيام متوجه دوستي آن دو شدم. البته آن زمان مجيد را نمي شناختم و خيلي تلاش کردم تا فهميدم آن پسر کيست. بعد از اينکه با جست وجوي فراوان شماره موبايل مجيد را به دست آوردم با او تماس گرفتم و گفتم بايد حضوري در مورد دوستي او و خواهرم صحبت کنيم. به اين ترتيب قرار ملاقات گذاشتيم. در محل قرار مجيد دوستش را به بهانه يي به آن حوالي فرستاد و بعد از آن مشاجره آغاز شد و در يک لحظه چاقويم را درآوردم و ضربه يي به او زدم و فرار کردم.»
بنابر اين گزارش بعد از اعترافات متهم به قتل، وي راهي بازداشتگاه شد تا تحقيقات از او ادامه يابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پس از گذشت سه سال، راز يك جنايت خانوادگي فاش شد و 2برادر كه با همدستي پدر خود ‌مرتكب قتل خواهرشان شده بودند، دستگير شدند.‌به گزارش امين جامعه، چندي پيش زن ميانسالي نزد قاضي شعبه 7 بازپرسي دادسراي جنايي رفت وگفت: آقاي قاضي! آمده‌ام تا راز قتل ‌دختر 17ساله‌ام را كه چون كوهي برقلبم سنگيني مي‌كند، فاش كنم.‌وي خود را فريده معرفي كرد و گفت: ماجرا به غروب يكي از روزهاي پاييز سال 84 بازمي‌گردد. ‌مدت يك هفته بود كه دخترم مهناز براي سومين بار از خانه فرار كرده بود، شوهرم به شدت از اين موضوع ‌عصباني بود، او وقتي از سركار به خانه بازگشت آرام در گوشه اتاق نشست و با سكوت خود به من فهماند ‌كه نگران مهناز است، اما شايد غرور مردانگي‌اش اجازه نداد تا او مرا با غصه‌اي كه بر دلش سنگيني ‌مي‌كرد، شريك كند.‌وي ادامه داد: هنوز دقايقي از حضور شوهرم نمي‌گذشت كه صداي زنگ تلفن اين سكوت را در هم ‌شكست. وقتي تلفن را برداشت يكي از ماموران كلانتري بود كه بيان مي‌كرد دخترم را به همراه پسر ‌جواني كه با وي در ارتباط بوده، دستگير كرده است.‌وي افزود: به اتفاق شوهرم عازم كلانتري شده و مهناز را تحويل گرفتيم. وقتي به خانه آمديم، مشاجره ‌ميان اعضاي خانواده با دخترم بالا گرفت و هنگامي كه مهناز بار ديگر قصد داشت خانه را ترك كند، شوهرم ‌به اتفاق 2پسرم به سوي او حمله‌ور شدند و من به يكباره مشاهده كردم آنها با فشردن گلوي مهناز، او را ‌خفه كردند.‌وي با بغض سنگين خود ادامه داد: پس از اين جنايت، آنها نيمه شب جسد را از خانه خارج كردند و با رها ‌كردن آن چند ساعت بعد به خانه بازگشتند.‌پس از اين ماجرا شوهرم از ما خواست درخصوص اين موضوع با كسي حرف نزنيم و اگر همسايه‌ها سراغ ‌مهناز را گرفتند به آنها بگوييم كه وي نزد مادربزرگ خود رفته و با او زندگي مي‌كند.‌زن ميانسال ادامه داد: پس از گذشت سه سال از اين ماجرا شوهرم 2ماه پيش در تصادف جان خود را از ‌دست داد. پس از اين حادثه‌، چند بار او را در خواب ديدم كه در شرايط بدي قرار ‌داشت به همين دليل به دادسرا آمدم تا هم خود را از عذاب وجدان رها كنم و هم شوهرم را از عذابي كه انتظار او را مي‌كشد، نجات دهم.‌بازپرس شهرياري در اين باره گفت: پس از اين اظهارات ابتدا تحقيق درخصوص كشف جسد افراد بي‌هويت ‌آغاز و معلوم شد در تاريخي كه زن ميانسال اعلام مي‌كند در حاشيه يكي از روستاها در جنوب شرق تهران ‌جسد دختر جواني كشف و به عنوان مجهول‌الهويه دفن شده است.‌با مشاهده تصاوير اين جسد از سوي زن ميانسال، وي هويت دختر خود را مورد تاييد قرار داد و در ادامه ‌دستور دستگيري 2 برادر مقتول صادر شد و اين دو متهم دستگير شده و به قتل خواهر خود با همدستي ‌پدرشان اعتراف كردند.‌شهرياري افزود: با اعتراف متهمان و بازسازي صحنه جنايت، هر دو نفر با صدور قرار بازداشت موقت روانه ‌زندان شدند تا پس از پايان تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شود.‌

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پسر جواني که بعد از به قتل رساندن خواهر جوانش با همکاري پدر و مادرش جسد او را به آتش کشيده و از بين برده بود، به زودي در دادگاه کيفري استان تهران محاکمه مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، آبان ماه سال 86 دختر جواني به ماموران پليس آگاهي شيراز مراجعه کرد و مدعي شد، خواهرش زيبا به دست برادرش به قتل رسيده و خانواده اش اين مساله را پنهان کرده اند.
اين دختر گفت؛ شش سال پيش خواهرم زيبا به طور ناگهاني گم شد، او به خاطر شرايطي که در خانه حاکم بود، چندبار از خانه فرار کرده بود و خانواده من از اين مساله ناراحت بودند. يک روز وقتي از سرکار به منزل برگشتم. متوجه شدم باز هم خانه را ترک کرده، هر چه از خانواده ام پرسيدم چه اتفاقي افتاده است، کسي به من توجه نکرد و با جواب هاي متفاوت موضوع را از من پنهان کردند. تا اينکه آنها چند روز به تهران آمدند و بعد هم گفتند زيبا ايران را ترک کرده است.
وي ادامه داد؛ مدتي بعد برادرم عباس که مي ديد من خيلي پيگير حال خواهرم هستم، گفت زيبا در خارج از کشور با شخصي ازدواج کرده و تشکيل خانواده داده است و ديگر باز نمي گردد. اين حرف برادرم مرا قانع نکرد و در تمام اين مدت به اين فکر مي کردم که چطور شده است خواهرم در عرض چند ساعت براي هميشه از اين کشور رفته است.
سال ها از اين ماجرا گذشت و من چند روز قبل از طريق يکي از دوستانم متوجه شدم زيبا به دست برادرم به قتل رسيده و عباس و مادرم جسد او را به آتش کشيده اند. آنها در تهران مرتکب اين قتل شده بودند، اما چگونه او را کشتند من نمي دانم.
با توجه به ادعاي دختر جوان، عباس به اداره پليس شيراز احضار شد. پسر جوان يک بار ديگر حرفي را که به خواهرش گفته بود تکرار کرد و مدعي شد زيبا به خارج از کشور رفته است. وي با اين وجود سرانجام در بازجويي هاي فني- پليسي لب به اعتراف گشود و گفت؛ زيبا دختر گستاخي بود، او بسيار ما را اذيت مي کرد، از خانه فرار مي کرد و با کارهايش آبروي ما را برده بود. مدتي قبل از حادثه زيبا دوباره از خانه فرار کرد، ما چند شهر را زير پاگذاشتيم و بالاخره او را در منطقه يوسف آباد تهران پيدا کرديم. مي خواستيم او را به خانه بازگردانيم، اما او ديگر آن دختر پاک و معصوم گذشته نبود و از همه بدتر اينکه گستاخي هم مي کرد، به همين دليل او را کشتم. با توجه به اينکه وقوع قتل در تهران بود، پرونده و متهم براي تحقيقات بيشتر به تهران فرستاده شدند.
عباس اين بار در برابر کارآگاهان ويژه قتل پليس آگاهي پايتخت قرار گرفت و در اعترافاتش گفت؛ وقتي با زيبا درگيري لفظي پيدا کردم، کنترل خودم را از دست دادم، او ديگر هر طور که دلش مي خواست رفتار مي کرد، هنگامي که در برابر اعتراضات پدرم فرياد زد و گفت ديگر نمي خواهد به خانه برگردد، من کنترلم را از دست دادم و وقتي به خودم آمدم ديدم زيبا زير پايم افتاده و غرق در خون است . آنقدر به او مشت و لگد زده بودم که جان باخته بود. من و پدرم مدتي مبهوت به او نگاه مي کرديم و نمي دانستيم که بايد چه کنيم تا اينکه تصميم گرفتيم، جسد را بسوزانيم و از بين ببريم. مادرم در اين زمينه هيچ همدستي با ما نداشت اما او در جريان بود که زيبا به قتل رسيده است.
پس از پايان تحقيقات و بازسازي صحنه جرم، با توجه به اينکه پدر زيبا فوت شده بود، مادرش در دادسراي جنايي تهران حاضر شد و اعلام کرد از پسرش هيچ شکايتي ندارد و بدون قيد و شرط اعلام رضايت مي کند.
از آنجا که تنها ولي دم پرونده اعلام رضايت کرده بود، کيفرخواست قتل عمدي براي عباس صادر شد و نماينده دادستان خواست متهم به لحاظ جنبه عمومي جرم مجازات شود.
بنابر اين گزارش پرونده اکنون براي محاکمه به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

جواني که متهم است با وارد آوردن ضربه شمشير به پاي پسري ديگر او را به قتل رسانده ديروز براي دومين بار در حالي محاکمه شد که در زندان دچار بيماري رواني شده است.

در ابتداي جلسه محمد شادابي، نماينده دادستان تهران در جايگاه حاضر شد و در توضيح کيفرخواست گفت؛ شاهين متهم 20ساله از سوي دادسرا به خاطر قتل جواني به نام علي مجرم شناخته شده است. مطابق کيفرخواست صادره شاهين 13مردادماه سال 85 وقتي متوجه شد که مقتول و دوستش ميثم مزاحم خواهر او شده اند، با اين دو نفر درگير شد و با وارد آوردن ضربه شمشير به کشاله ران پاي علي وي را به قتل رساند. با توجه به اينکه اولياي دم در جلسه اول محاکمه براي متهم تقاضاي قصاص کرده بودند اين بار بدون اخذ اظهارات آنان شاهين در برابر قضات قرار گرفت و در دفاع از خود گفت؛ قبول دارم علي با ضربه شمشير من کشته شده است، اما از آنجايي که در زندان به بيماري روحي و رواني مبتلا شده ام و داروهاي بسيار قوي اعصاب مصرف مي کنم، حالا به ياد ندارم که حادثه چطور اتفاق افتاد. من حافظه ام را از دست داده ام و فقط مي دانم که به عمد علي را نزدم، وقتي با ميثم درگير شدم، او سعي کرد شمشير را از من بگيرد و من مقاومت کردم در اين کشمکش يکدفعه شمشير به پاي علي خورد. وي ادامه داد؛ خانواده ام خيلي براي گرفتن رضايت تلاش کردند اما خانواده علي حاضر به بخشش من نيستند. شرايط من در زندان بسيار بد است و اعصابم کاملاً به هم ريخته من بيش از 29 بار خودکشي کرده ام و هر بار نجاتم دادند، من باز هم اين کار را مي کنم چون ديگر نمي توانم شرايط زندان را تحمل کنم و از شما هم مي خواهم اگر قصد داريد برايم حکم قصاص صادر کنيد، هر چه زودتر آن را اجرا کنيد.

وقتي قاضي دادگاه اصرار کرد متهم در مورد روز حادثه بيشتر توضيح دهد، شاهين گفت؛ آنچه به ياد داشتم گفتم و چيزي بيشتري ندارم بگويم و مي دانم چه حکمي در انتظار من است. سپس وکيل شاهين برابر قضات قرار گرفت و گفت؛ مدارک موجود در پرونده نشان مي دهد شاهين خودش اقدام به زدن ضربه نکرده است، بلکه زمان درگيري ميثم به سمت او رفته تا شمشير را بگيرد و از طرفي علي هم دست به گردن شاهين انداخته تا او را از حمله بازدارد. در اين بين وقتي ميثم دسته شمشير را رها کرد شمشير به جلو پرت شد و به پاي علي فرو رفت. وي ادامه داد؛ موکل من به دليل شرايط سخت زندان دچار بيماري روحي و رواني شده و گذشته را به ياد نمي آورد، آنچه گفتم برگرفته از اعترافات خود او در مراحل مختلف بازجويي است و هيچ جا اين اعترافات تغيير نکرده است. البته نبايد فراموش کرد که درگيري توسط علي و ميثم آغاز شده بود، آنها ابتدا شب قبل از حادثه با شاهين درگير شدند و فرداي آن روز دوباره اين درگيري ادامه پيدا کرد و آن دو باز هم به سراغ شاهين رفتند که متاسفانه اين حادثه رخ داد. در ادامه جلسه محاکمه شاهين بار ديگر برابر قضات قرار گرفت تا آخرين دفاعيات خود را مطرح کند، وي گفت؛ من هيچ حرفي ندارم فقط از شما مي خواهم که هر چه زودتر مرا از اين شرايط نجات دهيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

شهلا نوری

اخیرأ دادگاه رژیم اسلامی در تهران خبر قصاص چشمان یک مرد جوان را اعلام کرد. خبر ميگويد: "خواستگار جنایتکار در دادگاه کیفری پایتخت به قصاص چشم محکوم شد!"

مجيد به خواستگاری آمنه ميرود. آمنه پاسخ منفى ميدهد. مجید که نتوانسته موضوع را براى خود حل کند در يک اقدام جنون آميز و وحشيانه اقدام به اسید پاشیدن به صورت آمنه می کند. دادگاه او را به پرداخت دیه و قصاص هر دو چشم محکوم کرده است. مجید بجز ابراز پشیمانی حرفی ندارد و اعلام کرده است که پولی هم  بابت پرداخت "دیه" ندارد. همچنین در خبرها آمده است که آمنه با خواست اجرای قصاص می خواهد از درجه رنج خود و خانواده اش بکاهد.

واقعیت اما چیست؟

ترديدى نيست که اقدام مجيد عميقا ضد زن٬ جنايتکارانه٬ و تا مغز استخوان مردسالارانه است. او لابى فکر کرده آمنه بايد به او تعلق داشته باشد و پاسخ منفى آمنه او را به اين روش شنيع کشانده است. درد آمنه و خانواده اش قابل درک است. دنياى او تماما ويران شده است. معلوم است ادامه زندگى براى او با چه رنجى همراه است.

اما مجيد و آمنه هر دو قربانى اند. قربانى سيستم ضد زن و مردسالار و قوانين ارتجاعى و پوسيده قصاص و چسم در مقابل چشم. همين سيستم مجيد را به اين راه سوق ميدهد و قربانى راهى جز پناه بردن به قوانين همين سيستم براى "حق خواهى" ندارد. سيستمى که بر انتقام و قصاص و خون در مقابل خون و جنايت مسلسل متکى است. دختر جوانی که همه زندگیش دستخوش یک اقدام جنون آمیز و مردسالارانه قرار گرفته، تصمیم میگیرد با خواست قصاص از رنج جانکاه خود بکاهد.

اما اگر جامعه آزاد بود٬ اگر مردسالارى ريشه کن يا حاشيه اى شده بود٬ اگر حرمت انسان عموما و اينجا زن خصوصا در جامعه ارزش داشت٬ اقدام نوع مجيد يا صورت نميگرفت و يا استثنا بود. و اگر قوانين کيفرى جامعه نه براساس انتقام و قصاص بلکه براساس اصلاح مجرم و تلاش براى جلوگيرى از وقوع جرم استوار بود٬ آمنه هم براى "التيام" خود به چنين قوانينى پناه نميبرد. در چنين شرايطى انواع حمايت ميتوانست از قربانى صورت گيرد و مجرم را زندانى ميکردند. خود دولت عامل تکرار جنايت نبود. آمنه و مجيد هر دو قربانى اند. قربانى سيستم ضد زنى که از مرد جنايتکار ميسازد و زن را نابود ميکند و خود بعنوان "قاضى و دادگاه" جنايتى ديگر را آنهم نه براى اجراى عدالت بلکه براى ارعاب جامعه تکرار ميکند. انتظار اجراى عدالت از سيستمى که متکى بر بيعدالتى است پوچ است. سه دهه کارنامه اينان روشن است.

این هم نمونه دیگری از جنایت رژیم اسلامی.

حکم سنگسار برای يک زن در شیراز

"سایت روز: شعبه ٢٧ ديوان عالي کشور حکم سنگسار يک زن شيرازى به نام افسانه  را تاييد کرد. حکم سنگسار اين زن که حکم ‏بدوى او توسط شعبه ٥ دادگاه کيفرى استان فارس صادر شده بود، در شعبه ٢٧ ديوان عالي کشور، طي حکمي به شماره ‏‏٥٨٨، تاييد شد. شعبه ٥ دادگاه کيفرى استان فارس در ٢١ تاريخ فروردين ٨٧ حکم قصاص و سنگسار افسانه ر. را صادر کرد. در بخشي از ‏اين حکم آمده است : با توجه به قرائن موجود در پرونده و اظهارات متهمان، اتهام قتل عمد توسط خانم افسانه ر. را محرز ‏دانسته و حکم به قصاص نفس را صادر و در خصوص انجام زناى محصنه، دادگاه با اتکا به علم خود حکم به رجم افسانه ‏ر. و ١٥ سال حبس براى رضا د. به دليل معاونت در قتل عمد و يکصد ضربه شلاق در خصوص انجام زناى غير محصنه ‏‏(به لحاظ متاهل نبودن وى) صادر کرده است".

اين رژیم اسلامی است. رژيمى از بدو سرکارآمدنش متکى به جنايت و پايمال کردن حقوق و شخصيت و آزادى و نفس زندگى بوده است. قانون قضائى چنين رژيمى بجز قصاص و دست و پا بريدن و چشم درآوردن و سنگسار و اعدام نيست. اين رژيم عصاره جنايت در تمام اعصار است. جنايت شناسنامه اين رژيم و ضامن بقاى آنست. باید این رژیم جنایکار را سرنگون کرد و بر خرابه های آن یک دنیای بهتر را بنا کرد. دنیای بدون اعدام، قصاص، فقر، اعتیاد، تن فروشی اجباری و آپارتاید جنسی. دنیایی که دست مذهب از زندگی شهروندان آن کوتاه است و انسان امکان  رشد و ارتقاء در جهت دستیابی به بالاترین درجه از شکوفائى را داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

رئیس دادگستری استان خوزستان در همایش «خشونت و جنسیت در نهاد خانواده» با بیان اینکه وقوع قتل های ناموسی در استان خوزستان به یک مشکل جدی تبدیل شده است گفت: «در استان خوزستان، وقوع قتل های ناموسی به عنوان یک مشکل جدی هنوز مهار نشده است به این دلیل که ریشه های آن در اجتماع نهادینه شده است.»

جعفری درباره ویژگی های این نوع قتل ها در استان خوزستان اظهار کرد:«عرف محلی، این نوع قتل ها را مجاز می داند. به این معنا که کشته شدن زنان در این قتل ها تاثری ایجاد نمی کند و حتی گاهی گفته می شود که حق آنها بوده است. ضمن اینکه این قتل ها بسیار فجیع بوده و برخلاف همه قتل ها، قاتل فراری نیست و به راحتی خود را معرفی می کند و خانواده مقتولان نیز معمولاً خواستار مجازات قاتل نیستند حتی در مواردی قتل را وظیفه قاتل دانسته و برای کاهش مجازات وی تقاضای عفو می کنند.»

وی افزود: «وقوع این قتل ها بنا به دستور برخی بزرگان این افراد است البته نه به صورت دستورات کتبی و سازمانی که متاسفانه در پرونده این نوع قتل ها آمران آنها مورد تعقیب قرار نمی گیرند.»

جعفری تاکید کرد: «وقوع قتل های ناموسی با سایر قتل ها در استان خوزستان متفاوت است و در آن مقتول متهم به فساد شده و از نظر قاتل بی گناه نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

جانشين رئيس پليس آگاهي ناجا با اشاره به بالا بودن آمار قتل هاي ناموسي در کشور گفت؛ قتل هاي ناموسي و غيراخلاقي ناشي از خيانت، با روحيات و اخلاقيات جامعه منافات دارد و زيبنده کشورمان نيست. امير سرتيپ دوم احمد محمدي فر گفت؛ آمار قتل هاي ناموسي، ضداخلاقي و ضدارزشي اگر چه نسبت به سال گذشته رشد محسوسي نداشته، اما آمار قابل توجهي را به خود اختصاص داده است. طي هفت ماه گذشته 50 فقره قتل در اين زمينه اتفاق افتاده و افزايش آن مشابه روند سال گذشته است. وي با اشاره به علل قتل هاي خانوادگي گفت؛ جامعه ارزشي نسبت به وقوع اين قتل ها حساس است. علل و عوامل مختلفي چون اعتياد، مسائل اقتصادي، طلاق، مسائل خانوادگي و خيانت در اين جنايت ها تاثيرگذار هستند. جانشين پليس آگاهي گفت؛ قتل هاي ناموسي و خيانت هنوز به مرز هشدار نرسيده است اما براي جلوگيري از افزايش آن بايد چاره انديشي کرد. پليس آگاهي در اين زمينه اطلاعات و تجزيه و تحليل هاي لازم را به سازمان هاي ذي ربط ارائه مي دهد. همچنين با ارگان هاي آموزشي، فرهنگي، پرورشي و... ارتباط داريم و موارد لازم را به آنها اطلاع مي دهيم. محمدي فر گفت؛ هر قتل ناموسي و ضداخلاقي يک هشدار است و مسوولان بايد نگران باشند و مانع از افزايش اين قتل ها شوند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 خواستگار انتقامجو كه با پاشيدن اسيد بر چهره دختر مورد علاقه‌اش وي را نابينا كرده بود، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه و به قصاص هر 2 چشم و پرداخت ديه در حق شاكي محكوم شد.

عصر روز 12 آبان 83 يكي از اهالي سيدخندان با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس گرفت و از اسيدپاشي به چهره دختري جوان اطلاع داد. پس از اين تماس و عزيمت ماموران انتظامي تهران به محل حادثه مشخص شد دختري جوان مورد اسيدپاشي قرار گرفته و از سوي اهالي محل به بيمارستاني در حوالي محل حادثه انتقال يافته است.

ماموران در تحقيق از مسوولان بيمارستان پي بردند دختر جوان به نام آمنه از سوي خواستگار انتقامجويش مورد اسيدپاشي قرار گرفته است. با به دست آمدن هويت مرد اسيدپاش به نام مجيد، وي تحت تعقيب پليس آگاهي تهران قرار گرفت و سرانجام پس از چند روز دستگير شد و با انتقال به اداره آگاهي تهران مورد بازجويي قرار گرفت و به اسيدپاشي اعتراف كرد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مردان قبایل پاکستانی روستای «بابا کوت» در منطقه بلوچستان پاکستان، با زنده به گور کردن 3 دختر که سعی داشتند به دور از عادات و تقالید سنتی قبایل، برای خود همسر انتخاب کنند، به اصطلاح آنان را مجازات کردند!

مردان این قبایل، تلاش دختران برای انتخاب همسر را بازی با شرف و ناموس قبایل خود دانستند که می­بایست مجازات شدیدی مانند زنده به گور کردن داشته باشد.

با انتشار سریع این خبر، کار به پارلمان پاکستان رسید و نمایندگان منطقه بلوچستان پاکستان به ناچار از جنایت مردان قبایل خود دفاع کرده و آنرا در راستای عادات و تقالید قبیله­ای خواندند.

این جنایات در حالی صورت گرفت که این سه دختر 17،16و18 ساله قصد داشتند به دور از تقالید و رسم و رسومات قبیله خود و بدون اجازه پیرمردان، قبیله، به دادگاه خانواده مراجعه کرده و با مردان مورد علاقه خود ازدواج کنند، اما پیش از این کار مردان قبیله به سمت آنان شلیک کرده و درحالیکه هنوز نمرده بودند، آنان را دفن کردند.

در این حادثه دو تن از زنان قبیله که تلاش کردند به این سه دخترکمک کنند، با تیر مردان قبیله زخمی و به همراه این سه دختر زنده به گور شدند.

در همین راستا سازمان دفاع از حقوق بشر پاکستان، عدم تحرک مقامات دولتی برای تحقیق و بررسی این حادثه را به شدت مورد انتقاد قرار دادند و خواستار رسیدگی فوری به این مسأله شدند.

«نصر زهری» نماینده بلوچستان در پارلمان پاکستان اظهار کرده که اینگونه اقدامات برگرفته از عادات و تقالید قبایل پاکستان است و به قرن­ها پیش باز می­گردد و من نیز به دفاع از اینگونه تقالید ادامه خواهم داد.

درهمین راستا «سمر منه الله» فعال دفاع از حقوق زنان در اسلام آباد در این باره گفت: «اینگونه رفتارها در این مناطق بسیار رخ می­دهد و دخترکان بیچاره با این وضع دفن می­شوند تا به اصطلاح برای دیگران درس عبرت شود.»

گفتنی است ازدواج در قبایل پاکستانی بر طبق رسم و رسومات قبایل برگزار می­شود، نه براساس اصول دینی و خروج از اینگونه عادات و تقالید، خروج از حد ومرز شرف و ناموس به حساب می­آید که مجازات را درپی خواهد داشت. شایان ذکر است نمونه­ای دیگر از برخورد وحشیانه که در قبایل پاکستان رخ داد، در سال 2002 میلادی بود که به ماجرای «مختار مای» شهرت یافت. درآن حادثه سران قبیله به چند تن از مردان قبیله دستور دادند دختری را مورد تجاوز قرار دهند تا مجازاتی باشد برای برادر وی که با زن دیگری رابطه مخفیانه داشته باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نوشته ی: ستار لقايي

نقاشی (تابلو سنگسار ) اثر جلوه جواهری

سنگ اول

گزارش داستانی از تعزیر و سنگسار

سه نفر بودند. سه مرد جوان. آن ها را برده بودند به ميدان ِ مقابل مسجد جامع تا تعزير کنند. وسط ميدان يک سکوي نسبتاً بزرگ درست کرده بودند و چند پاسدار روي آن مشغول آماده کردن تخته شلاق و دستگاه «قطع يد» بودند که از اختراعات قوه ي قضاييه بود...

هر سه نفر را که دست هاشان، از جلو با طناب بسته شده بود، بردند بالاي سکو. از آن ها دو تاشان به جرم خوردن عرق، هرکدام، محکوم شده بودند، به تحمل هشتاد ضربه شلاق. و سومي، متهم به ارتکاب سه گناه بود، و سه بار، بايد حدّ بر او جاري مي شد. گناه اول اش خوردن عرق بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

قتل هاي خانوادگي در رديف اول قتل و جنايت پايتخت قرار دارد و اگر فکري براي آن نشود در آينده به معضلي بزرگ تبديل خواهد شد.   
محمد حسين شاملو ،بازپرس ويژه قتل پايتخت در گفتگو با خبرنگار برنا گفت:قتل هاي خانوادگي در درجه اول قتل هاي تهران قرار دارد. با نگاهي گذرا به اين قتل ها مي توان علل و عوامل بروز اين نوع جنايت را در چند مبحث دسته بندي کرد.
 مهمترين دليل را مي توان علل رواني دانست به صورتي که بستگان فرد اگر چه از وجود بيماري رواني وي اطلاع دارند ولي در هنگام ازدواج آن را مطرح نمي کنند، در صورتي که با مطرح شدن اين موضوع و اقدامات درماني مي توان از بروز جنايت در اين حوزه، مقداري کم کرد.
 مسايل ناموسي يکي ديگر ازعوامل قتل هاي خانوادگي است. گروهي از افراد به علت اتفاقاتي که براي ناموسشان رخ مي دهد و شايد نارضايتي که از دستگاه قضايي در اين زمينه دارند،خود دست به خشونت مي زنند.
 از همين دسته ، گروهي نيز به خاطر ارتباط نامشروع دست به جنايت مي زنند به صورتي که زن جواني وقتي براي رسيدن به عشق جديدش همسرش را سد راه خود مي بيند با همدستي مرد مورد علاقه اش نقشه قتل همسر خود را اجرا مي کند . عکس همين قضيه نيز در جنايت هاي خانوادگي وجود دارد. وقتي مردي با زن غريبه اي آشنا مي شود تحت تلقينات وي همسر خود را به قتل مي رساند.
 شاملو ادامه داد ؛ دسته ديگر قتل ها به مواد مخدر و روان گردان اختصاص دارد ، هنگامي که فرد براي تهسيل مخارج مواد ، راه ها را بسته مي بيند دست به خشونت بر عليه خانواده خود مي زند. 
گروه ديگري که مرتکب قتل مي شوند علل اقتصادي را مهمترين دليل خود براي قتل مي دانند.
 وقتي پدري فرزندش را به خاطر فقر قرباني مي کند و يا پسري در يک لحظه به خاطر فشار هاي مالي پدر و اعضاي خانواده خود را قرباني مي کند.
 در بعضي از موارد زن و شوهر با توجه به کشمکش هاي زياد در اقدامي ناخواسته دست به قتل مي زنند. آخرين علت قتل هاي خانوادگي نيز تنفري است که ممکن است نسبت به ديگري به وجود آيد که براي رفع آن جز قتل راه حل ديگري به ذهن آنها نمي رسد.
 در فاز ديگري از قتل ها انگيزه هايي مثل انتقام جويي نيز وجود دارد. در بحث مالي،سرقت يا کلاهبرداري يا جرايم مالي که براي از بين بردن شاهد جرم يا طلبکار خودشان دست به جنايت مي زدند يا در ضمن سرقت جهت شناسايي نشدن مرتکب قتل مي شوند.
 بيشتر قتل ها در تهران به طور اتفاقي رخ مي دهد ، وقتي 2 راننده بر سر جاي پارک با هم درگير مي شوند يکي از آنها در يک لحظه کنترل اعصاب خود را از دست مي دهد و مرتکب قتل مي شود . از اين نمونه ها بسيار در سطح پايتخت شاهد هستيم.
 شاملو با اعلام 35 سال به عنوان متوسط سن مقتولان در پايان گفت: يکي از اقدامات مهم قوه قضاييه در کاهش جنايت به خصوص قتل هاي خانوادگي ، رسيدگي سريع و بررسي پرونده ها در زمينه هاي مختلفي از جمله جرم شناسي و بررسي علل وقوع جرم است.
 ضمن اينکه قاتل هاي ايراني هنوز به آن هوش و ذکاوتي که قاتلان سريالي يا خبره درکشورهاي ديگر درانجام جنايت دارند ، نرسيده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در استاديوم ورزشي شهر كيسمايو ، دختر نحيف و لرزاني را كشان كشان به محل اجراي مراسم وحشتناك و شنيع سنگسار كشاندند. اين كودك وحشت زده را جنايتكاران اسلامي، در مقابل چشمان هزار نفر ، در خاك فرو كرده و با پرتاب سنگ به قتل رساندند و بدين وسيله در تاريخ ۲۷ اكتبر ۲۰۰۸، يك سند ديگر بر جنايات فاشيست هاي اسلامي در دنيا افزوده شد . سنگسار يك كودك به " جرم" رابطه جنسي خارج از ازدواج.

عايشه مورد تجاوز قرار گفته بود و سه مرد وحشيانه به او تجاوز كرده بودند. وقتي عايشه بهمراه خانواده اش  به دادگاه اسلامي در شهر محل زندگيش، براي اعلام جرم و  شكايت عليه سه مرد متجاوز،  مراجعه كرد، او را دستگير و روانه زندان كردند و جانيان وحشي حاكم بر اين استان، او را بلافاصله محاكمه و به سنگسار محكوم كردند.

اين حكم وحشيانه در هفته قبل به اجرا در آمد و بعد از اين جنايات ، خبر اين واقعه وحشتناك، در سطح رسانه ها منعكس شد. جانيان اسلامي براي جلوگيري از اعتراضات ، سن عايشه را ۲۳ سال اعلام كردند، اما پدرش در گفتگو با سازمانهاي مدافع حقوق انسان، تاييد كرد كه عايشه ۱۳ سال بيشتر نداشت و توسط جانيان اسلامي سنگسار شد.

سازمان عفو بين الملل و بسياري از رسانه هاي بين المللي در روزهاي اخير خبر اين واقعه وحشتناك را منعكس كردند. پخش اين خبر دهشتناك، پخش جنايت تروريستهاي اسلامي  در سومالي، موجي از اعتراض و نفرت را در دنيا عليه جنبش كثيف اسلامي و عليه جنايتكاران حاكم بر سومالي دامن زد.

 

كميته بين المللي عليه سنگسار اين جنايت بيشرمانه و غير قابل توصيف را ، شديدا محكوم ميكند و از همگان دعوت ميكند كه به اين جنايات بهر طريق ممكن اعتراض كنند. اسلام سياسي و جنبش اسلامي با جنايت و قتل و اعدام و سنگسار زنده است. سنگسار وسيله موثري در ايجاد ترس و ارعاب در جامعه است و سازمانها و دولتهاي اسلامي از اين وسيله استفاده ميكنند، تا مردم را به سكوت و تمكين وادار كنند.

به اين جنايت وحشتناك بايد وسيعا و در همه جا اعتراض كرد! به سنگسار زنان و مردان در كشورهاي اسلام زده اعتراض كنيد. بايد قانون سنگسار در همه جا ملغي شود. به جنبش جهاني عليه سنگسار بپيونديد!

 

كميته بين المللي عليه سنگسار

۲ نوامبر ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مردي در کرمانشاه با ادعاي مسائل ناموسي، زن، مادرزن و خواهرزاده خود را در حضور پسر دوساله اش به قتل رساند.

سرهنگ اسفنديار اميدي- رئيس پليس آگاهي استان کرمانشاه- در اين باره گفت؛ روز شنبه مردي که پيش از اين سابقه جعل سند داشت، به وسيله يک سلاح کلاشينکف سه تن از اعضاي خانواده اش را پيش چشمان کودک دوساله اش به قتل رساند و از صحنه جنايت گريخت. اما با تلاش پليس دستگير شد.

سرهنگ اسفنديار اميدي در ادامه با بيان اينکه مقتولان سه زن 25 ،27 و 45ساله بودند، گفت؛ همسر اين قاتل، همسر دوم او بود و اين مرد از زن اول خود که 11 سال پيش فوت شده سه فرزند دارد.

وي افزود؛ قاتل پس از دستگيري انگيزه اين قتل ها را مسائل ناموسي عنوان کرد، اما تحقيقات پليس همچنان درباره اين قتل ادامه دارد.

وي با اشاره به اينکه از محل قتل دو قبضه نارنجک، مقداري فشنگ، اسلحه کلاشينکف و پول جعلي کشف شد، گفت؛ کودک دوساله اين خانواده به بهزيستي تحويل داده شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بر اساس آخرین آمار رسمی که از سوی معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شده قتل زنان توسط شوهرانشان بیشترین موارد قتلهای خانوادگی را به خود اختصاص میدهد. به گونه ای که آمار این نوع قتلها در شش ماههی گذشته در تهران بزرگ ۳۵ درصد بوده، البته این تنها آمار منابع رسمی بوده و چه بسا این آمار و ارقام به دلیل وجود پاره ای ملاحظات و یا مشکلات موجود در زمینه ثبت آمارهای دقیق، کمتر از میزان واقعی بوده و آمارهای حقیقی بسیار بیشتر از این ارقام باشد.
این آمار بسیار نگران کننده بوده و در مقایسه با آمار و ارقام سال های قبل پایتخت یا دیگر مناطق کشور افزایش بسیار مخاطره آمیزی قتل در هر شکل آن امری ضدانسانی و بر خلاف موازین حقوق بشری می باشد و قتل ناموسی ضد انسانی ترین نوع قتل بوده و هست.
افزایش این قتل ها اگرچه ریشه در سهل گیری و تسامح قوانین موجود در برخورد با قاتلان دارد و قاتلین را در قتل زنانشان محق فرض می کند، اما این تنها مشکل موجود نیست. متاسفانه ساختارهای سیاسی، فرهنگی واجتماعی موجود بر اساس ارزش های مردسالارانه قوام یافته و این ساختارها راه را برای اعمال هرگونه تبعیض و پایمال حقوق زنان هموار کرده و می کنند

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 مرد شکاک به گمان اينکه دختر نوجوانش ارتباط نامشروع دارد او را در خواب خفه کرد. روز شنبه زني با ماموران پليس شيراز تماس گرفت و خبر داد دختر 14 ساله اش به نام لاله به طور ناگهاني فوت شده است. بلافاصله بعد از اين تلفن ماموران در محل حاضر شدند و تحقيقات را آغاز کردند. بررسي اوليه جسد نشان داد مرگ اين دختر طبيعي نيست بلکه او کشته شده است، چرا که آثار کبودي دور گردن او به وجود آمده بود.با انتقال جسد به پزشکي قانوني مادر لاله تحت بازجويي قرار گرفت. وي گفت؛ «چند روزي بود که دخترم حالت تهوع داشت. من سعي کردم با داروهايي که در خانه داشتم اين حالت او را از بين ببرم اما نشد تا اينکه صبح روز حادثه از خانه خارج شدم، دخترم هنوز در خواب بود و وقتي برگشتم متوجه شدم وي فوت شده است.»تحقيقات بازپرس پرونده نشان داد لاله از مدتي قبل با پدرش اختلاف داشته و يک بار نيز از خانه فرار کرده بود. به همين دليل اين مرد در مظان اتهام قرار گرفت و بازداشت شد. وي در مرحله اول تحقيقات قتل دخترش را انکار کرد و گفت؛ «لاله بيمار بود، چند روزي مي شد که حالت تهوع داشت و داروهايي که استفاده مي کرد نيز فايده نداشت. او در اثر بيماري اش فوت شده است و من در مرگ او هيچ نقشي نداشتم.»

در حالي که پدر لاله قصد داشت مرگ دخترش را ناشي از بيماري جلوه دهد نظريه کارشناسان پزشکي قانوني از سرنوشت اين دختر پرده برداشت و متخصصان اعلام کردند لاله با جسمي نرم و قابل انعطاف که به دور گردنش پيچيده اند، خفه شده است. در ادامه اين نظريه تاکيد شد مقتول دچار مسموميت نيز بوده اما اين مسموميت نقشي در مرگ وي نداشته و نوجوان بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن جان باخته است. با توجه به اين نظريه يک بار ديگر پدر لاله بازجويي شد. اين مرد وقتي فهميد علت اصلي مرگ مشخص شده و نمي تواند واقعيت را منکر شود، توضيح داد که چگونه دختر 14 ساله اش را به قتل رسانده است. وي گفت؛ «تا سال گذشته دخترم خيلي خوب بود. درس مي خواند و کاري هم به کار کسي نداشت. هميشه معدل بالايي مي آورد و از او در مدرسه تقدير مي شد، اما از يک سال پيش رفتار وي بسيار تغيير کرده بود. از مدتي قبل دخترم از مدرسه دير به خانه مي آمد و هر بار از او توضيح مي خواستم بهانه هاي مختلفي مي آورد.»متهم در ادامه گفت؛ از آن به بعد رابطه من و دخترم تيره شده بود و کار به جايي رسيد که حتي وي از خانه فرار کرد. وقتي او را پيدا کردم و به منزل بازگرداندم ديگر هيچ اعتمادي به او نداشتم و فکر مي کردم وي با پسران رابطه نامشروع دارد تا اينکه چند روز پيش لاله گفت حالت تهوع دارد. چون اين حالت در او از بين نمي رفت،مطمئن شده بودم دخترم باردار است. از وقتي اين مساله در ذهنم نقش بسته بود آرامش نداشتم تا اينکه تصميم گرفتم اين لکه ننگ را از بين ببرم. پدر دختر نوجوان ادامه داد؛ صبح روز حادثه وقتي همسر و دختر کوچکم براي انجام کاري از خانه خارج شدند در حالي که دختر 14 ساله ام هنوز خواب بود، روسري را برداشتم. در يک لحظه روسري را دور گردنش پيچيدم و آنقدر فشار دادم که فرزندم جان باخت. حتي بعد از اينکه دخترم را کشتم همچنان معتقد بودم که وي به دليل بارداري دچار حالت تهوع شده بود اما حالا که پزشکي قانوني اعلام کرده دخترم باردار نيست بلکه دچار مسموميت شده از کاري که کردم ناراحتم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

 بیانیه هیات اجرایی کانون زنان آذرمهر کردستان‌:

بر اساس آخرین آمار رسمی که از سوی معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شده قتل زنان توسط شوهران‌شان بیشترین موارد قتل‌های خانوادگی را به خود اختصاص می‌دهد.  به گونه ای که آمار این نوع قتل‌ها در شش ماهه‌ی گذشته در تهران بزرگ ۳۵ درصد بوده، البته این تنها آمار منابع رسمی بوده و چه بسا این آمار و ارقام به دلیل وجود پاره ای ملاحظات و یا مشکلات موجود در زمینه ثبت آمارهای دقیق،کمتر از میزان واقعی بوده و آمارهای حقیقی بسیار بیشتر از این ارقام باشد این آمار بسیار نگران کننده بوده و در مقایسه با آمار و ارقام سال های قبل پایتخت یا دیگر مناطق کشور افزایش بسیار مخاطره آمیزی قتل در هر شکل آن امری ضدانسانی و بر خلاف موازین حقوق بشری می باشد و قتل ناموسی ضد انسانی ترین نوع قتل بوده و هست.افزایش این قتل ها اگرچه ریشه در سهل گیری و تسامح قوانین موجود در برخورد با قاتلان دارد و قاتلین را در قتل زنانشان محق فرض می کند،اما این تنها مشکل موجود نیست .متاسفانه ساختارهای سیاسی،فرهنگی واجتماعی موجود بر اساس ارزش های مردسالارانه قوام یافته و این ساختارها راه را برای اعمال هرگونه تبعیض و پایمال حقوق زنان هموار کرده و می کنند.

اگر چه تلاش برای تغییر قوانیین دستگاه قضایی و مبارزه مداوم برای دگرگونی تدریجی ساختارهای مردسالارانه موجود همیشه در دستور کار فعالان حقوق زنان بوده ،ولی این تلاش ها باید شکلی عینی تر به خود بگیرند و فعالان باید نسبت به تبعیضات موجود گسترده‌تر وارد عرصه‌ی عمل شوند.

 افزایش قتل های ناموسی در تهران  باید زنگ خطری برای ما باشد که تلاش های خویش را مورد ارزیابی مجدد قرار دهیم و نگذاریم که قوانین تبعیض آمیز و ساختارهای عقب مانده جامعه سنتی و فرهنگ زن ستیز و واپس گرای موجود ،بیش از این زنان را مورد ظلم قرار دهد.

 خوشبختانه مبارزات زنان در کردستان تا حدودی نتیجه‌ بخش بوده‌ و هم اینک رسانه‌ها و افکار عمومی حساسیت بیشتری در قبال حفظ حقوق زنان از خود بروز می دهند، نمودی از این حساسیت را در مرداد ماه و در مریوان مشاهده کردیم و نهادهای مدنی و مردان و زنان در اعتراض به‌ وقوع قتل دختری به‌ دست پدر و بی مجازات ماندن پدر ساکت ننشسته‌ و عملا به‌ اعتراض پرداختند.این رویداد نشان دهنده‌ تحولی ست که‌ در این زمینه‌ صورت پدیرفته‌ و خوشبختانه‌ هم اکنون در جامعه‌ کردستان علی رغم وجود بسیاری از مشکلات بر سر راه فعالان زن ،تکاپوی فرهنگی آشکار و مثبتی نیز از این لحاظ مشاهده‌ میشود ،اگرچه هنوز راه درازی در پیش داریم.

بر این اساس همگان را فرامی خوانیم تا همگام با کردستان ،مبارزه‌ با هدف ریشه‌کن ساختن این زن ستیزی غیر انسانی را در تمامی عرصه‌ها تداوم داده‌ و در همه جای کشور و از جمله در پایتخت نیز که وضعیت زنان بسیار ناگوار و نگران کننده شده‌است،ارتقای جایگاه زن ،رهایی از معضل قتلهای ناموسی و ملزم ساختن جامعه‌ و دولت به‌ صیانت از حق حیات زنان را در راس مبارزاتمان قرار دهیم.

هیات اجرایی انجمن زنان آذرمهر کردستان

شنبه‌ 4 آذرماه 1387

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

روزنامه ابتکار: مرد ميانسالي که متهم به قتل و مثله کردن يک مرد 56 ساله است در آخرين جلسه بازجويي مدعي شد: انگيزه اصلي ارتکاب قتل اخاذي از مقتول به واسطه همسرم بود. عصر روز 11 تيرماه ماموران مرکز فوريتهاي پليسي 110 تهران بزرگ از کشف دو بسته حاوي اعضاي بدن با خبر شدند. ماموران با حضور در حوالي اتوبان شيخ فضل الله نوري نرسيده به ساختمان برجي دريافتند ماموران شهرداري در دو کيسه زباله موفق به کشف دو پاي مقطوع زنانه شده اند. روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: در بدو تحقيقات اين موضوع مشخص نبود که دو پاي کشف شده متعلق به يک مرد يا 2 مرد است اما مشخص بود اين اعضا بيش از حدود 2 هفته پيش قطع شده است. وي ادامه داد: اين دو عضو بدن به هيچ عنوان به صورت بيمارستاني قطع نشده و فرد يا افرادي با قساوت تمام و با يک جسم غير تيز اقدام به بريدن اين دو عضو کرده بودند. روشن گفت: تحقيقات براي کشف اندام ديگر در سطح شهر و همچنين انطباق اين اعضا با ديگر اعضاي کشف شده در سطح شهر آغاز شد تا اينکه مشخص شد اعضاي يک خانواده مدعي اند پدر 56ساله شان مفقود شده است. وي ادامه داد: ابتدا هيچ گونه ارتباطي ميان اين دو پرونده وجود ندارد اما هر دو پرونده مسير تحقيقاتي خود را آغاز کرد. روشن گفت: تحقيقات از اقوام و دوستان فرد مفقود شده آغاز شد تا اينکه مشخص شد يکي از دوستان وي که مردي 38 ساله است با وي درگيري داشته و فرد مفقود شده به احتمال زياد توسط همين فرد به قتل رسيده است. وي افزود: سرانجام فرد دستگير شده به ارتکاب قتل اعتراف کرد و مدعي شد پس از آنکه مرد 56 را در محل خانه مجردي اش با خوراندن قرص مسموم کرده است اقدام به جداسازي اعضاي بدنش کرده است. روشن ادامه داد: اين فرد مدعي شد در زمان جداسازي اعضاي بدن شخص متوفي از حال خود بي خود شده و به همين دليل هر بخشي از اعضاي بدنش را در يکي از نقاط شهر رها کرده است. وي گفت: تحقيقات در خصوص زواياي پنهان اين پرونده ادامه يافت تا اينکه متهم در آخرين جلسه بازجويي لب به اعتراف تکان دهنده اي گشود و مدعي شد قصد داشته با واسطه قرار دادن همسرش از مقتول اخاذي کند. متهم مدعي شد: کار به خوبي در حال پيش روي بود اما ناگهان همسرم از ادامه نقشه منصرف شد اما در آن زمان کار از کار گذشته مقتول با همسرم ارتباط نامشروع برقرار کرده بود. وي ادامه داد: وقتي با اين صحنه روبرو شدم کنترل خود را از دست داده و به سمت مقتول حمله کردم و وي را به قتل رسانده و سپس جسد را مثله کردم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان:

قتل يک زن در اسلام آباد غرب توسط برادرش

بنا بر خبری كه توسط فعالان زن در اسلام آباد غرب (استان كرمانشاه) به دست‌مان رسيده روز دوشنبه يازدهم شهريور ماه زنی 29 ساله به نام ن.ر كه پيش‌تر از همسرش جدا شده بود و همراه با فرزند 10 ساله‌اش در منزل پدری خود زندگی می‌كرد توسط برادرش به قتل رسيد.

هر چند در ابتدا سعی ‌شد در بين اقوام و مردم شهر، قتل اين زن بر اثر تصادف رانندگی وانمود شود اما با گذشت چند روز چريان اين قتل كه با فرود آوردن ميل آهنی بر سر مقتول و پرتاب وی از ماشين توسط برادرش صورت گرفته بود آشكار شد و قاتل دستگير گرديد.

گفتنی‌ست قاتل كه 26 سال سن دارد انگيزه خود را از به قتل رساندن خواهرش جدايی وی از همسرش و لكه دار نمودن حيثيت و آبروی خانوادگی‌شان عنوان كرده است!

سه‌شنبه 19 شهريور 1387

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دويچه وله : قتل پنج زن که چندی پیش به‌خاطر تعصبات دینی و ناموسی زنده به گور شدند، بحث‌های زیادی را در این کشور دامن زده است. یکی از سیاستمداران پاکستان از این قتل‌ها دفاع کرده و آنها را منطبق با آداب و رسوم این کشور دانسته است.
روز چهارشنبه (۳ سپتامبر) خبرنگار نیویورک تایمز از اسلام آباد گزارش داد که پی‌گیری قتل‌های ناموسی پنج زن به موانعی برخورده است. این قتل‌ها حدود شش هفته‌ی پیش در ایالت بلوچستان رخ داد. جزئیات این واقعه نخستین بار در گزارش یک گروه فرانسوی حقوق بشر به نام "فدراسیون بین المللی حقوق بشر" به تاریخ ۲۱ اوت افشا شد. در این گزارش آمده است که سه زن جوان پاکستانی قصد داشتند با مردانی که خود برگزیده بودند ازدواج کنند اما از آنجا که این تصمیم مغایر با رسوم طوایفی بوده، مردان این طوایف تصمیم می گیرند لکه‌ی ننگ را از دامن حیثیت خود بشویند.
در تاریخ ۱۳ ژوئیه گذشته عده ای از مردان دهکده‌ی "بابا کوت" در منطقه‌ی "جعفرآباد" این سه زن را که به طایفه‌ی "عمرانی" تعلق داشتند، می‌دزدند و به جای دورافتاده‌ای می‌برند و کتک می‌زنند، سپس با گلوله آنها را زخمی می‌کنند و درحالی‌که هنوز آنها نفس می‌کشیدند، روی شان خاک و سنگ می‌ریزند و زنده به گورشان می‌کنند. دو زن مسن‌تر از اقوام آنها نیز که به این عمل اعتراض کرده بودند هم زنده به گور می‌شوند.
این گزارش که با همکاری "کمیسیون حقوق بشر پاکستان" در لاهور تهیه شده، اشاره می‌کند که اتوموبیل آدم‌ربایان نمره‌ی دولتی داشته و یکی از سرنشینان آن برادر مدیر وزارت مسکن بلوچستان بوده است که خود عضو حزب مردم است. 

اعتراض به قتل‌های ناموسی در مجلس سنا
جنجال این ماجرا زمانی بالا گرفت که خانم "یاسمین شاه"، یکی از رهبران اپوزیسیون در مجلس سنا، مقامات دولتی را متهم به اهمال و پرده‌پوشی این واقعه کرد. اما سناتور بلوچستان معترض خانم "یاسمین شاه" شد و گفت قتل‌ها برای دفاع از حیثیت و ناموس صورت گرفته و بخشی از آداب و رسوم جامعه به شمار می روند و به این آداب و رسوم نباید با دید منفی نگریست.
رحمان ملک، یکی از مقامات وزارت کشور پاکستان به خبرنگاران گفت که دستور تحقیق در این مورد صادر شده و هم اکنون سه نفر نیز در این رابطه در بازداشت به سر می‌برند. اما او اضافه کرد که قتل‌ها ممکن است ناموسی نباشند و به دعوا بر سر زمین ارتباط پیدا کنند. طبق گزارش گروه‌های حقوق بشر، هرساله در پاکستان صدها زن قربانی قتل‌های ناموسی می‌شوند اما به دلیل آداب  قبیله‌ای در مورد آنها سکوت می‌شود.   
عبدی کلانتری ـ نیویو
ر
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

روزنامه جمهوری اسلامی: يك زن فلسطيني 24 ساله پس از گرفتن طلاق توسط پدر هفتاد ساله خود زنده به گور شد . به گزارش العربيه اين پدر بي رحم در توجيه جنايت خود مدعي است اين اقدام را بخاطر حفظ آبروي خانواده انجام داده است . او دست و پاي دختر خود را با طناب و نيز دهان وي را با چسب بسته و او را زنده زنده زير خاك مدفون كرد و سپس خود را تسليم پليس نمود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

زندگي در خانه‌هاي كوچك امروزي و نبود فضاي كافي براي زندگي مشترك، همچنين عدم تفريح در بين خانواده‌ها مي‌تواند در تحريك فرد براي انجام قتل موثر باشد.

 

خبرگزاري  فارس: بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران گفت: مسايلي مانند استفاده از مواد مخدر و مشكلات اقتصادي از عوامل ارتكاب به قتل در بين زوجين است.

شاملو در خصوص انگيزه ارتكاب به قتل در بين زوجين گفت: بيش‌تر افرادي كه به قتل همسران خود دست مي‌زنند، داراي مشكلات روحي و رواني هستند.

 

بازپرس شعبه اول دادسراي امور جنايي تهران در خصوص استفاده از مواد مخدر و ارتكاب به قتل همسر تأكيد كرد: كسي كه براي به دست آوردن مواد مخدر، از فروش لوازم خانه شروع مي‌كند و به آزار و اذيت فرزندان و همسر خود مي‌رسد‌، نمي‌تواند انسان متعادلي باشد و ممكن است با هر تحريكي، انگيزه ارتكاب به قتل همسر خود را به دست‌ آورد.

 

وي در خصوص استفاده از آلت قتاله در اينگونه قتل‌ها، افزود: چون چاقو وسيله‌ راحت و سهل‌الوصولي است، اكثر قتل‌ها با آن صورت مي‌گيرد و چون اكثر قاتلان از مشكلات و مجازات حمل سلاح گرم خبر دارند، چاقو را انتخاب مي‌كنند.

 

شاملو با بيان اين مطلب كه زنان قاتل اكثراً از طريق مسموم كردن زوج خود از وي انتقام مي‌گيرند، ‌اظهار داشت: به رغم اين‌كه گاهي تهيه سم براي قاتل مشكل است ولي اكثر زنان قاتل به دليل اين‌كه توان خود را براي درگيري و ارتكاب به قتل با چاقو يا ابزار ديگري كافي نمي‌دانند، از طريق مسموم كردن همسر خود، وي را به قتل مي رسانند.

 

وي درخصوص مشكلات اقتصادي اضافه كرد: زندگي در خانه‌هاي كوچك امروزي و نبود فضاي كافي براي زندگي مشترك، همچنين عدم تفريح در بين خانواده‌ها مي‌تواند در تحريك فرد براي انجام قتل موثر باشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در پي قوت گرفتن شايعه اي مبني بر آزادي "علي نجاتي" پدر "فرشته نجاتي" که بعنوان قتل ناموسي اقدام به بريدن گلوي دختر 18 ساله خود نموده بود و عمل وي باعث جريحه دار شدن افکار عمومي و برانگيخته شدن موجي از اعتراضات اجتماعي گرديد. مردم مريوان در تجمعي خودجوش در مقابل دادگستري مريوان در تاريخ 31/5/87 اعتراض خود را نسبت به آزادي متهم به قتل نشان دادند.

 

تجمع مذکور که همراه با شعارهاي برابري طلبانه و دفاع از حقوق زنان بود با حضور نيروهاي انتظامي و امنيتي به خشونت کشيده شد . در پي دخالت نيروهاي انتظامي حدود سي تن از تجمع کنندگان بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل گرديد ، "آرش عزيزي" ، "ماردين رحمان نژاد" ، "توفيق سروش" و "شاهو عزيزي" منجمله بازداشت شدگان واقعه مذکور هستند که هويت آنان تاکنون شناسايي گرديده است .

 

بازداشت شدگان فوق در وضعيت مبهمي همچنان در بازداشت نيروهاي امنيتي به سر مي برند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فعالان حقوق بشر در ايران

 

روز گذشته با قوت گرفتن شايعه آزادي علي نجاتي، پدري که متهم است با انگيزه ناموسي دختر خود به نام فرشته نجاتي را با بريدن گلو به قتل رسانده است، شمار زيادي از مردم مريوان و فعالان مدني این شهر به نشانه اعتراض در مقابل دادگستري مریوان دست به تجع زدند.

 

جمعيت تجمع کنندگان چند صد نفر تخمين زده ميشد و نهايتاً دخالت نيروهاي انتظامي که توام با بازداشت تني از تجمع کنندگان گرديد باعث پايان دادن به تجمع و همچنين تکذيب شايعه آزادي آقاي نجاتي گرديد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

ما را رها کنید از این رنج بی حساب!
http://www.zananm.com/
هوبابه گیان
بریار وا بوو
گوشهوارهو بازنه م بو بسینی
گوشه واره و با زنه م ناوی
به مه رجیک وه ک باوک وا بیو
خوزکه و حه زه کانم دابین بکه ی ،نه ی بچرینی
به بی تاوان سه رم نه بری و نه م خنکینی
به بی تاوان ،فریشته کان له خوت نه تورینی



فردا ساعت 10 مردم در اعتراض به ذبح فرشته توسط پدرش وقوانين مرد سالار در برابر دادگستري مريوان توسط  تجمع مي کنند
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

متاسفانه فرشته نجاتی ساکن روستای کانی دینار در تاریخ 25/5/87 در یک تعرض فجیع و تکان دهنده به ضرب چاقو ،توسط یکی از اعضای خانواده اش به قتل رسید .


جنایاتی از این دست تحت هر عنوان و بهانه ای محکوم بوده و بر هر وجدان اگاهی است موضع انسانی خود را علیه اینگونه پدیده ها اعلام دارد.
بی گمان فرهنگ و مناسبات موجود آبستن تکرار اینگونه فجایع بوده و سکوت و بی تفاوتی در برابر قتل فرشته ها معنایی جز تمکین و تسلیم در برابر باز تولید توحش و بربریت نخواهد داشت .
شکی نیست که برای باز گرداندن امنیت به جامعه ،اولین قدم تشکیل سازمانهایی علیه خشونت و ایجاد انسجام و اتحاد انسانهای مترقی و اگاه است و برای پیکار با فرهنگ و خشونت ضروری ترین اقدام به اهتزاز در آوردن پرچم انسانیت و برابری است .
بشزیت متمدن هر گونه تعرض به حریم انسان ها را بر نمی تابد و تا پایان هر گونه خشونت و تهدید جانی در افشای ریشه ها و عوامل نا برابری و نا امنی لحظه ای از پای نخواهد ایستاد.
با عزمی راسخ و اراده ای استوار از مقامات قضایی می خواهیم که عاملان این گونه جنایات را علنا دادگاهی کرده و نتیجه را از طرق رسانه های مختلف به اطلاع جامعه برسانند.
مردم بیدار و داغدیده
صفوف خویش را در پیکار با تبعیض و خشونت منسجم کنیم ،باشد که این همبستگی پایانی بر پرپر شدن قرشته ها و نوید بخش دنیایی شایسته ی انسان امروز باشد.

جمعی از فعالین اجتماعی مریوان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

فعالان حقوق بشر در ايران : روزگذشته مورخه 17/5/87 ، زني به نام "جميله مختاري فر" 33 ساله و ساکن شهر مهاباد توسط همسر خود مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، نامبرده در پي ضرب و شتم و ضربه وارده به ناحيه سر دچار مرگ مغزي گرديد .
وي هم اکنون در بيمارستان مرکزي شهر مذکور به سر مي برد، شايان ذکر است عليرغم اينکه خانواده نامبرده بر پايه مستندات و شواهد از ضارب اعلام شکايت نموده اند اما با توجه به ضعفهاي قانوني ، نامبرده مورد پيگرد مراجع انتظامي و قضائي قرار نگرفته است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

شامگاه پنج‌شنبه، 10 مرداد سال‌جاري، دختر جوان 27 ساله‌اي توسط پدر و برادرش به آتش كشيده شد.

به گزارش فارس، ساعت 19 عصر روز پنج‌شنبه مدموران كلانتري 130 نازي‌‌آباد از وقوع يك فقره آتش سوزي مشكوك با خبر شدند.

مأموران با حضور در صحنه دريافتند مرد ميانسالي مدعي است دختر 27 ساله‌اش به نام سميه خود را با بنزين به آتش كشيده كه به همين دليل فوت كرده است.

شهرياري بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: تحقيقات ابتدايي وقوع خودسوزي را غير واقعي تشخيص داد.

وي ادامه داد: بررسي از همسايه‌ها نشان داد مادر دختر سوخته شده پس از شعله ور شدن آتش به داخل خيابان آمده و با فرياد زدن مدعي شده‌است همسرش دخترش را به قتل رسانده است.

وي گفت: با توجه به اظهارات شاهدان پرونده پدر و برادر دختر جوان سوخته شده به اتهام قتل عمدي اين دختر جوان دستگير شدند تا تحقيقات در خصوص نحوه وقوع حادثه انجام شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

جوان 26 ساله‌اي كه با يك زن شوهر‌دار ارتباط داشت توسط شوهر اين زن به قتل رسيد.  
شامگاه شب گذشته مأموران كلانتري 206 ترمينال غرب از فوت يك جوان در بيمارستان حضرت رسول اكرم(ص) با خبر شدند.
مأموران با حضور در محل دريافتند جوان 26 ساله‌اي به نام رضا بر اثر اصابت ضربات چاقو مجروح شده و در حين رسيدن به بيمارستان بر اثر شدت جراحت وارده به قتل رسيده است.
هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: بررسي بيشتر نشان داد رضا شاگرد يك راننده اتوبوس در ترمينال غرب بوده كه به ادعاي دوستانش با يك زن جوان شوهردار ارتباط داشته است. 
تحقيقات از شاهدان صحنه درگيري مشخص كرد متهم به قتل به نام محمد حدودا 38 ساله يكي از تجار آهن با حضور در ترمينال با رضا درگير شده و وي را با ضربه چاقو به قتل رسانده سپس از صحنه متواري شده است.
هنرمند گفت: تحقيقات براي دستگيري متهم به قتل ادامه دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پروین ذبیحی: روز 25 تیر ماه، روستای دزلی در منطقه اورامان ایران شاهد قتل زنی به نام ناموس بود که اعتراض اهالی و زنان مریوانی را برانگیخت و به حرکتی جمعی در اعتراض به سنت قتل های ناموسی تبدیل شد. زنان خشمگین مانع از کفن و دفن فوری مقتول شدند و با حمل پلاکاردهای اعتراضی جنازه خواهر خود را تا گورستان تشیع کردند. سیمین نصرالهی 22 ساله اهل روستای دزلی در پی اختلاف و تهمت شوهرش به ارتباط تلفنی او با مرد دیگری، قهر کرده و به همراه فرزند 5 ساله اش به روستا و خانه پدری اش رفته بود. شوهر او ابتدا اعلام کرده بود که 4 میلیون تومان مهریه سیمین را تهیه و او را طلاق خواهد داد. و اکنون پس از گذشت 8 ماه به خانه پدر سیمین مراجعه کرده و ضمن عذرخواهی و اذعان به اینکه "زن من از گل پاک تر است" از سیمین خواسته بود که به خانه برگردد، سیمین نیز پذیرفته بود. اما یکی برادران سیمین به این دلیل که چرا سیمین بدون اجازه برادرانش چنین تصمیمی گرفته است خواهر خود را هدف گلوله قرار داد و متواری شد. بر سر مزار سیمین، یکی از فعالان مریوانی خانم جوان رودی، بیانیه جمعی از شهروندان مریوانی و اهالی دزلی را خواند. امضا کنندگان این بیانیه بااعلام این که قتل عمد تهدید آشکار امنیت اجتماعی است اقدام به قتل سیمین را تعرضی اشکار به ابتدایی ترین و مسلم ترین حقوق انسانی یک زن دانسته و اعتراض به این گونه فجایع و جنایات را ضرورتی تاریخی قلمداد کرده اند :«بی شک سکوت در برابر در خون تپیدن سیمین ها نتیجه ای جز تداوم خشونت و ناامنی نخواهد داشت... ». بعد از خواندن بیانیه، شهین محمدی از فعالان اجتماعی و زنان با قرائت ایه ای از قران و تاکید بر برابری انسان ها در برابر خدا، اعتراض و خشم خودش را نسبت به قتل سیمین ابراز کرد. سپس پروین ذبیحی فعال اجتماعی و زنان نیز سیمین را قربانی سیستم مردسالاری و سرمایه داری دانست و گفت زنان قربانیان اصلی این سیستم ها هستند. سلام قادری فعال کارگری نیز گفت : هیچ انسانی حق گرفتن جان انسانی دیگر را ندارد. ما باید حافظ حقوق یکدیگر باشیم نه قاتل جان هم . روحانی روستا نیز ناراحتی خودرا از قتل سیمین ابراز کرد و گفت او بی گناه کشته شد. یکی از اهالی نیز اعلام کرد من از همه کسانی که در اینجا حاضرند می خواهم بدانند که قتل ناموسی در فرهنگ این روستا نیست و مرگ سیمین نصراللهی را ناشی از وجود سنت زن کشی در این روستا ندانند. سپس یکی دیگر از فعالان زن از همه حاضران خواست که یک دقیقه سکوت کرده و بر زمین بنشینند. پس از خاکسپاری سیمین زنان روستا به همراه فعالان زن مریوانی به دیدن مادر سیمین رفتند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

آگاهان اقتصادي و همچنين بسياري از مراكز رسمي خط فقر را در ايران بيش از 600 هزار تومان و درکلان شهر ها مانند تهران بیش از 780 هزار تومان مي‌دانند. اين ارقام به اندازه كافي مي‌تواند شرايط دشوار كارگران و كارمندان را به تصوير بكشد.

در چنين شرایطی هيات دولت براي سال 87 ميزان حداقل افزايش حقوق كارمندان را 10 درصد و كارگران را نيز نزديك به 20 درصد تعيين كرده است اما از سوي ديگر بانك مركزي چند روز پيش در آخرين گزارش خود نوشت كه ميزان تورم در خردادماه به 21 درصد نزديك شده است و رشد تورم در خرداد امسال نسبت به خردادماه 86 رقم 4/26 درصد را نشان مي‌دهد. البته اگر ميزان تورم از منابع غيررسمي ملا‌ك باشد، بحران موجود در معيشت خانوار ايراني تا چند برابر بزرگ‌تر به تصوير كشيده مي‌شود.

تحليلگران غيردولتي مي‌گويند كه تورم 21 درصدي اعلا‌م شده از سوي دولت مي‌تواند حداقل 9 درصد كمتر از تورم واقعي در ايران باشد. با اين اوصاف بايد گفت كه معيشت كارگران بدترين روزهاي خود را تجربه مي‌كند. ‌ ‌فاصله مزدي كارگران با سبد هزينه خانوار كارگري 50 درصد برآورد شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

گزارشي تصويري از زني به آتش کشيده شده

بر اساس گزارشات دريافتي روز جمعه مورخه 24/3/87 اعلام گرديد زني به نام زليخا محمدي در شهر مهاباد اقدام به خودسوزي نموده است و پس از انتقال به شهر اروميه بدليل جراحات ناشي از سوختگي جان خود را از دست داده است . عليرغم اين اعلام اوليه شواهد و مستندات نشان از قتلي که به نام قتل ناموسي و تحت حمايت قانونگذار در ايران است ميباشد . گزارش گرديده است که وي به شدت تحت آزار و اذيت قرارداشته است ، پليس تحقيقاتي را در اين زمينه آغاز نموده است .
در هر صورت اعم از خودسوزي يا قتل ناموسي ميتوان تنها نقض حقوق مسلم انساني را مشاهده نمود که متاسفانه در حکومت ايران تحت مشروعيت قانوني در جريان است اين روند خودسوزي هاي اعتراضي در کردستان را در ميان زنان بعنوان يک اپيدمي و قتلهاي ناموسي را در سراسر کشور به عنوان امري مشروع و رايج تبديل نموده است .
تصاوير ذيل ، تصويري از قبل از خودسوزي و بعد از آن ميباشد.  توجه گردد تصوير دلخراش و ديدن آن توصيه نميگردد .

 برای دیدن عکس به ادامه مطلب مراجعه نمایید >>

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پسر جواني که خواهرش را به خاطر فرار از خانه به قتل رسانده بود با مراجعه به پليس آگاهي خودش را تسليم کرد.

 


اين پرونده پس از قتل دختري 21 ساله به نام مرجان در حاجي آباد بندرعباس به جريان افتاد و بعد از آنکه پليس تحقيقات مقدماتي خود را براي رازگشايي از جنايت به پايان رساند معلوم شد مرجان به دست برادرش به نام مرتضي کشته شده و عامل قتل پس از حادثه فرار کرده است.پس از انتقال جسد به پزشکي قانوني پليس به تلاش خود براي رديابي و دستگيري مرتضي ادامه داد تا اينکه خود وي چندي بعد به پليس آگاهي مراجعه و خودش را تسليم کرد. مرتضي با پذيرفتن اتهام قتل عمدي، فرار خواهرش از خانه را انگيزه اين جنايت عنوان کرد و گفت؛ مدتي پيش مردي به نام هوشنگ به خواستگاري مرجان آمد اما از آنجا که وي تجربه يک ازدواج ناموفق را داشت من و خانواده ام با اين وصلت به شدت مخالفت کرديم.
هوشنگ به رغم مخالفت ما همچنان به خواسته اش اصرار داشت و بالاخره توانست با وعده هاي دروغين و حرف هاي عاطفي خواهرم را به خودش علاقه مند کند بعد از آن بود که مرجان نيز مصرانه از ما خواست اجازه بدهيم با هوشنگ ازدواج کند.متهم به قتل ادامه داد؛ با وجود اينکه خواهرم اسير احساسات شده بود چند بار با وي صحبت کرديم و توضيح داديم ازدواج با هوشنگ عاقبت خوبي ندارد ولي وي قانع نشد تا اينکه صبح روز 21 ارديبهشت، مادرم مرا از خواب بيدار کرد و گفت مرجان شناسنامه اش را برداشته و از خانه فرار کرده است. با شنيدن اين جمله ناگهان از خود بي خود شدم. آبروي خانوادگي مان در حال از بين رفتن بود و من نمي توانستم آرام بگيرم. به همين خاطر بلافاصله خانه را ترک کردم تا هرطور که شده مرجان را پيدا کنم و به منزل بازگرداندم. من سه شبانه روز دنبال خواهرم بودم اما هيچ اثري از وي به دست نياوردم تا اينکه روز سوم پس از بازگشت به خانه فهميدم او نيز به منزل آمده است.
مرتضي در ادامه اعترافاتش گفت؛ مرجان را به يک اتاق بردم، در را به رويش بستم و از او خواستم درباره علت فرارش توضيح دهد. او گفت براي اينکه بتواند با هوشنگ ازدواج کند منزل را ترک کرد، اما بعد از حضور در محضرخانه وقتي عاقد حاضر نشده بدون حضور پدر، وي را به عقد هوشنگ درآورد تصميم گرفته به منزل بازگردد و پدرم را راضي کند که همراهش به دفترخانه ازدواج برود. با شنيدن اين حرف ها به شدت خشمگين شدم، هر چند مرجان التماس مي کرد او را ببخشم و رهايش کنم ولي از آنجا که آبرويمان را در خطر مي ديدم چاره يي برايم وجود نداشت جز آنکه اين لکه ننگ را از دامن خانواده پاک کنم به همين خاطر يک تکه پارچه برداشتم و آن را در دهان خواهرم فروکردم سپس با تکه پارچه ديگري حلقه دار درست و مرجان را از آن آويزان کردم. با اين وجود هنوز خشمم فروکش نکرده بود و غيرتم اجازه نمي داد مرجان را در همان حالت رها کنم به همين دليل پيکر نيمه جان او را پايين آوردم و با چاقو چندين ضربه به وي زدم و گريختم.
به گزارش ايسکانيوز پس از اعترافات مرتضي وي در حالي بازداشت شد که اولياي دم مرجان اعلام کرده اند هيچ شکايتي از پسرشان ندارند و به اين ترتيب متهم فقط از جنبه عمومي جرم محاکمه خواهد شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  |