لطفا لگوی هشت مارس را در وبلاگتان قرار دهید! و به ما اطلاع دهید!
جهت همبستگی لینک شوید
~~~
هشت مارس ۸۶:
ستم به زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع!
رهایی زن رهایی جامع است!
زنده باد آزادی زن!

لطفا لگوی هشت مارس را در وبلاگتان قرار دهید! و به ما اطلاع دهید!
جهت همبستگی لینک شوید
~~~
هشت مارس ۸۶:
ستم به زن موقوف!
سرکوب زنان ممنوع!
رهایی زن رهایی جامع است!
زنده باد آزادی زن!
احترام شادفر عضو مرکز فرهنگی زنان و از مادران کمپین یک میلیون امضا از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب اسلامی به ۶ ماه حبس تعلیقی تا دوسال محکوم شد . اتهام احترام شادفر”اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا” اعلام شده است. علت صدور چنین حکمی جمع اوری امضا اعلام شده است.
شادفر۶۲ ساله می گوید بر اساس آنچه در این حکم آمده است طبق ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به ۶ماه حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم شده ام . دراین حکم نوشته شده «حبس یاد شده با رعایت ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی با توجه به شرایط خاص و وضعیت اجتماعی برای دو سال معلق می گردد ودر صورتی که درمدت تعلیق مرتکب جرمی شود اجرا می شود »
احترام شادفر که ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ در خانه اش از سوی پلیس امنیت، کلانتری ۱۰۴ در میدان نیلوفر بازداشت و پس از صدور رای قاضی ۲۴ ساعت را در بازداشتگاه وزرا گذرانده بود. خودش در این باره میگوید:« تعدادی دفترچه و بیانیه جمع آوری امضارا به یکی از همسایگانم که بیانیه را امضا کرده و علاقه مند به فعالیت در کمپین بود داده بودم. او را هنگام جمع آوری امضا بازداشت می کنند او هم می گوید که از من گرفته است و به این ترتیب مرا بازداشت کردند. »
شادفر درباره حکم خود می گوید : « امروز حکمم را به درخانه آوردند. با دیدن آن تعجب کردم. من نمی دانم چه جرمی مرتکب شده ام که چنین حکمی گرفته ام. مگر حرف زدن درباره حقوق زنان، جمع کردن امضا برای ارائه دادن به مجلس جرم است؟! » او در ادامه می گوید:« با وکیلم صحبت کردم. حکم هنوز به او ابلاغ نشده است. ما حتما به این حکم اعتراض خواهیم کرد.»
مشابه این حکم پیشتر نیز در ۲۱ مرداد از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برای نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی اعلام شده بود. آنها نیز هنگام جمع آوری امضا در مترو در دی ماه ۱۳۸۵ دستگیر و به مدت ۲۴ ساعت در بازداشت بودند. ابتدا به نظرمی آمد پرونده شان بسته شده است اما آنها مجددا در پی تغییر روند بازپرسی احضارو تفهیم اتهام شدند. به آنها گفته شد که اتهام شان اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام است و آنها نیز در آخرین دفاع ازخود این اتهام را نپذیرفتند. اما سرانجام محکوم شدند و این درحالی است که جمع آوری امضا اقدامی مدنی و مسالمت آمیز است و نمی تواند جرم محسوب شود.
محمد شریف از سفر کردستان برگشته است. او این بار هم برای ملاقات و رسیدگی به وضعیت موکلین کرد-زبان خود که در زندان سنندج به سر می برند، از تهران به کردستان سفر کرده بود تا شاید بتواند قدمی اندک در جهت بهبود وضعیت محمود صالحی، روناک صفارزاده و هانا عبدی بردارد.


استان کردستان ایران، طی چند هفته اخیر خبرساز بود و متاسفانه شاهد بودیم که اخبار ناخوشایندی از وضعیت حقوق بشر و رفتار با زندانیان سیاسی در آن جا منتشر شد. مرگ مشکوک ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی زندانی و وضعیت وخیم جسمانی محمود صالحی، نماینده کارگران خباز شهر سقز در کنار برخی اخبار دیگر از جمله وضعیت نگران کننده روناک و هانا، باعث شده است تا علاوه بر نهادهای حقوق بشری و بین المللی، فعالان سیاسی اصلاح طلب و یا حتی مسئولان محلی کردستان هم، زبان به اعتراض بگشایند.
سفر شریف به سنندج با ماجرای بازداشت و سپس آزادی امام جمعه اهل سنت این شهر همراه شد. همه این ماجراها باعث شد تا با محمد شریف، وکیل تعدادی از زندانیان سیاسی کرد زبان گفتگوی کوتاهی داشته باشیم.
آقای شریف شما این بار هم برای رسیدگی به وضعیت محمود صالحی به سنندج رفتید. لطفا بگویید وضعیت او چگونه بود؟
- محمود صالحی، نماینده کارگران خباز شهر سقز، این روزها همچنان از بیماری کلیوی و تشدید آن که منجر به بروز برخی ناراحتی های قلبی شده است، رنج می برد. خوشبختانه این بار من موفق شدم با صالحی ملاقات کنم و شاهد بودم که بهبود خاصی در بیماری وی حاصل نشده است. صالحی می کوشد تا با استناد به گواهی پزشکان متخصص، حکم جدیدی مبنی بر «ناتوانی از تحمل حبس» بگیرد و برای همین کار گواهی پزشکان مبنی بر تشدید بیماری در دوران حبس را به مراجع قضایی ارائه کرده و آنها هم تایید آن را به پزشکی واگذار کردهاند اما پس از ارسال این تقاضا و گواهی پزشکان به پزشکی قانونی، در آن جا با این تقاضا مخالفت شد و گواهی پزشکی موجود را تایید نکردند. لذا من علی رغم میل باطنی صالحی تقاضایی برای اعطای مرخصی پایان حبس به مسئولان ارائه دادم و چون صالحی علاوه بر بیماری، اکنون در ماههای پایانی دوران حبس خود به سر می برد، انتظار داشتیم که با این درخواست موافقت شود ولی یک روز پس از بازگشت به تهران، همسر محمود صالحی در یک تماس تلفنی خبر داد که با این درخواست هم مخالفت شده است.
شما وکالت دو تن دیگر از زندانیان سیاسی کرد را هم برعهده گرفتهاید. آیا توانستید با هانا عبدی و روناک صفارزاده ملاقات کنید؟ وضعیت پرونده آنان چگونه است؟
- بلی! اکنون پس از پایان دوران بازجویی مقدماتی، این دو دختر جوان به بند عمومی منتقل شدهاند. در این سفر من موفق شدم با “هانا” و “روناک” هم ملاقات کنم. واقعیت این است که در حال حاضر شرایط روناک و هانا در زندان مرکزی سنندج نامساعد نیست و مانند سایر زندانیان در بند عمومی نگهداری میشوند اما صدور برخی احکام سنگین و استناد به اقاریر آنان که در شرایط بازجویی غیر قانونی صورت گرفته، مسئلهای نگران کنندهاست. متاسفانه این دو دختر جوان در شرایط انفرادی و با شکل و شیوه و نحوه غیر قانونی با اتهامات سنگینی مورد بازجویی قرار گرفتهاند، لذا با استناد به قوانین موجود به نظر بنده این اقاریر کاملا باطل بوده و نمی تواند در دادگاه به عنوان اسناد معتبر جهت صدور حکم مورد استناد قرار گیرند. در نتیجه من در نخستین اقدام تقاضای تبدیل بازداشت و تودیع وثیقه برای آنها کردم و امیدوارم با آزادی این دو نفر تا زمان دادگاه موافق کنند، پس از آزادی و تشکیل دادگاهی مطابق با موازین قانونی، اقاریر آنان هم معتبر خواهد بود و در آن صورت امکان محاکمه قانونی وجود دارد.
از سوی دیگر صبح امروز خانواده هانا در تماسی با من، خبر دادند که رانندهی هانا عبدی که گاهی وی را به اطراف می برده نیز به سه سال حبس محکوم شده است.
آقای شریف سفر شما با انتشار برخی اخبار پیرامون بازداشت و آزادی امام جمعه اهل سنت سنندج هم همراه شد. آیا خبری در این باره دارید؟
- من چندان از این موضوع مطلع نیستم اما به خاطر حضور در محل، متوجه شدم که دلیل برخورد با این فرد اعتراض وی به شکل و شیوه مرگ مشکوک ابراهیم لطف اللهی در بازداشتگاه اطلاعات سنندج بوده است و خوشبختانه در هنگام حضور من در سنندج، وی با وساطت و پیگیری برخی از مسئولین آزاد شد اما به هرحال برخی نارضایتی ها از نحوه برخوردهای اخیر در کردستان وجود دارد.
مهسا امرآبادی
شهرگان
چرا زن بودن از نظر شما جرم است
زماني كه سايت رسمي نيروي انتظامي روي خروجي خود خبري قرار داد مبني بر اينكه پسر شرور را در طرح امنيت اجتماعي بازداشت كردند و براي مجازاتش لباس زنانه بر تنش كردند و در شهر چرخاندند ياد جمله هاشم شاهرودي افتادم جمله اي كه به مشهورترين اظهار نظر هاشمي شاهرودي پس از تكيه زدن بر مسند رياست قوه قضاييه گفته شد: (ويرانه اي از قوه قضاييه تحويل گرفتم) و ناخوداگاه به خود گفتم بر سر اين ويرانه چه آمده است كه قضاتش براي تنبيه مجرمان به ۳۵ ميليون زن ايراني كه در اين كشور زندگي ميكنند توهين مي كنند.
همزمان با فرارسیدن چهاردهم فوریه که در کشورهای غربی به عنوان روز «والنتاین» شناخته میشود، نیروی انتظامی در برخی شهرهای ایران به جمعآوری هدایای مخصوص این روز و برخورد با فروشندگان آنها پرداخت.

امسال نیروی انتظامی در برخی شهرها به جمعآوری هدایای روز والنتاین که در گلفروشیها، لوازمالتحریر فروشیها و خرازیها به فروش میرسید، پرداخت. یکی از این شهرها، شهرستان شاهرود در استان سمنان بود که گفته میشود نیروی انتظامی برای برخورد با نمادهای این روز، یک برنامه جامع را در دستور کار خود قرار داده بود. رشت، قم و مشهد نیز از دیگر شهرهایی هستند که گفته میشود چنین طرحی در آنها اجرا شده است.
رئيس مركز اطلاعرساني فرماندهي انتظامي استان سمنان با تایید برخورد نیروی انتظامی با هدایای این روز اعلام کرده است که پلیس، حدود 300 عدد انواع محصولات کادویی روز والنتاین در شهرستان شاهرود را از گلفروشها و خرازیها، «کشف» و «جمعآوری» کرده است.
به گفته او، این محصولات شامل كارت پستال، كارت تبليغ، نماد قلب و بانك عشق با نشان «والنتاين» بودهاند.

پژوهشگران اعلام کردند: فقر مىتواند به رشد و عملکرد مغز کودکان خردسال، آسيبهاى جدى وارد کند.
يک هيات تحقيقاتى در انجمن آمريکايى پيشرفت علم اعلام کرد: در کودکانى که در محيطهايى با استرس خانوادگي، خصوصيات منفى اجتماعى و محيط زيستى و محرک درکى پايين بزرگ مىشوند، بخشهايى از مغز که در زمينههاى يادگيري، حافظه و زبان حائز اهميت هستند، به طور کامل رشد نمىکند.
جک شونکوف پژوهشگر دانشگاه هاروارد دراين باره گفت: مواد شيميايى که در موقعيتهايى چون فقر و خشونت در بدن ترشح و آزاد مىشوند، ناحيه هيپوکامپ در مغز را تغيير داده و روى فعاليتهاى ادراکى در مغز تاثير مىگذارد
بسیاری از این کودکان، نه تنها چشم خود را به روی دیوارهای زندان می گشایند، بلکه بیشتر عمر خود را هم در میان همین دیوارها سر می کنند. فاطمه گوارایی، عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان، می گوید بیشتر این کودکان به دلیل آسیب هایی که در زندان می بینند، در سال های آینده باز هم به زندان برمی گردند.

به گفته خانم گوارایی، تعداد زندانیان زن حدود سه تا شش درصد کل زندانیان است. از میان زنان زندانی، شمار بسیار کمی همراه فرزندانشان در زندان به سر می برند اما تأثیراتی که این کودکان از محیط زندان می گیرند بسیار شدید است.
قربانیان خشونت های فیزیکی و لفظی
بیان عزیزی، کارشناسی که درباره فرزندان زندانیان تحقیق کرده است میگوید در زندان ها، کودکان قربانی دعوای زندانیان زن هستند. گاهی زنان زندانی برای انتقام گرفتن از مادر، فرزند او را کتک می زنند. گاهی هم خود مادر کودک، به دلیل شرایط روحی که دارد فرزندش را کتک می زند.
ناهید کشاورز، از فعالان جنبش زنان که تازگی از زندان اوین آزاد شده است تجربه خود را از بند زنان تعریف می کند: "یک سلولی را درست کرده بودند که مادرها و بچه ها در آنجا بودند. در دود سیگار، سر و صدا و خشونت، وضعیت بسیار نامناسبی داشتند. زنی را دیدم که هم بندان او را کتک زدند و از پله ها پایین پرت کردند. مواد مخدر هم که به راحتی بین زندانیان رد و بدل می شود. واقعا شرایط آنجا برای بچه ها مناسب نیست."
عشرت قلی پور، از اعضای انجمن حمایت از حقوق کودک، اعتقاد دارد که محیط زندان و آسیب های روانی که کودک با آن مواجه است، او را دوباره در بزرگسالی و به اتهام های مختلف به زندان باز می گرداند.
زنان زندانی گاهی از این آسیب ها مطلع هستند. اما نه خانواده ای برای نگهداری از فرزندانشان دارند، نه مایل هستند که کودکان خود را به بهزیستی بفرستند.
مهدکودکی که دیگر نیست
سال ها پیش، در زندان اوین تهران مهد کودکی وجود داشت که بچه های زندانیان از حداقل های مورد نیاز کودکان مثل وسائل بازی و تربیت مناسب سنشان بهره می گرفتند. اما این مهد کودک تعطیل شد.
در حال حاضر دولت به زنان زندانی اجازه می دهد که بر اساس آیین نامه زندان ها، فرزندانشان را تا دو سالگی در زندان نگه دارند.
فاطمه گوارایی پیشنهاد می کند که از مجازات های جایگزین به جای مجازات زندان برای مادران متهم استفاده کنند. و در صورتی که مادران به هر دلیل به زندان افتادند، مراکزی در کنار زندان برای تربیت فرزندان آنها احداث شود، مانند مهد کودکی که قبلا در زندان اوین وجود داشت. یا دست کم، مادران زندانی در سلول های جداگانه قرار گیرند که آسیب محیط بر کودکان آنها به حداقل برسد.
آژانس ايران خبر: از لابلاي نامه هاي رسيده به آژانس ايران خبر
حتما شماهم درخبرها خوانده ايد كه انوشه آزاد بر را به بهانه این که وثیقه پرداختی اش کافی نبوده است، به دادگاه انقلاب احضاركرده اند .
دوروزقبل هم راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، دوعضو كمپين يك ميليون امضا که در حال جمع آوری امضا برای بیانیه کمپین بودند،را دستگير كردند . به نظر ميرسد كه قبل از 8 مارس وفرارسيدن روزجهاني زن , حكومت قصد دارد كه دانشجويان فعال و زنان فعال را ازصحنه خارج كند.تامانع از برگزاري اين مراسم شود .
اما با دستگيريها نميتوانند از برپايي مراسم 8 مارس جلوگيري كنند .اين روز ,روزهمه زنان جهان واز جمله زنان ايراني است . اتفاقا زنان ايراني چون در تبعيض بيشتري هستند , و چون روزانه با تمام گوشت و پوست خود تبعيض ونابرابري موجود را بيشتر احساس ميكنند , حتما درا ين مراسم شركت خواهند كرد , حالابهايش هر چه ميخواهد باشد . بيشك وضع از اين كه هست بدتر نميشود .
پرونده پدري که با انگيزه ناموسي دختر خود را با همدستي مردي ديگر سنگسار کرده است در دادسراي عمومي زاهدان به جريان افتاد.به گزارش خبرنگار ما چند روز قبل زن جواني در حالي که به سر و صورت خود مي کوبيد و به شدت گريه مي کرد نزد ماموران انتظامي زاهدان مراجعه کرد و از قتل دخترش خبر داد.

او گفت؛ شوهرم به نام شريف مردي بدبين و بداخلاق است که با من و دخترم بدرفتاري مي کرد و در اين ميان سميه - فرزند 14 ساله ام - بيش از همه از سوي شريف مورد آزار قرار مي گرفت تا اينکه بالاخره همسرم او را به بهانه يي از خانه خارج کرد و به محل نامعلومي برد و پس از آن ديگر نه او به منزل بازگشت و نه خبري از سميه شد.وي افزود؛ شريف به دخترم مشکوک بود و تصور مي کرد او با مردي رابطه دارد. او چندين بار سميه را تهديد به مرگ کرده بود و روز حادثه نيز به شدت خشمگين بود و تصور مي کنم بلايي سر فرزندم آورده باشد.پس از اظهارات اين زن بلافاصله ماموران تحقيقات ويژه يي را براي يافتن شريف و افشاي سرنوشت دختر نوجوان آغاز کردند. آنان با رديابي هاي گسترده توانستند پس از گذشت 24 ساعت پدر سميه را شناسايي و دستگير کنند. اين متهم که در بازجويي هاي اوليه سکوت اختيار کرده و حاضر به صحبت کردن درباره سرنوشت دخترش نبود، سرانجام در جريان بازجويي هاي فني - پليسي لب به اعتراف گشود و طي اظهارات تکان دهنده، نحوه قتل سميه را تشريح کرد. شريف گفت؛ من از چندي پيش متوجه شدم دختر 14 ساله ام رفتارهاي مشکوکي دارد. ابتدا سعي کردم با آرامش با موضوع برخورد کنم و با تحقيقاتي که انجام مي دهم بفهمم سميه چرا چنين کارهايي انجام مي دهد. او بي دليل از خانه بيرون مي رفت و وقتي ديرهنگام بازمي گشت توضيح قانع کننده يي نمي داد. بالاخره تاب نياوردم و با او دعوا کردم ولي اين کار نيز فايده نداشت چون فرزندم مرا متهم به بدبيني مي کرد و مي گفت هيچ کار خلافي انجام نداده است. پس از گذشت مدتي به تدريج به اين يقين رسيدم که سميه با مردي رابطه دارد. آبرويم را از دست رفته مي ديدم و تحمل چنين شرايطي و برگزيدن سکوت برايم مرگ آور بود. بنابراين تصميم گرفتم سميه را بکشم و خودم را از اين ننگ نجات دهم. در اين ميان بايد شيوه يي را براي کشتن دخترم انتخاب مي کردم که او به سزاي واقعي کاري که انجام داده بود برسد. بالاخره مصمم شدم وي را سنگسار کنم اما از آنجا که به تنهايي از عهده اين کار برنمي آمدم از يکي از دوستانم به نام غفور خواستم به من کمک کند و وقتي از مشکلم مطلع شد پذيرفت مرا در کشتن سميه که لکه ننگي در خانواده بود ياري دهد. غفور چند نفر ديگر را نيز با خبر کرد و محل و زمان اجراي نقشه تعيين شد.متهم به قتل گفت؛ روز حادثه دخترم را به زور از خانه خارج کردم و به سمت ارتفاعات هلور کشاندم. او در تمام طول مسير وحشت زده بود و با اينکه مي دانست عاقبت خوشي در انتظارش نخواهد بود اما مطمئن نبود که چه مجازاتي را براي وي در نظر گرفته ام. پس از آنکه به محل مورد نظر رسيديم دخترم را روي زمين انداختم و سنگسار او را شروع کرديم. سميه مرتب جيغ مي کشيد و با خواهش و التماس تلاش مي کرد جانش را نجات دهد اما من براي دست يافتن دوباره به آبرويم و داشتن زندگي شرافتمندانه چاره يي جز کشتن او نداشتم و پس از قتل فرار کردم.پس از اعترافات تکان دهنده متهم به قتل، ماموران تحقيقات خود را پي گرفتند و ضمن کشف جسد دختر 14 ساله موفق شدند غفور را نيز بازداشت کنند. با اعترافات دومين متهم، پرونده در اختيار مراجع قضايي قرار گرفت و هم اکنون با آغاز تحقيقات مقدماتي شريف و غفور در بازداشت به سر مي برند.
|
این دو فعال جنبش زنان که پس از یک تئاتر خیابانی درباره حقوق زنان، در حال جمع آوری امضا بودند، صبح امروز از بازداشتگاه وزرا به دادگاه انقلاب منتقل شدند.
راحله و نسیم به دلیل خرابی ماشینی که قرار بود آنها را به اوین منقل کند، فرصتی برای گفتگو با دوستان و خانواده شان بدست آوردند و از دو شب سپری شده در بازداشتگاه وزرا و طرح مطالبات کمپین برای زنان زندانی و زندانبان ها گفتند.
آنها که با دستان قفل شده با دستبند به دادگاه منتقل شده بودند؛ امروز صبح در پاسخ به سوالات قاضی که "به کدام قوانین اعتراض دارید؟" و "چرا فکر می کنید این قوانین تبعیض آمیز است؟" از تبعیض های قانونی که بر زنان اعمال می شود گفتند و عاقبت به جرم این برابری خواهی راهی زندان شدند.
با بازداشت راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، تعداد فعالانی که از ابتدای فعالیت کمپین یک میلیون امضا راهی زندان شده اند به 43نفر رسید.
این در حالی است که مطالبات این کمپین در تضاد با هیچ کدام از قوانین کشور قرار ندارد و این خواسته ها از طریق مسالمت آمیزترین روشها دنبال می شود.

جهانگردی تصریح کرد : سه عامل پایین آمدن سن مصرف به 17تا18 سالگی، گرایش مردم به مصرف مواد مخدر شیمیایی و همچنین استفاده از مواد مخدر در بین برخی زنان نگرانی مسئولان را دوچندان کرده است.
وی خاطرنشان کرد : بر اساس آماری که در سال 1376 برای سازمان ملل تهیه شد 7/0درصد مصرف کنندگان مواد مخدر استان کرمان را زنان تشکیل داده بودند که این آمار در سال 85 به رقم هفت درصد افزایش یافته است.
جهانگردی با اشاره به اینکه مواد مخدر شیمیایی جدید از جمله کراک، کریستال و شیشه طرفداران زیادی پیدا کرده اند، گفت : تاثیر این مواد در مقایسه با تریاک و هروئین بسیار بالاست به طوریکه افرادی که از این مواد استفاده می کنند، علاوه بر اینکه زودتر دچار از هم گسیختگی روانی می شوند به عارضه هایی از جمله سرطان کبد نیز مبتلا می شوند.
وی با انتقاد از توزیع قرص های روان گردان در بین مردم بخصوص جوانان گفت: این قرصها به دلیل اعتیاد آوری و همچنین شادی آفرینی کاذب، افراد زیادی را به سمت خود کشانده اند که متاسفانه به دلیل افزایش و تنوع قرصها، شناسایی و جمع آوری آنها توسط ماموران امکانپذیر نیست و مردم خود باید با اطلاع از اثرات سوء آن، از خرید و استفاده آنها خودداری کنند.
فاطمه گفتاری، روناك صفازاده و هانا عبدی فعالین زن، از زندان سنندج تماس گرفته و وضعیت خود را تشریح نمودند.
این سه تن که از اعضای انجمن زنان آذرمهر سنندج بوده و چندين ماه است كه در بازداشت به سر میبرند، طی یک تماس تلفنی از زندان عمومی سنندج با دبير انجمن آذرمهر از وضعيت خود و شرايط زندان سخن گفتهاند.
آنها در اين تماس كوتاه تلفنی تأكيد كردند كه ما هيچ گناهی غير از حقخواهی نداريم و تنها جرممان تلاش برای برابری انسانها بوده، انسانهايی كه به واسطهی مليت و جنسيت خود در اين كشور مورد تبعيض قرار گرفته و میگيرند. ما به نام انسان خواهان حقوق انسانی خود بودهايم و در مقام يك شهروند خواستهايم تا به حقوق شهروندیمان احترام گذاشته شود و امروز پس از گذراندن ماهها حبس در شرايط زجرآور به جرم ناكرده و اتهامات واهی كه به ما نسبت داده شده ذرهای از باورها و اعتقاداتمان كاسته نشده و چه بسا با مشاهده شرايط زندان و برخورد با زنان زندانی بيش از پيش به حقانيت خواستههایمان پی بردهايم.
هانا و روناك و فاطمه گفتاری، در بخش ديگری از صحبتهایشان به زنانی اشاره كردهاند كه به تعبير آنان سالهاست در فراموشخانههای ندامت به سر میبرند و كسی از آنها خبری نگرفته و حتی برخی از خانوادهها وجود آنان را انكار میكنند و نبودشان را بر حضورشان در زندان ترجيح میدهند. اين زنان اكنون كه فعالان زن را در كنار خود میبينند نه به راحتی، اما آرام آرام اعتماد میكنند و درد دل خويش را بر زبان میآورند و از مشكلات خانوادگی و اجتماعی كه در حضورشان در زندان تأثير بسيار داشته و نیز وضعيت نامطلوب زندان و رفتار نامناسب زندانبانان میگويند، به اين اميد كه صدایشان پژواكی يابد.
اين تماس كوتاه با اين جملهی كوتاه خاتمه میيابد "ما را فراموش نكنيد."
پروین اردلان جایزه ۲۰۰۷ بنیاد الاف پالمه را از آن خود ساخت. این روزنامه نگار و تلاشگر حقوق زنان چند روز پس از چهل و یکمین سالگرد تولدش، به دلیل کوششهای بیشائبه در راستای دستیابی زنان به حقوق شان و ارتقای سطح جنبش زنان ایران این جایزه معتبر را دریافت کرد.
الاف پالمه نخست وزیر سوسیال دمکرات سوئد که از آغاز جنگ میان عراق و ایران، برای توقف آن تلاش بسیار کرده بود، در ۳۰ ژانویه سال ۱۹۸۶ قربانی یک سوء قصد تروریستی شد. از آن پس بنیاد یادبود اولاف پالمه به پاسداشت تلاشهای بشردوستانهی وی، همه ساله یک جایزه به افراد و یا سازمانهایی که در جهت ایجاد جامعهای انسانی تر تلاش کرده باشند، اهدا کرده است.
این بنیاد دلیل اهدای جایزه به اردلان را تلاشِ موفق او در تبدیل خواست برابری حقوقی زنان و مردان به یکی از وجوه اصلی مبارزه برای دموکراسی در ایران ذکر کرده است. بیانیهی مطبوعاتی بنیاد الاف پالمه از اردلان به عنوان یکی از چهرههای شاخص جنبش زنان ایران نام برده که در منطقۀ بحران زدۀ خاور میانه با تلاشهای پیگیر خود، الگوئی برای راه کارهای مبتنی بر گفتگو و دمکراسی به دست داده است. ارزش مادی این جایزه ۷۵ هزار دلار است.
تارنمای تغییر برای برابری بخشی از بیانیه بنیاد پالمه را اینچنین ذکر کرده است:
“پروین اردلان با وجود تهدید، آزار و پیگرد، با پشتکار و سماجت به مبارزه برای دستیابی به آرمانهایش ادامه داده است. او و سایر زنان فعال جنبش، با اتخاذ شیوههایی مبتکرانه، موجب افزایش حمایت از خواست برابر حقوقی شدهاند. کمپین جاریِ یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، یکی از این نمونههای موفق است.”
پروین اردلان در پاسخ به این سوال که دریافت این جایزه را چگونه می بیند به شهرگان گفت: “احساس خوبی دارم. راستش را بخواهید اصلا خجالت می کشیدم دریافت آن را با دوستانم در میان بگذارم. فکر می کردم الان که بروبچهها تحت پیگرد هستند و هنوز تعدادی از همکاران کمپین در زندان به سر می برند چه جای شادی است اما به هر حال دوستان از طرق دیگر مطلع شدند و تبریک گفتند. احساسی که در صدای آنها است به من می گوید باید خوشحال بود. این جایزه نه به من که به جنبش زنان ایران داده شده است. این جایزه به مریم، دلارام، محبوبه، سعیده، سارا، ناهید، جلوه و همه آن دیگرانی که برای جنبش تلاش می کنند، داده شده است. این جایزهای است به دوستانم، فاطمه گفتاری، روناک صفازاده و هانا عبدی از اعضای انجمن زنان آذرمهر سنندج که چندین ماه است در بازداشت به سر میبرند. پس باید خوشحال باشم و هستم.”
پروین اردلان در ادامه افزود: “سبب حصور من در این عرصه مادرم بود در عین حال فکر می کنم با فعالیتهای خودم شبهای ناآرام بسیاری برای او بوجود آورم. بارها و بارها دست و دل او را لرزاندم پس این جایزه به تمام مادرانی تعلق دارد که همچون مادر من در سایۀ بی حقوقی زنان و با دلهرههای فعالیتهای دخترانشان، زندگی کرده اند. مادرم از شنیدن این خبر خوشحال شد و خوشحالی او دلیل دیگری برای خوشحالی من بود.”
خانم ثریا یعقوبی، مادر پروین اردلان به شهرگان گفت: “من به دخترم، پروین و همچنین به تمام دوستان او که شب و روز خود برای این کار، برای احقاق حقوق اولیه زنان گذاشتهاند تبریک می گویم. آنها همه دختران من هستند. من به آنها افتخار می کنم.
خسرو شمیران

مقامات افغان در کابل گفتند قصد دارند در باره نگرانی خود از این موضوع با مسئولین جمهوری اسلامی گفتگو کنند.
یک مقام دفتر سازمان ملل در کابل ضمن تائید خبر اخراج هزاران تبعه افغان در ماه گذشته از ایران گفت رژیم تهران در اواسط ماه ژانویه اعلام کرد که به "دلیل بشردوستانه" موقتا اخراج افغانها را از ایران متوقف خواهد کرد، اما به تعهد خود پایبند نماند و در سرمای سخت و بی سابقه امسال حدود هفت هزار تن از آنان را اخراج کرد.

پرفسور دیوید بالتیمور، یک زیست شناس برنده جایزه نوبل، می گوید دانشمندان در طی 25 سال گذشته، در زمینه تهیه واکسنی برای مقابله با بیماری ایدز، پیشرفتی نکرده اند.
پرفسور بالتیمور که برای تحقیقاتش در زمینه کشف ویروس اچ آی وی، جایزه نوبل در رشته پزشکی را دریافت کرده است، معتقد است که ویروس اچ آی وی، که آلودگی به آن موجب بیماری ایدز می شود، آنقدر پیچیده است که ممکن است دانشمندان هرگز نتوانند واکسن مقابله با آن را پیدا کنند.
پرفسور بالتیمور که رئیس"انجمن آمریکایی پیشرفت علوم" است گفت با وجود این که دانشمندان امید چندانی ندارند، همچنان به تلاش های خود جهت یافتن واکسنی برای بیماری ایدز ادامه می دهند.
وی گفت عدم پیشرفت دانشمندان در این زمینه قابل درک است ولی قابل قبول نیست.
دیوید بالتیمور در توضیح علت عدم پیشرفت گفت ویروس اچ آی وی در تلاش ها برای از بین بردنش مقاومت کرده و در برابر سیستم مصونیت بدن انسان، قادر به دفاع از خود شده است.
پرفسور بالتیمور افزود جامعه علمی از عدم موفقیت در این زمینه سرخورده شده است.
تلاش ها برای کنترل ویروس اچ آی وی از طریق پادتن ها یا تقویت سیستم مصونیت بدن انسان، تا کنون موفقیت آمیز نبوده است.
از جمله متدهای جدید که دانشمندان در حال آزمایش آن هستند، ژن درمانی و سلول پایه درمانی است اگرچه این آزمایش ها هنوز در مراحل اولیه هستند.
نزدیک به سه میلیون نفر هرساله در اثر ابتلا به بیماری ایدز، در سراسر جهان جان خود را از دست می دهند.

شبكه جهانی تلویزیون بی بی سی طی گزارشی به نقض وحشیانه حقوق بشر در جمهوری اسلامی پرداخت و گفت بحران هسته ای تنها موضوعی نیست كه رژیم تهران به خاطر آن مورد اعتراض جامعه بین المللی قرار گرفته است. سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر میگویند رژیم تهران اعمال مجازات اعدام را تشدید کرده بطوریکه اعدام در ملاعام به یكی از مجازات های رایج در ایران تبدیل شده است.
تلویزیون بی بی سی سپس به تشریح صحنه اعدام دو جوانی که اواخر تابستان گذشته در تهران بدار آویخته شدند، پرداخت و گفت جراثقالی كه قرار است به عنوان چوبه دار از آن استفاده شود، وارد خیابان می شود. تعدادی در محل تجمع كرده اند و چند نفر با تلفنهای موبیل درصد فیلمبرداری از صحنه اعدام هستند.دو متهم جوان در حالیكه جرم آنها توسط یک مامور قضايی خوانده می شود، به پای چوبه دار برده می شوند. جلاد نقابدار كارش را شروع می كند، اما به نظر نمی رسد كه محکومین که یک قاضی را از پای درآوردند، از كار خود پشیمان باشند. با وجود مجازاتی كه در انتظار آنهاست، یكی از آنها مرتب جمعیت را نگاه می کند و لبخند می زند.
گزارشگر تلویزیون بی بی سی در ادامه گفت ما ترجیح می دهیم صحنه اعدام را نشان ندهیم. این صحنه ای از بدار آویختن دو جوان در شهر تهران بود. آنها متهم به كشتن یک قاضی هستند كه تصویر او اینجا نصب شده است.
تلویزیون بی بی سی سپس با پخش تصاویری از محل سنگسار مردی در تاکستان قزوین گفت اینجا هم محلی است که سال گذشته یک مرد را سنگسار کردند. هنوز آثار خون روی سنگها باقی مانده است. بر اساس قانون مجازات اسلامی، سنگی كه پرتاب می شود نباید خیلی بزرگ باشد كه مجرم به سرعت كشته شود.

دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا امروز عصر در پارک دانشجو دستگیر شدند.
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی، که در حال جمع آوری امضا برای بیانیه کمپین بودند، پس از دستگیری به کلانتری 12 فروردین منتقل شدند.
این دو عضو کمپین ساعت 5 امروز، 25 بهمن ماه در حاشیه تئاتر خیابانی که حول محور حقوق زنان در جشنواره فجر اجرا می شد در حال جمع آوری امضا بودند .
پیگیری خانواده ها در مورد وضعیت ایشان هنوز به نتیجه نرسیده است.
سایت تغییر برای برابری
هیچ کسی اجازه ندارد حق جهان شمول کودک را با هیچ منطقی پایمال کند!
کودک تا سن هجده سالگی فقط کودک است!!!
باید به خشونت و دست درازی به حقوق کودکان پایان دهیم!
پسر جواني که در پي اختلاف با نامزد نوجوان خود وي را با چاقو به قتل رسانده بود توسط پليس دستگير شد.به گزارش اعتماد ماموران پليس تبريز زماني از اين درگيري خونين مطلع شدند که زني گريان اپراتور پليس 110 را در جريان حمله دامادش به دختر خود قرار داد و از ماموران کمک خواست. اين زن گفت؛ حسين دامادم با چاقو وارد خانه شده و دخترم شهلا را هدف قرار داده است و اگر هرچه سريع تر به ما کمک نکنيد، او را خواهد کشت.
با اعلام اين ماموريت اضطراري ماموران بلافاصله خود را به محل مورد نظر رساندند و معلوم شد، مرد جوان با ضربات چاقو شهلا نامزد 15 ساله اش را مجروح کرده است.در اولين اقدام پليس تکنسين هاي اورژانس را خبر کرد تا شايد دختر 15 ساله را از مرگ نجات داد. با رسيدن آمبولانس پيکر نيمه جان شهلا به بيمارستان انتقال داده شد اما به رغم تلاش پزشکان دختر جوان بر اثر شدت خونريزي جان باخت و با مطرح شدن قتل در اين پرونده کارآگاهان جنايي تحقيقات را آغاز و حسين را بازداشت کردند. پسر جوان که مي ديد پليس مدارک محکمي براي اثبات جرم او دارد لب به اعتراف گشود و گفت؛ يک سال پيش بود که به خواستگاري شهلا رفتم. ما از قبل آشنايي خانوادگي داشتيم و من فکر مي کردم با شهلا خوشبخت خواهم شد. با اينکه شهلا سن کمي داشت اما مرا آنقدر شيفته خودش کرده بود که حاضر بودم به خاطرش هر کاري بکنم. وقتي نامزد کرديم اختلافات ما شروع شد و همه چيز به هم ريخت.حسين ادامه داد؛ شهلا مرتب بهانه جويي مي کرد. او کارهايي انجام مي داد که من را عصبي مي کرد، همه مي دانستند من فردي عصبي هستم، حتي شهلا هم به اين موضوع آگاه بود که هنگام عصبانيت نمي توانم خودم را کنترل کنم. با اين حال مرا خشمگين مي کرد. رفتارهاي بچگانه نامزدم باعث اختلاف شديد ما شد و مادرش هم به اين مساله دامن مي زد. او مرتب طرف دخترش را مي گرفت و شهلا را با اين کارش تحريک مي کرد. تا اينکه يک هفته قبل با هم دعوا کرديم. شهلا عصباني شد و گفت ديگر نمي خواهد با من زندگي کند. هرچه خواهش و تمنا کردم که دست از کارهايش بردارد و همه چيز را فراموش کنيم، قبول نکرد. خانواده اش هم از او حمايت مي کردند. روز حادثه تصميم گرفتم به خانه مادر شهلا بروم و تهديد کنم اگر شهلا با من آشتي نکند واکنش تندي نشان خواهم داد به همين خاطر هم چاقو برداشتم.اين جوان 21 ساله در ادامه اعترافاتش گفت؛ وقتي وارد خانه شدم، شهلا ابتدا حاضر نشد با من حرف بزند، زماني که مجبورش کردم از اتاق بيرون بيايد با پرخاشگري رفتار کرد و توهين هايش باعث شد کنترل خودم را از دست بدهم و با ضربات چاقو شهلا را بزنم. قصد نداشتم او را بکشم، اما آنقدر عصباني شدم که کنترل خودم را از دست دادم.بنابر اين گزارش با بازداشت پسر جوان پليس تحقيقات خود را در اين زمينه ادامه مي دهد.
در یکی دو سال گذشته، رسم روز عاشقان یا ولنتاین در میان جوانان افغانی هم جا باز کرده است. با نزدیک شدن به میانه ماه فبروری (فوریه)، آمدن هدایای مخصوص ولنتاین و کارت های تبریک ویژه این روز، مانند گل سرخ به بازارهای شهر هرات، از حضور محسوس ولنتاین در میان جوانان این شهر حکایت می کند

گفتني است مستند «كارت قرمز»، امروز چهارشنبه 24 بهمنماه در دو سانس 16 و 18 در كانون فيلم «سينما حقيقت» واقع در خيابان شريعتي، ميدان شهيد قندي، شماره 17 به نمايش درميآيد. ضمن اينكه در بين دو سانس جلسه پرسش و پاسخ با حضور كارگردان و يك منتقد برگزار خواهد شد.

اعظم کم گويان : صدمین سالگرد هشت مارس فرا میرسد. روز جهانی زن به جز لایتجزای مبارزه برابری طلبانه و سوسیالیستی زنان و کارگران برای کسب حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان تبدیل شده است. هشت مارس به مبارزه بشر برای برابری چهره انسانی تری داد و به کل جامعه بشری در مورد ستمکشی نیمی از جامعه یعنی زنان و ضرورت پایان بخشیدن به آن، خودآگاهی عمیقی بخشید و جامعه را در مبارزه عمیق و خودآگاه علیه ستمکشی زن درگیر کرد.

روزنامه اعتماد: آيت الله هاشمي شاهرودي - رئيس قوه قضائيه - روز گذشته طي حکمي کم سابقه از حق قانوني خود براي نقض احکام قصاص استفاده کرد و راي صادره در مورد جنجالي ترين پرونده جنايي پنج سال اخير را خلاف شرع و قانون دانست. آيت الله شاهرودي که به عنوان عالي ترين مقام قضايي ايران بايد تمامي پرونده هاي منجر به صدور حکم قصاص و اعدام را بررسي و نظر قطعي و نهايي را در اين رابطه اعلام کند، از صدور اذن اعدام شهلا جاهد - متهم به قتل همسر ناصر محمدخاني - خودداري کرد و با توجه به ايرادهاي شکلي و ماهوي در پرونده دستور داد تحقيقات درباره اين قتل از ابتدا و توسط يک قاضي دادگاه بدوي آغاز شود.
جایزهی معتبر بنیاد اولاف پالمه در سال ۲۰۰۷، به ژورنالیست و فعال جنبش زنان ایران، پروین اردلان اهداء شد. اردلان از پایهگذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز است. او که سردبیر نشریهی اینترنتی تریبون فمینیستی ایران و عضو تحریریهی مجله اینترنتی زنستان، ارگانهای تعطیل شدهی مرکز فرهنگی زنان بوده، در حال حاضر عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری است.

بنیاد یادبود اولاف پالمه برای ایجاد تفاهم بینالمللی و امنیت مشترک، در سال ۱۹۸۷ به منظور پاسداشت تلاشهای بشردوستانهی پالمه، نخست وزیر پرآوازهی سوئد تاسیس شد. پالمه از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ که ترور و کشته شد، به مدت شانزده سال رهبر حزب سوسیال دمکراسی سوئد و طی دو دوره نیز نخست وزیر بود.
بنیاد اولاف پالمه اعلام کرد جایزهی سال ۲۰۰۷ این بنیاد به پروین اردلان اهداء میشود. دلیل تعلق جایزه به اردلان، تلاشِ موفق او در تبدیل خواست برابرْحقوقی زنان و مردان به یکی از وجوه اصلی مبارزه برای دموکراسی در ایران ذکر شده است. امری که به سهم خود باعث شده است ابعاد اجتماعی و جغرافیایی جنبش زنان برای کسب آزادیهای مدنی و حقوقی، گسترش چشمگیری بیابد. در بیانیهی مطبوعاتی بنیاد یادبود پالمه از اردلان به عنوان یکی از چهرههای شاخص جنبش زنان ایران نام برده شده است که در منطقهای بحرانزده، با فعالیتها و تلاش مجدّانهاش، الگوئی است برای راهکارهای مبتنی بر گفتگو و دمکراسی. در بخشی از این بیانیه آمده است:
“پروین اردلان با وجود تهدید، آزار و پیگرد، با پشتکار و سماجت به مبارزه برای دستیابی به آرمانهایش ادامه داده است. او و سایر زنان فعال جنبش، با اتخاذ شیوههایی مبتکرانه، موجب افزایش حمایت از خواست برابرْحقوقی شدهاند. کمپین جاری یک ملیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیضآمیز، یکی از این نمونههای موفق است.”
بنیاد اولاف پالمه کار و تلاش سرسختانه و مستمر این زنان را به عنوان نمونه و سرمشق دمکراسی و صلح در منطقهای پرآشوب و بحرانزده، شایستهی توجه بینالمللی دانسته است.
هر سال در سیام ماه ژانویه، سالگرد تولد پالمه، جایزهی ویژهای به نام “جایزه پالمه” به فرد یا افرادی که در جهت اهداف بشردوستانه و ترقیخواهانهی اولاف پالمه فعالیت کرده باشند اهداء میشود. از زمان تاسیس این بنیاد تا کنون، افراد و سازمانهای مختلفی موفق به دریافت این جایزهی معتبر شدهاند. نخستین جایزهی پالمه، به خاطر مبازرات شجاعانه و مدّبرانهی کارگران سیاهپوست اتحادیهی کارگران معدنکار آفریقای جنوبی برای دستیابی به حقوق و ارزشهای انسانی، در اختیار کیریل رامافوزا، رهبر وقت این اتحادیه قرار گرفت.
جایزهی سال گذشتهی بنیاد به صورت مشترک به کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و مسعاد محمدعلی، وکیل مبارز سودانی که برای دفاع از حقوق بشر و استقرار صلح و امنیت تلاشهای مستمری داشتهاند اهداء شد.
اسامی برندگان جایزه ی پالمه:
۲۰۰۶ کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و مسعاد محمدعلی از سودان
۲۰۰۵ دائو آونگ سان سو کی از برمه
۲۰۰۴ لودمیلا آلکسیوا، سرگئی کووالیوف، آنا بولیتکوساکایا از روسیه
۲۰۰۳ هانس بلیکس از سوئد
۲۰۰۲ هنان اشراوی از فلسطین
۲۰۰۱ فضل حسن عابد از بنگلادش
۲۰۰۰ برایان استیونسن از ایالات متحده آمریکا
۱۹۹۹ کردو باکسی از سوئد
۱۹۹۸ سازمان گزارشگران مستقل یوگسلاوی سابق
۱۹۹۷ سلیمه غزالی از الجزایر
۱۹۹۶ بروس هریس، کازا آلیانزا از آمریکای مرکزی
۱۹۹۵ سازمان جوانان فلسطینی الفتح و سازمان جوانان لیبرال اسرائیل
۱۹۹۴ وی ینگشنگ از چین
۱۹۹۳ تشکیلات دانشجویان برای سارایو
۱۹۹۲ آرزو عبدالهیوا از ارمنستان و آناهیت بایندر از آذربایجان
۱۹۹۱ سازمان عفو بین المل
۱۹۹۰ هارلم دسئیر و اس، او، اس راسیسم از فرانسه
۱۹۸۹ واسلاو هاول از جمهوری چک
۱۹۸۸ خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل سازمان ملل
۱۹۸۷ کریل رامافوزا از آفریقای جنوبی
نگین شیخالاسلامی در گفتوگو با سایت گورین بو یهکسانی میگوید: آنها در این تماس کوتاه تلفنی تأکید کردند که ما هیچ گناهی غیر از حقخواهی نداریم و تنها جرممان تلاش برای برابری انسانها بوده، انسانهایی که به واسطهی ملیت و جنسیت خود در این کشور مورد تبعیض قرار گرفته و میگیرند. ما به نام انسان خواهان حقوق انسانی خود بودهایم و در مقام یک شهروند خواستهایم تا به حقوق شهروندیمان احترام گذاشته شود و امروز پس از گذراندن ماهها حبس در شرایط زجرآور به جرم ناکرده و اتهامات واهی که به ما نسبت داده شده ذرهای از باورها و اعتقاداتمان کاسته نشده و چه بسا با مشاهده شرایط زندان و برخورد با زنان زندانی بیش از پیش به حقانیت خواستههایمان پی بردهایم.
هانا و روناک و فاطمه گفتاری (مادر یاسر گلی که او نیز بیش از ۴ ماه را در بازداشت میگذراند) در بخش دیگری از صحبتهایشان به زنانی اشاره کردهاند که به تعبیر آنان سالهاست در فراموشخانههای ندامت به سر میبرند و کسی از آنها خبری نگرفته و حتی برخی از خانوادهها وجود آنان را انکار میکنند و نبودشان را ترجیح میدهند بر حضورشان در زندان. این زنان اکنون که فعالان زن و یکی از مادران صلح و آشتی را در کنار خود میبینند نه به راحتی اما آرام آرام اعتماد میکنند و درد دل خویش را بر زبان میآورند و از مشکلات خانوادگی و اجتماعی که تأثیر بسیار داشته بر روانه ساختن آنها به زندان و وضعیت نامطلوب زندان و رفتار نامناسب زندانبانان و … میگویند به این امید که صدایشان پژواکی یابد.
دبیر انجمن زنان آذرمهر در پایان به نقل از دوستان دربندش خطاب به مدافعان حقوق بشر و فعالان جنبش زنان گفت: ما تروریست نیستیم و فعالیتهایمان تنها در جهت رفع تبعیضات جنسیتی و ملیتی بوده و هدفمان برقراری صلح و ایجاد آشتی در سرزمین و میان مردممان. و این تماس کوتاه با این جملهی کوتاه خاتمه مییابد “ما را فراموش نکنید…”
می توان درد را در صورت احمد وقتی سعی دارد روی پهلو بخوابد دید - او دارد می آموزد چگونه بدون پاهایش خود را حرکت دهد چرا که هر دو پایش از زیر زانو قطع شده است.
وی می گوید: "فکر کردم در برف جان خواهم داد." او چوپان است و وقتی کولاک برف شروع شد با حیوانات در صحرا بود.
"سرما پاهایم را از من گرفت و حالا به دستهایم نگاه کن، انگشت هایم هم از بین رفته است."

در8 مارس 1857 تعداد زيادي اززنان كارگر نساجي و پارچه بافي نيورك آمريكا , براي افزايش دستمزد و پايين آوردن ساعات كار و بهبود شرايط كاري شان و هم چنين داشتن حق تشكيل اتحاديه هاي كارگري و كسب حق راي, به خيابانها ريختند و عليه وضعيت بد و غير قابل تحمل كار و نا برابري شوريدند كه متاسفانه با حمله پليس مواجه شدند و پليس بطور وحشيانه آنرا سركوب نمود. و شمار زيادي از زنان دستگير و زنداني و عده قابل توجهي زخمي و كشته شدند• مبارزات زنان كارگر نساجي امريكا از اهميت زيادي در تاريخ مبارزه زنان برخوردار است چرا كه نه تنها صداي آنان خاموش نشد بلكه اين حركت بسرعت همه گير شد وچهره درخشاني به حق طلبي و آزاديخواهي زنان كارگربخشيداز آن تاريخ تا به حال بيش از 150 سال است كه اين حركت پيگير و مستمر عليه خشونت و تحقير زنان جريان دارد• و دراين روز دراغلب كشورهاي جهان ، زنان و مردان آزادي طلب 'گرد هم جمع ميشوند . تا صداي اعتراض خود را نسبت به ستم و تبعيض جنسيتي و تحقير عليه زن بيان كنند و عليرغم موانع بسياري كه بر سر راهشان وجود دارد ولي آنان اين روز را به عنوان روز جهاني زن برگزار ميكنندو صداي اعتراض خود را به گوش مخالفان حقوق برابر مي رسانند
زنان اين روز را به عنوان روز جهاني اعتراض عليه ستم به زن برگزار ميكنند
چرا كه اين حركت بزرگ و با ارزش ، راه را براي تلاش خستگي ناپدير آنان بر مبارزه با نابرابري و تبعيض باز ميكند
هشت مارس براي همهٌ زنان جهان ياد آور تلاش براي بدست آوردن برابري ورفع تبعيض به حسا ب مي آيد
پس ما زنان نيز بايد اين روز را پاس بداريم و به بهترين وجه ممكن آنرا برگزار كرده و بر برابري و رفع تبعيض جنسيتي پا فشاريم .
ثريا آزادفر
مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودك، روز گذشته آماري را دراختيار خبرگزاري هاي داخلي قرار داد. اين آمار مربوط به کودک آزادي در خانه و مدرسه است. اگر نام اصلي کودک آزادي را بنويسم، آنوقت آماري که ايشان اعلام داشته معناي واقعي و فاجعه بار خود را پيدا مي کند.
کودک آزاري يا به معناي "تجاوز جنسي به کودکان" و يا "کتک زدن کودکان".
مطابق آمار اعلام شده در سه ماه گذشته، رسما 50 مورد "کودک آزاري" به انجمن حمايت از حقوق کودکان گزارش شده است. ( يعني کتک زدن يا تجاوز جنسي) عاملين اين آزار كادر آموزشي مدارس و پدران آنها بوده اند!
60 درصد از كودكان آزار ديده پسر و 40 در صد بقيه دختر بوده اند. حدود 50 درصد آنها توسط پدرانشان آزار ديدهاند، 20 درصد توسط كادر آموزشي.
40 درصد از خانواده كودكان آزارديده، فقير و بيكار بوده اند و 35 درصد از کودکان والدين شان معتاد بوده اند.
كودك آزاري جنسي در حال افزايش است، به طوري كه سال گذشته 11 درصد از كل گزارشهاي ارائه شده به اين انجمن را آزارهاي جنسي تشكيل ميداده اند كه اين رقم با رشد چهار درصدي به 15 درصد در حال حاضر رسيده است.
بيشتر آزارها، از سوي نزديكان و تنها يك تا دو مورد در خيابان و توسط اشخاص غريبه صورت گرفته است.
آمار كودكان پسر آزارديده نسبت به آمار دوره قبل، 20 درصد افزايش يافته است. از جمله دلايل افزايش اين آمار، باز شدن مدارس است.
اسقف اعظم كانتربری، روان ولیامز، رهبر كلیسای انگلستان پس از یك تهاجم وسیع به مواضع حمایتگرایانه ایشان نسبت به اجرای قوانین اسلامی در انگلستان، مجبور به یك عقب نشی مفتضحانه شد. او كه در سخنرانی ۷ فوریه به صراحت گفته بود كه مسلمانان انگلیس برای رفع منازعات خانوادگی و مالی باید بتوانند به مراجع قضایی اسلامی رجوع كنند پس از یك اعتراض وسیع در سطح جامعه و واكنش جهانی علیه او، مجبور به انكار مواضع خود شد. ظاهرا ایشان كاربرد قوانین شریعه را صرفا بعنوان نمونه ای از دادن آزادی عمل به گروههای مذهبی در چهارچوب یك جامعه سكولار طرح كرده بود. دروغ آشكاری كه دستگاه كلیسا انگلستان هم نتوانست آن را بپوشاند و بخشا خواهان استعفای او شدند....ادامه
یک روزنامه محلی گزارش کرده که پلیس مذهبی عربستان سعودی فروش هدیه در روز عشاق (روز ولنتاین) را ممنوع کرده است. روزنامه سعودی گزت به نقل از مغازه داران این کشور می نویسد مسئولین هشدار داده اند که کلیه کالاهای قرمز رنگ از جمله گل رز و نیز کاغذ کادو برچیده شوند.
این روزنامه می نویسد بهای گل رز در بازار سیاه افزایش یافته است.
مقام های سعودی روز ولنتاین را همراه با بسیاری دیگر از جشن های سالانه، غیراسلامی می دانند.
مسئولین این کشور می گویند روز ولنتاین مشوق روابط نامشروع دختر و پسر است.
مطابق قوانین عربستان سعودی رابطه دختر و پسر نامحرم پیش از ازدواج ممنوع و قابل مجازات است.
سعودی گزت می نویسد بعضی از مردم که پیش بینی ممنوع شدن فروش گل در روز ولنتاین را می کردند از روزها و هفته ها قبل به گل فروشی ها سفارش خرید داده بودند.
حکومت سعودی همه ساله فروش هدیه و گل را در روز ولنتاین ممنوع می کند.
یک گل فروش به این روزنامه گفت: "گاهی اوقات ما برای آنکه شک کسی را برنیانگیزیم، دسته های گل را نیمه شب و یا صبح زود به خریداران می رسانیم."
بعضی دیگر از مردم عربستان سعودی برای جشن ولنتاین به کشورهای همسایه نظیر بحرین و امارات متحده عربی که در آنها تساهل مذهبی بیشتری وجود دارد، می روند.
عربستان سعودی قوانین اسلامی شدیدی علیه هر گونه تماس و ارتباط زنان و مردان نامحرم دارد.

جلوه جواهری از اعضای کمپین یک میلیون امضاء مجدداً با ابلاغیه کتبی به دادیاری ویژه امنیت دادسرای انقلاب احضار شد.
وی پیش از این، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در تاریخ ۱۰ آذرماه به دادسرا احضار و به دستور نماینده دادستان بازداشت شده بود.
جلوه جواهری به مدت ۳۲ روز همراه با خانم حسین خواه در بند نسوان زندان اوین به سر برد، و سرانجام در تاریخ ۱۲ دیماه با ضمانت نامه بانکی آزاد گردید.
وی دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی است، و از فعالان جنبش زنان و کمپین یکی میلیون امضاء به شمار می آید.
کانون زنان ایرانی
کانون زنان ایرانی
با وجود موج توجه افکار عمومي به سرنوشت اين دختر که در بازتابهاي رسانه اي آن قابل برشماري نيز هست، تاييد حکم قصاص براي اين دختر 21 ساله و فرستاده شدن پرونده اش به اجراي احکام، براي رفع آخرين ايرادات، نشان داده است که روند قضايي پرونده، همچنان به دور از پرسشهاي چالش برانگيز اين پرونده، راه خود را مي رود.
اما اگر چه پرونده قتلي که دلارا دارابي در 17 سالگي و در نخستين اقرارهايش در بازجويي اوليه، آن را به گردن گرفت، طبق ماده 37 کنوانسيون حقوق کودک، و طبق ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني ، که کشور ما به عنوان امضا کننده هاي اين دو پيمان نامه، متعهد به اجراي آنهاست، نمي تواند و نبايد حکم قصاص دريافت کند، و اگر چه لايحه رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان، در مجلس شوراي اسلامي، هنوز سرنوشت مشخصي براي حمايت از حقوق نوجوانهايي چون دلارا پيدا نکرده و اگر چه حمايت سازمانهاي بين المللي حقوق بشر از دلارا نيز در دست به گريبان شدن دو موجود "سياست" و "حقوق بشر"، سرنوشتي مشابه با لايحه مذکور يافته اند، و اگر چه نوشتن و گفتن از اين که اين دختر نازک خيال، چهار سال است که تاوان عصيان طبيعي بلوغش را در اثبات عشقي که به طناب انجاميد، پس مي دهد و هر روز مرگ را در کنار خويش چون شهرزاد قصه گو، به ترفند يا التماسي پنهان، پس مي زند، و اگر چه ، اگر چه ، اگر چه ....
اما نمي شود از نظر پنهان داشت که جدا از اين اما و اگرها، در روند حقوقي اين پرونده، پرسشهايي در رسانه ها مطرح شد که هرگز هيچ مقام مسئول قضايي به آنها پاسخ نداد. پرسشهايي که با تاييد حکم دلارا، نه تنها به فراموشي سپرده شد، بلکه جنبه نفي و انکار پيدا کرد.
اين که چگونه ممکن است دختري بسيار لاغر و ضعيف، حريف بانويي تنومند شود و با کدام نيرو توانسته، 16 ضربه مرگبار به وي وارد کند، مساله اي است که حقوق جزا بايد به آن پاسخ دهد - به شرطي که اجازه بررسي دوباره داشته باشد-
اينکه چگونه ممکن است اين ضربه هاي محکم با دست راست، از طريق دختري چپ دست، فرود آمده باشد، اينکه آيا اقرار افراد نبايد با واقعيت منطبق باشد؟ و اينکه و اينکه و اينکه ...
و بالاخره اينکه حقوق جزا ، امروز "علم"ي است که براحتي مي تواند به بسياري از پرسشهايي از اين دست، پاسخ دهد. آيا بدون پاسخ ماندن اين پرسشها دليلي بر ناديده گرفتن آنهاست يا دليلي بر نفي و ردشان؟
"پاسخي به اين سوال نمي يابيم"!
و البته امروز براي يافتن هر پاسخي براي اين پرسشها بسيار دير است. وقتي دقايقي پيش از نوشتن اين يادداشت، با عبدالصمد خرمشاهي براي شنيدن آخرين خبر از پرونده صحبت مي کنم، نگراني از آن سوي سيم تلفن، چون موجي ، بر وجودم مخابره مي شود. آخرين سخن اين است که تنها راه باقي مانده اميد به اختيارات رئيس قوه قضائيه است. در اين مرحله تنها رئيس قوه قضائيه است که مي توانند با اختيارات خويش، جلوي اجراي حکم را بگيرند و به پرونده ،با ارجاع به مشاوران حوزه نظارت، يک بار ديگر فرصت بررسي دهند.
روز جهانی کارگر یادمان شورش کارگران آمریکائی در اول ماه مه ۱۸۸۶ در شیکاگو است که هرسال در بسیاری از کشورهای جهان جشن گرفته میشود.
تخصص این بیمارستان، واقع در منطقه کردنشین عراق، رسیدگی به جراحات ناشی از جنگ و سوختگی است.

در حالی که اتاق عمل این بیمارستان به خاطر خشونت ها در استان های موصل و دیاله تقریبا هرگز خالی نمی شود، بخش سوختگی نیز مراجعه کنندگان زیادی دارد.
خودسوزی در بین زنهای منطقه کردنشین عراق امری عادی شده است.

تاریخسازان حهان روزهای به یاد ماندنی را بعنوان نشانه و مظهر مبارزات خود ثبت می کنند. چنین روزهایی، خود به فراخوان مبارزه تبدیل میشوند. هر سال در این روزها، آمال و اهداف مبارزه با صدای بلند اعلام میشود وبه دنیا گوشزد میشود، که این اهداف همچنان زنده اند و تضادهایی تاریخی این مبارزه کماکان حل نشده باقی مانده اند. هشتم مارس، یکی از این روزها است.
زنان مبارز و پیشرو در سراسر جهان از مدتها قبل به پیشواز روز هشتم مارس می روند تا کوبنده تر از پیش، خواست رهایی و آزادی زن را فریاد کنند.
روز 8 مارس تا سالهاي بسيا ر تنها در تقويم كشورهاي سوسياليستي به رسميت شناخته شده بود اما با ظهور موج دوم فمينيسم در كشورهاي اروپايي و آمريكايي نيز اين روز به رسميت شناخته شد تا اینکه در سال1977 سازمان ملل متحد نیز 8 مارس را رسماً روز جهاني زن ناميد.این یک حرکت آگاهانه برای خنثی کردن این روز از محتوا مبارزاتی و طبقاتی آن بود. آنها 8 مارس را برسمیت شناختند تا آنرا مهار کنند و تحت کنترل خود بگیرند. اما مراسمهای فرمایشی «روز زن» و مجامع دیگری که از آن پس، توسط سرمایه داری در «حمایت» از زنان برگزار شده، هیچگاه نتوانسته اهمیت و جایگاه واقعی «هشتم مارس» را لوث کند.
زنان هنوز هم فریاد سر میدهند:
§ شرایط کار و زیست کارگران زن وحشتناکت است!
§ ساعات کار طولانی و کشنده است!
§ استثمار شدید، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی بیداد میکند!
§ نگهداری و بزرگ کردن فرزندان و کار بردگی خانگی ستم مضائف بر زنان کارگر است!
§ "طلاق"، "سقط جنین"، "تام