تبليغاتX
بسوی 8مارس

خبرگزاری حکومتی ایسکانیوز: دادستانی تهران در اطلاعیه ای از اعدام 30 نفر از قاچاقچیان مواد مخدر، اراذل و اوباش و اشرار تهران خبر داد. روابط عمومی دادسرای تهران در اطلاعیه بعدی اسامی و مشخصات و جرایم ارتکابی هر یک از محکومین یاد شده را به تفکیک اعلام می کند

به گزارش روابط عمومی دادسرای تهران در این اطلاعیه آمده است:تعداد سی نفر از محکومین قطعی و اشرار تهران که به اتهامات قتل عمد با آلات قتاله، فروشندگان و توزیع کنندگان مواد مخدر در سطح گسترده، مشارکت در باند مسلح قاچاقچیان مواد مخدر که از افراد شرور و سلب کنندگان امنیت و آسایش عمومی همراه با تهدید، آزار و اذیت، ایراد ضرب و جرح عمدی با سلاح سرد و گرم، داشتن رابطه نامشروع، سرقت های متعدد و تظاهرات مستانه هستند در سحرگاه روز یکشنبه مورخ 6/5/87 با توجه به طی مراحل دادرسی و قطعیت احکام صادره از سوی عالی ترین مرجع قضایی به دار مجازات آویخته خواهند شد.

این اطلاعیه می آفزاید: 10 نفر از محکومین به لحاظ ارتکاب قتل عمدی با انگیزه سرقت همراه با تهدید، آزار و اذیت و ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو، میله آهنی، قمه، چکش و حتی خفه کردن با سیم و دفن کردن جسد مقتول در بیابان و داشتن رفتار و اعمال غیر متعارف توام با شرارت، سلب امنیت و آسایش عمومی به مجازات قصاص نفس و موردی که مرتکب سرقت مسلحانه مقرون به آزار و اذیت و ایراد ضرب و جرح عمدی داشته و نظم و آسایش عمومی را مختل ساخته و مرتکب قتل عمدی نیز شده است، به لحاظ سوابق متعدد کیفری و شرارت های فراوان و شکایت بالغ بر 50 نفر از شهروندان تهران که مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند به عنوان محارب و مفسد فی الارض به اعدام و قصاص نفس محکوم و سحرگاه یکشنبه هفته جاری به دار مجازات آویخته خواهند شد تا جامعه از لوث وجود اینگونه اشرار پاک و منزه شود.

همچنین در این اطلاعیه امده است: در ادامه اجرای طرح افزایش امنیت اجتماعی تهران و مبارزه بی امان با سوداگران مرگ و مواد مخدر اعم از فروشندگان، توزیع کنندگان و کسانی که در ترویج این معضل دخالت دارند تعداد 20 نفر از محکومین به اتهام نگهداری، حمل، تهیه، توزیع، خرید و فروش مواد مخدر از انواع مرفین، هروئین، تریاک و حشیش در سطح گسترده و نیز عضویت موثر در باند مسلح قاچاق مواد مخدر و نقل و انتقال هزاران کیلو تریاک و اختفاء و صادر کردن مواد مخدر و شرارت، دارای سوابق متعدد کیفری در امر اخلال در نظم عمومی، ایجاد مزاحمت، استعمال مواد مخدر از هر نوع شرب و خمر، نگهداری ابزار و ادوات و سلاح های جنگی، شرکت در نزاع، ایراد ضرب و جرح عمدی هر یک پس از رسیدگی و صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران و اعلام رای نهایی دادگاه انقلاب اسلامی تهران و تایید مراجع عالی قضایی به اعدام محکوم و حکم مجازات آنها در تاریخ فوق اجرا خواهد شد.

روابط عمومی دادسرای تهران در اطلاعیه بعدی اسامی و مشخصات و جرایم ارتکابی هر یک از محکومین یاد شده را به تفکیک جهت تنویر افکار عمومی و عبرت آموزی افرادی که در اندیشه ارتکاب این گونه جرایم هستند به شرح جداگانه ای اعلام و تاکید می کند پرونده سایر متهمینی که در اجرای طرح افزایش امنیت اجتماعی دستگیر شده اند نیز در جریان رسیدگی قرار دارد که بلافاصله پس از قطعیت، احکام صادره به مرحله اجرا درخواهد آمد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 

با اين‌كه چشم من ناراحت بود و بايد به پزشك مراجعه مي‌كردم، اجازه نمي‌دادند و حتي هر ‌وقت خواهرم مراجعه مي‌كرد، مي‌گفتند به شما ربطي ندارد. در تابستان‌ها ما را در هواي داغ ظهر براي تنبيه به حياط مي‌بردند و وادار مي‌كردند كه به آفتاب نگاه كنيم.

***

سایت پارسینه: رحمت الله بیگدلی، عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي‌ زنجان و مديرمسؤول هفته‌نامه‌ي بهار زنجان در ادامه گزارشی در رابطه با داغ گذاشتن بر کودکان بهزیستی زنجان، طی گزارشی به شرح آنچه بر دختران مرکز نگهداری شکوفه های نرگس رفته است می پردازد:

یک: بعد از انتشار خبر ماجراي داغ‌گذاري بر بدن سه كودك در «مركز نگهداري كودكان مهر بهزيستي زنجان» در شماره‌ي 268 هفته‌نامه‌ي بهار زنجان به تاريخ 22/4/1387 و سكوت و بي‌تفاوتي مسؤولان در قبال آن كه بناچار منجر به انعكاس خبري وسيع آن در شبكه‌ي جهاني اينترنت و رسانه‌هاي خارجي و مطبوعات سراسري شد، بنا به دلايلي قصد نداشتم به انتشار برخي از فجايعي كه در ديگر واحدهاي وابسته به بهزيستي استان زنجان روي داده و به مراتب اسفناك‌تر از فاجعه‌ي داغ‌گذاري مذكور است بپردازم؛ زيرا انتشار اين‌گونه اخبار موجب جريحه‌دار شدن احساسات مردم سراسر جهان به ويژه مردم رقيق‌القلب ايران و از سوي ديگر موجب پيدايش جو منفي نسبت به هزاران مددكار و مربي و نيروهايي مي‌شود كه در سراسر كشور در سازمان بهزيستي عاشقانه به ارائه‌ي خدمت به مددجويان مشغولند و جا دارد كه از خدمات ارزنده‌ي آنان قدرداني شود.

دو: اما با كمال تأسف در شماره‌ي 2338روزنامه‌ي جام‌جم، مورخ 2/5/1387 خواندم كه در خصوص پيگيري ماجراي داغ‌گذاري آورده است: «موبايل‌ها مثل هميشه خاموشند، در دسترس نيستند. موبايل‌ها با زنگ اول روي بوق اشغال مي‌روند، مديران ارشد، ما را به روابط عمومي‌ها پاس مي‌دهند و روابط عمومي سازمان بهزيستي هم به بوق اشغال...، به شش نفر از مديران ارشد التماس مي‌كنيم درباره‌ي حادثه نظر دهند، اما كسي حاضر به پاسخگويي نيست. هيچ ‌يك از مسؤولان تمايل ندارند در باره‌ي ضعف سازمان بهزيستي در گزينش كاركنان و نظارت بر مراكز نگهداري كودكانش حرفي بزنند. تا دست آخر يكي از مديران كه نمي‌خواهد به هيچ‌وجه نامش فاش شود، مي‌گويد: چرا قصد داريد قضيه را به ضعف نظارت بهزيستي به مراكز نگهداري‌اش نسبت دهيد. شايد شكنجه‌ي بچه‌ها كار كساني بيرون از بهزيستي باشد...! به او مي‌گويم: فرض كنيم آدم بد قصه‌ها كه نمي‌دانيم كيست، روزي از پنجره‌ي مركز نگهداري بچه‌ها تو آمده و داغ روي تن آن‌ها گذاشته است. فرض كنيم او اصلا از پرسنل مركز نبوده، اما اگر براي فرزند خودتان در خانه چنين حادثه‌اي پيش بيايد، آيا مي‌توان شما را از اتهام ناتواني در نگهداري از كودكان مبرا كرد؟»

سه: پس همان‌طوري‌ كه ملاحظه مي‌شود برخي از مديران سازمان بهزيستي، اين سازمان را با مراكز سياسي و امنيتي عوضي گرفته‌اند و بر اساس تئوري توهم توطئه، به جاي پذيرفتن سهل‌انگاري در انتخاب نيروهاي سازمان، مي‌خواهند با اين‌گونه خيال‌پردازي‌هاي ماليخوليايي خود را از زير بار فشار سنگين افكار عمومي و وجدان دروني نجات دهند، غافل از اين كه اساس و زيربناي اصلاح، پذيرش اشتباه و سهل‌انگاري است و نبايد در چنين مواردي به مصداق «الغريق يتشبث بكل حشيش؛ غريق به هر خس و خاشاكي چنگ مي‌زند»، به اين‌گونه خيال‌بافي‌ها متشبث شد؛ زيرا برخورد صادقانه با واقعيت‌ها قدم اول در شناخت آن‌ها و حركت به سوي اصلاح نابساماني‌هاست.

چهار: فلذا تصميم گرفتم كه در آستانه‌ي تشرف به حرمين شريفين و زيارت خانه‌ي خدا، درخواست برخي ديگر از آسيب‌ديد‌گان مراكز وابسته به بهزيستي زنجان را اجابت كنم و تا جايي كه اخلاق عمومي اجازه مي‌دهد، بخشي از ظلم‌هايي را كه بر آنان رفته است به اطلاع افكار عمومي برسانم تا شايد از يك‌سو دين خود را به اين عزيزاني كه مظلوم واقع شده‌اند ادا كنم و از سوي ديگر شايد انعكاس اين‌گونه مسائل در افكار عمومي برخي از غافلان را از خواب غفلت بيدار كند و اين نكته را دريابند كه مديريت، علم، تخصص، تجربه، توان و ... لازم دارد. امام صادق(ع) فرمود: «ما ابالي الي من ائتمنت خائنا او مضيعاً؛ براي من فرقي ندارد كه كار را به آدم خائن بسپارم يا به آدم ناشي و خراب كننده‌ي امور.»(1) مسؤولان امور بايد اين نكته را دريابند كه مديريت افراد فاقد تخصص و توان لازم مديريتي به تعبير امام صادق(ع) نتيجه‌اي همسان با مديريت خائنان دارد كه همانا تضييع امور است.

پنج: از اين‌رو در اين نوشتار به انعكاس بخشي از مصائبي مي‌پردازم كه بر دختران آسيب‌ديده در «مركز نگهداري شكوفه‌هاي نرگس» بهزيستي زنجان وارد آمده است و از ساحت مقدس امام زمان(عج) عذرخواهي مي‌كنم كه برخي در مركزي كه به نام مقدس مادر بزرگوار آن قطب عالم امكان ناميده شده و جهان در انتظار ظهور اوست تا بنياد ظلم براندازد و عالم را پر از عدل و داد كند، چه ظلم‌هايي را بر دختران مظلوم و بي پناه اين مرز و بوم روا داشته‌اند! البته همان‌طوري كه در بند 4 معروض داشتم، صرفا ‌به بخشي از اطلاعاتي كه توسط همكاران هفته‌نامه‌ي بهار زنجان و جمعي از خيرين استان زنجان فراهم آمده، آن‌ هم تا آن‌جا كه اخلاق عمومي اجازه مي‌دهد و كمتر احساسات مردم را جريحه‌دار مي‌كند مي‌پردازم. در اين مختصر به انعكاس اظهارات سه دختر آسيب‌ديده و يكي از بستگان آن‌ها اكتفا مي‌كنم. اين اظهارات بر روي نوار ضبط شده است.

شش: يكي از بستگان مددجويان «مركز نگهداري شكوفه‌هاي نرگس» بهزيستي زنجان به نام «ل.الف» مي‌گويد: «سه تن از خواهران من كه فرزند طلاق مي‌باشند، به دليل بدسرپرستي با حكم دادگاه، تحويل «مركز نگهداري شكوفه‌هاي نرگس» بهزيستي زنجان شدند.» وي با اشاره به بدرفتاري‌هايي كه با اين دختران شده است مي‌گويد: «به خاطر اذيت و آزار خانم [...] يكي از خواهرانم به نام «ز. الف» فرار كرد. چون اين خانم، مفصل، او را كتك مي‌زد؛ در حدي كه خون دماغ مي‌شد و از شدت خون‌ريزي دچار ضعف مي‌شد. گاهي فرش‌ها را جمع مي‌كردند و آن‌ها را وادار مي‌كردند كه بر روي موزائيك و موكت‌ بخوابند و يا آن‌ها را بدون لباس وادار مي‌كردند كه در زمستان و هواي سرد و برفي به حياط بروند.» اين خانم مي‌گويد: «البته مدت كوتاهي خانم [...] به عنوان مسؤول آن‌جا بود كه اوضاع خوب و وضع بچه‌ها بهتر بود و ديگر كسي فرار نمي‌كرد، ولي متأسفانه از ارديبهشت سال 86 مربي جديدي مسؤوليت آن‌جا را برعهده گرفت و با تغيير مديريت، اذيت و آزارها افزايش يافت. خانم مزبور مي‌گويد: «خواهران من «ش.الف»19 ساله و «ظ.الف»14 ساله در آن‌جا بودند و به خاطر اخلاق خوب خواهرانم همه‌ي بچه‌ها از آن‌ها راضي بودند به طوري كه «ش.الف» 19ساله، مربي بچه‌ها شده بود و در مدرسه هم خيلي از آن‌ها راضي بودند. « ظ.الف» هم به خاطر انضباط و اخلاق مورد تأييد همه، مخصوصاً مسؤولان خود بهزيستي بود. اما با آمدن خانم [...]، اذيت و آزارها خيلي شدّت يافت، بين بچه‌ها درگيري ايجاد كردند به طوري كه براي «ش. الف» كه 17 سال داشت پرونده تشكيل دادند و وي را به كلانتري بردند! متأسفانه به پيگيري‌هاي ما هم ترتيب اثر ندادند. مي‌گفتند: چون اين‌ها فرزندان بهزيستي هستند شما حق هيچ دخالتي را نداريد.» خانم «ش.الف» مي‌گويد: «با اين‌كه چشم من ناراحت بود و بايد به پزشك مراجعه مي‌كردم، اجازه نمي‌دادند و حتي هر‌وقت خواهرم مراجعه مي‌كرد، كه مرا نزد پزشك ببرد اجازه نمي‌دادند و مي‌گفتند به شما ربطي ندارد.» همين خانم مي‌گويد: «در تابستان‌ها ما را در هواي داغ ظهر براي تنبيه به حياط مي‌بردند و وادار مي‌كردند كه به آفتاب نگاه كنيم كه همين موضوع موجب ضعيف شدن چشم من شده است.» وي مي‌افزايد: «بچه‌هاي كوچك را در تابستان و زمستان براي تنبيه در توالت‌هاي حياط و زيرزمين زنداني مي‌كردند و بعضا ما را مجبور به ... توالت مي‌كردند.»

خانم «ل.الف» مي‌گويد: «البته مسؤولان قبلي بچه‌ها را به نزد چشم پزشك و ... مي‌بردند و اين كارها را انجام مي‌دادند، ولي از وقتي كه خانم[...] مسؤول شد از اين كارها ممانعت مي‌كرد و مي‌گفت: مگر چه خبر است كه اين‌ها فكر مي‌كنند، هميشه بايد به نزد پزشك بروند؟!» وي مي‌افزايد: «در حالي كه بعضا دختران در ايام [...] به شدت درد مي‌كشيدند از دادن دارو به آن‌ها جلوگيري مي‌كردند و حتي از برگزاري كلاس‌هاي فوق‌العاده‌ي رياضي و ... كه توسط عده‌اي از خيرين تشكيل مي‌شد، ممانعت مي‌كردند.» خانم«ل.الف» مي‌گويد: «در اواخر سال قبل به شدت اوضاع افتضاح شد. بچه‌ها را در زيرزمين و توالت زنداني مي‌كردند و اجازه نمي‌دادند كه من با خواهرانم صحبت كنم، همچنين بچه‌ها را وادار مي‌كردند كه توالت‌ها را ليس بزنند! تا اين‌كه صبرم تمام شد و من شخصاً به آقاي [...] و آقاي سيدّي‌فرد كه آن موقع سرپرست بودند و الآن رئيس مركز استان شده‌اند و آقاي [...] و خانم [...] نامه نوشتم، نه تنها ترتيب اثر ندادند، بلكه آقاي [...] گفت: من خودم دستور داده‌ام كه «ش» را به زيرزمين بياندازند و به او غذا ندهند تا ادب و آدم شود.»

وي مي‌افزايد: «من و مادرم از تهران به زنجان آمديم و به مركز مراجعه كرديم تا آن‌ها را ترخيص كنيم و با خود ببريم كه اجازه ندادند آن‌ها را با خود ببريم، تا اين‌كه يك‌روز بعد از اين كه ما از زنجان به تهران آمديم شنيديم كه اثاثيه‌ي اين دو دختر جوان را در آن سنين بحراني به وسط خيابان پرت كرده‌‌اند. همسايه‌ها با ديدن آن‌ها گريه كرده بودند و مي‌گفتند: مگر اين‌ها صاحب ندارند؟ البته باز ما كار خواهرانمان را پيگيري مي‌كرديم، ولي بقيه‌ي بچه‌ها كسي را نداشتند كه پيگيري كنند.» خانم «ل.الف» ادامه مي‌دهد: «همان‌طورري‌ كه گفتم اثاثيه‌ي اين دو خواهر را به خيابان ريختند تا اين‌كه خانم عطايي از اورژانس اجتماعي آمده و آن‌ها را برده بود. حتي خانم عطايي هم كه متوجه اذيت و آزار به دختران شده ‌بودند با آقاي سيدي‌فرد صحبت كرده بودند كه چرا اين‌ها را به خانه‌ي سلامت فرستاده‌اند. خانم عطايي به آقاي سيدي‌فرد گفته‌ بودند كه اين‌ها دختران خوب و سالمي هستند. حدود دو ماه هم در آن‌جا مانده بودند كه من و مادرم رفتيم و آن‌ها را با خودمان برديم. من خودم هم براي آقاي سيدي‌فرد نامه بردم، ولي ايشان به جاي رسيدگي به من گفتند: ما خودمان دستور داده‌ايم كه اين‌ها را تنبيه كنند! من به پاي ايشان افتادم و كفش او را بوسيدم و التماس كردم كه اين بچه‌ها را نجات دهيد، اين بچه‌ها را دارند مي‌كشند». وي ادامه مي‌دهد: «سابقاً كسي نمي‌دانست كه اين‌ها بچه‌هاي بهزيستي هستند، ولي از وقتي كه اين‌‌ها آمده‌اند، خانم [...] به مدرسه مي‌رفت و به همشاگردي‌هاي بچه‌ها مي‌گفت: اين‌ها بچه‌هاي خانه‌‌ي سلامت‌اند! اين‌ها آدم‌هاي درست و حسابي نيستند كه شما با اين‌ها دوست هستيد»!

«ل.الف» با اشاره به وضعيت برخي از دختران ديگر مي‌گويد: «مثلاً دختري هست به‌نام «ش» و دختر ديگري به اسم «م» و دختر ديگري به‌نام «الف» كه اجازه‌ي مدرسه رفتن را به آن‌ها نمي‌دهند.» وي مي‌افزايد: «ظ.الف» خواهر كوچك ما بهترين دانش‌آموز مدرسه‌ي حجاب شهرك كارمندان بود كه به خاطر اعتراض به اين‌كه چرا خواهر مرا به مركز سلامت (محل نگهداري زنان و دختران فراري) فرستاده‌ايد مانع رفتن او به مدرسه شده‌بودند»! وي در خصوص برخورد نامطلوب با افراد در اين مركز مي‌گويد: «اين‌ها با بي‌اعتنايي و بي‌احترامي با من و مادرم كه يك زن 50 ساله است، برخورد مي‌كردند. مادرم پاي آقاي [...] افتاده بود، ولي او را بيرون كرده و اجازه نداده ‌بودند كه دخترانش را ببيند، به او گفته بودند: چون ازدواج كرده‌اي نمي‌تواني دخترانت را ببيني! در حالي كه قبلاً هم مي‌گفتند: چون ازدواج نكرده‌‌اي حق نداري بچه‌هايت را ببيني!»

خانم «ش. الف»مي‌گويد: «پولي‌هايي را كه ‌بستگان ما به ما مي‌دادند از ما مي‌گرفتند، طلاهايي را كه براي ما مي‌خريدند از ما مي‌گرفتند.»

خانم «ل.الف» مي‌گويد: «خلاصه، خواهران مرا با اين وضع بدون اين‌كه كوچك‌ترين كمكي بكنند بيرون كردند. خواهرم هميشه مي‌گفت: آه‌ من اين‌ها را خواهد گرفت.»

وي مي‌افزايد: «الآن هم در آن‌جا دختري به نام «ش» هست كه دختر بسيار خوبي بود. اين دختر تكواندوكار و ورزشكار بود، ولي متأسفانه به علت بدرفتاري مسؤولان با وي معتاد شده و هرچند روز يك‌بار با تيغ خودزني و خودكشي مي‌كند.» وي ادامه مي‌دهد: «تمام اين‌ها را من به آقاي سيدي‌فرد گفتم، ولي متأسفانه او مرا تهديد كرد.»

«ظ.الف» مي‌گويد: «براي تنبيه و آن هم بي‌جا بر روي دست ما داغ مي‌گذاشتند، ...»

خانم «ل.الف» مي‌گويد: « خواهرم «ظ» هميشه شاگرد ممتاز بود و در مدرسه‌ي غيرانتفاعي درس مي‌خواند، ولي كاري كردند كه اخيرا تجديد آورده است. الآن دو خواهرم در تهران نزد من زندگي مي‌كنند و من كه در تهران هستم و مجرد مي‌باشم با دو خواهرم زندگي مي‌كنيم و من ماهيانه 350 هزار تومان اجاره‌ خانه مي‌دهم. من از آقاي دكتر فقيه وقت گرفتم و تقاضاي كمك كردم. ايشان هم در 22 اسفند 86 دستور دادند، ولي هيچ كمكي به من نشد.»

وي مي‌گويد: «من به خاطر اين ظلم‌هايي كه شده ‌بود و دست ما هم به جايي نمي‌رسيد، هرگز فكر نمي‌كردم كه روزي دست‌هاي اين‌‌ها رو و اين‌گونه چهره‌ي آن‌ها براي مردم شناخته شود. من وقتي مي‌ديدم كه در بهزيستي اين‌گونه با ما و بچه‌ها رفتار مي‌كنند مي‌گفتم ديگران هم مثل اين‌ها هستند و حتي جرأت نمي‌كردم كه به مطبوعات مراجعه كنم و فقط دردم را با خدا در ميان مي‌گذاشتم تا اين‌كه خداوند با عنايت خودش زمينه‌اي را فراهم آورد و آقاي بيگدلي اقدام به افشاي بخشي از ظلم‌هايي كه به بچه‌ها شده بود كردند و موجب شدند كه درد اين بچه‌ها اين‌گونه به گوش همه برسد. من از آقاي بيگدلي مي‌خواهم كه اين حمايت خودشان را از اين بچه‌هاي مظلوم ادامه دهند تا شايد انشاء الله مشكلات آن‌ها حل شود.»

هفت: حال اين‌جانب به عنوان مديرمسؤول يك نشريه و استاد دانشگاه كه ملبس به لباس روحانيت نيز مي‌باشم و با اقشار وسيعي از اين انسان‌هاي رنج‌ديده و مظلوم ارتباط دارم و فرياد‌هاي دادخواهي آنان را مي‌شنوم چه بايد بكنم جز تلاش براي عمل به اين كلام درخشان مولايم علي(ع) كه آن را از دوران كودكي آويزه‌ي گوش خويش كرده‌ام؟ علي(ع) خطاب به دو فرزند گرامي‌اش فرمود: «كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛ همواره دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد.» اينك از مديران عالي كشور مي‌پرسم كه مگر چه بايد بشود كه به بي‌كفايتي كساني كه مسبب اين‌گونه فجايع دردناك شده‌اند پي ببرند و در صدد اصلاح وضعيت موجود برآيند؟! آيا انجام اعمال ساديستي همچون داغ‌ گذاشتن بر دست كودكان معصوم و مجبور كردن آنان به ليسيدن توالت و ... ظلم‌ نيست؟ آيا سپردن جسم و جان كودكان معصوم به دست چنين موجوداتي مصداق بارز ظلم نيست؟! پس چرا شب با خيال راحت سر بر بالين مي‌گذاريد و از خشم خداوند قهار كه در كمين ظالمان است برخود نمي‌لرزيد؟!

هشت: هنگامي که خليفه‌ي سوم، از علي(ع) خواست كه با مردمي كه عليه او شورش كرده‌اند، سخن بگويد و از آنان بخواهد كه مهلتي براي اصلاحات اجتماعي و احقاق حقوق مردم قرار دهند، علي(ع) فرمود: « ما كان بالمدينه فلااجل فيه، و ما غاب، فاجله وصول امرك اليه؛ آنچه در مدينه است (يعني کارها و اصلاحاتي که بايد در مدينه انجام شود) هيچ مهلتي نمي‌خواهد و آنچه در خارج از مدينه است، مهلت آن همان اندازه است که دستور تو به آن جا برسد...»!

يعني نبايد در اصلاح امور كوچكترين تعللي شود كه در اين صورت، حاكمان، مسؤول ظلم‌هايي خواهند بود كه به علت تعلل آنان در اصلاح امور بر مردم رفته است. اي كاش، مسؤولان قبل از انتشار اين‌گونه اخبار در رسانه‌هاي بين‌المللي به خود آيند و به اصلاح امور همت گمارند. اگر برخي از مسؤولان از خداوند متعال به اندازه‌ي فلان راديو و تلويزيون و رسانه‌هاي بيگانه مي‌ترسيدند، بسياري از مشكلات زودتر حل مي‌شد.

نه: از همه تأسف بارتر در خصوص اين ماجرا عملكرد رسانه‌ي ملي و برخي از مطبوعات و ... بود؛ زيرا با اين كه از اصل ماجرا خبرداشتند سكوت كردند و از انعكاس اين فاجعه‌ي بزرگ خودداري ورزيدند و در حالي كه بسياري از رسانه‌ها داخلي و خارجي برخي از مطالب عمده‌ي خود را به اين موضوع اختصاص داده بودند، رسانه‌ي ملي سكوت كرد و روزنامه‌ي اصولگراي(سابقا عصر و امروز صبح) كه خود را «قسيم‌ النارو الجنه» مي‌داند همزمان با انتشار اين خبر در رسانه‌هاي داخلي و خارجي صرفا به انعكاس اين خبر از زنجان اكتفا كرد: « بارش باران تابستاني مردم زنجان را خوشحال كرد. بارش باران تابستاني در استان زنجان موجب خوشحالي مردم و كاهش دما و خنك شدن هوا شده است.»(كيهان)
گوش باز و چشم باز و اين عمي
حيرتم از چشم بندي خدا

ده: در پايان ضمن تشكر از احساس مسؤوليت مطبوعات، خبرگزاري‌ها، وبلاگ‌ها و ديگر رسانه‌هاي خبري كه با اظهار تأسف شديد ما را در انعكاس خبر فاجعه‌ي داغ‌گذاري بر بدن كودكان معصوم در«مركز نگهداري كودكان مهر» بهزيستي زنجان ياري كردند، خداوند متعال را به اسماي حسنايش مي‌خوانم كه به همه‌ي ما توفيق دفاع از مظلوم و مبارزه با ظالم عنايت فرمايد. تا بعد.

رحمت الله ییگدلی عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي‌ زنجان و مديرمسؤول هفته‌نامه‌ي بهار زنجان

+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سه تن از محكومان حادثه چاهكوتاه بوشهر با حكم دادگاه كيفري استان بوشهر در زندان مركزي اين شهر به دار آويخته شدند.
مدير روابط عمومي اداره كل دادگستري استان بوشهر امروز در جمع خبرنگاران در اين ارتباط گفت: محكومان اعدام شده به نام‌هاي ح ـ ر، ح ـ م و ر ـ ش هستند كه صبح امروز اعدام شدند.
كرامت‌الله قاسمي افزود: اين محكومان از مجموع شش محكوم حادثه چاهكوتاه در بوشهر هستند كه در سال 85 در پارك جنگلي چاهكوتاه اقدام به تجاوز به عنف كردند.
وي اضافه كرد: همچنين حكم اعدام سه نفر ديگر از اين محكومان چندي پيش در بوشهر اجرا شده بود.
قاسمي ادامه داد: بدين ترتيب با اعدام اين سه نفر، هر شش متهم پرونده چاهكوتاه بوشهر به دار مجازات آويخته شدند. (اعدام 6 نفر به اتهام  تجاوز به عنف!)

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

صبح امروز 30 تیرماه جلسه دادگاه نسیم خسروی و راحله عسگری زاده دو تن از اعضای کمپین یک میلیون امضا در شعبه 13 دادگاه انقلاب برگزارشد. وکالت آنها را شیرین عبادی، نسرین ستوده و لیلا علی کرمی برعهده داشتند.
راحله و نسیم 25 بهمن 1386 گذشته هنگام جمع آوری امضا در پارک دانشجو بازداشت و 13 روز را در زندان اوین گذراندند وبه قید کفالت 100میلیون ریالی آزاد شدند. نسرین ستوده موکل آنان درباره چگونگی جلسه دادگاه و نوع اتهام آنان گفت :« امروز به اتفاق موکلینم نسیم خسروی و راحله عسگری زاده در شعبه 13 دادگاه حضور یافتم. اتهام آنها اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام بود . مصداق فعالیت تبلیغی علیه نظام طبق سوابق مربوطه جمع آوری امضا بوده است که اینجانب با استناد به آزادی آحاد ملت در انتقاد از قوانین و اعلام درخواست شان جهت تغییر قوانین دفاعیات خود را مطابق قانون انجام دادم و امیدوارم با توجه به اینکه عمل موکلانم به موجب هیچیک از قوانین و مققرات جاری جرم نیست حکم برائت برای آنان صادر شود

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از قوه قضائیه خواستار توقف اعدام قریب الوقوع ابو مسلم سهرابی شد. آنگونه که گفته می شود سهرابی در زمان ارتکاب جرم 17 سال داشت. طبق گزارشات رسیده، مقامات محلی دست به اقداماتی زده اند تا سهرابی را علیرغم دستور قوه قضاییه برای بازنگری در پرونده، اعدام کنند. سهرابی ادعا کرده است که در تجاوزی که به او شده، از خودش دفاع کرده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اظهار داشت که "این پرونده مصداق بارز آسیب پذیری مردم ایران و بویژه نوجوانان  در نظامی است که آئین دادرسی و قانون بر آن حاکمیت ندارد واعتراضات جهانی را در اعدام نو جوانان نادیده می گیرد."
پرونده سهرابی حتی تحت قوانین ایران فاقد مقتضیات حکم اعدام است. سهرابی متهم به قتل فردی است به نام امین که 8 سال از او بزرگتربود. سهرابی مدعی است که عمل او یک اقدام دفاع از خود در جریان درگیری ای بود که بین آنها در اطراف فیروزآباد استان فارس رخ داد. امین پیش از این دوبار به سهرابی تجاوز جنسی کرده بود. زمانی بین آنها درگیری  پیش امد که امین بار دیگر درصدد تجاوز جنسی به سهرابی بود.
قاضی محمدی مقدم که حکم اولیه اعدام سهرابی را صادر کرده بود، در نامه ای به دیوانعالی کشور، حکم اعدام سهرابی را به دلیل  وجود شواهدی دال بر اینکه  سهرابی قربانی تجاوز جنسی بوده و عمل او یک اقدام دفاع از خود بوده است، پس گرفت.
غلامحسین رئیسی، وکیل سهرابی، بطور رسمی اعلام کرد که علیرغم اینکه تقاضای تجدید نظر در حکم شده است، و مقامات قضایی در تهران دستور بررسی مجدد پرونده را داده اند، اما هنوز مقامات محلی در استان فارس بر اجرای حکم اعدام اصرار دارند و مشغول انجام مقدمات اعدام سهرابی هستند.
بر اساس اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، مقامات محلی مدعی هستند که آنها بر اجرای حکم اصرار دارند و  دستوری از سوی تهران برای توقف اعدام دریافت نکرده اند. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران معتقد است که رئیس قوه قضائیه باید سریعا مقامات محلی ای را که از این دستور سرپیچی می کنند، از کار برکنار کند.
ایران بعنوان کشورمتعهد به پیمان حقوق کودک و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، باید به اعدام نوجوانانی که در هنگام ارتکاب جرم زیر 18 سال داشتند، پایان بدهد. اما ایران همچنان به اعدام وسیع نوجوانان ادامه می دهد.
در حال حاضر حداقل  150 کودک در ایران  در انتظار اعدام هستند. در حالیکه فقط تعداد انگشت شماری از کشورها  به اعدامهای اینچنینی مبادرت می کنند. بنا بر اظهار عفو بین الملل، فقط 7 نوجوان در بقیه کشورها  در لیست اعدام هستند؛ سه نفر در عربستان سعودی، سه نفر در سودان و یک نفر در یمن.
در روز 18 تیرماه 1387، بیست و چهار سازمان منطقه ای و بین المللی حقوق بشر از دولت ایران خواستند که فورا اعدام جوانان را متوقف کند

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 وکيل مدافع صغرا دختري که از 18 سال پيش به اتهام قتل در زندان است در حالي تلاش دوباره خود را براي نجات اين دختر آغاز کرده که منابع آگاه خبر دادند اولياي دم مقتول با مراجعه به دادگستري رشت خواستار اجراي حکم قصاص شده اند.
به گزارش خبرنگار ما صغرا دختري که هم اکنون 31ساله است، 18 سال پيش زماني که 13 سال بيشتر نداشت به اتهام قتل پسر هشت ساله صاحبکارش دستگير و به قصاص محکوم شد و به رغم اينکه دو بار پاي چوبه دار رفت، به خاطر پشيمان شدن اولياي دم از قصاص مهلتي دوباره اما موقت براي زندگي به دست آورد تا اينکه با اعتراض نسرين ستوده وکيل مدافع صغرا به راي صادره و تقاضا براي اعاده دادرسي، آيت الله هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه پرونده را مورد بررسي قرار داد و اعلام کرد حکم قصاص صغرا خلاف بين شرع است و دادگاه عمومي بايد يک بار ديگر اين دختر را محاکمه کند.


هرچند صغرا بار ديگر محاکمه شد اما مستندات ارائه شده مورد قبول قرار نگرفت و قاضي دادگاه بدوي براي دومين بار حکم قصاص وي را صادر کرد. نسرين ستوده وکيل صغرا ديروز در گفت وگو با خبرنگار ما ضمن بيان اين موضوع که به راي صادره اعتراض کرده است اين پرونده را داراي ابهاماتي دانست و گفت؛ مستندات بسيار قوي وجود دارد که نشان مي دهد صغرا بي گناه است و نمي توانسته کودک8ساله را به قتل برساند. تنها دليلي که قضات براي قصاص صغرا به آن استناد کرده اند اقارير او در مراحل اوليه پرونده است و دليل ديگري عليه وي وجود ندارد و در راي صادره نيز اين مساله عنوان شده است. اما بررسي وضعيت چاهي که جسد از داخل آن بيرون آمده، جثه و سن صغرا در زمان حادثه و مسائل ديگر نشان مي دهد اين دختر نمي توانسته مرتکب قتل شود. وي افزود؛ صغرا دختري بسيار ريزنقش است که توان جسماني اش بسيار کم است. وقتي هم اکنون در 31سالگي نيز قدرت بلند کردن در سنگي چاهي را که جسد از آن بيرون آمده ندارد، اگر به 18 سال پيش يعني زماني که صغرا فقط 13 سال سن داشته برگرديم به طور قطع درمي يابيم که صغرا بسيار کوچک تر از حال حاضر بوده و اصلاً امکان بلند کردن در چاه براي او وجود نداشته است. علاوه بر اين مطالعه دقيق پرونده نشان مي دهد صغرا تناقض گويي هاي زيادي درباره نحوه ارتکاب جرم داشته است که اين تناقض گويي ها از بي گناهي وي حکايت دارد چرا که اگر واقعاً قاتل بود به درستي همه چيز را مطرح مي کرد. نکته مهم ديگر مساله تعرض به صغرا است که بايد مورد توجه قرار گيرد. ستوده ادامه داد؛ صغرا دختري روستايي و از طبقه بسيار پايين جامعه است که بنا به دلايل اقتصادي پدرش او را در 9سالگي براي کارگري به خانه پدر مقتول فرستاده، حال آنکه دختري در 9سالگي و با سواد کم و از طبقه سطح پايين قطعاً نمي تواند طراح قتل پسرکي 8ساله باشد. هرچند اين ايرادات و موارد بسيار مهم ديگر که در پرونده ذکر شده از سوي رئيس قوه قضائيه پذيرفته شد، اما دادگاه آن را رد کرد و از آنجا که دادگاه راي صادره را خلاف بين شرع ندانسته، بنابراين حکم قابل اجراست و احتمال اعدام صغرا هر لحظه وجود دارد و لحظات پراضطرابي که 18 سال در زندگي اين دختر وجود داشته هم اکنون شدت گرفته است. ستوده در مورد تقاضاي اجراي حکم از سوي اولياي دم نيز گفت؛ اين خبر را من هم به صورت غيررسمي شنيده ام، البته مسوولان دادگستري رشت هنوز در مورد اينکه اولياي دم براي اجراي حکم به شعبه اجراي احکام مراجعه کرده اند، اظهارنظري نکرده اند. اگر اين مساله صحت داشته باشد، احتمال اعدام صغرا قوت مي گيرد و من اميدوارم هرچه زودتر جلوي اجراي اين حکم گرفته شود

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

گروهی از وکلا در ایران از محکومیت هشت زن و یک مرد به مجازات سنگسار و به اتهام زنا خبر داده اند

اعضاء نهاد "شبکه وکلای داوطلب" در گفتگو با رسانه ها از صدور حکم قطعی سنگسار علیه این افراد که به گفته آنها "هر لحظه می تواند اجرا شود" ابراز نگرانی کرده اند و از محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه ایران خواسته اند مانع اجرای این احکام شوند.

بر اساس گزارش خبرگزاریها شادی صدر از وکلای مدافعی که در "شبکه وکلای داوطلب" عضویت دارد، گفته است که شش نفر از نه متهم تنها بر اساس تصمیم قاضی و بدون حضور شاهد یا وکیل مدافع در جریان اعترافاتشان محکوم شده اند.

خانم صدر، که در سالهای اخیر برای توقف حکم سنگسار تلاش کرده است، همچنین گفت اکثر این نه نفر اهل نقاطی از ایران هستند که نرخ آموزش و سواد در آنها پایین است و برخی از آنها حتی متوجه مفهوم پرونده ای که علیه آنها تشکیل شده و اتهام خود، نشده اند.

گفته می شود زنان متهم سنی بین 27 تا 43 سال دارند و مرد متهم، 50 ساله است.

قوه قضائیه ایران، در سال ۲۰۰۲ و با صدور دستوری از سوی رئیس این قوه، اجرای مجازات اعدام با سنگسار را در ایران به حالت تعلیق درآورد، اما چون مجازات زنای محصنه از نظر حقوقی در ایران هم چنان اعدام با سنگسار است، برخی از قضات محلی، مجرمان زنای محصنه را با صدور حکم سنگسار مجازات می کنند.

نهاد "شبکه وکلای داوطلب" در دو سال اخیر مجبور به دخالت برای توقف اجرای حکم سنگسار پنج زن و یک مرد شده است، اما سال گذشته و با وجود اعتراض مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج ایران، مجازات سنگسار علیه متهمی به نام جعفر کیانی در تاکستان به اجرا گذاشته شد.

ظاهرا این نهاد برخی نمایندگان مجلس ایران را نیز در جریان احکام صادر شده قرار داده است.

محمد مصطفایی، از دیگر وکلای عضو "شبکه وکلای داوطلب" نیز اعلام کرد: "ما تلاش می کنیم چنین مجازات هایی لغو شده و با مجازات های متفاوتی که با شان انسان تطابق دارد جایگزین گردد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

صبح امروز ، سه‌تن از اهالي اين شهر در محوطه زندان مرکزي اين شهر به‌دار آويخته‌شدند.

سه شهروند اروميه‌اي به‌نامهاي " ارشد محمودي " ، " صالح ملکي " و " محمد علي بي مثال " که‌هر سه‌به‌اتهام مواد مخدر به‌اعدام محکوم و حکم آنان از سوي ديوان عالي کشور تائيد شده‌بود، به‌دار آويخته‌شدند.

همچنين در گزارش ديگر "صالح خضري" فرزند عزيز اهل اشنويه 23 ساله و "بايزيد پارسا" فرزند برهان 16 ساله و اهل سلماس به هنگام تردد در منطقه مرزي توسط يگان پاسدار مرزي مورد هدف گلوله قرار گرفته و در دم جان باختند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

 مردي که مزاحم تلفني همسرش را به قتل رسانده بود 24 ساعت پس از ارتکاب جنايت بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار ما عصر روز چهارشنبه هفته گذشته وقوع نزاعي مرگبار در بازار روز شاهين در کرج به ماموران اطلاع داده شد و بلافاصله تيمي از کارآگاهان جنايي به همراه يوسف رضايي بازپرس ويژه قتل در محل حضور يافتند.
آنان در تحقيقات اوليه پي بردند مقتول جواني 20 ساله به نام نادر است که دقايقي قبل با مردي ناشناس درگير شده و با وارد شدن ضربه جسمي سخت به سرش جان باخته است. پس از انتقال جنازه نادر به پزشکي قانوني کارآگاهان به تفحص براي پي بردن به هويت عامل اين قتل پرداختند و متوجه شدند مقتول از چندي قبل مزاحم زني جوان مي شد و به همين دليل با شوهر او اختلاف و درگيري داشته است. افسران جنايي بازپرس فهرست مکالمات تلفني نادر و تاييد ماجراي مزاحمت تلفني توانستند هويت متهم به قتل 25 ساله به نام آرش را فاش کنند اما از آنجا که اين جوان پس از قتل خانه اش را ترک کرده بود، دستگيري وي در ساعات اوليه ميسر نشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در پی اعتصاب عمومی اخیر در مناطق کردنشین ایران در نوزدهمین سالروز ترور دکتر قاسملو، رژیم جمهوری اسلامی بیش از پیش دست به اعمال ناروا و ضدانسانی علیه مردم کردستان زده و روند دستگیری و ضرب ‌وشتم و شکنجه‌ی مردم را گسترده‌تر کرده است. در شهر بوکان بیش از 60 تن از اهالی این شهر دستگیر و روانه‌ی زندان اطلاعات این شهر یا ارومیه شده‌اند که تاکنون از سرنوشت آنان اطلاعی در دست نیست. در شهر اشنویه بیش از 150 مغازه و در پیرانشهر بیش از 50 مغازه توسط عوامل رژیم پلمپ گردیده و برای آنان قرار محاکمه صادر شده است. در روستاهای منطقه‌ی سندوس نقده، مأموران رژیم به منازل مردم هجوم برده و دستگاه‌های ماهواره را جمع‌آوری نموده و شخصی را به نام "گوران" دستگیر نموده‌اند. در همین ارتباط، عوامل مسلح رژیم به روستای "خوشه‌دری" در منطقه "سرشیو" سقز هجوم برده و به بهانه‌ی نوشتن شعار بر دیوار خانه‌هایشان، به مردم بی‌حرمتی کرده ‌اند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

سوء‌استفاده جنسي "ديويد بريتن" از بيماران زن در پايتخت انگليس ، پس از سال‌ها فاش شد.
پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از شبكه خبري " بي بي سي " گزارش داد، اين پرستار، طي 20 سال در يكي از كلينك‌هاي مركز لندن بيماران زن را به شيوه‌هاي مختلف مورد آزار و اذيت جنسي قرار مي‌داده است.
اين گزارش حاكي است :متهم سال 2002 به دلايل ديگري از كلينك "پيتر دالي" اخراج مي‌شود در حالي كه هيچ يك از قربانيانش حاضر نشده بودند عليه او شكايت كنند.
اين گزارش مي افزايد:سوء ‌استفاده جنسي ديويد بريتن پس از شكايت تعدادي از بيماران و انجام تحقيقات مفصل در اين زمينه آشكار شده است.
تحقيق در اين زمينه سال 2006 آغاز شد و تاكنون مشخص شده است كه او حداقل 23 بيمار زن را هدف سوء‌استفاده جنسي قرار داده است.
اين شكارچي زنان بيمار پس از آغاز تحقيقات به فرانسه فرار كرد و در حال حاضر در شمال آن كشور زندگي مي‌كند.
مقامات مدعي‌اند كه در آن موقع شواهد كافي عليه او وجود نداشت.
تريش موريس يكي از سرپرستاران نظام سلامت ملي انگليس گفت:" من به عنوان يك پرستار و از طرف سيستم بهداشتي و درماني انگليس از همه عذرخواهي مي‌كنم.
وي افزود: جاي تاسف دارد كه ديويد بريتن طي اين مدت طولاني و بدون كنترل و نظارت مناسب ، توانسته بود به كار غيرقانوني و غيراخلاقي خود ادامه دهد.
وي اظهارداشت: "اين شياد هم از زنان بيمار و هم از اعتمادي كه مردم به حرفه پرستاري دارند، سوء‌استفاده كرده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نفيسه در حاليكه همراه با كودكش در بيمارستاني در هرات بستري است داستان هولناك و همراه با وحشت زندگي اش  را بيان ميكند و  ميگويد كه چند ماه پيش شوهرش اول بيني‌اش را دندان گرفته و مجروح ساخت و سپس با چاقو گوشش را بريد و خون از گوش و بيني‌ اش جاري گشت.
وي اظهار داشت كه پاهاي دختر خردسالش نيز از سوي شوهرش بوسيله آب داغ سوخته است .نفيسه در توضيح مرارت هاي زندگي با شوهر حيوان صفتش ميگويد:
 در جريان دوازده سال زندگي مشترك با شوهرم  بدترين شرايط را داشته ام. نفيسه از دولت و نهاد هاي مدافع حقوق زنان خواست تا زمينه طلاق وي از شوهرش را فراهم كنند.
دفتر كمسيون مستقل حقوق بشر هرات ضمن تاييد اين واقعه اعلام داشت كه شوهر زن در حال حاضر فراري است.
اخبار و گزارشها ها از افغانستان حاكي است كه زنان افغان در سخت ترين شرايط ممكن مورد تعرض هاي مختلف و غير انساني قرار ميگيرند و در صد خشونت مردان عليه زنان بسيار بالا و  متاسفانه ساختار قضايي كشور و مسائل قومي و سنتي جامعه نه تنها كمكي به آنان نميكند بلكه شرايط بسيار ناگواري را براي ادامه زندگي  آنان فراهم نموده است . زنان افغان همچون محكومين قرون وسطا بايد در سكوت و بخاطر ترس از آبرو و يا دوري از فرزندان پس از طلاق و همچنين عدم پذيرش زن مطلقه توسط اجتماع ناچارا به اين حيات دشوار و نا ممكن ادامه دهند.
اين در حالي است كه مدتي قبل از روز جهاني حقوق بشر در ولايت هرات از سوي كميسيون مستقل حقوق بشر تجليلي صورت گرفت و بصورت منزجركننده اي وضعيت حقوق زنان افغان , بهتر از قبل خوانده شد و اعلام گرديد كه موارد خشونت نسبت به گذشته پنجاه در صدكاهش يافته است!.
اين شرايط سخت و دشوار زندگي زنان در افغانستان و عدم حمايت قاطع قانون فعلي افغانستان باعث شده است كه بسياري از اين زنان درمانده و دردمند راهي جز خودكشي نديده و با خودكشي به زندگي اسف انگيز خود خاتمه دهند. در همين ارتباط در تاريخ ۳۰ ژانويه سال جاري ميلادي، زن ۲۵ ساله اي به نام پښتنه  وقتي كه از راي دادگاه در مورد شكايت وي از خشونت هاي شوهرش عليه وي نا اميد شد در محل دادگاه ولايت لغمان دست به خود سوزي زد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

حکم مرگ زنی که همسر خواهر شوهرش را کشت در دیوان عالی کشور تایید شد و همدستانش نیز باید هر کدام 10سال زندانی شوند. 
به گزارش روز سه شنبه خبرنگار گروه حوادث باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، در نشست پیشین رسیدگی به این پرونده که 23 تیر1386 در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «نورا...عزیزمحمدی» و با حضورچهار مستشار (رحیمی، عبدالهی، سالاری و فراهانی) برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
«آرش سیفی» اعلام کرد:مرضیه 40 ساله متهم است شامگاه 19 مهر 1384 شوهر خواهر همسرش (محمدرضا) را که به همراه برادر شوهرش «غلام» به خانه آنان در منجیل آباد رباط کریم رفته بود خفه کرد.
وی افزود: شوهر مرضیه به نام" رضا" و پسر بزرگش "علی" نیز که در این جنایت به او کمک کردند، متهمان ردیف های دوم و سوم هستند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 


سایت روز آنلاین :  

* مصاحبه با وکيل نوجوان محکوم به قصاص


http://www.roozonline.com/archives/2008/07/post_8343.php

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

رئيس پليس تهران گفت: خودروهايي كه سرنشينان آنها بد پوشش بوده يا اقدام به مزاحمت براي نواميس مردم كنند تا 2 ماه توقيف مي‌شوند.

سردار احمدرضا رادان، امروز در حاشيه حضور در مركز نظارت همگاني ناجا در جمع خبرنگاران افزود: خودروهايي كه سرنشينان آنها براي نواميس مردم مزاحمت فراهم كنند علاوه بر توقيف 2 ماه خودرو افراد نيز به مرجع قضايي معرفي مي‌شوند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از زندان دستگرد اصفهان ،2 زندانی برای اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی این زندان منتقل شدند.
نامهای زندانیان که جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند آقای علی جمالوند 24 ساله و محمد جمالوند 26 ساله می باشد این 2 زندانی بیش از 2 سال است که در زندان دستگرد اصفهان در حبس بسر می برند.
هدف از این اعدامها که تقریبا به طور مستمر ادامه دارد ایجاد رعب و وحشت در بین مردم است و با این شیوه قرون وسطائی سعی دارند که با مطالبات به حق مردم مقابله کند.
تمامی اعمال وحشیانه که علیه مردم ایران که به مثابه جنایت علیه بشریت است روا داشته می شود مانند سنکسار،اعدام زندانیان سیاسی ،کودکان و زندانیان عادی، قطع دست و پا، چشم در آوردن و صدها جنایت که بصورت قانون در آورده شده و برای اجرای آنها می بایست به تاییدرئیس قوۀ قضاییه شاهرودی بررسد و از آنجائی که تایید احکام غیر انسانی برای به اجرا در آوردن آن ناقض تمامی معاهدات و قوانین بین المللی است که رژیم متعهد به اجرای آن است خود این فرد به عنوان یک جنایتکار علیه بشریت می بایست مورد پیگردقانونی قرار گیرد.  
متاسفانه بدلیل بی عملی مراجع حقوق بشری در جهان و تنها با دادن یک اطلاعیه اکتفا کردن باعث گردیده که دست رژیم را برای اعمال جنایتکارانه علیه مردم ایران باز بگذارد و در روزهای گذشته کامی فراتر نهاد و آن تایید حکم اعدام 3 زندانی سیاسی به نامهای فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی اقدام نمود

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

نسرین ستوده، و منصوره شجاعی با احضاریه کتبی به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب احضار شدند.

نسرین ستوده که خود یکی از وکلای به نام دادگستری است و تاکنون پرونده های بسیاری از فعالان جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضاء را داوطلبانه و به طور رایکان برعهده گرفته و درارتباط با پرونده های مربوط به کودک آزاری و اعدام کودکان زیر 18 سال فعالیت های حقوقی و اجتماعی چشمگیر و تاثیرگذاری داشته است، طبق احضاریه ای که روز شنبه 22 تیرماه به وی ابلاغ شده است باید ظرف سه روز خود را به دادگاه انقلاب معرفی کند.

منصوره شجاعی، موکل نسرین ستوده که عضو کمپین یک میلیون امضا، عضو مرکزفرهنگی زنان و نیز از اعضای تحریریه سایت مدرسه فمینیستی است، احضاریه ای مشابه را دریافت کرده و او نیز باید ظرف سه روز خود را به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب معرفی کند.

در احضاریه کتبی ابلاغ شده به نسرین ستوده و منصوره شجاعی برخلاف قانون آیین دادرسی کیفری، از موارد اتهامی آنان ذکری به میان نیامده است.

شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، وکالت نسرین ستوده و منصوره شجاعی را در این پرونده برعهده دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بعد از دو روز از تائید حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم کرد، انور حسین پناهی نیز به اعدام محکوم شد.

انور حسین پناهی، معلم اهل منطقه لیلاخ کردستان، پاییز سال گذشته به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و روزانه بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر قروه شد.

حکم دادگاه بدوی صبح امروز صادر گردید و طی این حکم ایشان به اعدام مجکوم شده اند.

حسین پناهی طی مدت بازداشت در اعتراض به شکنجه های اعمال شده مدت 13 روز را در اعتصاب غذا به سر برد. به همین دلیل به بازداشتگاه اطلاعات سنندج منتقل شد.

با صدور این حکم، طی دو روز گذشته در کردستان دو معلم حکم اعدام دریافت کرده اند و یک نفر به طرز وحشیانه ای که قادر به ایستادن نبود، اعدام شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس خواستار نظارت عملی در اجرای طرح عفاف و حجاب شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس، سید رضی حدائق در کارگروه بانوان و خانواده این استان که صبح امروز برگزار شد با تمجید از اجرای طرح عفاف و حجاب در آموزش و پرورش اظهار داشت: ممکن است در آموزش و پرورش الگویی ارائه شود، اما با عدم نظارت الگوی یادشده عملی و یا اجرا نشود.

 
وی تأکید کرد: جامعه ما جامعه ای اسلامی است و در جامعه اسلامی زنان باید پوشیده، حضور پیدا کنند و در مدارس نیز شرایطی فراهم شود که خانم ها بدون حضور نامحرم آزادانه فعالیت کنند.
حدائق با انتقاد از پوشش نامناسب برخی زنان گفت: متأسفانه برخی از خانم ها عادت کرده اند که نگران حضور نامحرم نباشند، در حالیکه باید برنامه ریزی کنیم همواره زنان جامعه ما در صورت حضور نامحرم پوشش کامل اسلامی داشته باشند.
معاون سیاسی امنیتی استانداری فارس دقت در برنامه ریزی آموزش و پرورش در اجرای طرح عفاف و حجاب را خواستار شد و گفت: این طور نشود که به محض تعطیلی مدرسه ما شاهد لباس تنگ و کوتاه باشیم، به ویژه حجم بدن خانم ها نباید در لباس ها مشخص باشد.
بنا بر گزارش خبرنگار ایسنا دکتر مریم اردبیلی مدیر کل امور بانوان و خانواده استانداری فارس نیز در این کارگروه اظهار داشت: تلاش خواهیم کرد کارگروه بانوان دچار سطحی نگری نشود و ما حجاب را به عنوان پرچم تمدن و جامعه اسلامی می بینیم، نه فقط به عنوان یک پوشش و معتقدم باید از همه جوانب و عرصه ها به مسأله حجاب نگاه کنیم.
وی گوشزد کردن حد و حدود حجاب را به کسانی که این واجب شرعی را رعایت نمی کنند خواستار شد و تصریح کرد: باید شکل حجاب را زیبا جلوه دهیم و توزیع لباس های پوشیده را نیز در سطح مناسبی انجام دهیم، اما متأسفانه در شهر شیراز طبق آماری که بازرگانی استان ارائه داده فقط 50 مغازه مانتو با پوشش کامل به مشتریان عرضه می دارند که در وسعت شهر بزرگی چون شیراز عدد خیلی کمی است.
مدیر کل بانوان و خانواده استانداری فارس با انتقاد از کسانی که بحث حجاب را با فرم اجباری تلفیق می کنند گفت: گاهی اوقات دانش آموز از ساعت 7 صبح تا 3 عصر در مدرسه می باشد و در حالی که هیچ نامحرمی هم آنجا وجود ندارد اجبار دارد که حجاب کامل داشته باشد که متأسفانه گاهی باعث می شود دانش آموز از این وضیت اجبار خسته شود و پس از اینکه ساعت 3 مدرسه اش تعطیل شد حجاب خود را پس بزند، لذا اگر شرایط رعایت حجاب را بهتر روشن کنیم و در مواقعی که گفته شد دانش آموز را آزاد بگذاریم باعث نخواهد شد که او حجاب خود را کنار بزند

 

ستم به زن موقوف!

                   سرکوب زنان ممنوع!

                                    رهایی زن رهایی جامع است!

                                                                    زنده باد آزادی زن!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

هيأت قضايى ديوان عالى كشور، پس از رسيدگى به پرونده اتهامى خديجه جاهد - معروف به شهلا- به استناد دلايل و مستندات پرونده حكم قصاص وى را نقض و پرونده را براى رسيدگى به شعبه( ۱۱۴۷ )دادگاه جزايى و عمومى تهران ارجاع دادند.

 
شعبه( ۲۰ )ديوان عالى كشور - به رياست قاضى ناصرى صالح آبادى - و چهار قاضى مستشار، كه از پنجم خرداد امسال رسيدگى به پرونده قتل فاطمه ( لاله ) سحرخيزان را در دستور كار خود قرار داده بودند سرانجام پس از ۴۴ روز مطالعه و رسيدگى شكلى به اسناد و مدارك موجود در پرونده حكم دادگاه بدوى مبنى بر قصاص نفس متهم را نقض و پرونده را به مجتمع قضايى بعثت فرستادند.
خديجه - شهلا - جاهد ديروز در گفت و گويى تلفنى از زندان، به خبرنگار «ايران» گفت: روز چهارشنبه ۱۹ تير با شعبه( ۲۰ )ديوان عالى كشور تماس گرفته و متوجه شدم هيأت قضايى ديوان عالى كشور پس از رسيدگى به پرونده ام، سرانجام حكم قصاص دادگاه بدوى را نقض كرد و پرونده را براى رسيدگى مجدد به شعبه هم عرض دادگاه بدوى - شعبه( ۱۱۴۷ )دادگاه جزايى و عمومى - فرستاده است.
وى در ادامه گفت: اميدوارم جلسه محاكمه ام هر چه زودتر برگزار شود و قاضى پرونده پس از شنيدن حرف ها و ناگفته هايم، حكم را صادر كند.
عبدالصمد خرمشاهى وكيل خديجه جاهد نيز درباره پرونده موكلش به خبرنگار ما گفت: روز چهارشنبه مطلع شدم كه هيأت قضايى شعبه( ۲۰ )ديوان عالى كشور، پرونده موكلم را پس از رسيدگى شكلى با اعلام نقض حكم قصاص شهلا، براى رسيدگى مجدد به شعبه( ۱۱۴۷ )دادگاه جزايى - عمومى تهران به رياست قاضى حسين پور فرستاده است كه بدين ترتيب قاضى بار ديگر به تحقيق در اين باره و رفع ابهام هاى موجود خواهد پرداخت.بنابراين اميدواريم بار ديگر از افراد مطلع، مظنون و شهود از جمله دوست مرحومه لاله سرخيزان، خانواده شهلا، كارمندان بانكى كه شهلا براى وصول چك به آنها مراجعه كرده بود، دوست ناصر محمدخانى و سايرين تحقيق كند تا تحقيقات در پرونده اتهامى تكميل شود.
وى افزود: ممكن است قاضى دادگاه پس از مطالعه پرونده تحقيقات را كامل بداند و نيازى به ارجاع مجدد پرونده به اداره آگاهى نبيند و فقط براى رسيدگى وقت محاكمه تعيين كند.
حسين پور، قاضى شعبه (۱۱۴۷) دادگاه جزايى و عمومى مجتمع قضايى بعثت نيز درباره ارجاع پرونده شهلا گفت: در جريان تصميم گيرى هيأت قضايى ديوان عالى كشور نيستم، چراكه هنوز پرونده به دست ما نرسيده است.
وى افزود: در صورتى كه هيأت قضايى ديوان حكم قصاص متهم - شهلا - را نقض كرده باشد، پرونده براى رسيدگى به شعبه هم عرض دادگاه بدوى رسيدگى كننده ارجاع خواهد شد. اگر هم حكم قصاص وى از سوى ديوان عالى كشور تأييد شده باشد پرونده به دايره اجراى احكام فرستاده مى شود.
ساعت ۲ بعدازظهر چهارشنبه ۱۷ مهر ۸۱ زن ۳۳ ساله اى به نام فاطمه سحرخيزان در خانه شماره ۴۶ خيابان گل نبى تهران به قتل رسيد.
۱۵ روز پس از اين جنايت، زن جوانى به نام خديجه - شهلا - جاهد به اتهام قتل فاطمه بازداشت شد.
سرانجام ۱۲ مهر سال ۸۲ شهلا پس از ۱۱ ماه سكوت، لب به اعتراف گشود و هنگام بيان جزئيات قتل لاله در حضور قاضى وقت شعبه( ۱۱۵۴ ) و كارآگاهان پليس جنايى به بازسازى صحنه جنايت پرداخت.
دادگاه پس از محاكمه وى به استناد دلايل و مستندات پرونده او را به اتهام قتل فاطمه - لاله - سحرخيزان ، همسر فوتباليست معروف، مجرم شناخت و به قصاص نفس محكوم كرد.
حكم قصاص او در شعبه هاى( ۲۶ )ديوان عالى كشور و( ۱۵ ) و(۳) تشخيص ديوان نيز تأييد شد. اما رئيس قوه قضائيه پس از مطالعه گزارش هيأت نظارت و پيگيرى، حكم اعدام وى را نقض كرد و دستور داد براى بررسى ماهوى و با استناد به ماده( ۱۸ ) قانون آئين دادرسى به شعبه هم عرض دادگاه ارسال گردد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

امروز پنجشنبه 20 تيرماه 1387 فردي به نام احمد خلج در زندان مرکزي سنندج به دار آويخته شد. وي به اتهام قاچاق مواد مخدر از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شده بود و در پي تائيد حکم از سوي يکي از شعب ديوان عالي کشور اعدام شد.

جداي از عادلانه يا ناعادلانه بودن حکم صادره چگونگي و کيفيت اجراي حکم پرسشهاي بسياري را برانگيخته و نشانگر اين واقعيت است که مقامات قضائي هيچگونه توجهي به قوانين ندارند و در هر حال فقط در پي به کرسي نشاندن حرف خود و ايجاد رعب و وحشت ميباشند.

خلج زماني که سحرگاه پنجشنبه متوجه شد ميخواهند او را اعدام کنند، اقدام به خودزني و زخمي نمودن خود نمود، بطوريکه به سبب شدت جراحات وارده و خونريزي بسيار به صورت بيهوش به بيمارستان اعزام و مورد رسيدگي پزشکي و درمان قرار گرفت. اما "بابايي" قاضي شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج در کمال ناباوري بر اجرای حکم اصرار ورزید و حکم اعدام احمد خلج پس از بازگشت از بيمارستان به اجرا گذاشته شد.

اين در حالي است که طبق قوانين مربوطه فردي که بيمار و مجروح باشد تا هنگام بازيابي سلامتي کامل اعدام نخواهد شد و از سويي ديگر بايستي حکم اعدام پيش از طلوع آفتاب به اجرا درآيد در غير اينصورت حکم اعدام به زماني ديگر موکول خواهد شد .

حکم اعدام آقاي خلج پس از ساعت 11 صبح در حالي که خونريزي شديدي داشت و حتي قادر به ايستادن نبود به اجرا گذاشته شد تا پس از اعدام محمد حسن زاده کودک 16 ساله در زندان سنندج همچنان اعدامهاي نامتعارف ادامه داشته باشد

فعالان حقوق بشر در ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فرمانده نيروي انتظامي استان تهران از شناسايي و دستگيري قاتل زنان در كرج خبر داد.

به گزارش ستاد اطلاع‌رساني فرماندهي نيروي انتظامي استان تهران، عليرضا اكبرشاهي اظهار داشت: به دنبال وقوع و كشف چند مورد قتل زنان در منطقه كرج در طي شش ماه گذشته از آنجايي كه تشابه‌هايي درنحوه قتل و رها ساختن اجساد مشاهده مي‌شد، ستاد ويژه‌اي در پليس آگاهي استان تهران مركب از كارآگاهان مجرب و متخصص جنايي تشكيل شد.

وي ادامه داد: در اين راستا و با اقدامات پليسي و اطلاعاتي و بررسي بانك‌هاي اطلاعاتي پليس آگاهي، كارآگاهان سرنخ‌هايي را در خصوص قاتل احتمالي و شگردها و محل‌هاي تردد و اختفاي وي به دست آوردند اما به لحاظ فقدان دلايل و مدارك قانوني كافي ضمن اشراف و اطمينان از عدم امكان وقوع قتل جديد، وي را تحت كنترل قرار دادند.

فرمانده انتظامي استان تهران تصريح كرد: متاسفانه به دليل اينكه موضوع بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنيتي ـ‌ اجتماعي و بدون هماهنگي با پليس با انعكاس در دو نشريه، موجبات هوشياري فرد مظنون را فراهم كرد سبب فرار وي از استان شد.

اكبرشاهي گفت: در اين مقطع كار بسيار دشوارتر و موجب تاخير در انجام ماموريت شد.

وي افزود: با تلاش‌هاي مضاعف و با پيگيري‌هاي بعدي ردپاي وي در يكي از استان‌ها شناسايي شد و تيم‌هاي پليس آگاهي مجددا وي را تحت كنترل قرار دادند كه خوشبختانه ديروز پس از حصول اطلاعات جديد فرد مظنون بازداشت شد و در جريان تحقيقات و بازجويي‌هاي به عمل آمده به ارتكاب تعدادي از قتل‌ها اعتراف كرد.

به گفته اكبرشاهي تحقيقات پليسي در اين مورد ادامه دارد و پس از تكميل اطلاعات مربوطه جزييات آن به اطلاع عموم خواهد رسيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

ارم نيوز : به گزارش ارم نیوز سه نفر از قاتلین از توابع استان بوشهر بوده و  یکی از آنها تبعه کشور افغانستان بوده که در دشتستان مرتکب قتل شده بودند به نام های ( ح. ن.ا - ف.م - ح. ز )  صبح امروز ساعت 6.30 بامداد در در مقابل زندان سابق برازجان واقع در میدان شهید چمران  این شهر به دار مجازات آویخته شدند .
اعدام این افراد در ملاء عام در راستای اخطار به افراد شرور در این شهرستان بوده است که اخیرا دست به جرائم فراوانی از جمله قتل های متعدد زده اند .
(3 ماه قبل شاهرودی طی يک بحشنامه اعدام در ملاء عام  را ممنوع کرد و اين اولين بار است که يک اعدام در ملاء عام  بعد از صدور آن بخشنامه صورت ميگيرد.)
 عکسها از ارم نيوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

تغییربرای برابری : با خبر شدیم زینب بایزیدی فعال حقوق زنان،عضو فعال انجمن آذرمهر و از فعالان کمپین یک میلیون امضا در شهر مهاباد، امروز توسط نیروهای اطلاعاتی مهاباد بازداشت شد. در تماس با خانواده زینب صحت خبر تایید شد.

طبق گفته آنان زینب روز شنبه 15 تیر ماه تلفنی به ستاد خبری احضار شد و پس از بازجویی چند ساعته آزاد شد و قرار شد روز چهارشنبه نیز دوباره به آنجا برود امروز ساعت 9 صبح به ستاد خبری رفت.

پس از 3 ساعت بازجویی او را به دادگاه بردند که پس از حکم قاضی روانه بازداشتگاه اطلاعات شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

حداقل بیست تن در حمله موشکی نیروهای ائتلاف در ولایت شرقی ننگرهار کشته شده اند.
به گفته افراد محلی، کشته شدگان که بیشتر آنها زن و کودک هستند، از مهمانان یک جشن عروسی بوده اند.
مقام های نظامی آمریکا با رد این گزارش می گویند تلفات این حمله از شورشیانی بوده اند که در حمله خمپاره ای به یکی از مقرهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، دست داشته اند.
در این حال، حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان دستور شروع تحقیقات درباره کشته شدن پانزده غیرنظامی در اثر حمله هلیکوپترهای نظامی آمریکایی را صادر کرده است.
این حمله روز جمعه در ولایت کنر رخ داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بازهم آتش خشم و تيزي چاقو مرگ زن جواني را در "مشهد " رقم زد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، ماجراي وحشتناك مرگ تازه عروس 17 ساله در مشهد ، حادثه اي ‌غمناك و تاسف برانگيز است.‌‌ در اين ماجرا" سعيد "كه 21 سال سن دارد و به عنوان متهم به قتل همسرش دستگير شده، اظهار داشت: ‌تا كلاس سوم راهنمايي درس خوانده ام و چون علاقه اي به درس و مدرسه نداشتم ترك تحصيل كردم و به ‌علت مشكل جسماني از خدمت سربازي هم معاف شدم.‌وي گفت : چون بايد براي آينده ام برنامه ريزي مي كردم با سفارش پدرم به يكي از ‌دوستانش، در شركتي استخدام شدم و تصميم گرفتم تا خوب كاركنم . ‌هنوز چند ماه از آغاز به كار من در شركت نگذشته بود كه دختر جواني نيز به استخدام ‌شركت درآمد . ما با هم در يك بخش كار مي كرديم و در اثر مراودات روزانه كم كم به يكديگر علاقه مند ‌شديم.‌‌ سارا دختري ساده و زيبا بود و من يك دل نه صد دل عاشقش شده بودم . دنبال فرصتي مي گشتم تا ‌احساس علاقه ام را به او بگويم تا اينكه بالاخره او خودش يك روز باب صحبت را بازكرد و از زندگي اش و ‌اينكه پدرش را از دست داده و مادرش به خاطر ازدواج با مردي او را تنها گذاشته، گفت . همانجا بود كه ‌از سارا خواستگاري كردم و به او اطمينان دادم كه هيچ وقت تنها نخواهد ماند.‌متهم به قتل ادامه داد : من موضوع عشق و علاقه ام به سارا را با مادرم مطرح كردم و او نيز با پدرم صحبت كرد . ‌در كمتر از دو هفته، مراسم خواستگاري رسمي ما در خانه خواهر بزرگ سارا برگزار شد و پس از رسم و ‌رسومات معمول، ما نامزدشديم.‌6 ‌ ماه از عقدكنان ما گذشت . در اين مدت متوجه شده بودم كه سارا آدم عصباني و خودخوري است و بي ‌خود و بي جهت جوش مي زند . ‌وي اظهار داشت : با توجه به روحيات او ، پدرم گفت بهتر است تا زودتر زندگي مشترك تان را آغاز كنيد چون همسرت سرش ‌به زندگي گرم مي شود و از گذشته و موضوعاتي كه او را آزار مي دهد غافل خواهد شد . پدرم تمام ‌جهيزيه همسرم را تقبل كرد و اين مسئله، سارا را كه خانواده اش نتوانسته بودند برايش جهيزيه اي تهيه ‌كنند آزار مي داد .‌سعيد گفت : ‌ من آپارتماني را در نزديكي خانه پدرم اجاره كردم و ظهر روز سه شنبه بود كه جهيزيه را با گل و روبان به ‌خانه مان برديم . ‌ما آن شب تا دير وقت وسايل خانه را با سليقه يكديگر مي چيديم و قرار بود دو روز بعد مجلس عروسي مان ‌را برپا كنيم . سارا هر وسيله اي را كه بر مي داشت زير لب زمزمه مي كرد خوب شد پدرت با اين كارش به ‌يك آدم بدبخت كمك كرده است ! من كه از شنيدن اين حرف ها خسته شده بودم ناگهان عصباني شدم و ‌گفتم خفه شو ديگر و كارت را انجام بده .‌‌ سارا كوتاه نيامد و با حالت خشم و سروصدا به طرف من حمله كرد ما توي آشپزخانه با هم درگير شديم و ‌نمي دانم چاقوي لعنتي از كجا به دستم آمد و ...‌ وي ادامه داد : چند دقيقه بعد وقتي به خودم آمدم با پيكر بي جان و غرق در خون سارا روبرو شدم او ‌نفس هاي آخرش را هم به سختي كشيد و در حالي كه به چشمانم خيره شده بود جان داد.‌‌ من كه با ديدن اين صحنه وحشت كرده بودم و باورم نمي شد من سارا را كشته باشم با سرو صدا از ‌همسايه ها كمك خواستم و چند دقيقه بعد ماموران پليس مشهد و تيم هاي امداد پزشكي در محل حاضر ‌شدند و مرا به عنوان متهم به قتل دستگير كردند

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

در راستاي طرح امنيت اجتماعي مأموران پليس تهران تعدادي از آتليه‌هاي عكاسي كه پس از تصويربرداري مراسم‌هاي عروسي و خانوادگي‌، آن‌ها را در آرشيو‌هاي خودنگهداري و به عنوان نمونه كار به مشتريان ديگر عرضه مي‌كردند، پلمب كردند.

سرهنگ مهدي احمدي رئيس مركز اطلاع‌رساني پليس تهران درباره طرح امروز پليس تهران گفت: اين طرح براي برخورد با عكاسي‌هاي متخلفي كه از عكس‌هاي خانوادگي مردم به عنوان نمونه كار استفاده مي‌كردند، اجرا شد.

وي گفت: در اجراي اين طرح كه با هماهنگي ‌مقامات قضايي انجام گرفت، مأموران به برخي از واحدهاي صنفي عكاسي مراجعه كرده‌اند و بعد از مشاهده موارد تخلف، ‌واحدهاي ياد شده توسط پليس پلمب شده و تعدادي نيز اخطار كتبي گرفته‌اند.

سرهنگ احمدي‌ گفت: اين اقدام در راستاي طرح امنيت اجتماعي برگزار مي‌شود و طي آن با واحد صنفي عكاسي كه عكس‌هاي خصوصي مردم را حتي تا مدت‌ها در آرشيو‌هاي خود نگهداري مي‌كنند و يا از آن‌ها به عنوان نمونه كار به مشتريان ديگر مورد استفاده قرار مي‌دهند، برخورد قاطع مي‌شود

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

بعد از سنگسار دعا خليل آسواد ، در كردستان عراق، اكنون خبر دهشتناك سنگسار دختر جوان ديگري به اسم " كردستان عزيز" ۱٦ ساله به دست ما رسيده است. اين دختر جوان كه " جرمش" اين بود كه با پسر مورد علاقه اش، عليرغم مخالفت خانواده اش فرار كرده و زندگي ميكرد، در شهر اربيل، از ترس خانواده اش به پليس مراجعه كرده و خواهان كمك ميشود. پليس او را به اداره مبارزه با خشونتهاي محلي تحويل ميدهد، اين مركز كه وظيفه اش دفاع و حمايت از دختراني همچون كردستان عزيز بايد باشد، در ازاي دريافت رشوه و يا تحت فشار افراد خانواده اين دختران، آنها را به خانواده ها تحويل ميدهد. طبق خبرمنتشر شده در كردستان عراق، مركز مبارزه با خشونت" كردستان عزيز" را تحويل خانواده اش ميدهد.

خانواده كردستان به قصد سنگسار كردن كردستان او را به يك  كوه برده و مقدمات اجراي حكم را فراهم ميكنند. طبق خبر ارسالي، يك زن ساكن شهر از اين موضوع مطلع شده و با مقامات شهر سليمانيه تماس گرفته و از آنها تقاضاي كمك ميكند. مقامات محلي با بهانه اينكه ما در موضوعات قبيله اي دخالت نميكنيم، هيچ اقدامي براي نجات جان كردستان انجام نميدهند و بدين وسيله" كردستان عزيز" ۱٦ ساله توسط افراد خانواده خود زير چتر حمايتي پليس محلي سنگسار ميشود.

كميته بين المللي عليه سنگسار اين اقدام وحشيانه خانواده "كردستان عزيز" و سكوت و همكاري بيشرمانه مقامات محلي در شهر سيمانيه عراق را بشدت محكوم كرده و مقامات و پليس محلي كردستان را مسول اين جنايت وحشتناك ميداند. سنگسار وحشيانه و قرون وسطايي است و بدنبال قدرت گيري جمهوري اسلامي ايران و باندهاي تروريست اسلامي در ايران و عراق و افغانستان و كشورهاي اسلام زده ،تا كنون صدها نفر سنگسار شده اند.

به اين جنايات قرون وسطايي و به سنگسار زنان و مردان در كشورهاي اسلام زده اعتراض كنيد.

گرامي باد ياد و خاطره " كردستان عزيز"

كميته بين المللي عليه سنگسار

۴ ژوييه ۲۰۰۸

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران


اعمال وحشیانه یک شکنجه گر علیه زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسیده از زندان گوهردشت کرج، روز سه شنبه 11 تیر ماه فردی به نام اسماعیلی افسر نگهبان زندان گوهردشت کرج به سلولی که آقای جاوید طهرانی در آن زندانی است یورش برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

مردي که سال ها دختر ناتني اش را مورد آزار جنسي قرار مي داد و از وي صاحب فرزند شده بود با نظر قضات هيات عمومي ديوان عالي کشور به مرگ محکوم شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

پرونده محکوميت 9 تن از اعضاي يک گروه اينترنتي که از طريق وب کم با دختران جوان ارتباط برقرار و عکس هاي آنها را پخش مي کردند، براي بررسي مجدد به دادگاه تجديدنظر فرستاده شد.
به گزارش خبرنگار ما اين گروه اينترنتي از بهمن ماه سال 80 فعاليت خود را آغاز کردند و طي 6 سال يکصد هزار عضو گرفتند. فعاليت گروه «م» زماني توجه ماموران مبارزه با جرائم اينترنتي را به خود جلب کرد که آنها متوجه شدند اي ميل هايي از سوي گروه «م» براي افراد فرستاده مي شود که شامل عکس هاي مستهجن از زنان و دختران جوان و تصاوير هنرپيشه ها است. همين امر باعث شد کارشناسان قضايي جرائم اينترنتي وارد عمل شوند و بررسي هاي فني و متمرکزي را روي فعاليت هاي اين گروه آغاز کنند. گروه «م» علاوه بر عکس دختران جوان آگهي هاي تجاري نيز براي اي ميل ها مي فرستادند که در ميان اين آگهي ها عکس هنرپيشه هاي مطرح داخلي نيز وجود داشت. گروه «م» که اعضاي اصلي آن 14 نفر هستند، در چند رستوران و ارتفاعات تهران گردهمايي هايي نيز برگزار مي کردند و تورهاي مسافرتي نيز ترتيب مي دادند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

رییس پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ گفت: به منظور فراهم كردن محیطی امن و آرام همراه با آسایش برای شهروندان تهرانی ‪ ۸۰‬پارك تفریحی در مناطق مختلف پایتخت تحت پوشش تدابیر انتظامی قرار گرفت.

سردار محمدرضا علیپور روز سه شنبه در جمع خبرنگاران افزود: پاكسازی پارك ها و نقاط شهری درقالب اماكنی كه مردم برای استراحت و تفریح از آنها استفاده می‌كنند از وجود مزاحمان، در دستور كار پلیس پیشگیری قرار گرفته است.

وی خاطرنشان كرد: موضوع پیگیری و استمرار برخورد با مزاحمان خیابانی و نوامیس مردم به صورت قطعی و با شدت ادامه داشته و پلیس برای ایجاد آرامش و آسایش مردم ، طرح پاكسازی اماكن تفریحی و تجاری را اجرا می‌كند.

علیپور گفت: در راستای طرح پاكسازی نقاط جرم خیز، برخورد و جمع آوری دست فروشان از ‪ ۹‬نقطه پایتخت در دستور كار پلیس امنیت قرارگرفته كه طی دو ماه گذشته با همكاری شهرداری، شورایاری ها، راهنمایی و رانندگی و مجامع امور صنفی طرح پیاده راه‌سازی در خیابان ‪ ۱۵‬خرداد تهران آغاز و اجرا شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

ضابطین بند شماره 2 زندان رجائی شهر کرج و مدیر داخلی این زندان فردی به نام خادم که اخیرا به دلیل داشتن رابطه نامشروع با یکی از زندانبانان زن این زندان دستگیر و از ریاست حفاظت اطلاعات زندان تنزل گردیده و به سمت مدیر داخلی زندان منصوب شده است.
در صورتیکه چنین جرمی برای سایر افراد جامعه همراه با مجازاتهای سنگینی مانند حکم سنگساراست اما این رژیم  دست عوامل خود را برای هر تعدی باز گذاشته است .
 این فرد (خادم) طبق گفتۀ خودش به دستور فردی بنام آخریان رئیس بند مذگور ، از اعزام اینجانب به بهداری جهت درمان ، فقط به این علت که پیراهن آستین کوتاه به تن داشتم خوداری کرده و از درمان بازداشته اند.
این در حالی است که سن من 57 سال ، و موهای سرم کاملا سفید است و به انواع بیماریها دچار می باشم.
علی رضا کرمی خیر آبادی زندانی محکوم به مرگ

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت   توسط آزادی زن  | 

اعتراض بیش از 900 نفر از فعالان جنبش زنان و مدافعان حقوق برابر به حکم هانا عبدی:

حکم هانا عبدی غیر منصفانه است و با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نیست


هانا عبدی، دختر جوان 21 ساله ایرانی کرد، پس از تحمل 9 ماه زندان، با اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی، حکم پنج سال زندان در تبعید دریافت کرده است. او محکوم شده است که پنج سال زندان را در شهری دور از خانواده اش و در زندانی که طبقه بندی بر اساس نوع جرم ندارد بگذراند. از سوی دیگر روناک صفازاده نیز در معرض چنین احکام سنگینی قرار دارد.

ما، جمعی از فعالان جنبش زنان ایران و مدافعان حقوق برابر، این حکم را با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نمی دانیم، زیرا:

1 - به هانا عبدی در طول تحقیقات مقدماتی اجازه حضور وکیل داده نشده و فقط پس از پایان تحقیقات و صدور کیفر خواست، وکیل هانا آن هم در حضور ماموران موفق به ملاقات و صحبت با او شده است.

2 - برخلاف "اعلام" علنی بودن دادگاه، حتا با حضور بستگان هانا در دادگاه وی موافقت نشده است.

3 - در نظر گرفتن اشد مجازات و حکم تبعید به مکانی دور از دسترس خانواده و در شهری دورافتاده و مرزی و در میان محکومان عادی و نیز قاچاقچیان مواد مخدر، به راستی برای دختری به سن و سال هانا عبدی، غیرمنصفانه است و سلامتی او را در معرض تهدید جدی قرار می دهد.

4 - در حکم به اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی اشاره شده، اما در صدور حکم مواد قانونی که در ارتباط با جرم محاربه هستند مورد استناد واقع شده اند. روشن نیست که چگونه در روند دادرسی و صدور این حکم، عملی مشخص مشمول دو عنوان مجرمانه قرار گرفته است.

از این رو ما امضاء کنندگان این بیانیه، حکم 5 سال حبس تعزیری را برای هانا عبدی غیرمنصفانه و با معیارهای قانونی و قضایی منطبق نمی دانیم و انتظار داریم که این حکم هرچه سریعتر نقض و پرونده ه