امسال هم از چند هفته پیش این کشمکش باردیگر با صدور بخشنامه های متنوع و اسلامی آغاز گردیده است. بنا به دستور قرار است که پزشکان از معالجه و پذیرش زنان بدحجاب خودداری نمایند. در کنار این طرح حجاب ملی هم در دستور قرار گرفته است. طرح حجاب ملی که چند سال پیش بنام پوشش ملی به میدان آمد عملا شکست خورد و کسی توجهی به آن ننمود. اکنون باردیگر این طرح قرار است بطور فعال در دستور مقامات مملکتی قرار گیرد.
سوال این است که جمهوری اسلامی چقدر و تا چه حدی میتواند این طرح را پیش ببرد و چگونه بار دیگر جنبش برابری طلب میتواند در مقابل آن خود را سازمان دهد.
مسئله این است که در سالهای گذشته حملات مامورین و خواهران زینب در خیابانها به صحنه های مقاومت مردم و زد و خورد تبدیل گردیده است. تلاش مامورین انتظامی برای دستگیری زنان بدحجاب در بسیاری مواقع با دخالت مردم به ناکامی انجامیده است و عملا این پروژه سرکوب نتوانسته است پیش برود.
امسال فقر و گرانی در ایران بیداد میکند. قیمت مواد غذائی ساعت به ساعت تغییر میکند. دستگیری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب موجی از همبستگی با این دانشجویان را در داخل و خارج ایران به دنبال آورده است. محمود صالحی و کمپین دفاع از وی به کمپین جهانی علیه جمهوری اسلامی تبدیل گردیده و اسانلو و شيث امانى هنوز در زندان هستند. فعالین حقوق زنان به زندان محکوم شده اند و از سرنوشت تعدادی از آنها خبری نیست. این اوضاعی است که جمهوری اسلامی را در شرایط دیگری قرار داده است. شرایطی که دیگر زمین بازی را از وی میگیرد. برای تغییر توازن قوا به نفع جنبش برابری طلب باید از موقعیت کنونی بیشترین استفاده را نمود. باید امسال هم مثل هرسال حمله به زنان بد حجاب را به عرصه مقاومت مردم در مقابل جمهوری اسلامی تبدیل نمود. نباید اجازه داد که حتی یک زن مورد توهین و تهدید قرار بگیرد. آزادی پوشش یک حق انسانی و طبیعی همه است. باید از حقوق انسان برای آزادی دفاع نمود. دفاع از حق پوشش را باید به دفاع از آزادی ایجاد تشکل های کارگری، آزادی بیان و بسیاری خواسته های انسانی دیگر تبدیل نمود. این سیاست هم باید به شکست بیانجامد. یک طرف این مبارزه بسیج یک جنبش بین الملی رادیکال در جهان برعلیه جمهوری اسلامی است





