تبليغاتX
بسوی 8مارس

گفتگوی نشریه آزادی زن با علی جوادی

پروین کابلی : علی جوادی در ایران فقر بیداد میکند. قیمت مواد غذائی در همین چند ماه گذشته چند برابر شده است. این اوضاع  چه تاثیری در زندگی روزمره مردم و بویژه در خانواده ها دارد؟


علی جوادی : چندی پیش یکی از مسئولین حکومت اسلامی (معاون اقتصادی برنامه ریزی دولت احمدی نژاد) جمعیت زیر خط فقر را ۱۴ تا ۱۵ میلیون نفر اعلام کرد. اما در نزد خودشان به سرعت برخی اعلام کردند که این آمار مربوط به "خط فقر خشن" است و نه "خط فقر"؟! خودشان میگویند که جمعیت زیر "خط فقر" بیشتر از ۵۰ در صد است. یعنی بیش از ۳۵ میلیون نفر مردمان در یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه نمیتوانند حتی از زندگی ای برخوردار باشند که با "خط فقر" تعریف شده توسط اوباش اسلامی حاکم، تامین شود. واقعا شرم آور است! 


اما ۳۵ میلیون، ۵۰%، تنها چند رقم هستند. آمارند! و "آمار" درد و رنج و مصائب انسانها را منعکس نمیکند. این آمار آنقدر تجریدی و آبستره هستند که هیچ بیانی از درد شکم کودکان گرسنه، از درد والدینی که باید شاهد بیماری و عدم امکان درمان فرزندان خود باشند، بدست نمیدهند. هیچ آماری عمق فاجعه ای را  که گریبان دهها میلیون انسان را گرفته است را بیان نمیکند. یک بررسی ساده رابطه مستقیم و یک به یک فقر و گرانی را با تمام مصائب اجتماعی نشان میدهد. میتوان دید که با گسترش فقر و چه تعداد دختران دیگری که برای گذران زندگی و امکان تامین هزینه دانشگاهی ناچار به تن فروشی شدند. میشود محاسبه کرد که چه تعداد کودکانی روی دست پدران و مادرانشان درد کشیدند و شاهد عجز والدین در تامین امکانات درمانی برای خود بودند! میتوان بسادگی مشاهده کرد که چه تعداد انسانها از خوشی و شادی محروم شدند. چه تعداد افسرده و دچار دیپرسیون شدند. و چه تعداد روز را بدون هیچ عشق و امیدی به شب رساندند. این تنها گوشه ای از جنایتی است که فقر و نظام سرمایه داری و حکومت اسلام هر روز بر مردم اعمال میکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

صالح سرداری

بیش از 400 نفر از مردم شهر مریوان، در 27 تیر 1378 برای تشییع جنازه شهین نصراللهی که روز گذشته توسط برادرانش به فتل رسید به روستای دزلی از توابع مریوان رقته تا ضمن محکوم کردن این جنایت تنفر و انزجار خود را از این وحشیگری اعلام دارند.
جمعیتی که از مریوان و اورامان و همچنین ساکنین دزلی در مراسم به خاکسپاری شهین نصراللهی شرکت کرده بودند با نوشتن پلاکاردها و ایراد سخنرانی  به این قتل اعتراض کرده و خواستار محاکمه قاتلین شهین شدند.
این اقدام در نوع خود بسیار با ارزش و امیدوارکننده است.سخنرانان قوانین و سنت های موجود را به نقد کشیدند شرکت کنندگان در مراسم بر پلاکاردها نوشتند (قتل  غیر انسانی شهین نصراللهی را محکوم می کنیم. قتل عمد تهدید آشکار جامعه است.)
متاسقانه تا کنون موارد زیادی از نوع این جنایت در مریوان اتفاق افتاده است اما غیر از ابراز همدردی و اظهار تاسف  اقدام دیگری صورت نمی گرفت. اما  مردم شهر مریوان و اورامان و روستای دزلی تنها به ابراز تنقر و تاسف اکتفا نکردند بلکه با شرکت در مراسم حاکسپاری شهین روش دیگری را به نمایش گداشتند آنها نشان دادند که دیگر شاهدان ساکتی نیستند. مردم دیروز با اعتراض شان نشان دادند که دفاع از انسانیت هنوز زنده است.با حرکتی که شرکت کنندگان به نمایش گذاستند این امید را دوباره زنده کردند که در مقابل ناموس پرستی می ایستند قوانین و سنتها و فرهنگی که به چنین  جنایتی اجازه می دهد را به چالش می کشند.
ما شهین و شهین های زیادی را متاسفانه از دست داده ایم اما اقدام امروز آغاز حرکتی برای جلوگیری از چنین جنایات و امیدی تازه برای به حداقل رساندن آن است.
بر همه انسانها ی آزادیخواه و برابری طلب و بخصوص رهبران و فعالین حقوق زنان  واجب است که در جهت تقویت و گسترش این مبارزات بکوشند.  باید کاری کرد که احدی جرات دست بلند کردن از هیچ زنی نداشته باشد. باید هر جنایتکاری بداند اگر بر علیه هرز نی دست به اقدامی بزند با مجارات مردم و بخصوص کمونیستها روبرو خواهد شد.                                                           
28 تیرماه    1387     ( 18 جولای 2008)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

رضا اغنمی

نویسنده: فریبا مرزبان
چاپ لندن.  تیرماه 1384. جلد اول 398 صفحه
ناشر: نویسنده

باز هم باید از ادبیات زندان گفت و نوشت. به دوستی قول داده بودم مدتی در این باره سکوت خواهم کرد. چرا که «گفته شده بیشتر خاطره های زندان دروغ است و ساختگی، به ضرورت نیازهای روزمرگی نوشته شده و ...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در حالیکه هر روز از رسانه های مختلف شاهد عملیاتی مبنی بر مبارزه با ورود و فروش گسترده مواد مخدر در سطح جامعه هستیم اما همچنان این مساله یک معضل بزرگ برای جامعه ما به حساب می آید. روند رو به رشد مصرف مواد مخدرو گسترش آن در بین نوجوانان و بانوان ما را بر آن داشت که این شماره از نشریه را به امر اعتیاد زنان و کودکان اختصاص دهیم.

برای آنالیز مساله شیوع اعتیاد در بین نوجوانان مسائل مختلفی را می توان مورد بررسی قرار داد اما این کاملاً واضح است که فشار مضاعفی که در جامعه امروز بر نوجوانان و زنان تحمیل می شود عامل اصلی این اپیدمی مرگبار می باشد. تحقیر هر روزه، محدودیت های اجتماعی، نبود امکانات ورزشی و تفریحی کافی، نداشتن آینده ای روشن و معلوم و فشار بیش از حد تصور خانواده برای کنترل زندگی نوجوانان مخصوصاً دختران به عنوان دلسوزی یا مراقبت که حتی منجر به زندانی کردن عملی دختران در خانه ها شده است از قشر نوجوان و جوان ما لشگری از افسرده های بی هدف تشکیل داده که به همین سبب روز به روز اشتیاق به خودکشی یا روی اوردن به مواد مخدر یا مازوخیسم در انها بیشتر دیده می شود.

اگر در جریان کار با نوجوانان و جوانان باشید با تعداد زیادی از آنها روبرو خواهید شد که روی دست و بدن خود را با تیغ یا چاقو بریده اند. پیوستن به گنگ های غیر معمول از قبیل گروه های متال* که یکی از مشخصات انها مصرف مواد مخدر و انجام کارهای خطرناک می باشد یکی از نشانه های ناراحتی رفتاری و روانی در بین قشر نوجوان و جوان می باشد که جامعه و مسئولین به اشتباه یا برای فرار کردن از پذیرفتن مسئولیت متاسفانه این مسائل را مربوط به وارد شدن فرهنگ غربی به جامعه دانسته و نه تنها برای بر طرف شدن معضل کاری انجام نمی شود بلکه برای جوانان محدودیت های دیگری از نظر پوششی و ... در نظر گرفته می شود که بیشتر به وخامت اوضاع می انجامد. اگرچه چنین گنگ هایی از فرهنگ غربی الگو برداری شده اما اگر اینچنین هم نبود مطمئناً جوان افسرده راهی برای تخلیه خود پیدا می کند! مسلماً خودکشی و مصرف مواد،فحشا و قتل از غرب نیامده و اتفاقاً در کشورهای شرقی آمار و پیشینه ی بسیار بالاتری دارد و نباید با این معضل اینگونه ایدولوژیک برخورد کرد بلکه باید ان را با فرایند بهینه سازی زندگی افراد جامعه و افزودن شادی، آرامش تحصیلات و کار در دسترس و بهداشت و تفریح مناسب مواجه نمود.

تنها راه مبارزه با اعتیاد و بزه ایجاد رفاه، شادی و امنیت در جامعه است نه اینکه با مواردی از قبیل ارشاد و هتک حرمت انسان ها عقده افزایی را در جامعه رونق داد. متاسفانه موارد ایجاد تشنج و افسردگی در جامعه ما به یک یا دو مورد بسنده نمی شود و موارد بسیاری در این مجموعه نقش مخرب خود را ایفا می کنند که سعی می کنیم در شماره های بعدی به آن بپردازیم اما چیزی که به روشنی روز واضح است ضرورت مشارکت تمامی ما برای بر طرف شدن این مشکلات و همکاری و دخالت همه احاد جامعه برای دور کردن جوانان از این معضل مرگبار می باشد.

اما قبل از هر حرکتی این ذهن مردم است که باید از پیش شرط های واهی و غیر معقول و سنتی گذشته پاک شده و اطلاعات خود را در مورد مسائلی که با ان دست به گریبان است به روز نماید. دید جامعه به  اعتیاد، فرد معتاد یا کسی که در خطر ابتلا قرار دارد، دید جامعه نسبت به جوانان و زنان و نوجوانان و خواست ها و نیازهایشان باید تغییر کند.

جامعه باید بپزیرد ک در دنیای ارتباطات قرار داشته و نمی تواند جوان پر شور و جستجو گر را از آنچه می خواهد باز داشته و یک زندگی عقب مانده و سنتی را که با ان بزرگ شده به وی حقنه کند. باید بداند در قرنی قرار دارد که زنان در بسیاری از جوامع پیشرفته به جایگاه های در خور توجهی رسیده اند و باید با انها همانند یک انسان کامل برخورد شود و کسی حق دخالت و سرکوب آنها را ندارد.

مدل موی غربی یا فشن مشکل جوان امروز نیست ! نوع لباس پوشیدن هر انسانی به خودش مربوط است ! مشکل جوانان ما درست جایی است که هیچکس تمی خواهد ببیند و وقتی که صورت مساله به دلایلی از دید جامعه پنهان می شود و یک سری رفتارها که ناشی از احتیاج و شور و شوق جوانی است به جای ان به عنوان معضل شناخته می شود نباید انتظار بیش از این داشت که کودکانمان هم در معرض ابتلا به بیماری مهلک اعتیاد قرار داشته باشند ! که بزه و خود کشی و خود فروشی، جنایت و تجاوز با آمار رو به رشد غیر باوری سیر صعودی داشته باشد !

v  سبک متال یکی از سبک های پر طرفدار موسیقی است که حول فلسفه خاص خود شکل گرفته و در جای خود قابل بررسی و جالب است. و منظور نویسنده گروه هایی بوده که در حاشیه ان بوجود می آیند و نویسنده به هیچ وجه قصد توهین به طرفداران و صاحب سبک های این شکل موسیقی را نداشته است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اسعد حاجى حسنى
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

٢٢ خرداد و جنبش آزادی زن!

آذر ماجدی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

دیبا علیخانی

پس از شنیدن خبر هولناک استثمار الیزابت فریترز و کودکانش توسط پدرش  در گوشه ای از دنیای به اصطلاح متمدن کشور اتریش ، احساس کردم دنیا این آشفته بازاربساط چپاول دور سرم می چرخد. پرده خونین تمام صحنه هایی که با گوشت و پوست استخوان از زندگی و سر بریده ی فریده عبدالحکیمی ها در جلو بیدادگاه شهر به عنوان یک زن معترض  لمس کرده بودم  چشمانم را به سیاهی برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مينا انتظارى

اواخر خرداد سال ۱۳۶۰ بود تهران در تب و تاب پرالتهابی میسوخت. دیو کریه ارتجاع خیز آخر را برای نابودکردن کامل دستاوردهای دمکراتیک انقلاب بهمن 57 و "تمام کُش" کردن نسل انقلاب برداشته بود. تمامی فضای سیاسی-اجتماعی کشور بشدت پولاریزه و قطب بندی شده بود.

در یکسو قطب ارتجاع در رأسش خمینی بهمراه "سه پایه" منحوسش (بهشتی-رفسنجانی-خامنه ایی)، تمام حاکمیت سیاسی و ارکان قدرت را قبضه و تحت سیطره خود داشتند و باندهای سیاه چماقدار و آدمکشان کمیته چی وپاسداران هار در سطح شهرها و البته پایتخت بصورت سواره و پیاده، و مسلح به سلاح سرد و گرم جولان میدادند... ودر طرف مقابل طیف وسیعی از نیروهای سیاسی ملی، مترقی و انقلابی، ولی در موضع اپوزیسیون و محکوم (نه حاکم)، قرار داشتند که نیروی محوری شان در پراتیک و بطور عینی، تشکیلات سراسری مجاهدین خلق بود با پایگاه وسیع اجتماعی و میلیشیاهای آگاه و فداکاری که در آنزمان تنها سلاحشان نشریه ایی چند برگی و یا تعدادی اعلامیه و یا دست آخر هم خون گرمشان بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اعظم کم گویان :

 شما چه بعنوان زن و چه مرد شاهد روزمره ستمکشی و بیحقوقی زنان در جامعه و خانواده هستید. از هر منفد جوامع معاصر مدرن که قاعدتا باید حقوق و برابری زنان در آنها تامین میشد، ستم و بیعدالتی در حق زنان اعمال میشود.  چرا این همه ستم و تبعیض در حق زنان اعمال میشود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

سوسن بهار

«جمعیت الغای کار کودکان در ایران» و

«مرکز ادبیات کودک، داروگ»

www.darvag.com

12 ژوئن 2008


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در حال گذر از کنار مزارع پنبه بودم که ماشینم پنچر شد پیاده شدم و شروع به تعویض لاستیک کردم و سپس برای شستن دست و زدن آبی به صورت به کنار جوی آب که در کنار جاده قرار داشت رفتم .

در همان حال هم تعدادی زن کارگر نیز به کنار جوی آمدن و درحال شستن دست و صورت خود شدن که متوجه شدم از همان آب هم مینوشند و برای باز کردن سر صحبت با آنها گفتم بدلیل استفاده از کودهای شیمیائی و بالا بودن اوره و فسفات این آب قابل شرب نیست که یکی از آنه گفت ما مثل شما شهری ها نیستیم و برای ما این چیز ها مسئله نیست

از او سوال کردم زمین مال خودتان است که دارید کار میکنید: جواب داد نه ما کارگر روز مزد هستیم و یک سرکارگر داریم که او کار را برای ما جور میکند

از دستمزد آنها سوال کردم : گفت روزی سه هزارو پانصد تومان برای ده ساعت کار ما میگیریم و سرکارگرمان هم بابت هر کداممان روزی پانصد تومان میگیرد

سوال کردم که این رقم خیلی کم است و چرا با این نرخ؛ و این نرخ را چه کسی تعیین میکند.

جواب داد این قیمت را سرکارگرها و زمین دارها اول سال میزارن

سوال کردم شما چند نفرید : گفت 22 نفر گفتم پس سرکارگر شما دارد 11000 تومان میگیرد پس برای آن فرقی نمی کند قیمت شما چند باشد که در همین حال پیرزنی جلو آمد و با زبان محلی آنها را از اونجا دور کرد و از من سوال کرد اینجا چکار میکنی جواب دادم ماشینم پنچر شده بود اومدم دستم رو بشورم و در همین حال سیگاری روشن کردم که او نیز سیگاری درخواست کرد به او تعارف کردم و برداشت که با غمزه ای خاص خودش سوال کرد فقط سیگار میکشی جواب دادم چطور مگر گفت آخه اگر چیز دیگری بخواهی من دارم .

پرسیدم مثلا چی گفت: تریاک ؛حشیش؛ شیشه؛ کراک و.....  گفتم جز این چی داری اشاره ای به سمت کارگرا کرد و گفت تو اونها هم چند تا قشنگ و تمیز گیر میاد. گفتم اینجا؛خندید گفت نه خونه من تو اون روستاست و با دست اشاره ای کرد میتونی بیائی اونجا پرسیدم خوب شرایط گفت اگر بخواهی 3000تومان اونها میگیرن و 5000 تومن من اگر هم بخواهی شب بمونی 10000 تومن به اون میدی 15000 تومن هم به من پول شام هم با تو

با اخم گفتم مگر کسی که کارگری میکنه و با زحمت پول در میاره مگر ممکنه تن به این کار بده گفت دلت خوشه والا انگار تو این مملکت نیستی مردم دارن از گشنگی میمیرن  تو؛ تو چه فکری هستی خیلی ها فقط بخاطر سیر کردن شکمشان حاضر هستند تن به هرکاری بدهند و بدون اینکه حرفی بزنم از اونجا دور شدم و احساس میکردم این لاستیک ماشین نبود که پنچر شد بلکه مغزم پنچر شده و با سردردی عجیب به راهم ادامه دادم .

نتیجه گیری از این وضعیت را بعهده خود شما میزارم که مردم در کجا قرار گرفتن و چه باید کرد. و وظیفه ما در قبال این مسائل چیست و چه بکنیم .

 

http://8emarch.blogfa.com/

                                                                                       داداکمون

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مهدیه گلرو

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 سعیده امین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پروین کابلی 

 

توازن قوا و قدرت سیاسی در ایران را فقط اختلاف درونی و یا بالا رفتن موقعیت اقتصادی تعیین نمیکند. در سالهای اخیر انعکاس جنبش های مختلف را بطور مشخص در موقعیت سیاسی و حرکاتی که رژیم برای سرکوب مردم سازمان میدهد میتوان دید و شاهد بود. جنبش برابری طلب یکی از بارومترهای بسیار واقعی است. تابستان هم فصل خوبی برای نشان دادن این موقعیت است. اگر ناظری خارجی می‌خواهد ببیند که جنبش برابری طلب و نافرمانی زنان در چه موقعیتی است حتما باید در تابستان به ایران سفر کند. در سالهای اخیر تابستان فصل گرما و پوشش زنان به یک میدان اصلی جدل تبدیل گردیده است. به محض فرارسیدن تابستان دستجات اراذل و اوباش جمهوری اسلامی در خیابانها راه افتاده و به زنان به بهانه بدحجابی حمله میکنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

من از حرف زدن در مورد حجاب خسته نمی شوم. در تمام سال های کودکی و جوانی ام، «حجاب» بخشی از زندگی من بوده و سرنوشت مرا تعیین کرده است. با آن بزرگ شده ام. دو رو برم در خانواده تقریباً همه محجبه اند و مادرم هنوز هم مرا به خاطر به قول خودش « اهمال و کوتاهی در حجاب» نبخشیده است.حجاب بزرگترین چالش فردی و سیاسی زندگی من بوده است. بعدها وقتی از کودکی در آمدم، به دانشگاه رفتم و خواندم و دیدم که بزرگترین چالش زندگی زنانی بوده است که من حتی با آنها در بسیاری جهات دیگر متفاوتم.

پینوشت:

لطفا اين مطلب را بخوانيد روزگار غريبى است......
فاطمه صادقى دختر شيخ صادق خلخالى


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

  مهران مدیری پوپولیستی تمام‌عیار است. پوپولیست چه می‌کند؟

امیر احمدی‌آریان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پنج سال پیش من، بهروز جاوید تهرانی در زندان رجائی شهر کرج بودم و مادرم نیز چند ماهی میشد که در بیمارستان شهدای میدان تجریش بستری بود. بیماری کهنه (دیابت) و بیماری جدید سرطان سینه اجازه بهبود زخمهای وی را پس از شیمی درمانی و قطع کردن سینه هایش به وی نمیداد. ماهها بود که پیاپی تقاضای مرخصی حتی اگر شده برای یکساعت میکردم.

شش ماه بود بخاطر وقت تنگ تلفن حتی صدای مادرم را نیز نشنیده بودم. آن زمان محمد حاج علی کاظم که رئیس حفاظت زندان بود و الان رئیس زندان است و علی محمدی هم که مدیر داخلی زندان بود به شدت با مرخصی من مخالفت میکردند.

چهل و سه روز به پایان حبسم مانده بود که خبر فوت مادر را شنیدم. مادر نتوانست بعد از چهارسال چشم انتظاری، این چهل و سه روز آخر را تحمل کند. خواهر و برادرم میگویند که تا آخرین لحظه هربار که به هوش می آمد میپرسید: بهروز نیامد؟ 

بازهم به من مرخصی داده نشده که در مراسم ختم، خاکسپاری، سوم، هفتم و حتی چهلم وی شرکت کنم. روزی که پس از چهارسال زندان بدلیل شرکت در تظاهرات دانشجویی ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸، با عفو مشروط از زندان آزاد شدم سه روز از مراسم چهلم مادرم میگذشت. همانروز وقتی برای اولین بار بر تربت مادر حاضر شدم، با خود عهد نمودم تا روزیکه حتی یک زندانی سیاسی در این مملکت وجود دارد و مادری چشم انتظار دارد دست از مبارزه برندارم. اکنون پنج سال از فوت مادرم میگذرد و اینبار نیز مسئولین زندان و قوه قضائیه (قاضی حداد) حاضر نشدند حتی ساعتی مرخصی تحت الحفظ به من بدهند که در پنجمین سالگرد مراسم مادرم حضور داشته باشم.

 

بهروز جاوید تهرانی

فرعی ۵ - زندان رجائی شهر کرج (گوهردشت)

۱۶/۲/۸۷

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در لايحه اي كه از طرف قوة قضاييه تدوين و براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي ارسال شده است همچون گذشته – با تغييراتي – مجازاتهاي بدني سنگيني در بابهاي حدود ، قصاص و تعزيرات مشاهده مي شود.

 

محمد مصطفايي
          وكيل پايه دادگستري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 مقاله زیر در پاسخ به مقاله “ آیا برابری کافی است ” نوشته آرش اقبالی به خبرنامه ارسال شده است

 نیکزاد زنگنه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

شهلا نوری

تن فروشی زنان که یکی از قدیمی ترین حرفه های جهان است طبق مصوبه ١٩٤٩ کنوانسیون مجمع عمومی سازمان ملل، که آمریکا، آلمان و هلند جزء امضاء کنندگان آن نبودند، خلاف کرامت انسانی محسوب شد اما با این وجود تن فروشی در بسیاری ازکشورهای جهان امری کاملا آزاد است و  برخی کشورها هم قوانینی دارند که مابین ممنوعیت مطلق و آزادی کامل در نوسان هستند. اما در برخی نقاط دیگر دنیا این عمل  مجازات مرگ را در پی دارد...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

موارد  تبعيض آمیز و نابرابری جنسيتی بسیاری در مورد زنان جامعه ما وجود دارد که منجمله یکی از آنها بحث کار زنان خانه دار است . زنان  بیشترین نیرو و انرژی را صرف انجام امور کارهای خانه می کنند بطوری که قبل از همه افراد خانواده از خواب  بیدار می شوند  و پس از اتمام تمامی کارهای روزانه  آخرین نفری هستند که به رختخواب می روند  و در تمام عمرشان بدون داشتن حتی یکروز تعطیلی و یا ساعتی استراحت، بطور تمام وقت از طلوع آفتاب تا آخرین ساعات شب دائما درحال رفت و روب، شستشو، پخت و پز، جاروکردن، اطوکردن لباس ها، بچه داری و .... می باشد، بدون اینکه در ازای اتلاف و از دست دادن این مقدار انرژی و نیروی بدنی  که 12 الی 15ساعت تمام در روز است  توسط کسی خریداری شود و بابت آن پولی دریافت کنند و دقیقا به همین دلیل عدم دریافت دستمزد، کار خانگی، جزو تعریف کار محسوب نمی شود.

منبع: http://kanoone.blogfa.com/post-73.aspx

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اعظم کم گويان  


“آزار و اذيت جنسى کودکان نه توسط پيروان شيطان بلکه اساسا توسط پيروان پروپا قرص مسيح و محمد انجام شده اند. البته بسيارى از اين حرف خوششان نمى آيد اما تعداد بسيار کمى هستند که قادرند در مورد صحت آن جدل کنند”

 


دين و آزار همه جانبه کودکان


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

بنا به فراخوان فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی)  کارزاری جهانی را در روز 6 مارس، برای رهائی آقای منصور اسانلو و همسرم محمود صالحی سازمان داده‌اند، من به نوبه خود صمیمانه از این اقدام ارزشمند در همبستگی با کارگران در ایران تشکر و قدردانی میکنم.

همسرم، محمود صالحی، علیرغم وضعیت وخیم جسمانی ناشی از نارسائی کلیوی، همچنان در زندان مرکزی شهر سنندج در بند است. وضعیت جسمانی محمود روز به روز وخیمتر میشود، ناراحتی قلبی، بزرگ شدن حجم کلیه و پروستات، ناراحتی اعصاب، سوء تغذیه، ضعف شدید، ورم روده و کلیه از جمله مشکلاتی است که محمود از لحاظ فیزیکی با آن دست و پنجه نرم میکند اما از لحاظ روحی همچنان استوار و پا برجاست. حامیان سرمایه، وی را علیرغم همه قوانین بین‌المللی از حق درمان و معالجه پزشکی محروم کرده‌اند.


 حامیان سرمایه، محمود را فقط به خاطر دفاع از پایه‌ایی‌ترین حقوق خود و هم طبقه‌ایهایش، به خاطر گرامیداشت روز جهانی کارگر، به خاطر دفاع از حق ایجاد تشکل کارگری مستقل از دولت و نهادهای دولتی، به خاطر دفاع از حقانیت مبارزات کارگری و کرامت انسانی ناعادلانه محاکمه و به بند کشیده‌اند.


محافظان سرمایه و سرمایه‌داری در ایران حقوق اولیه طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی را به رسمیت نمیشناسد، حقوقی که به یمن مبارزات جنبش جهانی طبقه کارگر سالهاست در بسیاری از کشورهای جهان به رسمیت شناخته شده است. ماموران کارفرمایان و سرمایه‌داری در ایران به ابزارهائی همچون سرکوب و زندان توسل میجوید تا جنبش اجتماعی طبقه کارگر، جنبش دانشجوئی و جنبش زنان را از مبارزه برای ایجاد تشکل و تحقق مطالباتشان باز دارد.


  اکنون بر ماست که در این کارزار طبقاتی فعالانه برای آزادی آقای منصور اسانلو و محمود صالحی  و در دفاع از حرمت وکرامت کارگران شرکت کننده در مراسم اول ماه مه سنندج که محکوم به ضربات شلاق شده‌اند، شرکت کنیم و به سرمایه‌داری نشان دهیم که ما عزم خویش را برای تداوم مبارزاتمان جزم کرده‌ایم و اجازه نخواهیم داد که هم طبقه‌ایهایمان را در بند بکشند و به جرم شرکت در مراسم اول ماه مه احکام تحقیر آمیز را علیه آنها صادر کنند.
من یکبار دیگر از همه کسانی که این کارزار را سازمان داده و همه آن عزیزانی که دلسوزانه در این کارزار شرکت میکنند تشکر و قدر دانی میکنم.

نجیبه صالحزاده

15 اسفند 1386

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

 امروز روز به یاد آوردن زنانی است مبارز و جسور، همچون نجیبه صالح زاده و پروین اسانلو و همه زنانی که در قلب  نظامی مرتجع و دیکتاتور مبارزه می کنند. روز هشت مارس روزی است که زنان مبارز، نجیبه صالح زاده وپروین اسانلو بدون حضور مردان مبارزشان، محمود صالحی و منصور اسانلو به استقبال هشت مارس می روند. این درحالیست که رهبران جنبش کارگری ایران صالحی و اسانلو در زیر وحشیانه ترین شکنجه های روحی و فیزیکی بسر می برند اما یک لحظه از عقاید خود نکاسته اند.

 مردانی که رژیم جهل و خرافه فقط بر "جسم فیزیکی" آنها غالب است اما هیچ وقت "دنیای درون" آنها را نمی تواند صاحب شود. دنیایی درونی که تنها متعلق به خود صالحی و اسانلو نیست بلکه متعلق به آدمهای گرسنه و ستم دیده است.  صدمین سالگرد روز زن در ایران در شرایطی جشن گرفته می شود که خانم صالح زاده و خانم اسانلو این زنهای مبارز و خستگی ناپذیر جای شوهران خود را خالی نگذاشته اند و پابپای فرزندانشان و هم سرنوشتان در راه رسیدن به عدالت اجتماعی و زندگی بهتر برای هم سرنوشتانشان همواره از پایی نا ایستاده اند. زنانی که در شرایط سخت و ناهموار ایران به عنوان الگوی مبارزاتی برای دیگر زنان و کارگران در آمده اند. من از طرف خودم و از طرف تمام انسانهای مبارز این روز را به تمام زنان مبارز ایران بخصوص خانم نجیبه صالح زاده و خانم پروین اسانلو تبریک می گویم و دست این رهبران را به گرمی می فشارم.

 

زنده باد هشت مارس

زنده باد صالحی ها و اسانلو ها

منصور پرستار

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

گفتگو با آذر ماجدی

آزادی زن: 100 سال از اعلام 8 مارس روز مبارزه برای برابری میگذرد. این صد سال را چگونه ارزیابی میکنید؟

آذر ماجدی: ارزیابی یک قرن احتیاج به یک کتاب دارد. در این صد سال اتفاقات بسیار مهمی در عرصه سیاسی،اجتماعی، تکنولوژیک و علمی رخ داده است که بسیاری از آنها بر موقعیت زنان تاثیر گذاشته است. انقلاب اکتبر، انقلاب چین، دو جنگ جهانی، تحولات سیاسی – اجتماعی در مستعمره ها و جنبش رهایی زن در دهه 60 و 70 میلادی در غرب لحظات مهم در تحولات اجتماعی و سیاسی در دنیای معاصر بوده اند که هریک بر موقعیت زنان بطور گذرا و موقت یا دراز مدت و پایدار تاثیر گذارده اند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

ثريا شهابى : در آستانه روز جهانی زن، هشت مارس، جهان همچنان از زن ستیزی این یادگار عصر جاهلیت و توحش، این دمل چرکین عصر بربریت قرون وسطی، زنج میبرد. هنوز در سراسر جهان، دختر متولد شدن اکثریت نیمی از جمعیت کره خاکی، به همراه خود موقعیتی فرودست تر، بی حقوق تر، بی دفاع تر، محروم تر، حاشیه ای و غیر مهم، غیر جدی و وابسته به مرد، را به همراه دارد.

 

گرامی باد هشت مارس
زنده باد آزدی و برابری
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

مرجان افتخاری : از سال ١٣٨٤ و بویژه در یک سال گذشته با اعتراضات و اعتصابات معلمان در سراسر کشور که به شکلی وحشیانه مورد سرکوب قرار گرفت، می توان دو محور حرکتی و مبارزاتی در بین جنبش های کارگری و اجتماعی مشاهده کرد. آنچه که این دو محور را از یکدیگر متمایز می کند، در درجه اول مطالبات، خواستها و در مرحله دیگر شکل مبارزاتی آنان است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

یک سال و شش ماه از آغاز کمپین یک میلیون امضا می گذرد. طی این مدت کمپین به مدد تلاش کنشگران برابر خواه خود در تهران، شهرستان ها و به مدد تلاش فعالانه کنشگران خارج کشور حتی فراتر از مرزهای رسمی کشور با وجود همه فشارها، تهدیدها و بازداشت ها همچنان به پیش می رود. اعضای آن هرجا که بشود برگه امضاها از کیفشان بیرون می آورند، درباره خواسته های کمپین حرف می زنند، از تاثیر قوانین بر زندگی زنان می گویند و از مردم می خواهند برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بیانیه کمپین را امضا کرده و در این حرکت مدنی مشارکت کنند. آنها سعی دارند که در فضای عمومی شهر ، فضایی که به زنان هم تعلق دارد در قالب ارتباط چهره به چهره و گفتگو با زنان ومردان به گردآوری امضا بپردازند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

سیمون دو بووار فیلسوف و نویسنده نامدار فرانسوی، صد سال پیش روز نهم ژانویه ۱۹۰۸ به دنیا آمد. او را مهم ترین زن روشنفکر قرن بیستم دانسته اند که نه تنها در فلسفه و ادبیات، بلکه در مبارزات اجتماعی زنان نیز جایگاهی بلند دارد.

 

                                                            

سیمون دو بووار یکی از نخستین زنانی بود که در زندگی، تحصیلات و فعالیت اجتماعی، از آغاز همپای مردان پیش رفت، نه برای آنکه هویتی مردانه بگیرد یا بندهای اجتماعی را سبکسرانه درهم بشکند، بل برای آنکه به زن هویتی تازه و مستقل بدهد. بیش از پنجاه سال فعالیت نظری و عملی او معطوف به این امر بود که زنان را در یافتن هویتی مستقل در مقابله با دنیای مردسالار یاری دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

 از وبلاگ مرجان لقايي

چرا زن بودن از نظر شما جرم است

زماني كه سايت رسمي نيروي انتظامي روي خروجي خود خبري قرار داد مبني بر اينكه پسر شرور را در طرح امنيت اجتماعي بازداشت كردند و براي مجازاتش لباس زنانه بر تنش كردند و در شهر چرخاندند ياد جمله هاشم شاهرودي افتادم جمله اي كه به مشهورترين اظهار نظر هاشمي شاهرودي پس از تكيه زدن بر مسند رياست قوه قضاييه گفته شد: (ويرانه اي از قوه قضاييه تحويل گرفتم) و ناخوداگاه به خود گفتم بر سر اين ويرانه چه آمده است كه قضاتش براي تنبيه مجرمان به ۳۵ ميليون زن ايراني كه در اين كشور زندگي ميكنند توهين مي كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

اعظم کم گويان : صدمین سالگرد هشت مارس فرا میرسد. روز جهانی زن به جز لایتجزای مبارزه برابری طلبانه و سوسیالیستی زنان و کارگران برای کسب حقوق اجتماعی و اقتصادی زنان تبدیل شده است. هشت مارس به مبارزه بشر برای برابری چهره انسانی تری داد و به کل جامعه بشری در مورد ستمکشی نیمی از جامعه یعنی زنان و ضرورت پایان بخشیدن به آن، خودآگاهی عمیقی بخشید و جامعه  را در مبارزه عمیق و خودآگاه علیه ستمکشی زن درگیر کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

 در8 مارس 1857  تعداد زيادي اززنان كارگر  نساجي و پارچه بافي نيورك آمريكا  , براي افزايش دستمزد و پايين آوردن ساعات كار و بهبود شرايط كاري شان و هم چنين  داشتن حق تشكيل اتحاديه هاي كارگري و كسب حق راي, به خيابانها ريختند و عليه وضعيت بد و غير قابل تحمل كار و نا برابري شوريدند   كه متاسفانه با حمله پليس مواجه شدند  و پليس بطور وحشيانه   آنرا سركوب نمود.  و شمار زيادي از زنان دستگير و زنداني و عده قابل توجهي زخمي و كشته شدند• مبارزات زنان كارگر نساجي امريكا از اهميت زيادي  در تاريخ مبارزه زنان برخوردار است چرا كه  نه تنها صداي آنان خاموش نشد بلكه  اين حركت  بسرعت همه گير شد وچهره درخشاني به حق طلبي و آزاديخواهي زنان كارگربخشيداز آن تاريخ  تا به حال بيش از 150 سال است كه  اين حركت  پيگير و مستمر عليه خشونت و تحقير زنان جريان دارد• و دراين روز دراغلب  كشورهاي جهان ، زنان و مردان آزادي طلب 'گرد هم جمع ميشوند . تا صداي اعتراض خود را نسبت به ستم و تبعيض جنسيتي و تحقير عليه  زن بيان كنند و عليرغم موانع بسياري كه بر سر راهشان وجود دارد  ولي آنان  اين روز را به عنوان روز جهاني  زن برگزار ميكنندو صداي اعتراض خود را به گوش  مخالفان حقوق برابر  مي رسانند

زنان اين روز را به عنوان روز جهاني اعتراض عليه  ستم به زن برگزار ميكنند

چرا كه   اين حركت بزرگ و با ارزش ، راه را براي تلاش خستگي ناپدير آنان بر مبارزه با نابرابري و تبعيض  باز  ميكند  

هشت مارس  براي همهٌ زنان جهان ياد آور  تلاش  براي بدست آوردن برابري ورفع تبعيض به حسا ب مي آيد

پس ما زنان  نيز بايد  اين روز را پاس بداريم و به بهترين وجه ممكن آنرا برگزار كرده و بر برابري و رفع تبعيض جنسيتي پا فشاريم  .

ثريا آزادفر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

اسقف اعظم كانتربری، روان ولیامز، رهبر كلیسای انگلستان پس از یك تهاجم وسیع به مواضع حمایتگرایانه ایشان نسبت به اجرای قوانین اسلامی در انگلستان، مجبور به یك عقب نشی مفتضحانه شد. او كه در سخنرانی ۷ فوریه به صراحت گفته بود كه مسلمانان انگلیس برای رفع منازعات خانوادگی و مالی باید بتوانند به مراجع قضایی اسلامی رجوع  كنند پس از یك اعتراض وسیع در سطح جامعه و واكنش جهانی علیه او، مجبور به انكار مواضع خود شد.  ظاهرا ایشان كاربرد قوانین  شریعه را صرفا  بعنوان نمونه ای از دادن آزادی عمل به گروههای مذهبی در چهارچوب یك جامعه سكولار طرح كرده بود. دروغ آشكاری كه دستگاه كلیسا انگلستان هم نتوانست آن را بپوشاند و بخشا خواهان استعفای او شدند....ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

شهلا نوری

تاریخسازان حهان روزهای به یاد ماندنی را بعنوان نشانه و مظهر مبارزات خود ثبت می کنند. چنین روزهایی، خود  به فراخوان مبارزه تبدیل میشوند. هر سال در این روزها، آمال و اهداف مبارزه با صدای بلند اعلام میشود  وبه دنیا گوشزد میشود، که این اهداف همچنان زنده اند و تضادهایی تاریخی این مبارزه کماکان حل نشده باقی مانده اند. هشتم مارس، یکی از این روزها است.

زنان مبارز و پیشرو در سراسر جهان از مدتها قبل به پیشواز روز هشتم مارس می روند تا کوبنده تر از پیش، خواست رهایی و آزادی زن را فریاد کنند.

روز 8 مارس تا سال‌هاي بسيا ر تنها در تقويم كشورهاي سوسياليستي به رسميت شناخته شده بود اما با ظهور موج دوم فمينيسم در كشورهاي اروپايي و آمريكايي نيز اين روز به رسميت شناخته شد تا اینکه در سال1977 سازمان ملل متحد نیز 8 مارس را رسماً روز جهاني زن ناميد.این یک حرکت آگاهانه برای خنثی کردن این روز از محتوا مبارزاتی و طبقاتی آن بود. آنها 8 مارس را برسمیت شناختند تا آنرا مهار کنند و تحت کنترل خود بگیرند. اما مراسمهای فرمایشی «روز زن» و مجامع دیگری که از آن پس، توسط سرمایه داری در «حمایت» از زنان برگزار شده، هیچگاه نتوانسته اهمیت و جایگاه واقعی «هشتم مارس» را لوث کند.

زنان هنوز هم فریاد سر میدهند:

 

§         شرایط کار و زیست کارگران زن وحشتناکت است!

§         ساعات کار طولانی و کشنده است!

§         استثمار شدید، دستمزد اندک و محرومیت از هر گونه امکانات رفاهی بیداد میکند!

§         نگهداری و بزرگ کردن فرزندان و کار بردگی خانگی ستم مضائف بر زنان کارگر است!

§         "طلاق"، "سقط جنین"، "تامین شغلی"، "منع آزار جنسی" و "کاهش ساعات کار روزانه" حق مسلم ما است!

 

بوژوازی در ابتدا و در مسیر رشد خود سخن از آزادی و برابری ‌زد. آزادی زنان نیاز رشد سرمایه داری بود. اما آرام آرام آزادي زنان را نيز همانند بسياری  ديگر از اصول انقلاب بورژاری زير پا گذاشتند، چرا كه در بند بودن زنان و استثمار آن‌ها تحت نظامهای سرمايه‌داری، مذهبی و مردسالارانه و كارخانگی بی‌مزد زنان و پرورش نيروی كار جديد برای اين سيستم به نفع بورژوازی بود.

آنچه در جاي جاي اين تاريخچه مختصر رخ مي‌نمايد پايگاه اوليه‌ روز 8 مارس است و آنچه همین امروز هم خواستهای جنبش آزادی زن را با 8 مارسهای دهه های قبل قابل مقایسه می کند همان خاستگاههای  سوسياليستي و ماركسيستي برخاسته از جنبش طبقاطی ضد سرمایه داری می باشد..

با شور و شوق به میدان می آییم تا دست آوردهای نوین مبارزاتی‌مان، رشته های پیوند و اتحاد محکمتری باشد در آزادی و برابری. هشتم مارس صحنه این حرکت شورانگیز است. هشتم مارس، روز جهانی زن، است!

 پس همه با هم فریاد سر میدهیم:

ستم به زن موقوف!

 سرکوب زنان ممنوع!

رهائی زن رهائی جامعه است!  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت   توسط آزادی زن  | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت   توسط آزادی زن  |